گفتار دوم: نظریه ایقاع بودن فرزند خواندگی31
گفتارسوم:نظریه عقد بودن فرزند خواندگی37
مبحث دوم : تشریفات قانونی فرزند خواندگی44
گفتار اول: نحوه واگذاری کودک و مرجع صالح44
گفتار دوم: شرایط پذیرندگان51
گفتار سوم: شرایط شخص قابل پذیرش73
فصل سوم78
آثار حقوقی فرزند خواندگی و انحلال آن78
مبحث نخست : تعهدات مالی79
گفتار اول : تعهد به انفاق79
گفتار دوم: اداره اموال قانونی فرزند خوانده87
گفتار سوم: ارث90
مبحث دوم: تعهدات غیرمالی97
گفتار اول: حضانت97
گفتار دوم: ولایت103
گفتار سوم: تسری نام خانوادگی110
گفتار چهارم: محرمیت و حرمت نکاح113
گفتار پنجم: اقامتگاه119
مبحث سوم: ضمانت اجرایی نقض تعهدات121
گفتار اول: ضمانت اجرایی نقض تعهدات مالی121
گفتار دوم:ضمانت اجرایی نقض تعهدات غیر مالی125
مبحث چهارم: بطلان و فسخ رابطه سرپرستی129
گفتار اول: بطلان فرزندخواندگی129
گفتار دوم : فسخ فرزند خواندگی131
نتایج137
پیشنهادات برخاسته از تحقیق139
پیوست 1142
پیوست 2146
منابع157
چکیده
فرزند خواندگی یا تبنی آن است که کسی، فرد دیگری را که فرزند طبیعی او نیست، به فرزندی بپذیرد. در ایران به دلیل وجود اهمیت مذهب و نگهداری یتیمان در خانه‌ها با افزایش جمعیت و تحولات اجتماعی و فرهنگی و بالا رفتن آمار کودکان بی سرپرست، نیاز به وجود قانون در این زمینه احساس شد. در نتیجه قانونی تحت عنوان حمایت از کودکان بی سرپرست در اسفند 1353، به تصویب رسید و تاکنون مورد استفاده قرار می‌گرفته است. به دلیل عدم کارایی قانون مزبور، متخصصان بر آن شدند لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بد سرپرست را تدوین و تقدیم مجلس کنند. در این لایحه که در تاریخ 10/7/1392به تصویب مجلس شورای اسلامی و تایید شورای نگهبان رسید، دامنه واگذاری کودکان گسترده تر شد و شامل نوجوانان نیز شده است و کودکان بد سرپرست را هم تحت شمول خود قرار داده است. همچنین در این لایحه افراد واجد شرایط سرپرستی نیز شامل زن و شوهر دارای فرزند و دختران مجرد نیز شده است. در این تحقیق که شامل 3 فصل می‌باشد، قانون مصوب 1353، با قانون جدید مورد بررسی قرار گرفته است و در فصل اول که شامل کلیات می باشد، پیشینه فرزند خواندگی و مفاهیم مرتبط با آن مورد بررسی واقع شده است. در دو فصل دیگر ماهیت و اثر فرزندخواندگی و تشریفات قانونی آن در دو قانون حمایت از کودکان بی سرپرست مصوب 1353 و قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بد سرپرست مصوب 1392، مقایسه شده است و این نتایج حاصل شده است که قانون سابق، به دلیل عدم پوشش کافی افراد واجد شرایط، در برخی زمینه ها و به دلیل کهنگی در قسمت‌هایی، فاقد کارایی بوده و نیاز به، به روز شدن احساس می شد تا جوابگوی نیاز روز جامعه کنونی باشد که قانون جدید، این نواقص را نسبتاً برطرف ساخته است. اگرچه در قسمت‌هایی کاستی‌هایی مشاهده می‌شود که امید می‌رفت قانون‌گذار توجه بیشتری را به این قسمت ها، مبذول می‌داشت.
کلمات کلیدی: تحولات تقنینی، فرزند خواندگی، کودک بی سرپرست، کودک بدسرپرست، سرپرستی
مقدمه
کودکان به عنوان یکی از اقشار آسیب پذیر جامعه، همواره مورد توجه بوده‌اند. یکی از دغدغه‌های مهم حقوق‌دانان و جامعه‌شناسان حمایت از آنان و حفظ حقوق ایشان است.
کودکان که سرنوشت فردا جامعه را رقم می‌زنند زمانی می‌توانند افرادی سالم و فعال بوده و در راستای رشد و تعالی جامعه خود قدم بردارند که در خانوادهای سالم رشد یافته باشند. پدیده بی‌سرپرستی در فرهنگ‌ها و مکان‌های مختلف در اثر عوامل متعددی به وجود می‌آید. در برخی جوامع امروزه به علت کم رنگ شدن ارزش و قداست خانواده و ازدواج، کودکانی که حاصل ازدواج نامشروع والدین خود هستند درصد بالایی از کودکان بی‌سرپرست را تشکیل می‌دهند. ولی در کشورهایی نظیر ایران به علت حاکمیت اخلاق و اصول شرعی در زندگی مردم، تعداد بسیار کمی از کودکان بی‌سرپرست را کودکان نامشروع تشکیل می‌دهد و عواملی چون اعتیاد، مرگ و میر والدین در اثر بیماری یا حوادث طبیعی و انسانی، جدایی والدین و… عواملی هستند که علل به وجود آمدن این پدیده را تشکیل می‌دهند.
در ایران به دلیل به وجود جو مذهبی و نگهداری یتیمان در خانه‌ها، با افزایش جمعیت و تحولات اجتماعی و فرهنگی و بالا رفتن آمار کودکان بی سرپرست نیاز به وجود قانون در این زمینه حس شد و در نتیجه قانونی تحت عنوان قانون حمایت از کودکان بی سرپرست در اسفند 1353 به تصویب رسید و تاکنون مورد استفاده قرار می‌گرفته است.
اما با گذشت زمان و با توجه به روند رو به رشد جمعیت کودکان بی سرپرست و بد سرپرست به دلیل افزایش جرایم و تغییر نحوه زندگی و ضرورت بازنگری قانون فعلی، با توجه به افزایش تعداد این کودکان، تقویت برنامه خانواده‌ها احساس شد و دولت‌مردان و صاحب نظران به لزوم ایجاد یک نهاد تخصصی‌تر برای حمایت از این دسته کودکان ضمن تسریع در رفع موانع قانونی فرزند خواندگی که می‌تواند سرنوشت بسیاری از این کودکان را تغییر دهد، کوشیدند.
لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بد سرپرست، تدوین، و تقدیم مجلس شد. در این لایحه همانطور که از نامش پیداست دامنه واگذاری کودکان گسترده‌تر شده و شامل نوجوانان نیز شده است و کودکان بد سرپرست را هم تحت شمول خود قرار داده است.
اگرچه در این قانون جدید کاستی‌هایی هم مشاهده می‌شود، ولیکن نسبت به قانون سابق وضعیت این کودکان رو به بهبود است، با امید به گشودن اندک روزنی برای تابیدن نگرشی تازه بر فرزند خواندگی و کاهش نقصان آن.

در این تحقیق که شامل 3 فصل می باشد، در فصل اول به بیان کلیات وپیشینه فرزندخواندگی پرداخته شده و در فصل دوم، ماهیت و تشریفات قانونی فرزند خواندگی در 2 قانون حمایت از کودکان بدون سرپرست و قانون جدید فرزندخواندگی مورد بررسی قرار گرفته است و در فصل سوم به آثار حقوقی و موارد انحلال آن پرداخته و مورد کنکاش قرار گرفته است. همچنین در این تحقیق کاستی‌های قانون جدید و قانون سابق در مواردی مورد نقد قرار گرفته است و به نقاط قوت آن نیز اشاره شده است. در پایان پیشنهاداتی نیز ارائه شده است.
بیان مسئله
امروزه سرپرستی از کودکان یتیم و بدون سرپرست از نظر اجتماعی فوائد بسیار زیادی دارد و اصل قضیه قابل انکار نیست، زیرا کودکان یتیم و بی سرپرست کانونی برای رشد می‌خواهند و نباید در جامعه رها شوند.
اگر برای این کودکان که فاقد سرپرست هستند سرپرستی تعیین نشود و از تربیت صحیح محروم باشند، پس از رسیدن به سن نوجوانی معضلات زیادی ایجاد خواهد کرد. در حالی که با تعیین سرپرست، ضمن اینکه از بار مسئولیت دولت کاسته می شود و خانواده هایی که از داشتن فرزند محرومند، چراغی برای زندگی یکنواخت و خسته کننده خود می یابند.
در ایران با وجود سابقه پذیرش این نهاد در ادوار تاریخی گذشته، با نفوذ اسلام منسوخ گردید، ولی به علت فوائد فردی و اجتماعی و نیاز مبرم جامعه و حمایت از اطفال بدون سرپرست، تحت عنوان سرپرستی اطفال بدون سرپرست، با آثار حقوقی مشخص احیا گردید.
البته در قانون مدنی ایران، فرزندخواندگی وجود نداشت، ولی از آنجا که سرپرستی از یتیمان و کودکان بی‌سرپرست به شدت توصیه شده و بسیاری از خانواده‌ها با اشتیاق سرپرستی کودکان درمانده را می پذیرفتند، ولی این تعهد اخلاقی بود و جنبه الزام نداشت، لذا قانون حمایت از کودکان بدون سرپرست مورخ 29/12/53 تصویب شد. این قانون نخستین گام در منظم ساختن روابط اخلاقی این کودکان با خانواده‌ها بود.
در ایران نهاد فرزند خواندگی و سرپرستی از مقوله‌هایی است که مهجور مانده است، فقط استادانی انگشت شمار در پاره‌ای از مباحث به آن پرداخته‌اند، در این دوره از زمان با فزونی فرزندان بدون سرپرست و ازدیاد درخواست برای سرپرستی این اطفال، این نیاز بیش از هر زمان دیگر حس می‌شود و جای خالی آن خود نمایی می نماید.
با توجه به اینکه بیش از 39 سال از تاریخ تصویب قانون حمایت از کودکان بی سرپرست مصوب 53 می‌گذرد و بررسی‌های انجام شده و مشکلاتی که سازمان بهزیستی کشور با آن روبرو بود مبین آن بود که، قانون مذکور پاسخگوی نیازهای روز جامعه اسلامی نبوده و نیاز به انطباق و نوآوری در آن کاملاً مشهود و محسوس بود پس ضرورت داشت که قانون یاد شده به نحوی اصلاح شود تا با رفع محدودیت‌های موجود از یک سو، با گسترش دامنه شمول سپردن کودکان واجد شرایط به خانواده‌های دارای شرایط مقتضی به تصویب شیوه مراقبت در خانواده‌های جایگزین کمک نموده و از سویی دیگر ضمن پاسخگویی به نیازهای متقاضی فرزندخواندگی تا حد امکان سلامت جسمی، اخلاقی، روحی کودکان یادشده، تأمین و تضمین گردد.
مطابق قانون سابق، تاکنون تنها کودکان بی سرپرست شرایط واگذاری داشتند که این تنها 15 درصد کودکان بهزیستی را تشکیل می دهد، لایحه حمایت ازکودکان بی سرپرست و بدسرپرست، با هدف اصلاح قانون حمایت از کودکان بی سرپرست مصوب 1353، گسترش دامنه شمول سپردن، ارائه شد. با تصویب این لایحه شرایط واگذاری 50 درصد کودکان فراهم شد و متقاضیان سرپرستی با سهولت و سرعت بیشتری می‌توانند از دادگاه حکم سرپرستی اخذ نمایند.
اهداف تحقیق
هدف از انتخاب این موضوع، خلأ پژوهشی شدید درباره این تحولات در زمینه فرزندخواندگی بوده است. در این راستا، مسائل و سوالات بسیاری از بدو پیدایش فرزندخوانده از پذیرش و شیوه آن ماهیت و تشریفات قانونی آن مطرح است، که باید پاسخ داده شود. لذا در این مسئله مهم و مبتلابه، قانون گذاری امروز نیازمند پژوهش و نوشتاری است که بتواند با مقایسه و بررسی این تحولات، به سوالات مطرح شده پاسخ دهد. وبه این نکته دست یابد که، آیا قانون جدید حمایت از کودکان بی سرپرست و بدسرپرست خواهد توانست، مشکلات ناشی از خلا قانونی موجود، از قانون قدیم را حل نماید؟ تا در پایان تحقیق با دست یافتن به راهکارهای جدید و ارائه پیشنهاداتی در جهت کارامدی بیشتر قانون، در راستای تسهیل شرایط واگذاری کودکان بی سرپرست قدم ناچیزی برداشته باشم.
اهدافی که از این تحقیق متصوراست شامل مواردزیر می باشد:
-بررسی اثار حقوقی ناشی از تحولات قانونگذاری در فرزندخواندگی
-بررسی راهکارهای ارائه شده وابعاد کاربردی قانون جدید در باب فرزندخواندگی
-بررسی وضعیت چالشهای موجود در رابطه با پذیرش و مراقبت از کودکان در خانواده های جایگزین
سوالات تحقیق
1- تحولات تقنینی مربوط به فرزندخواندگی چه تاثیری بر روند واگذاری کودکان بی سرپرست خواهد داشت؟
2-مسئولیت سرپرستی و نگهداری این کودکان به عهده چه شخص یا اشخاصی است؟
3-ماهیت حقوقی سرپرستی به نحو فرزند خواندگی عقد است یا ایقاع؟ اگر عقد است چه نوع عقدی است؟
4- اگر شخصی کودکی را به عنوان فرزند انتخاب نموده و نگهداری و سرپرستی آن را بر عهده گرفته آیا تعهدی بر عهده او ایجاد خواهد شد؟
فرضیات تحقیق
1- تحولات قانون گذاری در زمینه واگذاری کودکان بی سرپرست و بدسرپرست با تصویب قانون جدید گامی رو به رشد در جهت بهبود وضعیت کودکان بی سرپرست خواهد بود.و به تسریع واگذاری کمک شایانی خواهد کرد.
2-مسئولیت سرپرستی کودکان در اسلام و قانون به ترتیب بر عهده ولی خاص (پدر،جد پدری،وصی)در صورت فقدان آنان ،ولی عام (حاکم شرع)ودر صورت نبودن آن، متقاضی واجد شرایط فرزند پذیری در صورت دارا بودن سرپرستی،پس از انعقاد قرارداد می تواند سرپرست باشد.
3-فرزندخواندگی یک نوع عقد است از نوع جائز، که بین سرپرست و سازمان بهزیستی منعقد می شود و نوعی عقد با نام از نوع مسامحی وتشریفاتی است.
4-اگر شخصی کودکی را به عنوان فرزندخوانده انتخاب نمود ،طبق ماده 7قانون مسئولیت مدنی به عنوان سرپرست و نگهدارنده نسبت به اعمال فرزندخوانده مسئول است.
روش انجام تحقیق
روش انجام تحقیق،توصیفی- تحلیلی است.
کاربردی که از این تحقیق متصور است
امید است تحقیق حاضر در جهت رفع ابهامات و کمبود قوانین فعلی در زمینه فرزندخواندگی مفید واقع شود و همچنین به عنوان منبعی برای مطالعه پژوهشگران در زمینه حقوق کودکان بی سرپرست و بدسرپرست ،کارگشا بوده وهمچنین در زمینه قانون گذاری برای این کودکان مفید واقع شود.
پیشینه تحقیق
تاکنون در رابطه با تحولات تقنینی مربوط به فرزند خواندگی تحقیق رسمی و جامع صورت نگرفته است. وجود چند پایان نامه با عنوان های “بررسی فقهی و حقوقی فرزندخواندگی” و “فرزندخواندگی در حقوق ایران و فرانسه” ومقالاتی از دکتر امامی در باب “وضع فرزندخواندگی در حقوق فعلی ایران” و “وضعیت حقوقی فرزندخواندگی در ایران” می توان اشاره کرد.
همچنین آقای دکتر کاتوزیان در حقوق خانواده و دکتر امامی و صفایی در مختصر حقوق خانواده اجمالا به بحث فرزندخواندگی پرداخته اند.
اما با این همه مسائل و مشکلات بسیار زیادی در زمینه فرزندخواندگی و قوانین آن وجود دارد که این اثر در صدد بیان و مقایسه قانون سابق فرزندخواندگی وقانون جدید ارایه شده، می باشد.
امید است گامی کوچک در جهت کاستن نواقص قانونی بردارم.
فصـل اول
کلیـات، مفاهیـم و پیشینـه فرزنـدخوانـدگی
مبحث نخست:کلیات ومفاهیم مرتبط
پیش از شروع بحث فرزندخواندگی وآثار حقوقی آن، لازم است که، به منظور روشن شدن بیشتر موضوع،مفاهیم و اصطلاحات بحث، و واژگان مرتبط به بحث فرزندخواندگی تعریف گردد.
گفتار اول: کلیات
سنت دیرینه فرزند خواندگی پیشینه ای پر ماجرا دارد، تاریخ و افسانه از روزگاری به عصر رومولوس و روموس دو برادری که بر پایه اسطوره ها شهر روم را پایه گذاری کردند، نام بسیاری از فرزندخوانده های مشهور را ثبت کرده است.1
فرزندخواندگی به طور کلی روند پیچیده و حساس است و حقایق اساسی بسیاری را درباره پدر ومادرشدن مطرح می کند. پذیرش کودکی در خانواده، تعهد به فراهم کردن زمینه های لازم برای خوشبختی، آسایش و آرامش و رشد ذهنی و عاطفی وی است. به دیگر سخن پذیرش کودکی به فرزندخواندگی به منزله پذیرش مسئولیت برای زندگی وی به ویژه روند سازگاری کودک با ساختار خانواده است.2
بدون تردید فرزندخواندگی از نظر اجتماعی و فردی دارای مصالح وفوائد چشمگیر است، که می توان به پاره ای از آن اشاره کرد:
1-کودکان یتیم و بی پناه کانونی برای رشد می یابند و از میزان وظایف مالی و غیر مالی دولت تا حدودی کاسته می شود.
2-خانواده هایی که از داشتن فرزند محروم مانده اند، چراغی برای گرم کردن زندگی یکنواخت و خسته کننده خود پیدا می کنند و در این راه هدفی مشروع و انسانی می یابند و آنان که نخواسته یا نتوانسته اند خانواده تشکیل دهند از غم تنهایی و پوچی رها می شوند و بخشی از کمبودها و نیازهای روانی را جبران می کنند.
اما این فواید نباید قانون گذار را از اشاعه فرزندخواندگی به هر طریقی و به هرنوعی غافل و به سادگی انجام پذیر داند، زیرا واگذاری فرزند به دیگری و پذیرفتن کودکان، اگر به راحتی امکان پذیر گردد، نظام خانواده و جایگاه آن اسیب می بیند و ممکن است احساس شود برای داشتن فرزند نیازی به تشکیل خانواده نیست.
در حقوق ایران به تبعیت از فقه اسلامی، فرزندخواندگی به رسمیت شناخته نشده است، البته در میان مسلمانان ایرانی علی الاصول با وجود نداشتن قانونی برای فرزندخواندگی، به رسمیت شناخته نشدن این نهاد در حقوق ایران، یتیمان در خانواده ها توسط افراد خیر، سرپرستی می شدند و نگهداری از کودکان بی سرپرست به عنوان کار خیر و عملی خدا پسندانه تلقی می شد.
تا سال 1353،قانون مشخصی در این زمینه وجود نداشت و تحولات اجتماعی، ازدیاد جمعیت و حوادث طبیعی چون سیل و زلزله، سبب افزایش کودکان سرراهی یا بی سرپرست شد و نیاز به حمایت قانون مند از کودکان و سروسامان دادن به وضعیت ِآنان باعث شد تا با وجود موانع و مشکلات شرعی، قانونی برای حمایت از کودکان بی سرپرست تدوین و در اسفند1353 به تصویب رسید و البته چون این قانون تنها در این زمینه می باشد، طبیعتا در عمل نواقض و مشکلات در بر دارد، که مورد توجه حقوق دانان قرار گرفت، و برای رفع این نواقض لایحه حمایت از کودکان ونوجوانان بی سرپرست و بدسرپرست، تنظیم و تقدیم مجلس شد،وپس از طی مراحل پرفراز ونشیب ورفت و برگشتهای متوالی و اصلاحات بسیار، سرانجام در تاریخ 10/7/1392، به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. در این تحقیق سعی می شود، تا تحولات تقنینی در این باب مورد بررسی قرار گیرد.
گفتار دوم:مفهوم کودکی و الفاظ مشابه (صبی، ولد، صغیر، طفل)
کلمه کودک در زبان و ادبیات فارسی، با کلماتی مانند کوچک و صغیر، دختر یا پسر، که به حد بلوغ شرعی نرسیده باشند، طفل، بچه یا نوجوان مترادف می باشد.
در قران کریم و کتب فقهی و روایی کلماتی مانند طفل ،صبی، صغیرو… معادل با کودک می باشد.
در کتب فقهی برای خروج از سن کودکی و رسیدن به بزرگسالی، معیارها و علایمی ذکر شده است که، تا وقتی که این علائم و معیارها حاصل نشده باشد، شخص کودک محسوب می شود.
فرزند در لغت فارسی به معنای ولد و نسل است. ولد در لغت عرب به هر حیوانی که بر وضع حمل پدید آمده باشد خواه از ذکور باشد، خواه از اناث، گویند و بر تثنیه و جمع هم صدق می کند.
کودک یا صغیر به کسی گفته می شود که به حد بلوغ نرسیده باشد یا حداقل در نزدیکی های شرایط بلوغ باشد.1
واژه های دیگری نیز در این مفهوم استعمال شده است، مانند طفل، صبی، ولدوصغیر.
طفل: طفل یا نوزاد که مترادف با کودک نابالغ است که، جمع آن اطفال است.2
صبی: در قران کریم به کار رفته، “قالو کیف تکلم من کان فی المهد صبیا” واژه صبی مترادف اطفال استعمال می شود.3
3
از مواردی که برای کودک کلمه صغیر به کار رفته باب حجر از کتب فقهی است.
“اما الصغیر: فمحجورعلیه مالم یحصل له وصفان :البلوغ و الرشد”
کلمه ولد نیز در روایات مترادف با کودک به کار رفته است از جمله اینکه پیامبر می فرماید: “حق الولد علی الولدان یحسن اسمه و یحسن ادبه” و در قران نیز ولد به معنای کودک به کار برده شده است.4
“….الوالدات یرضعن اولادهن حولین کاملین…”(سوره بقره آیه 232)
دکتر کاتوزیان در توضیح ولد می نویسد “کلمه اولاد به دو مفهوم عام و خاص به کار می رود، شامل تمام کسانی است که از نسل شخص به طور مستقیم به وجود امده اند، خواه بی واسطه باشد خواه با واسطه”.5
گفتار سوم: مفهوم تبنی و فرزند خواندگی
فرزند خواندگی یا تبنی آن است که کسی، فرد دیگری را که فرزند طبیعی او نیست به فرزندی بپذیرد.
دکتر لنگرودی در تعریف فرزند خواندگی می گوید :”یک عمل حقوقی است که موجب پیدایش رابطه فرزندی صوری بین دو شخص می شود.
یکی را فرزند خواه (adoptant)، دیگری را فرزندخوانده (adopte) و رابطه مزبور را (adoption) یا فرزند خواندگی می نامند.6
در زبان عربی واژه “تبنی” را نیز معادل فرزند خواندگی آورده اند.
واژه تبنی از “ابن” اتخاذ شده و معنای دقیق آن “پسرگرفتن” است و با پیشینه تاریخی این نهاد در میان اعراب کاملا تناسب دارد.7
اما در اصطلاح، فرزندخواندگی یک نهاد حقوقی است که بر اشکال مختلف می باشد: فرزندخواندگی کامل و ساده. فرزندخواندگی کامل (plenary adoption) نهادی است که در این نهاد میان فرزندخوانده از جهت حضانت، تربیت ولایت، حرمت نکاح وتوارث و استفاده از نام خانوادگی پذیرنده کودک با فرزند واقعی تفاوتی وجود ندارد و رابطه فرزند خوانده کامل با خانواده اصلی وی قطع می شود.
فرزندخواندگی ساده:( simple adoption) فقط از برخی از مزایای فرزند واقعی بهره مند می شود این نوع فرزندخواندگی قابل فسخ است. رابطه کودک با خانواده اصلی وی قطع نمی شود.3
8
انواع دیگری از فرزند پذیری نیز وجود دارد که با توجه به روش فرزند پذیری و شرایط فرزندخواندگی ،والدین زیستی و همچون اشخاص فرزندپذیر ،می توان فرزندپذیری را به انواع مختلف تقسیم نمود:
1.فرزندپذیری موسسه ای:(institutiaonal adoption)این نوع فرزند پذیری از طریق موسسات انجام می شود به این صورت که کودکانی که والدینشان انها را به این موسسه سپرده اند و یا به هر دلیلی بی سرپرست مانده اند و به این موسسات منتقل شده اند به متقاضیان فرزندپذیر داده می شوند و در بیشتر موارد والدین زیستی و والدین فرزند پذیر ارتباط برقرار کرده تا بین آنها اطلاعات لازم مبادله شود در ایران بیشتر موارد فرزندپذیری به این شیوه است و از طریق سازمان بهزیستی صورت می پذیرد.با این تفاوت که والدین واقعی کودک را به سازمان بهزیستی واگذار نمی کند بلکه این نوع واگذاری از طریق مراجع قضایی عملی می شود. البته درصد بسیار کمی از فرزندپذیرها در ایران به صورت غیر رسمی به صورت شفاف(open adoption)و مستقل (independent adoption)نیز انجام می شود.
2.فرزندپذیری موسسه ای؛کودکان با نیاز خاص:این شیوه مخصوص کودکانی است که دارای شرایط ویژه هستند .مثل کودکان عقب مانده ذهنی،و یا معلول یا کودکان دارای اختلالات عاطفی.
3.فرزندپذیری مستقل:(independent adoption)این نوع فرزند پذیری که به نوعی فرزندپذیری خصوصی می باشد،به مواردی اطلاق می شودکه،در آن والدین زیستی و فرزندپذیر به طور مستقیم کودک را مبادله می کنند که البته در بیشتر مواقع این کار در ازای دریافت مبلغ زیادی پول انجام می شود در بیشتر ایالات امریکا این کار قانونی است، و حتی درج آگهی در روزنامه واینترنت برای این امر مجاز می باشد. این همان خرید و فروش کودک می باشد که البته در کشور ما بر اساس قانون حمایت از کودکان و نوجوانان ممنوع بوده و انجام آن پیگرد قانونی دارد. البته همانطور که گفته شد به صورت غیر قانونی،مواردی اتفاق می افتد که ،فرزند پذیری در غالب این نوع معاملات نیز انجام می شود.کودکی با نژادی متفاوت را به فرزندی بپذیرند.مثلا والدین سفیدپوست کودکانی سیاه پوست را قبول می کنند،البته در بیشتر موارد خلاف این مورد اتفاق می افتد.
4.فرزندپذیری بین المللیinternational adoption):) در این روش فرزندخوانده و فرزندپذیر از دو کشور متفاوت هستند و کودک از یک کشور ،به عنوان فرزندخوانده به کشور دیگر انتقال داده می شود. معمولا در این شیوه، هردو ازیک نژاد هستند،ولی با ملیتی متفاوت.
5.فرزندپذیری پیش از تولد:( (prenatal adoptionبرخی براین عقیده اند که، فرزنددار شدن، ازطریق فناوری های جدید مثل تلقیح مصنوعی، با روش های مختلف فناوری کمکی تولیدمثل، یا تلقیح از طریق شخص ثالث، نیز به نوعی فرزندپذیری محسوب می شود.9
از دیدگاه حقوقی، فرزندخواندگی عبارت است از واگذاری سرپرستی کودکان بی سرپرست تحت سرپرستی و نظارت سازمان مربوط به خانواده های متقاضی که واجد شرایط قانون جاری حمایت از کودکان بی سرپرست می باشد.10
در آیین نامه اجرایی فرزندخواندگی سازمان بهزیستی در سال 1385 در تعریف فرزندخواندگی آمده است: “فرزندخواندگی به فرایندی اطلاق می شود، که در آن یک فرد از سوی یک زن و شوهر که والدین بیولوژیک او نیستند، ولی قانونا والدین او شمرده می شوند در خانواده ای پذیرفته می شود.
با توجه به این مباحث می‌توان فرزندخواندگی را شیوه‌ای از مراقبت از کودکان معرفی نمود، که در آن رابطه والد-فرزندی به شیوه‌ای قانونی “عاطفی-اجتماعی” بین افراد برقرار می‌شود که هیچ رابطه‌ای به واسطه تولد با یکدیگر ندارند”.11

گفتار چهارم: مفهوم کودک بی سرپرست و بد سرپرست

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

کودکان بی سرپرست، به کودکانی گفته می شود که، بنا به دلایلی، به طور موقت یا دائم، از سرپرستی مناسب و با صلاحیت محروم گردیدند. مانند کودکان رها شده در معابر عمومی و زیارتگاه‌ها، یا کودکانی که بر اثر بلایای طبیعی مانند زلزله، سیل و یا سوانح انسانی، مانند تصادف یا بیماری و مرگ والدین، از کانون گرم خانواده محروم شده اند، و دیگران سرپرستی آنها را بر عهده می‌گیرند. اصطلاحاً به این کودکان، کودکان بی سرپرست، یا فرزندان سرراهی، رهی یا لقیط می‌گویند.
کودکان بد سرپرست، به کودکانی گفته می‌شود که سایه والدین را روی سرشان احساس می‌کنند، ولی این والدین صلاحیت نگهداری از آنها را ندارند. در طرح تسهیل واگذاری کودکان و فراهم کردن زمینه برای نگهداری آنها در میان خانواده‌ها، با اجرایی شدن این طرح،80 درصد کودکانی که طبق قانون سابق، شامل فرزندخواندگی نمی‌شدند، می‌توانند به جای مراکز بهزیستی، طعم زندگی را در جمع خانواده‌ای سالم بچشند. چرا که فقط 20 درصد کودکان تحت سرپرستی بهزیستی، فاقد پدر و مادر هستند. اکثر پدر و مادر آنها از هم جدا شده یا صلاحیت نگهداری را نداشته‌اند و برخی از آنها به دلیل زندانی بودن والدین، به بهزیستی سپرده شده‌اند. در بازنگری قانون جدید قید شده است که، اگر یکی از این سه نفر، یعنی پدر، مادر و جد پدری هم در قید حیات باشند، ولی صلاحیت نگهداری فرزند را نداشته باشند، حق واگذاری به خانواده متقاضی، وجود دارد.
5/14درصد از والدین بی صلاحیت، گرفتار در دام اعتیادند، 5/13درصدشان پدرومادرهایی هستند که از یکدیگر جدا شده‌اند و هیچ کدام مسئولیتی در قبال فرزند خود بر عهده نمی‌گیرد. 16درصد هم، والدین در زندان هستند که در نهایت قادر به تأمین هزینه و اداره زندگی فرزندانشان نیستند.
مبحث دوم: تاریخچه فرزندخواندگی
در بحث فرزندخواندگی بررسی تاریخچه آن لازم است، بررسی پیشینه فرزندخواندگی و آگاهی از روند آن، در ایران باستان و اسلام و سایر ملل در این تحقیق، در سه گفتار مجزا، مورد بحث قرار خواهد گرفت.
گفتار اول: فرزندخواندگی در ایران باستان
در ایران باستان قبل از حمله اعراب و پیش از استقرار دولت اسلامی، دین اکثریت ایرانیان، دین زرتشت بود و فرزندخواندگی با اعتقادات مذهبی و حتی قبول کودک به فرزندی جزء وظایف دینی و اخلاقی محسوب می‌شد. در میان زرتشتیان فرزند از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود، به طوری که افراد بی‌فرزند وارد بهشت نمی‌شدند، زیرا فرزند پل به بهشت محسوب می‌شد، بنابراین افراد بی‌اولاد برای رفع این نقیضه و ورود به بهشت فرزندخوانده می‌گرفتند تا به این وسیله خانواده و آیین نیاکان خود را بر جای گذارند و به بهشت وارد شوند.
فرزندخواندگان به سه دسته تقسیم می شدند:
1-فرزندخوانده موجود که به خودی خود فرزندخوانده محسوب می شد، همچون زن ممتازه12 و دختره منحصر به فرد. همچنین اگر متوفی پسر بالغ یا برادر نداشت دختر یا زن ممتازه او خود به خود فرزندخوانده محسوب می شدند.
2-فرزندخوانده‌ای که پدر در زمان حیات خویش تعیین می نمود تا پس از مرگش وظایف فرزندخوانده را انجام دهد.
3-فرزندخوانده‌ای که پس از مرگ از میان اقوام نزدیک تعیین می شد، که به ترتیب اولویت عبارت بود از الف: خواهر بالغ متوفی، به شرطی که فرزندخوانده ی خانواده دیگری نباشد. ب: دختر برادر متوفی ج: پسر برادر متوفی.13
در ایران باستان داشتن فرزند بیشتر، به معنای ازدیاد نیروی دفاعی و تکثیر جمعیت و قوی شدن نیروی اقتصادی محسوب می شد. بنابراین، روسای قبایل به منظور تشویق مردم به افراد کثیراولاد صله می دادند. با وجود این اهمیت فوق العاده برای فرزند، کسانی که فرزند نداشتند، از نظر اجتماعی دچار نوعی نقض و عیب بودند، که برای جبران آن فرزندخوانده می گرفتند. مذهب زرتشت این عقیده را ترویج نمود و داشتن فرزند پسر جنبه مذهبی داشت و جز سنت مذهبی زرتشتیان بود، فرزندان بعد از فوت پدر وظیفه ادا مراسم مذهبی را برعهده می گرفتند و کسی که فرزند نداشت برای محروم نماندن از مراسم فرزندخوانده ای را جانشین فرزند خود می کرد تا مراسم را انجام دهد و اگر کسی بدون اینکه فرزندخوانده تعیین کند از دنیا می رفت، وارثانش برای او فرزندخوانده می گرفتند، کسی که فرزندخوانده محسوب می شد در ردیف فرزندان واقعی متوفی بوده و از او ارث می برد.
بنابراین روسای قبایل به منظور تشویق مردم به افراد کثیرالاولاد صله می دادند. با وجود این اهمیت فوق العاده برای فرزند، کسانی که فرزند نداشتند، از نظر اجتماعی دچار نوعی نقص و عیب بودند که برای جبران آن فرزندخوانده می گرفتند. آیین فرزندخواندگی هنوز هم در میان اقلیت زرتشتی ایران مرسوم است و کسانی که دارای فرزند نمی باشند، می توانند کسی را از جامعه زرتشتی به عنوان فرزندخوانده بپذیرند.

از آنجایی که یکی از اصول مهم زرتشتیان در ایران باستان، اصل فرزندخواندگی بود، بنابر کتاب مادگان، نه فقط پسر بلکه دختر نیز به وسیله شخص بی فرزند، به فرزندخواندگی پذیرفته می شده است. در دادستان دینی نیز چنین مطلبی یاداور شده است. برابر نوشته های این کتاب منظور از قبول فرزندخواندگی،بیشتر برای حفظ واداره اموال شخص پس از مرگ او می باشد.
برابر نوشته دادستان دینی، فرزندخواندگی بر سه نوع بوده است،از روایات فارسی چنین دریافت می شود که،فرزندخوانده نخست از میان خویشان پدری وسپس از میان خویشان مادری و آنگاه از میان خویشان نزدیک برگزیده می شد.آمده است، حتی کسانیکه دارای فرزند هم باشند می توانند، فرزند دیگری را به فرزندی بپذیرند.14
بعداز این که اسلام، دین رسمی ایرانیان گشت و دستورات اسلام، مبنای زندگی فردی و اجتماعی مردمان ایران شد، طبعا فرزندخواندگی آنچنان که در دین زرتشت بود منسوخ گردید، ولی اطفال بی سرپرست به صورت درون خانواده ای در میان اقوام نگهداری و سرپرستی می شدند.15
گفتار دوم: فرزندخواندگی در اسلام
قبل از ظهور اسلام، فرزندخواندگی در میان قبایل عرب شبه جزیره عربستان به دلیل موقعیت مکانی و زمانی و آداب آن دوره بسیار مرسوم بوده است، زیرا اعراب بدوی به دلیل زندگی طاقت فرسای چادر نشینی در صحرای خشک و سوزان، زندگی مناسبی نداشته و همواره در حال جنگ، قتل و غارت و هجوم به سایر قبایل و کاروانها بودند.


دیدگاهتان را بنویسید