نگارش: هاني معلمي
تابستان 1392
ج
تقديم به:
منجي عالم بشريت حضرت مهدي موعود (عج)
د
تقدير و تشکر
تقدير و تشکر
الحمدالله الذي هدانا لهذا و ماکنا لشهدي لولا ان هدانا الله “اعراف 43”
سپاس و ستايش پروردگاري که چگونه انديشيدن را به ما آموخت و در عرصه‌هاي مختلف زندگي بويژه تحصيل علم و دانش از الطاف بيکرانش برخوردارمان کرد از اساتيد محترم و بزرگوار دانشگاه بويژه از استاد گرانقدر جناب آقاي جناب آقاي دكتر محمد قرباني استاد راهنما و جناب مستطاب آيت الله زين العابدين قرباني استاد مشاور اساتيد داور و همه دوستان ارجمند که با راهنمايي‌هاي ارزشمند و دقيق خود در اين مسير مرا در تحقيق و تأليف اين مجموعه ياري نمودند کمال تشکر را دارم و اميدوارم در مراحل بعدي فراگيري علم و دانش از راهنمايي‌هاي اساتيد عزيز بهره‌مند گردم .
هـ
فهرست مطالب
عنوان صفحه
تقدير و تشکر
چکيده
مقدمه
فصل اول:کليات تحقيق
1-1-بيان مساله
1-2-پيشينه تحقيق
1-3-ضرورت واهداف تحقيق
1-4-فرضيه ها
1-5-ساختار ومحدوده تحقيق
فصل دوم:اصطلاحات ومفاهيم ومباحث عام
2-1-بخش اول
2-1-1- حجاب درلغت
2-1-2- حجاب در اصطلاح
2-1-3- عفاف در لغت
2-1-4-عفاف در اصطلاح
و
2-2-بخش دوم
2-2-1- اثرات حجاب
2-2-2- فوايد حجاب
2-2-3- انواع حجاب قرآني
2-2-4- ابعاد حجاب
3-3-بخش سوم
2-3-1- حجاب درگفتار
2-3-2- حجاب رفتاري
2-3-3- حجاب وعفت
2-3-4-مفهوم وابعاد حجاب درقرآن
2-3-5-هدف وفلسفه حجاب
2-3-6-حجاب چشم
2-4-بخش چهارم
2-4-1- توجه به رابطه پوشش وفرهنگ ديني
2-4-2- آثار ووفائد رعايت حجاب وپوشش ديني
2-4-3- بررسي فرهنگ حجاب وعفاف در غرب
2-4-4- زن محجبه در غرب
2-4-5- حجاب زن مسيحي
ح
2-4-6- افزايش گرايش زنان به اسلام وحجاب در غرب
2-4-7- گسترش حجاب در دانشگاههاي غربي
2-4-8- طرح قانون ممنوعيت حجاب در آمريکا
2-4-9- اسلام حراسي ومقابله با حجاب
2-4-10-مسئله حجاب درزمان حکومت رسول خدا(ص)
فصل سوم:مستندات حجاب
3-1-بخش اول: آيات
3-1-1- حجاب درقرآن
3-1-2-تاريخ نزول احزاب ونور
3-1-3-تفسير آيه حجاب
3-2-بخش دوم : روايات
3-2-1-حجاب در روايات
3-2-2-زمان برقراري حجاب ميان اسلام وايران وروم
3-2-3-شواهد در تعارض حجاب
3-2-4-روايات درباره اهميت حجاب در نظر فاطمه الزهرا(س)
3-2–5-توجه به حجاب با رويکرد عقلايي وعلمي
فصل چهارم : حجاب از نظر علماء و دانشوران حقوق ايران
4-1-بخش اول :حجاب از ديدگاه دانشوران ، فقها
ز
4-1-1- حجاب وعفاف از منظر فقهي
4-1-2- تعريف مفاهيم حجاب شرعي
4-1-3- حجاب از منظر حقوقي
4-1-4- حجاب در حقوق بين الملل
4-1-5- قلمرو حجاب
4-1-6- فتواي فقهاء درباره حجاب
4-1-7-حجاب از ديدگاه مراجع تقليد
4-2-بخش دوم : حجاب در حقوق ايران
4-2-1- ارکان جرم قانوني بي حجابي
4-2-2-رکن مادي
4-2-3-رکن معنوي
4-2-4-مراحل جرايم
4-2-5-مرحله تعقيب جرايم
4-2-6-مرحله تحقيق جرايم
4-2-7-مرحله دادرسي جرايم
4-2-8-مرحله اجراي جرايم
فصل پنجم : نتيجه گيري
منابع
ي
چکيده
چکيده
گرايش به پوشش و عفاف يک گرايش فطري در ميان زنان و مردان است. اما ميزان و شکل آن رابطة مستقيمي با اخلاق و فرهنگ جوامع داشته و دارد. احكام‌ اسلام‌ بر اساس‌ جلب‌ مصالح‌ و دفع ‌مفاسد مبتني‌ بر فطرت پاك‌ انسان‌ و عدم‌ ضرر است‌. خالق‌ انسان‌ بهتر از هر نهاد يا منبعي‌ مي‌داند كه‌نياز فطري‌ انسان‌ چيست‌؛ زيرا بدون‌ ترديد اگر پروردگار را تنها علت‌ اصلي‌ پيدايش‌عالم‌ هستي ‌بدانيم‌، به‌ طور قطع‌ علم‌ و عدالت‌ آن‌ ذات ‌بي‌همتا اقتضا دارد كه‌ منبع‌ اصلي‌ قانونگذاري‌ نيز براي‌ رفتار و گفتار شخصي‌ و اجتماعي‌ انسان‌باشد.
تاريخ مكتوب انساني مدني، بر اين واقعيت گواهي مي دهد كه همزمان با آغاز زندگي اجتماعي بشر، در قالب خانواده، خويشاوندان و جامعه، مفاهيم محرم و نامحرم و گونه اي از حريم گيري و محدوديت، به عنوان معيار بايدها و نبايد ها در برقراري روابط جنسي، شكل معاشرت، چگونگي تماس گفتاري و پوشش بدني، مطرح بوده و جلوه حجب، حيا و عفاف او به حساب مي آمده است. يكي از نمادهاي حيا و عفاف، نماد پوشش و لباس، بوده است و پايبندي به آن براي زنان يك كمال به حساب مي آمده است. ولي چهار قرن پيش، در اثر رنسانس در غرب فرهنگ شرم ستيزي و عفت گريزي، طراحي گرديد. با اين تحول، محرم و نامحرم معناي خود را از دست داد، شرم، حيا و عفت همراه با لباس زن فرو ريخت، تمام محدوديتها، در تعامل دو جنس مخالف، از ميان برداشته شد و پوشش اندام مشخص كنندة جنسيت زن، نشانه عقب ماندگي و مخالف حق آزاي او قلمداد گرديد.
از آن جا كه در دهه‌هاي اخير برخي كشورهاي اروپايي محدوديت‌هايي براي پوشش زنان مسلمان وضع نموده‌اند، لذا تبيين حقوق اقليت‌ها در حقوق بين‌الملل ضروري مي‌باشد. اين پايان نامه ضمن اشاره به مفاهيم ، مباني و تاريخچه ي حجاب ، به بررسي اين مقوله از منظر فقهي و حقوقي ( داخلي و بين المللي ) مي پردازد. در نهايت برآيند پايان نامه اين است كه با احراز شرايط در مورد مجرم، عمل بي حجابي، جرم تلقي مي شود و قابل مجازات است و ممنوع دانستن حجاب نقض حقوق بشري افراد و آزادي ديني آنان است و بيشتر ناشي از فشارهاي سياسي و اجتماعي مي‌باشد
كليد واژه :حجاب- عفاف – فقه – حقوق – اقليت‌ها- زکات
مقدمه
مقدمه
بي هيچ شبهه اي حجاب از مسلّمات شريعت و از واجبات قطعي و ضروري آن است ولااقل فقهاي اماميه در اين زمينه ترديدي ندارند . وظيفه پوشش كه اسلام براى زنان مقرر كرده است ‏بدين معنى نيست كه از خانه بيرون نروند. زندانى كردن و حبس زن در اسلام مطرح نيست.پوشش زن در اسلام اين است كه زن در معاشرت خود بامردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه‏گرى و خودنمايى نپردازد.آيات مربوطه همين معني را ذكر مى‏كند و فتواى فقها هم مؤيد همين مطلب است و ما حدود اين پوشش را با استفادهاز قرآن ومنابع سنت ذكر خواهيم كرد.
نشانه بودن “حجاب” براي “عفاف” گريزناپذير است. پوشش، نشان عفاف است. عفت و حيا، خصلتي انساني است كه تاريخ بر نمي تابد و مورد پذيرش تمامي انسانها بوده و هست. و انسانهاي بزرگ و اديان آسماني نيز بدان توصيه كرده اند. در شريعت اسلامي نيز بر آن تأكيد فراوان شده است. همين خصلت انساني يكي از فلسفه هاي اصلي پوشش آدمي بوده است.
حيا و عفاف از ويژگيهاي دروني انسان است و حجاب به شكل و قالب و نوع و چگونگي پوشش بر مي گردد. تفاوت باطن و ظاهر يا روح و جسد و يا گوهر و صدف را مي توان به عنوان تمثيل دراين زمينه به كاربرد.
پوشش اسلامي و حجاب يکي از آموزه‌هاي دين اسلام است که بسياري از زنان مسلمان به عنوان تکليف ديني به آن عمل مي‌کنند.
بر اساس موازين حقوق بشر نيز هر انساني از حق آزادي فکر، وجدان و دين برخوردار است. اين حق شامل اظهار عقيده و ايمان، تعليمات مذهبي و اجراي مراسم ديني به نحو فردي يا جمعي، خصوصي يا عموميخواهد بود (ماده 18 اعلاميه جهاني حقوق بشر).
عليرغم بحث‌هاي فراوان، برخي كشورهاي اروپايي با گذراندن قانون خاص، استفاده از پوشش اسلامي را در مدارس ابتدايي و راهنمايي ممنوع كردند؛ در نتيجه، محدوديت‌هايي براي زنان و دختران مسلمان ايجاد شده است
فصل اول
کليات تحقيق
1-1-بيان مساله
پوشش و حجاب يکي از موضوعات ديني مورد توجه در عصر کنوني در چوامع اسلامي است که چرايي آن از ابعاد مختلف مورد کنکاش و بازخواني قرار مي گيرد ، گاه به لحاظ تاثير آن در امنيت اجتماعي زنان ، گاه از جهت حق يا حکم بودن آن ، گاه در ميزان دخالت حکومت در امر پوشش …و گاه تبيين جايگاه اين امر در چينش قانونگذاري ضروري مي نمايد و ارتباط آن با ساير احکام درعرض و از طرفي رابطه طولي آن با اصول و ضوابط و قواعد و مقاصد کلان شرعي، لازم مي گردد. از طرفي طراحان نظام بين المللي که اهداف و مقاصد شومي را در پشت پرده مقابله با عفاف و عزت ديني دنبال مي کنند و دختران و زنان را در جهت اهداف ابزار گرايانه و سلطه مدارانه خود به سويي سوق مي دهند که در طريق تأمين اصالت لذت و اصالت قدرت و منفعت خود از جايگاه ابزاري برخوردار گردند؛ از اين رو به جاست که در حريم دفاع از ارزشهاي معنوي و برملاسازي دستهاي ناپيداي معاندين تلاشهاي لازم صورت گيرد و ضوابط و معادلات و منطق دين نسبت به اين حکم ارزشگذار روشن گردد.
در اين پايان نامه اهتمام بر آن است که پشتوانه هاي حکم حجاب در سيستم قانونگذاري اسلامي مورد بررسي قرار گيرد و نقش مقاصد کلان شرعي و اصول و قواعد حاکم بر اسلوب قانونگذاري مورد تحليل و بازخواني واقع شود و گستره اصل عفاف درتعاملات اجتماعي و تاثير اين اصل در شيوه تقنين و امر حجاب مورد بررسي قرار گيرد . و سپس ضرورت و جايگاه حکم پوشش با نگاه عقلاني و وحياني در هرم قانونگذاري که در طول اين نوشتار مستندا ارايه مي گردد روشن گردد.
از آن جهت که فصل مقوم و خمير مايه حيات انسان سيرت دروني و روح ” نفخت فيه مِن روحي ” اوست ، لذا صورت بيروني او بايستي به تناسب حقيقت وجوديش سامان پذيرد و جسم و جان، ماده و معنا ، وجود و ماهيت او نيازمند تعامل همسو و به موازنه اي به تناسب حقيقت و طبيعت خود نيازمند است .
حال اين توازن چگونه ميسر است ؟! سوالي است که تاريخ زندگي بشر را پيوسته به خود مشغول داشته ، ليکن قدر متيقن براي اهل بصيرت آن است که بنابر اصل ” تاثير و تاثر سيرت و صورت ” هرچه بطن حيات بشر هدفدارتر و به واقع گرايي نزديکتر باشد متن آن از صفا و طراوت و طهارت و قانونمندي بيشتري برخوردار است .
از طرفي حقيقت دين و بطن شريعت همان تنظيم قوانين براي متن طبيعت است و اصل ” موازنه ميان طريقيت و فطرت و طبيعت ” از اصول مسلم نزد متفکرين علوم ديني است . اينجاست که اصول و مستندات عقلاني پايه هاي استدلال آيات وحياني مي گردد و قواعدي چون ملازمات عقلي در تثبيث حکم شرع بکار گرفته مي شوند و در پس هر حکمي علتي و در پس هر علتي حکمتي و در پس هر حکمتي مصلحت و غايتي و در غايت اينکه قوام دين بر مقاصدي کلان و عالي استوار است که بر اساس آن در نظام جهان بيني توحيدي و بدنه قانونگذاري الهي، نه جاي زيادت در قوانين و احکام است و نه زمينه اي براي حذف و نقصان . لذا بدعت و انحراف، کتمان و التباس ،تحريف و انفکاک همگي مذموم و محکوم به بطلان و گمراهي است .
بر همين اساس اجزاء قانونگذاري اسلامي چونان حلقات زنجيره اي پيوسته و بهم مرتبطند در عين آنکه هر جزء از حکمت و مصلحت و غايت ويژه برخوردار است و به منزله و مجموعه معناداري است که جداسازي يک حکم اختلال در سيستم را بدنبال دارد و اصل وحدت حاکم بر نظام عالم بر شاکله قانونگذاري به صورتي دقيق و معناداري سايه افکنده .وضرورت توجه و تحقق ” إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ …ِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَالأمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ ” 1روشن ميگردد. يعني پروردگاري که گستره هستي از او تحقق يافت و آفرينش تو با ربوبيت او شکل گرفت ، همو قانونگذار شريعت است و خلق و امر به دست اوست .لذا برکات عالم وجودوکمال موجودات بويژه انسان، در سايه يکتايي امر خلقت وحکم شريعت است.
مقاصد شرعي وحجاب ،توطئه هاي جهاني وحجاب
برهمين اساس حکمي چون ستر و حجاب مسبوق به اهداف و غايات و حلقاتي از اصول، چون اصل طهارت ، اصل کرامت ، اصل عفت و …است و هر يک از اين اصول بعنوان مقومات قانونگذاري

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید