سپاسگز
چکيده
هدف کلي در اين تحقيق بررسي تاثير آموزش پيش دبستاني بر يادگيري مهارتهاي رواني – حرکتي و سازگاري اجتماعي دانش آموزان دوره ابتدايي بود.
پژوهش حاضر، يک روش پس رويدادي (علي ـ مقايسه‏اي) بود. پژوهشگر با توجه به متغير وابسته به بررسي علل احتمالي وقوع آن پرداخته است . ابزار سنجش مهارتهاي رواني – حرکتي آزمون لينکلن- ازرتسکي و براي اندازه گيري ميزان رفتارهاي سازگاري اجتماعي کودک از پرسشنامه رفتار سازشي که توسط احمدي در دانشگاه تربيت مدرس ساخته شده استفاده گرديده است. جامعه آماري شامل کليه دانش آموزان كلاسهاي سال اول و دوم و سوم ابتدايي شهرستان خوي مي باشد و حجم نمونه که با تحقيق 320 دختر و پسر بوده است که 160 نفر از آنها داراي تجربه پيش دبستاني و 160 نفر فاقد اين تجربه بودند که به روش نمونه گيري تصادفي طبقه اي و خوشه اي انتخاب شده اند.
تجزيه و تحليل داده ها در دو سطح آمار توصيفي و استنباطي و از طريق نرم افزار SPSS انجام پذيرفته است و نتايج تحقيق نشان داده است که:
تجربه آموزش پيش دبستاني برافزايش مهارت رواني – حرکتي و سازگاري اجتماعي کودکان تاثير مثبت داشته است و همچنين مهارتهاي رواني – حرکتي و سازگاري اجتماعي بين دختران و پسران آموزش ديده و آموزش نديده تقريبا در يک سطح بودند. دختران و پسراني که در دوره پيش دبستاني آموزش کامل ديده باشند (طبق آمار جهاني) موفقيت و درصد پيشرفت و ادامه دادن تحصيل را افزايش مي دهد و همچنانکه طبق آمار جهاني که هر سال يک بار آمار گرفته مي شود دانشمندان و متخصصان از دوره پيش دبستاني شروع کرده اند. به طور خلاصه آماده سازي ذهن افراد در بهترين شرايط درک آماده سازي مي شود.
کليد واژه ها : پيش دبستاني – آموزش – يادگيري – مهارتهاي رواني حرکتي – سازگاري اجتماعي
مقدمه
موفقيت كودكان در مدرسه تا حدودي به رويدادهايي بستگي دارد كه آنها قبل از ورود به مدرسه تجربه كرده‏اند. آمادگي كودكان براي ورد به مدرسه و موفقيت بعدي آنها در تحصيل، با جنبه‏هاي مختلف رشد آنها مرتبط است. عواملي از قبيل رشد جسمي، اجتماعي، شناختي و چگونگي يادگيري در تعيين موفقيت آنها در مدرسه نقش دارند.
در گذشته، عقيده بسياري بر اين بود كه ورود كودكان به دبستان، آغاز يادگيري و شكوفايي آنها در همه ابعاد رشد است. اما امروزه در پرتو تلاش صاحب‏نظران مختلف، مسير تفكر و برنامه‏ريزي به سمت بارور كردن آموزش‏هاي پيش از دبستان، به عنوان پيش‏نياز ورود كودكان به مدرسه، تغيير كرده است. بي‏شك پيشرفت در ابعاد گوناگون رشد در سنين بالاتر و حتي مرحله زمينه‏سازي براي اصلاح اعمال و حركات مختلف كودكان با توجه به پژوهشهاي اخير (براي مثال ويليامز1، 1983؛ به نقل از مفيدي، 1375)، نوعي دگرگوني انديشه را در زمينه رشد جسمي و حركتي كودكان در سالهاي اوليه كودكي به وجود آورده است. در دو سه دهه اخير نيز در بسياري از موسسه‏هاي آموزشي و تربيتي (به ويژه در جامعه ما) تمايل و گرايش زيادي در چرخش تاكيد از مهارتهاي حركتي و جسمي به سمت زمينه‏هاي رشد شناختي و ذهني كودكان حس شده است (مفيدي، 1375). هر چند مهارتهاي حركتي و شناختي لازم و ملزوم يكديگرند و در برخي از ديدگاههاي رشد مهارتهاي حركتي زيربناء و لازمة مهارتهاي شناختي هستند.
با توجه به پيشرفت علم و تكنولوژي در قرن حاضر و تبلور اين نكته كه شكوفايي يك كشور از بستر آموزش و پرورش برمي خيزد، نياز به گسترش دوره پيش از دبستان، بيش از گذشته خود را نمايان مي سازد. بنابراين لازم است كه برنامه كيفي و كمي مناسب و در خور نيازهاي جسمي و رواني براي كودكان پيش‏دبستاني، با توجه به ويژگيهاي اين دوره از رشد، تهيه و تدارك ديده شود. اما پيش نياز برنامه‏ريزي و سرمايه‏گذاري در اين زمينه، انجام پژوهشهايي است از روش شناسي و مبناي نظري درستي برخوردار باشند تا با توجه به نتايج حاصله، تا حدودي نيازهاي جامعه در اين زمينه برطرف شود و گام‏هايي هر چند جزئي در زمينه بهبود وضعيت آموزشي و تربيتي برداشته شود.
فصل اول
کليات تحقيق
1-1- بيان مسئله
درخصوص آموزش پيش دبستاني، ديدگاههاي مختلف و گاه متعارضي ارائه شده است. از يك سو افرادي نظير الكايند1، 1987؛ سيگل2، 1987؛ كانينگ3 و ليون4، 1991؛ به نقل از لفرانسيوس5، 1996) معتقدند كه نبايد كودكان را بي محابا به سمت آموزش هاي پيش دبستاني بكشانيم و جو حاكم بر بسياري از برنامه هاي پيش دبستاني ممكن است كودكان را آنطور كه بايد و شايد به سوي پيشرفت رهنمون نسازد. دليلي كه براي تدارك برنامه پيش دبستاني وجود دارد اين است كه در حين آموزش هاي پيش از دبستان، كودكان تجاربي را مي آموزند كه ممكن است در خانه نتوانند از اثرات مثبت چنين تجاربي برخوردار باشند. اما كانينگ و ليون (1991؛ به نقل از لفرانسيوس، 1996) بر اين باورند كه افسانه تجارب اوليه6 به اين امر منجر شده كه ما نقش بزرگسالان را در محيط‏هاي پيش دبستاني كه بايد فرصتي مناسب براي كودكان فراهم كنند را ناديده بگيريم. از سوي ديگر بسياري از صاحبنظران (مثل دومان7، 1984؛ رسكولا8، 1991؛ پاندي9، 1991؛ به نقل از لفرانسيوس، 1996 معتقدند كه تجارب پيش دبستاني تاثير مثبتي بر رشد كودكان خواهد گذاشت.
همچنان که ملاحظه مي شود عده اي بر تاثير اين قبيل آموزشها تاکيد کرده اند و برخي اين تاثيرات را زير سوال برده اند و با شک و ترديد به آن نگاه کرده اند. اين سرگرداني در بين نظرات له و عليه نقش آموزش پيش دبستاني ، تصميم سازان کلان تربيتي را در زمينه رشد و گسترش آموزش پيش دبستاني و برنامه ريزان آن را دچار ابهام و گيجي مي سازد و اين ابهام و تعليق و گيجي از ويژگيهاي رواني برخورد با يک مسئله يا موقعيت مسئله دارد و تعادل شناختي پژوهشگر را بر هم مي زند به سوي تعادل ارتقايي سوق مي دهد که تکليف برنامه ريزان آموزشي چيست؟ آيا توسعه آموزش پيش دبستاني که مستلزم هزينه هاي سنگين اقتصادي و صرف منابع مالي و انساني است داراي توجيه عقلاني و منطقي است ؟ يا بايد به راه ديگري رفت و راه و روش ديگري را پبش گرفت؟
پژوهشگر مي خواهد با اين پژوهش ، گامي در حل اين تعارض بردارد و برنامه ريزان آموزشي و تصميم سازان (مديران) را در اتخاذ استراتژي هاي تربيتي مدد رساند.
علاوه بر اين پژوهشهاي انجام شده، تاكنون متغيرهاي مهارتهاي رواني ـ حركتي و سازگاري اجتماعي را يكجا مورد بررسي قرار نداده‏اند. بلكه هر كدام را در ارتباط با متغيرهاي ديگري كه مناسب و ضروري تشخيص داده‏اند مورد ملاحظه قرار داده‏اند. بنابر اين و با توجه به خلائي که در اين زمينه وجود دارد پژوهشگر به دنبال پاسخ به اين سوال است که آيا آموزش پيش دبستاني بر ياگيري مهارتهاي رواني- حرکتي و سازگاري اجتماعي دانش آموزان دوره ابتدايي موثر است.
1-2- ضرورت و اهداف تحقيق
همانطور كه گفته شد درخصوص تاثير برنامه هاي آموزش پيش از دبستان، نظرات مختلفي ارائه شده است. با توجه به اينكه در كشور ايران و نظام آموزشي آن چند سالي است برنامه آموزش پيش دبستاني مطرح شده است ضرورت انجام پژوهشهايي كه به بررسي ابعاد گوناگون رشد و تحول كودك بپردازند بيش از پيش اهميت خود را نمايان مي سازد.
در يک سو رفع اين ابهام در چارچوب نظري که آيا واقعا آموزش پيش دبستاني در رشد رواني- حرکتي و سازگاري اجتماعي کودکان تاثير دارد يانه و از سوي ديگر ياري رساندن به والدين که آيا فرستادن کودکانشان به دوره هاي پيش دبستاني مسبوق به يک چارچوب نظري و مبني بر پژوهش است، يا از روي يک عادت و سنت کور.
و همچنين کمک به تصميم سازان و مسولان آموزشي و پرورشي شود که آيا توسعه و گسترش آموزش و پرورش پيش دبستاني توجيه علمي و عقلاني و پژوهشي دارد يا نه؟ زيرا هر تصميمي بايد مسبوق به تحقيق باشد.
و بلاخره چون و چرايي در مورد تغييرات ساختاري و محتوايي آموزش پيش دبستاني و برنامه هاي تربيت مربيان پيش دبستاني و انتخاب جايگزين هاي ديگر.
نتايج اين پژوهش شايد بتواند راهگشاي معلمان، والدين و مسئولين آموزش پيش از دبستان قرار بگيرد زيرا اين سه گروه ارتباط جدي‏تر و مستقيم‏تري با كودكان دارند..
پژوهش حاضر با هدف بررسي تاثير آموزش پيش دبستاني بر مهارتهاي رواني ـ حركتي و سازگاري اجتماعي، طراحي شده است.
1-3- اهداف تحقيق
الف)هدف کلي پژوهش:
بررسي ميزان تاثير آموزش پيش‏دبستاني بر مهارتهاي رواني ـ حركتي و ساز گاري اجتماعي دانش‏آموزان دوره ابتدايي .
ب )اهداف جزئي پژوهش :
بررسي تفاوت مهارتهاي رواني – حرکتي کودکان آموزش ديده و آموزش نديده در مراکز پيش دبستاني .
بررسي تفاوت سازگاري اجتماعي کودکان آموزش ديده و آموزش نديده در مراکز پيش دبستاني .
بررسي ميزان تاثير آموزش پيش دبستاني بر مهارتهاي رواني- حرکتي دختران و پسران دوره ابتدايي.
بررسي تفاوت مهارتهاي رواني- حرکتي دختران و پسراني که آموزش پيش دبستاني را نگذرانده اند .
بررسي ميزان تاثير آموزش پيش دبستاني بر سازگاري اجتماعي دختران و پسران دوره ابتدايي.
بررسي تفاوت سازگاري اجتماعي دختران و پسراني که آموزش پيش دبستاني را نگذرانده اند .
1-4- سوالات پژوهش
1- آيا بين مهارتهاي رواني – حرکتي کودکان آموزش ديده و آموزش نديده در مراکز پيش دبستاني تفاوت معناداري وجود دارد؟
2- آيا بين ميانگين نمرات سازگاري اجتماعي کودکان آموزش ديده و آموزش نديده در مراکز پيش دبستاني تفاوت معناداري وجود دارد؟
3-آيا بين مهارتهاي رواني- حرکتي دختران و پسراني که آموزش پيش دبستاني را گذرانده اند تفاوت معنادار وجود دارد؟
4-آيابين مهارتهاي رواني- حرکتي دختران و پسراني که آموزش پيش دبستاني را نگذرانده اند تفاوت معنادار وجود دارد؟
5-آيا بين ميانگين نمرات سازگاري اجتماعي دختران و پسراني که آموزش پيش دبستاني را گذرانده اند تفاوت معنادار وجود دارد؟
6-بين ميانگين نمرات سازگاري اجتماعي دختران و پسراني که آموزش پيش دبستاني را نگذرانده اند تفاوت معنادار وجود دارد؟
1-5- فرضيه هاي پژوهش
فرضيه 1 : بين مهارتهاي رواني – حرکتي کودکان آموزش ديده و آموزش نديده در مراکز پيش دبستاني تفاوت معناداري وجود دارد.
فرضيه 2 : بين ميانگين نمرات سازگاري اجتماعي کودکان آموزش ديده و آموزش نديده در مراکز پيش دبستاني تفاوت معناداري وجود دارد.
فرضيه 3 : بين مهارتهاي رواني- حرکتي دختران و پسراني که آموزش پيش دبستاني را گذرانده اند تفاوت معنادار وجود دارد.
فرضيه 4 : بين مهارتهاي رواني- حرکتي دختران و پسراني که آموزش پيش دبستاني را نگذرانده اند تفاوت معنادار وجود دارد.
فرضيه 5 : بين ميانگين نمرات سازگاري اجتماعي دختران و پسراني که آموزش پيش دبستاني را گذرانده اند تفاوت معنادار وجود دارد.
فرضيه 6 : بين ميانگين نمرات سازگاري اجتماعي دختران و پسراني که آموزش پيش دبستاني را نگذرانده اند تفاوت معنادار وجود دارد.
1-6- تعاريف و اصطلاحات
1-6-1-آموزش پيش دبستاني
تعريف مفهومي
آموزش پيش‏دبستاني به مجموعه آموزشهايي اطلاق مي‏شود كه دانش‏آموز قبل از ورود به مدرسه به طور رسمي (يعني مقطع ابتدايي) دريافت مي‏كند.
تعريف عملياتي
در اين پژوهش، منظور از آموزش پيش‏دبستاني، مهد كودك و كودكستان مي‏باشد.
1-6-2- مهارتهاي رواني – حركتي
تعريف مفهومي
مهارتهاي رواني ـ حركتي شامل تركيبي از فعاليت جسمي و ذهني هستند و به فعاليت‏هاي رواني ـ حركتي اشاره دارند. به عبارت ديگر فعاليت‏هاي ذهني‏اي كه بر فعاليت‏هاي حركتي تاثير دارند و يا برعكس فعاليت‏هاي حركتي كه بر فعاليت ذهني تاثير مي‏گذارند در كنار

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید