که با سطح اطمينان 99/0 آزمون معنادار است. هم چنين با توجه به مثبت بودن ضريب رگرسيون در سطح معني داري کمتر از 05/0مي توان گفت که آموزش شبيه ساز پروازي بر مهارت پروازي (37/0= ?) تأثيري مثبت و معنادار دارد (تاييد H2).
فرضيه 3
3) آموزش شبيه ساز پروازي تأثير معناداري بر نگرش کارکنان پروازي دارد.
با توجه به سطح معناداري مقدار F در جدول رگرسيون که کمتر از 01/0 است، مي‌‌توان ادعا كرد که با سطح اطمينان 99/0 آزمون معنادار است. هم چنين با توجه به مثبت بودن ضريب رگرسيون در سطح معناداري کمتر از 01/0 مي توان گفت که آموزش شبيه ساز پروازي بر نگرش پروازي (27/0= ?) تأثيري مثبت و معنادار دارد (تاييد H3).
4-7) خلاصه
اين فصل به تجزيهوتحليل داده‌هاي پژوهش اختصاص داشت. اين کار طي پنج مرحله صورت گرفت. در مرحله اول با بهره‌گيري از آمار توصيفي به توصيف ويژگي‌هاي هر يک از متغيرهاي پژوهش در جامعه مورد بررسي پرداخته شد. پس از آن در بخش تحليل‌هاي تك متغيره ويژگيهاي هر متغير تشريح شد. سپس در بخش تحليل‌هاي دو متغيره رابطه دو به دوي متغيرها با يکديگر آزمون شد. در نهايت در تحليل‌هاي رگرسيون خطي چند متغيره به بررسي تأثير متغيرها بر يكديگر با استفاده از نرم افزار SPSS پرداخته شد و بر همين اساس آزمون درستي يا نادرستي فرضيه ها مورد بررسي قرار گرفت. تجزيه و تحليل دادههاي پژوهش در جدول(4-11)خلاصه شده است.
در فصل بعدي برمبناي يافته‌هاي حاصل از اين فصل حاضر به بحث و نتيجه‌گيري در خصوص سؤال‌ها و فرضيه‌هاي پژوهش مي پردازيم و بر مبناي همين يافته‌ها پيشنهادهاي کاربردي پژوهش و تحقيقات آتي مورد اشاره قرار خواهد گرفت.
* همبستگي معنادار نيست.
** هم بستگي در سطح 05/0 معنادار است.
(اعداد داخل پرانتز مقادير آلفاي کرونباخ متناظر با متغير است)
نگرش پروازي
مهارت پروازي
دانش پروازي
آموزش شبيه ساز
جدول 4-11 : نتايج حاصل از تجزيه و تحليل دادهها
7/3
1/4
1/3
9/3
ميانگين
47/0
64/0
79/0
60/0
انحراف معيار
502/0-**
691/0**
485/0**
(70/0)
آموزش شبيه ساز
448/0**
NS*
(68/0)
دانش
پروازي
702/0**
(73/0)
مهارت
پروازي
(77/0)
نگرش
پروازي
27/0 ?
sig019/0
37/0?
sig050/0
14/0?
sig041/0
رگرسيون 000/0sig=78/0R2=
5-1) مقدمه
در فصل حاضر بر اساس نتايج حاصل از تجزيه و تحليل دادهها كه در فصل چهارم به تفصيل بيان شد، در پي پاسخگويي به سؤالهاي پژوهش خواهيم بود. بدين منظور، ابتدا چارچوب كلي تحقيق را مرور ميكنيم. سپس با مروري مختصر بر يافتههاي پژوهش در فصل چهارم به بحث در خصوص سؤال‌ها و فرضيههاي تحقيق ميپردازيم. در نهايت بر اساس نتايج حاصل، پيشنهادهاي پژوهش و محدوديت‌هايي كه پژوهشگر طي مراحل مختلف انجام تحقيق با آن‌ها مواجه بوده مطرح خواهد شد.
5-2) مروري بر چارچوب کلي تحقيق
در فصل گذشته، تأثير آموزش شبيه ساز پروازي بر دانش، مهارت و نگرش پروازي کارکنان سنجيده شد. به عبارت ديگر، دانش، مهارت و نگرش پروازي، به عنوان ابعاد توانمندساز کارکنان بر اساس مدل پژوهش، حاصل از تأثير متغير مستقل (آموزش شبيه ساز پروازي) در پژوهش بود.
براي نيل به اهداف پژوهش پس از مطالعه ادبيات و پيشينه موضوع در ادبيات داخلي و خارجي، نياز به جمع آوري داده‌هاي اوليه بود. به همين منظور پرسشنامه اي حاوي 35 سؤال طراحي شد. تعداد اعضاي نمونه مورد بررسي 75 تن از خلبانان و مهندسان پرواز بود که در دوره هاي سيمولاتور حضور داشته اند. پرسشنامه براي اين افراد در محل کارشان ارسال و دريافت شد. در مجموع پس از پي گيري هاي لازم 58 پرسشنامه دريافت شد. برخي از پرسشنامه هاي معيوب با پي گيري تلفني مجدد اصلاح شد. با توجه به تعداد پرسش نامه هاي رسيده، نرخ پاسخ100 نمونه آماري پژوهش 77% است. تحليل داده‌هاي گردآوري شده طي سه مرحله انجام شد. نخست به توصيف نمونه مورد بررسي پرداختيم. سپس تحليل‌هاي تك متغيره عرضه شد. در ادامه روابط دو به دوي متغيرها با استفاده از تحليل‌هاي دو متغيره (هم بستگي پيرسون) آزمون شد. در نهايت براي شناسايي تأثير متغيرها بر يكديگر از روش رگرسيون استفاده گرديد. لازم به ذكر است كه كليه تحليل‌هاي آماري به وسيله نرم افزار SPSSويرايش 18 انجام گرديد.
در ادامه به مهمترين يافته‌هاي پژوهش بر مبناي تحليل‌هاي انجام گرفته اشاره مي‌شود.
5-3) يافته‌هاي پژوهش
مهمترين يافته‌هاي پژوهش در ذيل بر مبناي تحليل‌هاي چند متغيره بررسي مي شود.
در بين نمونه بررسي شده، مشاهده شد که از منظر سطح آموزش شبيه ساز، نمره ميانگين به دست آمده (98/3) نشانگر ميزان بالايي از واکنش و يادگيري شبيه ساز در ميان کارکنان پروازي است. بر اين اساس مي توان گفت کيفيت دستگاههاي شبيه ساز، به روز بودن آنها، کيفيت تدريس در دوره ها، يادگيري گروهي و فضاي آموزش در سطح مطلوب و خوبي قرار دارد. به طور ضمني اين يافته اذعان دارد که پتانسيل لازم براي آموزش شبيه ساز وجود دارد و توجه هر چه بيشتر مسئولان امر را در خصوص دريافت اهميت و کيفيت شايان اين دوره ها مي طلبد.
* يافته‌هاي حاصل از تحليل‌هاي چندمتغيره
تحليل‌هاي چندمتغيره به وسيله آزمون هم بستگي پيرسون و رگرسيون خطي چند متغيره انجام گرفت. اين نتايج در دو مرحله بررسي مي شود.
* در مرحله اول داده هاي حاصل از ماتريس هم بستگي را در محک بررسي مي گذاريم. اين تحليل ارتباط دو به دوي متغيرها (نه ارتباط همزمان) را نشان مي دهد. بر اين مبنا نتايج زير قابل حصول است:
با توجه به يافته هاي جدول(4-9) مشخص مي‌شود که هم بستگي مثبتي ميان تمام متغيرهاي پژوهش وجود دارد.
هم بستگي 485/0 در سطح معناداري کمتر از 01/0 بين آموزش شبيه ساز و دانش پروازي به ما اين بينش را مي دهد که ارتباط مثبت و معناداري ميان اين دو متغير برقرار است و بنابراين ميتوان اميد داشت با اعزام پرسنل پروازي به اين دوره ها سطح دانش آنها بالاتر رود.
هم چنين است در خصوص مهارت و نگرش پروازي. بدين معني که ميان آموزش شبيه ساز و مهارت (691/0r= و 01/0sig) و نگرش پروازي (502/0r= و 01/0sig) ارتباط مثبت و معناداري وجود دارد و بنابراين ميتوان اميد داشت با اعزام پرسنل پروازي به اين دوره ها سطح مهارت و نگرش پروازي آنها بالاتر رود.
درخصوص ارتباط ساير متغيرها با يکديگر نيز با توجه به ضرايب هم بستگي مي توان دريافت که ميان مهارت و نگرش و ميان دانش و نگرش نيز ارتباط مثبت و معناداري وجود دارد که با توجه به عدم ارتباط آن با موضوع پژوهش به بحث پيرامون آن نمي پردازيم.
* در مرحله دوم داده هاي حاصل از رگرسيون را در محک بررسي مي گذاريم. تحليل تأثير آموزش شبيه ساز پروازي بر دانش، مهارت و نگرش پروازي، نتايج زيررا هويدا مي کند:
با توجه به يافته هاي جدول(4-10) مشخص مي‌شود که آموزش شبيه ساز پروازي بر دانش پروازي (14/0= ?)، مهارت پروازي (37/0= ?) و نگرش پروازي(27/0= ?) تأثيرهاي مثبت ومعناداري دارد.
با توجه به پيشينه نظري، در تحليل اين موضوع و دارا بودن بالاترين ضريب رگرسيون براي مهارت پروازي (37/0=?) مي توان گفت که آموزش شبيه ساز پروازي بيشترين تأثير را بر مهارتهاي پروازي کارکنان دارد. علاوه بر اين از ميانگين نمره هاي هر يک از گويه هاي مهارت اين چنين برداشت مي شود که با آموزش شبيه ساز پروازي خلبانان مي توانند مهارت خود را در انجام پروازهاي نرمال (فرودها، برخاستن ها، هاور)، پروازهاي تاکتيکي (پرواز در کوهستان، بيابان، روي آب)، پرواز در شرايط متفاوت جوي (بارندگي، ديد محدود، هواي ناآرام)، پرواز ناوبري به روش IFR، پرواز ناوبري به روش VFR، پرواز حالات اضطراري (فرود احتياطي يا اجباري)، حس پرواز (حس دهليزي، حس بينايي، حس جنبشي) و نيز پيش گيري از نرخ سوانح و رويدادهاي هوايي افزايش دهند.
در مورد نگرش پروازي نيز با توجه به ضريب رگرسيون (27/0=?) مي توان دريافت که آموزش شبيه ساز پروازي در درجه دوم بيشترين تأثير را بر نگرش پروازي کارکنان دارد. به عبارتي با توجه به پيشينه نظري، اين چنين برداشت مي شود که با آموزش شبيه ساز پروازي خلبانان ميتوانند نگرش خود را نسبت به باور واقعي بودن پرواز با شبيه ساز، تغيير رويکرد سازماني به کاهش هزينه هاي پروازي، قضاوت صحيح در پرواز (Judgment)، علاقه مندي به پرواز و کسب مهارت و دانش بيشتر، اعتماد به نفس در پرواز و تصميم گيري به موقع در پرواز افزايش دهند.
در مبحث دانش پروازي نيز با توجه به ضريب رگرسيون (14/0=?) ميتوان اينگونه گفت که تأثير آموزش شبيه ساز پروازي بر اين متغير نسبت به دو متغير در درجه سوم قرار دارد. و کمترين اثرپذيري از آن دانش پروازي است. با اين حال با توجه به پيشينه نظري، اين چنين برداشت مي شود که با آموزش شبيه ساز پروازي خلبانان ميتوانند تا حدي با مديريت کابين (CRM)، فيزيولوژي انسان، قوانين و مقررات هوايي، آلات دقيق و Instrument، آيروديناميک وسيله پرنده، ناوبري و مسيريابي در پرواز، زبان هوانوردي، قابليتهاي فني و پروازي وسيله پرنده، آگاهي از توازن يا تعادل وزني و عملکرد و دانش هواشناسي در پرواز تسلط و آشنايي پيدا کنند.
با توجه به مباحث انجام يافته، مشاهده ميشود که يافته‌هاي اصلي تحقيق شواهد جالب توجهي را در حمايت از روابط مفروض بين متغيرهاي پژوهش فراهم مي‌کند. در بخش بعدي نتايج حاصل از تجزيه و تحليل داده‌ها، در قالب فرضيه‌هاي پژوهش مورد بحث و بررسي قرار مي‌گيرد.
5-4) فرضيههاي پژوهش
فرضيه 1
آموزش شبيه ساز پروازي تَأثير معناداري بر دانش کارکنان پروازي دارد.
با توجه به آزمون فرضيه ها در فصل گذشته و نتايج به دست آمده مبني بر تأييد اين فرضيه ميتوانيم اين فرضيه را مورد بررسي و مقايسه قرار دهيم. يكي از عوامل مؤثر بر توانمندسازي كاركنان، افزايش اطلاعات آنها و آموزش است. باون و لاولر توانمندسازي را سهيم شدن كاركنان خط مقدم سازمان در امر آموزش مي دانند (باون و لاولر، 1992). آنها اعتقاد دارند كه يكي از عواملي كه منجر به توانمندسازي كاركنان مي گردد، دانش است. بنابراين با جمع آوري دانش و مديريت آن مي توان افراد را توانمند كرد. علاوه بر اين، دانش ضمني به طور تدريجي ايجاد ميشود، بنابراين نيازمند سپري شدن زمان است و بايد از به هدر رفتن آن جلوگيري كرد. بايد اين دانش را به دانش آشكار تبديل كرد و به كاركنان ديگر منتقل كرد و در راه توانمند كردن آنان استفاده كرد. بدين منظور آموزش هدفمند و مستمر بايد در ميان آنان تعقيب شود. اين يافته تأييدي است بر فرضيه اول پژوهش حاضر. سيد جوادين (1383) آموزش را انجام يک سلسله عمليات مرتب، منظم و پشت سر هم، پيوسته و با هدف يا اهداف مشخص و معين مي داند که منجر به افزايش سطح دانش افراد مي گردد. تحقيق تخصصي بيشتري در اين زمينه انجام نشده است با اين حال اين پژوهش با نشانه گرفتن دانش پروازي مشارکت101 خود را در پيش برد اين موضوع به انجام رسانيده است.
فرضيه 2
آموزش شبيه ساز پروازي تأثير معناداري بر مهارت کارکنان پروازي دارد.
با توجه به آزمون فرضيه ها در فصل گذشته و نتايج به دست آمده مي توانيم اين فرضيه را مورد بررسي و مقايسه قرار دهيم. آموزش فرايندي است که طي آن، فرد مهارتهاي مورد نياز براي انجام يک عمل يا وظايف يک شغل را کسب مي کند يا اين مهارتها در او توسعه مييابد (ساعتچي، 1379). آموزش و بهسازي مجموعه کنشهاي هدفمند، از پيش انديشده شده

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید