نظام بین‌المللی چاره‌ای جز تمکین از یکی از دو قطب قدرت ندارد. در عین حال بازترین و آزادترین و شاید هم طبیعی‌ترین دوره‌ای که در آن صد گل شکوفا شد و دهها حزب از گوشه و کنار سر برآوردند همین دوره بود.
اما نباید پنداشت که احزاب این دوره نیز چهار شرط اساسی یک حزب را دارا بودند؛ بلکه اغلب آنها، فاقد تشکیلات سراسری بوده، وابستگی آنها به مؤسسین و بنیانگذارانشان چنان بود که پس از رهبران خود دیری نمی‌پاییدند. اغلب این احزاب جز «حزب توده»، از نوع احزاب کادر و برجستگان بودند و از آنجائیکه آزادی را در این دوره به مردم داده بودند یا اینکه خود بخود براثر شرایط بین‌المللی بوجود آمده بود و نه اینکه مردم خودشان آنرا به دست آورده باشند، به همان سان نیز از دست آنها بیرون شد. این گروههای روشنفکری فقط در دو صورت می‌توانستند آزادی را حفظ کنند.
۱ـ با ریشه دوانیدن در جامعه و همراه ساختن مردم با خود و آموزش سیاسی توده‌ها برای ماندگاری در صحنه سیاست.
۲ـ از طریق ایجاد تعادل بین خود از یک سو و بین داخل و خارج از سوی دیگر.
چون این هر دو صورت نگرفت با توافق قدرت‌های جهانی و پاره‌ای از جناحهای قدرت در داخل، این نیروها از صحنه خارج (کودتا ۲۸ مرداد) و بار دیگر، احزاب در محاق فراموشی و سکون و سکوت فرو رفتند، احزاب فرمایشی سالهای بین ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۷ را به هیچ روی نمی‌توان حزب به معنای دقیق کلمه نامید.
دوره انقلاب اسلامی، دوره تعارضهای جدیدی بود که از یک سو مناسب حال تخرب و از سوی دیگر به حال آن زیان آور بود، در این انقلاب نیز مانند انقلاب فرانسه، آزادی و یکپارچگی و وحدت ملی همزمان مورد تقاضا بود و وحدت طلبی اجازه تحزب و ایجاد شکاف در درون جامعه ملی را نمی‌داد. شعار حزب فقط حزب ا… ، گرچه قبل از هرچیز ابزار مخالفتی علیه گروههای گیتی‌گرا بود، اما یادآور شعار «حزب، فقط یک حزب آنهم حزب مردم» بود که دانتون در انقلاب فرانسه عنوان کرد. از سوی دیگر، ورود مردم به صحنه سیاست و برگزاری و انتخابات جدی، اما در چارچوب الزامات انقلاب و خط مشی انقلاب مبتنی بر مقابله با قدرتهای خارجی، ایجاب می‌کرد مجاری محدودی برای مشارکت مردم به وجود می‌آید.
قدرت معنوی و فراگیر رهبر انقلاب تا حدی این خلاء را پر میکرد، اما جریانهایی که بطور طبیعی در درون تفکر اسلامی بوجود می‌آمد خود بن مایه احزاب جدید بود.
اگر چهار مرحله برای انقلاب اسلامی در نظر بگیریم:
۱ـ مرحله تخریب ۲ـ مرحله تحکیم ۳ـ مرحله سازندگی ۴ـ مرحله تعمیق
قاعدتاً باید در مرحله چهارم زمینه‌های مناسب رشد احزاب بوجود آید که در آن صورت می‌توان با قاطعیت اعلام کرد، انقلاب ایران راه رشد دموکراتیک را انتخاب کرده است۵۶.
انواع حزب در ایران
احزاب ایران را از آغاز تا به امروز می‌توان به دو گروه عمده که با گونه‌شناسی موریس دوورژه نیز همخوانی دارد تقسیم کرد:
۱ـ احزاب کادر؛ مانند تمامی احزابی که در دهه ۱۳۲۰ شکل گرفتند و اعضای آن اغلب از تحصیل کردگان و معنونین بودند این احزاب فاقد ساختار منسجم و تشکیلات و برنامه جدی بود.
بی در و پیکر بودن احزاب کادر و بستگی شدید آنها به بنیانگذاران خود، آینده آنها را با ابهام روبرو می‌ساخت. نه تنها تکلیف حزب از نظر پایگاه اجتماعی و خط فکری نامعلوم بود، بلکه تکلیف اعضا نیز روشن نبود. بسیار اتفاق می‌افتاد که عده‌ای و حتی شخصی وارد یک حزب می‌شد و سپس آنرا از مجرای اعلام شده خارج و به سمت دیگری سوق میداد.
۲ـ احزاب توده‌ای و متمرکز؛ که نمونه‌های آن بسیار نادرست است، اغلب این احزاب، جنبه کیش شخصیتی پیدا می‌کنند و نمونه ایرانی آن تا انقلاب اسلامی تنها حزب توده بود که به تدریج به همین سو متمایل شد، وابستگی اینگونه احزاب به خارج از کشور نیز بسیار محتمل و آسان است؛ زیرا کافی است بر روی یک یا چند نفر سرمایه‌گذاری شود. چنانکه در همین حزب توده نیز گروه وابسته به شوروی جای گروه مستقل تر را گرفت.
در اساس وابستگی احزاب سیاسی ایران به خارج، سابقه دیرینه دارد، و حتی ملک‌الشعرای بهار نیز به وابستگی حزب دموکرات به انگلیسها و وابستگی حزب اعتدال به رو‌س‌ها اشاره می‌کند۵۷.
پس از انقلاب اسلامی، حزب جمهوری اسلامی معتبرترین و سازمان‌یافته‌ترین حزب توده‌ای در تاریخ ایران بود که می‌توانست نمونه موفقی از اینگونه احزاب را به دست دهد؛ اما توقف ناگهانی فعالیت این حزب که به تشخیص رهبر انقلاب صورت گرفت، نقطه ختمی بر فعالیتهای حزبی در انقلاب اسلامی نیز بود. به هر صورت تجربه حزب جمهوری اسلامی می‌توانست پس از دوم خرداد ۱۳۷۶ نیز تکرار شود، اینکه رئیس جمهور موفقی مانند، دو گل اقدام به تأسیس یک حزب نماید امری کاملاً طبیعی است، اما محمد خاتمی پس از دوم خرداد آمادگی چنین کار بزرگی را نداشت.
وجود احزاب متعدد و ریز و درشتی که امروز ترغیب می‌شوند، گرچه برای فضای سیاسی و رقابت و تقویت جامعه مدنی بسیار مفید است، اما چندان مناسب حال و هوای ایران نیست، مگر اینکه به تدریج بعضی از آنها پایه‌های محکمی پیدا کرده و بتوانند در قالب آن دو محور اساسی زمینه‌های یک نظام دو حزبی را پی بریزند۵۸. و اما یکی از تحلیلگران اولیه در مورد نقش گروه ذی‌نفوذ گفته است که چنین گروهی تنها یک جلوه از رشته‌ای است که به مبانی و اساس ساخت اجتماعی باز می‌‌‌گردد۵۹.
انتخابات چیست؟
انتخابات، سلسله اقدامات و عملیات منسجم و پیوسته‌ای است که در یک محدوده جغرافیایی مشخص و زمانی محدود و معین صورت می‌گیرد و منجر به برگزیده شدن فرد یا افراد و یا موضوع و مرام خاصی از سوی اکثریت مردم میشود، اجرا و انجام این سلسله اقدامات و عملیات که منتج به این نتیجه گردد، اصطلاحاً برگزاری انتخابات نامیده می‌شود.
تاریخچه انتخابات
سابقه و دیرینه انتخاباتی ایران به ۹۷ سال پیش برمی‌گردد، از آن مقطع به این سو، شاهد دو دوره متفاوت انتخاباتی با قوانین و دستاوردهای مختلف بوده‌ایم که می‌توان آنرا به انتخابات قبل از انقلاب و انتخابات پس از پیروزی انقلاب اسلامی تقسیم کرد:
قبل از پیروزی انقلاب (اولین مجلس موقتی)
اولین شکل انتخابات و تشکیل مجلس در ایران به زمان بعد از مشروطیت برمیگردد، فرمان مشروطیت در تاریخ ۱۴ جمادی‌الثانی سال ۱۳۲۴ هجری قمری از طرف مظفرالدین شاه قاجار صادر شد و اولین مجلس موقتی که طبق این فرمان باید «نظامنامه انتخابات» را تهیه نماید در تاریخ ۲۶ مرداد ماه سال ۱۲۸۵ هجری شمسی در عمارت نظام تشکیل شد.
اولین قانون انتخابات در تاریخ ۱۸ شهریور ۱۲۸۵ هجری شمسی بوسیله میرزا حسن خان منیرالملک مرتضی قلیجان، صنیع الدوله، مخبر السلطنه، مخبر الملک، موتمن الملک و محتشم السلطنه تهیه و تدوین گردید و بلافاصله پس از رسمیت یافتن متمم قانون اساسی به تصویب مجلس رسید و اولین دوره مجلس شورای ملی در تاریخ ۱۷ مهر ۱۲۸۵ هجری شمسی افتتاح شد، بموجب مقررات این نظامنامه طول نمایندگی دو سال و تعداد نمایندگان ۱۵۶ نفر بودند که ۶۰ نفر از تهران ۹۶ نفر از سایر شهرستانها انتخاب می‌شدند. البته در دوره یکم انتخاب صنفی بوده و همه طبقات مردم در آن شرکت نداشتند.
شرایط کاندیدها و رای دهندگان در اولین نظامنامه انتخاباتی
از نکات قابل ذکر اولین نظامنامه انتخاباتی، شرایط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان، به شرح زیر بوده است:
۱ـ سن انتخاب کنندگان کمتر از ۲۵ سال نباشد.
۲ـ ملاکین و فلاحین باید صاحب ملکی باشند که هزار تومان (۱۰۰۰ تومان) قیمت داشته و در غیر اینصورت از انتخاب کردن محروم بودند.
۳ـ زنان از حق رای (حق انتخاب کردن) و انتخاب شدن محروم بودند۶۰.
دومین انتخابات
دومین قانون انتخابات موسوم به انتخابات دو درجه در تاریخ ۱۰ تیرماه ۱۲۸۸ هجری شمسی تهیه و تدوین گردید، در این قانون، انتخابات از صنفی به دو درجه‌ای اصلاح و زمینه بیشتری برای مشارکت مردم فراهم گردید؛ زیرا در این قانون قید اختصاص انتخاب کننده به طبقات معین از بین رفت و به همه طبقات به غیر از بانوان، حق شرکت در انتخابات داده شد، لیکن محدودیت‌هایی برای بی‌سوادها و افراد غیر متمکن قایل شدند؛ بدین معنی که به موجب بند ۴ از ماده ۴ قانون مذکور، انتخاب کنندگان باید لااقل ۲۵۰ تومان علاقه ملکی داشته و یا پرداخت مالیات آنها کمتر از ۱۰ تومان نباشد و یا ۵۰ تومان عایدی سالانه داشته و یا تحصیلکرده باشند. در ضمن، تعداد نمایندگان از ۱۵۶ نفر در دوره اول به تعداد ۱۲۰ نفر تقلیل یافت و مطابق جدول نظامنامه انتخابات، تمام ایران به ۳۰ حوزه عمومی تقسیم شد و سن رأی دهندگان نیز از ۲۵ سال به ۲۰ سال تقلیل یافت. مفهوم انتخابات دو درجه‌ای بموجب ماده ۱۵ این قانون به این معنی است که کسانیکه واجد شرایط قانونی بودند در محله‌های یک شهر و یا در شهرهای یک حوزه انتخابیه عده مقرر را تعیین می‌نمودند و سپس اشخاصی که بدین ترتیب انتخاب می‌شدند در مرکز حوزه انتخابیه جمع شده و براساس جدول نظامنامه انتخابات یک یا چند نفر وکیل تعیین می‌کردند.
بموجب اصل ۴۳ قانون اساسی مصوب ۱۲۸۵ هجری شمسی مقرر گردیده بود مجلس دیگری به نام مجلس سنا به عنوان مکمل مجلس شورای ملی تشکیل گردد، ولی این مجلس در سال ۱۳۲۸ هجری شمسی با عضویت ۶۰ نفر تشکیل شد از این تعداد ۳۰ نفر نماینده انتصابی از طرف شاه و ۳۰ نفر دیگر منتخب مردم بودند.
پس از پیروزی انقلاب (اولین انتخابات)
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، چندین نوبت همه‌پرسی و انتخابات عمومی و سراسری در کشور برگزار شده است. اولین و مهمترین آن که در حقیقت تعیین نوع حکومت کشور بود، همه پرسی تغییر نظام شاهنشاهی به جمهوری اسلامی ایران است که در آن رویداد تاریخی در روزهای ۱۰ و ۱۱ فروردین ماه سال یکهزار و سیصد و پنجاه و هشت، اکثریت قریب به اتفاق ملت ایران یعنی ۲/۹۸% درصد کل رأی دهندگان با انتخاب نظام جمهوری اسلامی ایران، دست رد به سینه سایر نظام‌های موجود زدند و به این ترتیب اراده و خواست خود را در تاریخ ثبت نمودند۶۱.
انتخابات عمومی و سراسری
انتخاباتی که بصورت سراسری و عمومی توسط وزارت کشور برگزار می‌شود عبارتند از:
۱) انتخابات مجلس خبرگان هر ۸ سال یکبار.
۲) انتخابات ریاست جمهوری هر ۴ سال یکبار.
۳) انتخابات مجلس شورای اسلامی هر ۴ سال یکبار.
۴) انتخابات شوراهای اسلامی کشور هر ۴ سال یکبار.
۵) همه پرسی.
انتخابات مجلس خبرگان
در انتخابات مجلس خبرگان، کشور به ۲۸ حوزه انتخابیه تقسیم شده و برای هر یک از این حوزه‌ها به تناسب جمعیت از ۱ تا ۱۶ نماینده اختصاص یافته است، این تعداد ثابت نیست و به استناد

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید