استاد ممكن است در تدريس توسط شبيه ساز وسوسه شويد كه مانند آموزش روي هواپيما و به همان طريق عمل كنيد، در حالي كه اين كار باعث نمي شود كه تأثير اقدام شما به حداكثر برسد. براي اينكه از وقتي كه روي شبيه ساز صرف مي كنيد بيشترين بهره را بگيريد از تعدادي اصول ساده و بدون پيچ و خم دنباله روي كنيد.
* كاربرد مناسب:
مهمترين اصل منحصر به فرد در استفاده از شبيه ساز، استفاده مناسب از آن است بدين معني كه شبيه ساز را براي موردي به كار ببريد كه براي آن خوب است. سعي نكنيد كاري را كه براي آن ساخته نشده از آن بخواهيد. مثلا اگر مي خواهيد به شاگرد تازه كاري در مورد حركات دستي كه به فرامين وارد مي شود، اصول بنيادي حركت فرامين و همين طور تأثيرگذاري آن بر روي هواپيما دهيد، تقريباً از هر شبيه سازي با كارآيي بالايا پايين مي توانيد استفاده كنيد، اين به دليل آن است كه هنوز شاگرد، توانايي تميز دادن كارايي بالا يا پايين شبيه ساز را ندارد. در اين مرحله شما نمي خواهيد پرواز كردن خيلي دقيق را به شاگردتان بياموزيد، بلكه مي خواهيد تصويري از ارتباط بين فرامين و هواپيما را در ذهن او به وجود آوريد. شما مي توانيد از شاگردتان بخواهيد پروازي مستقيم و بدون اوج گيري و فرود انجام دهد، گردش ها را اجرا كند، پرواز اوج گيري و نزولي بكند با اين كه در ساده ترين شبيه سازها تأثير نيروي موتور را بر سرعت مشاهده كند. از طرف ديگر شايد ياد دادن روش هاي خاصي از پرواز با دستگاه نظير انجام يك تقرب به فرودگاه با استفاده سامانه فرود با دستگاه يك شبيه ساز با كارايي پايين، به خلباني كه داراي تجربه كافي مي باشد به احتمال زياد اشتباه خواهد بود چرا كه خلبان به دليل عملكرد شبيه ساز از موضوع منحرف شده و احتمالاً قادر به تمركز بر آنچه كه به او تدريس مي كنيد نخواهد بود .
* كاربرد حرفه اي:
دومين اصل براي مؤثر كردن شبيه سازها به كار بردن آنها به صورت حرفه اي است در اين اصل دو بخش وجود دارد. بخش اول داشتن رويكردي مثبت در استفاده از آنها است. دوم اين كه براي تدريس درسي در شبيه ساز به همان اندازه آمادگي داشته باشيد كه در تدريس در هواپيما داريد.
به صورت خيلي فراگير، شاگردان در قبال وسايل آموزش زميني برخوردي منفي از خود نشان مي دهند. اين رفتار ممكن است عكس العملي ناشي از فهم اشتباه از ميزان اهميت شبيه سازي و وقتي كه صرف آن مي شود باشد. شما ممكن است در برخورد با اين مقايسه ناگزير شويد شاگرد را متقاعد كنيد كه وقت او به خوبي به كار گرفته مي شود. متأسفانه اين شيوه رفتاري منفي ممكن است مشاهده شود. يادآوري اين نكته اهميت دارد كه رفتار و برخورد شاگرد با شبيه سازي مي تواند تحت تأثير رفتار خود شما به عنوان استاد باشد. هر چه خود شما با اين قضيه برخورد مثبت تري داشته باشيد شاگردان هم بيشتر به اين فرصت آموزشي توجه خواهند داشت.
دومين جنبه كاربرد مؤثر شبيه سازها آماده شدن براي اين كار است. همانطوري كه در بخش قبلي يادآوري كرديم اين درس هاي پروازي خودتان را قبلاً آماده كرده باشيد اهميت زيادي دارد. اين كار به شاگرد سود زيادي را از وقتي كه شاگردصرف آموزش مي كند عائد او خواهد كرد. طرح درس شبيه ساز بايستي درباره تنظيمات دستگاه براي باد، موقعيت، راديوها و غيره حاوي نكاتي باشد، به همان ترتيبي كه حاوي تمام موارد طرح درس متعارف است. درباره آمادگي كامل افزون بر آنچه ذكر شد انتقال اين پيام به شاگردان است كه براي زماني كه روي شبيه ساز صرف مي شود به همان نسبت ارزش قائل هستيد .
* كاربرد مؤثر :
سومين اصل در تفكر استفاده از شبيه ساز براي آموزش ايجاد شرايط مناسب در آن براي استفاده است، به اين معني كه از توانايي هاي شبيه ساز و تسهيلات آن به طريقي استفاده كنيد كه يادگيري شاگرد را تقويت كند. اين توانايي ها نوعاً شامل اين هستند كه با تماس يك دگمه مي توان آن را در وضعيت مورد نظر قرار داد، در هر زمان متوقفكرد، عوامل محيطي ( باد، ابر وطوفان ها ) را كنترل كرد و در برخي موارد پرواز را تجديد كرد.
اگر شما از اين قابليت به طرز صحيح استفاده كنيد به پر بار شدن جلسه آموزش كمك مي كنيد . مثلاً در يك شبيه ساز مي توانيد در يك ساعت به دفعات عمل تقرب را به مراتب بيش تر از آنچه با هواپيما انجام مي دهيد تكرار كنيد. اين كار به جاي آن كه با پرواز خلبان براي رسيدن به آن نقطه انجام گيرد با قرار دادن هواپيما در مجاورت محل تقرب اجرا مي گردد.
شبيه سازهايي كه به خوبي به كار گرفته شوند، آموزش را به صورت عميق تري از آنچه در هواپيما ميسر است، عرضه مي كنند، چرا كه شما روي محيط و فضاي كاري كنترل داريد. مثلاً مي توانيد مطمئن شويد كه شاگرد در فرود با باد پهلو تجربه كامل و مناسب پيدا كرده است. چنانچه بخواهيد در همين وضعيت آب و هوا با هواپيماي واقعي آموزش دهيد شايد هرگز وضعيت مورد نظر براي شما ممكن نشود. به همين ترتيب شما مي توانيد در شبيه ساز به آساني و با ايمني خرابي هاي مجازي مانند از دست دادن موتور به هنگام بلند شدن را به وجود آوريد كه اگر بخواهيد اين كار را با هواپيما اجرا نماييد امكان دارد وضعيت خطرناكي به وجود آيد.
2-2-7) هواپيمايي ناجا
جمهوري اسلامي ايران بامساحت 192/648/1 کيلو مترمربع وسعت جغرافيايي، و8755 کيلومتر مرز با 15 کشور همسايه خود و وجود نقاط صعب العبور و دور دست فراوان، و وجود کاروان هاي بزرگ اشرار و قاچاقچيان و گروهک هاي ملحد منافقان که توسط دشمنان انقلاب به ويژه امريكا با انواع و اقسام سلاح هاي پيشرفته از جمله موشك هاي ضد بالگرد مجهز شده اند، همواره نيازمند برقراري ارتباط سريع و مطمئن از طريق خطوط مواصلاتي هوايي بوده است. نيروي انتظامي نيز از شموليت اين موضوع مستثني نبوده و از آن جايي كه برقراري نظم و امنيت در اقصي نقاط پهناور و وسيع ميهن اسلامي اعم از محدوده شهرها، راه ها و مناطق مرزي از وظايف اصلي و مورد مطالبه کليت نظام و اقشار مردم است ضرورت بهره گيري از يك واحد پشتيباني هوايي مقتدر و مجهز به وسايل و تجهيزات پيشرفته امروزي امري ضروري به نظر مي رسد.(دانستنيهاي انتظامي – اجتماعي،1383)
بالگرد هاي هوا ناجا در انجام مأموريت هاي شناسايي و پشتيباني عملياتي پليس امنيت نقش به سزايي را دارد، ليكن با توجه به صرف هزينه هاي بالاي آموزش خلبانان، فرسودگي، تک موتوره و کم بودن قدرت مانور وسايل پرنده در مقابل موشك هاي ضد بالگرد اشرار، قاچاقچيان و منافقين (که در دره ها، شيارها و مناطق کوهستاني كشور و صعب العبور آنها کمين مي کنند) و از همه مهم تر از دست دادن نيروي انساني متخصص از يك سو و تحريم هاي اقتصادي و تجهيزاتي قدرت هاي استعماري، مشكل تهيه و خريد وسايل پروازي و کمبود ارز و امکانات مالي از سوي ديگر، مشكلات و مسائلي را فراروي سازمان قرار مي دهد.
سال1370 به منظورپشتيباني هوايي نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران از ادغام واحدهاي هوايي يگان هاي انتظامي سابق شامل هواپيمايي ژاندارمري ويگان هوايي کميته انقلاب اسلامي سازمان جديدي به نام هواپيمايي نيروي انتظامي (و به اختصار هوا ناجا) بوجودآمد و تمامي وظايف وامکانات و ابنيه واحدهاي مذکور به اين سازمان واگذار گرديد. در ذيل به شرح مختصري از تاريخچه واحدهاي مذكور مي پردازيم: (معظمي گودرزي، 1385، ص41)
هواپيمايي نيروي انتظامي يكي از قديمي ترين واحدهاي هوايي کشور به شمار مي رود:
الف: مأموريت
1- پشتيباني يگان هاي مختلف نيروي انتظامي در سراسر کشور
2- پشتيباني هوايي در مواقع بلاياي طبيعي (سيل، زلزله و غيره) و مردم ياري بنا بر دستور
ب: وظايف کلي
1- اجراي مأموريت هوايي به منظور ديده باني، شناسايي عملياتي و غير عملياتي، کنترل و مراقبت مرزهايي آبي، خاکي، راه ها و ترافيك شهري.
2- همکاري با واحدهاي نيروي انتظامي در کشف پايگاهها، کمين گاهها، باراندازها و نقاط اختفاي قاچاقچيان، سارقان، اشرار و تعقيب آنان.
3- اجراي عمليات تجسس و نجات.1
4- اجراي پروازهاي الزاماتي بر اساس مقررات پروازي و روش جاري.
5- اجراي عمليات امداد رساني و مردم ياري در مواقع بروز بلاياي طبيعي.
6- ترابري هوايي مقامات کشور و فرماندهان نظامي، کارکنان و آماد و غيره. (معظمي گودرزي، 1386، ص20)
* انواع بالگرد هاي موجود هوا ناجا
بالگرد هاي موجود ناجا عبارتند از:
1) بالگرد شناساييBELL 206 يا AGUSTA BELL 206معروفبهJET RENGER .
2) بالگردUtility يا چند منظوره BELL 205معروف به UH1- H يا HUEY.
3) بالگرد متوسطMIL – 171SH .
4) بالگردBELL 212
5) بالگرد BELL 214
با عرضه آموزش هاي هدفمند و متناسب با تخصص هاي مورد نياز بر اساس الگوي طراحي شده در جهت ارتقاي سطح يادگيري، دانش افزايي، مهارت و اعتماد به نفس کارکنان خلبان و فني با هدف حفظ سرمايه هاي ملي )نيروي انساني و وسايل پرنده) و انجام صحيح مأموريت هاي محوله گام بردارد . بسيار مهم است که مديران براي نيل به اهداف سازماني، از وضعيت سازمان خود مطلع شوند انجام اين پژوهش مي تواند گام مهمي در جهت افزايش علم و آگاهي پيرامون موضوع مورد نظر تلقي شود و نتايج حاصله ميتواند در ارتقاي سطح توانمندسازي در هواپيمايي ناجا و سازمانهاي مرتبط با ناجا، براي نيل به اهداف مورد نظر سازمان مؤثر واقع شود.
2-3) ارزشيابي آموزشي
از آنجايي که آموزش و اجراي دوره هاي آموزشي به تنهايي نمي توانند سازمان را در رسيدن به اهدافش كمك نمايند، لذا آموزشها بايد با توجه به اصول و روشهاي علمي بنا گذاشته شوند تا نتيجه به دست آمده نيازهاي موجود را برطرف سازد. در غير اين صورت آموزشها، بي فايده و حتي درمواردي باعث هدردادن سرمايه هاي سازمان نيز مي شوند. حال اين سؤال پيش مي آيد كه چگونه مي توان پي برد که نتايج به دست آمده از اجراي دوره هاي آموزشي در راستاي تحقق اهداف مورد نظر بوده است؟ جواب اين سؤال را بيشتر صاحب نظران به صراحت داده اند. “يك ارزشيابي جامع و كامل مي تواند ما را از اثربخش بودن نتايج آموزشها آگاه كند. ارزشيابي بازخوردي را ايجاد مي‌كند كه مي توان با توجه به آن فهميد آموزشهاي داده شده در رسيدن به اهداف مورد نظر اثربخش بوده اند يا خير” (عباسيان،1385،ص52).
2-3-1) مفهوم ارزشيابي آموزشي
تايلر ارزشيابي را وسيله اي جهت تعيين ميزان موفقيت برنامه در رسيدن به هدفهاي آموزشي مطلوب مورد نظر ميداند. در اين تعريف هدفهاي آموزشي، به تغييرات مطلوبي اشاره دارد که در اثر اجراي برنامه آموزشي در رفتار فراگيران حاصل آيند. لذا فرايند ارزشيابي، از ديدگاه تايلر با توجه به هدفهاي آموزشي تعيين شده در برنامه آموزشي، به دنبال تغييرات رفتاري فراگيران در عمل ميباشد. کرونباخ25 ارزشيابي را جمع آوري و بکارگيري اطلاعات در جهت اتخاذ تصميم براي يک برنامه آموزشي تعريف كرده است. کرونباخ نيز همانند تايلر به اطلاعات مربوط به عملکرد فراگيران توجه دارد و مي خواهد بداند که در اثر اجراي يک برنامه آموزشي در رفتار فراگيران آن برنامه چه تغييراتي به وجود آمده است؟
استافيل بيم و شينگ فيلد26 (1986) ارزشيابي را عبارت از فرايند تعيين کردن،27 بدست آوردن،28 و فراهم ساختن29 اطلاعات توصيفي و قضاوتي در مورد ارزش و مطلوبيت هدف ها، طرح ها، اجرا و نتايج به منظور هدايت تصميمگيري، خدمت به نيازهاي پاسخگويي30 و درک بيشتر از پديده هاي مورد بررسي مي داند(خورشيدي و ملک شاهي راد، 1382ص39-38). ابطحي (1379) به نقل از اديورنه31، بهترين راه براي انجام يک ارزشيابي جامع و کامل را استفاده از يک راه و روش سيستمي مي داند و بيان مي نمايد که بهترين راه براي ارزشيابي از يک برنامه آموزشي،

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید