اسلامي در لايه هاي زيرين و عميق قانونگذاري به گونه اي نهادينه شده که چتر حمايتي هر يک بر کل سيستم سايه افکنده .لذا فلسفه حجاب و ستر به فلسفه پوشش و نفي عرياني و شيوه لباس پوشيدن و اسلوب لباس پوشيدن به حفظ عفاف و حفظ عفت به حفظ تماميت ويژگيهاي انساني است .
حفظ نفس، حفظ عقل ، حفظ نسل،حفظ دين و… ، از مقاصد کلاني هستند که پشتوانه احکام شرعي در انديشه متفکران اسلامي معرفي مي گردند وکتب متعددي به تناسب مباحث وموضوعاتي چون مقاصد شرعي، فلسفه احکام،فلسفه حقوق و… دراين زمينه به رشته تحرير در امده است.
لذا بجاست که در تبيين موضوعات شرعي و ترسيم جايگاه آن به پشتوانه هاي احکام و فلسفه آن و اصول و قواعد حاکم هم عنايتي ويژه بشود . بويژه آنکه يکي از ابزارهاي نفي ديانت در عرصه تبليغات جهاني نفي عقلانيت و منطق و استدلال از پيکره قانونگذاري ديني است .
هدف از نگارش اين پايان نامه ترسيم جايگاه حکم حجاب و پوشش با نگاه تبيين جايگاه مقاصدو اصول حاکم بر آن در سيستم کلان قانونگذاري و تاثير آن در ثبات و سلامت جامعه و تاريخ انساني است.
1-2-پيشينه تحقيق
حجاب در کلام الله مجيد در سوره هاي نور و احزاب به صراحت و وضوح تبيين شده است . در اين آيات شريفه حدود حجاب ، آثار و کارکردهاي آن بيان گرديده است ؛ در حقيقت ، حجاب زن مسلمان به فتواي همه ي مراجع معروف تقليد در اين زمان يکي از ضروريات دين است .”
لزوم پوشيدگي زن براساس شش دليل قطعي قابل اثبات است که هر يک به تنهايي براي اثبات ضرورت حجاب کافي است : 1- قرآن کريم ، 2- روايات شريفه ، 3- سيره ياهل بيت عليه السلام ، 4- براهين عقلي، 5- فطرت و طبيعت انساني و تاريخ. .
“مورخان به ندرت از اقوامي بدوي ياد مي کنند که زنان شان داراي حجاب مناسب نبوده يا به صورت برهنه در اجتماع ظاهر مي شدند . تعداد اين اقوام به قدري نادر است که در مقام مقايسه – به قول انديشمندان – قابل ذکر نيستند و شايد بتوان گفت : وجود برخي موانع سبب جلوگيري از بروز تمايلات و استعدادهاي فطري و طبيعي آنان شده است و يا عواملي باعث انحراف آنان از مسير فطرت گشته است .”2
“در ايران باستان و در ميان قوم يهود و احتمالاً در هند حجاب وجود داشته است و از آن چه در قانون اسلام آمده سخت تر بوده است اما در عرب جاهليت حجاب وجود نداشته است و به وسيله ي اسلام در عرب پيدا شده است .” 3
“اگر به لباس ملي کشورهاي جهان بنگريم به خوبي حجاب و پوشش زن را در مي يابيم . براون واشنايور ، نويسندهي غربي ، در کتابي به نام پوشاک اقوام مختلف ، پوشاک اقوام گوناگون جهان از عهد باستان تا قرن بيستم را به صورت مصور ارائه کرده اند . نگاهي کوتاه به اين کتاب روشنگر اين واقعيت است که در عهد باستان در ميان يهوديان ، مسيحيان ، زرتشتي ها ، يونانيان و اهالي روم ، آلمان ، خاور نزديک و برخي مناطق ديگر پوشش زن به طور کامل رعايت مي شده است ، به گونه اي که زنان چين در معابر عمومي جز در پرده و ملحفه ظاهر نمي شدند و در خانه نيز داراي اندروني و بيروني بوده اند.” 4
کتاب “زن در آينه تاريخ” پس از طرح مفصل علل و عوامل تاريخي حجاب، مي نويسد: با توجه به علل ذکر شده و بررسي آثار و نقوش به دست آمده، پيدايش حجاب به دوران پيش از مذاهب مربوط مي شود؛ و به اين دلايل، عقيده عده اي که مي گويند “مذهب” موجد حجاب مي باشد، صحت ندارد، ولي بايد پذيرفت که در دگرگوني و تکميل آن بسيار موثر بوده است. ( علي اکبر علويقي، زن در آيينه تاريخ )پيشينه حجاب در شكل چادر بر اساس شهادت و گواهي منابع حجاب ولباس، اسناد و مدارک تاريخي زير مبين آن است که پيشينه‌ي تاريخي که حجاب در شکل چادر، به صدها سال قبل از پيدايش قاجار در ايران بر مي‎گردد . حجاب در شکل چادر، علاوه بر ريشه‌ي عميق ديني، داراي ريشه‌ي عميق تاريخي و ملي نيز هست و صدها سال قبل از پيدايش قاجار از آن استفاده مي‌شده است.
پوشاندن موي سرازديرباز در همه دينها رواج داشته وزن ومرد کم و بيش ازآن پيروي مي کنند. درآيين يهود ،مردان باکلاهک کوچک سياه رنگي موي سررا مي پوشانند ودرباب 14ازسفر پيدايش جنين مي خوانيم :چون ريوقا (زن آينده او)از آمدن اسحاق به وسيله غلام خودآگاهي يافت ،برقع (روبند)برگرفته خودرابپوشاندي بدين روي ،زنان هم موي وروي ازمردبيگانه پنهان مي کردند .درميان روميان ويونانيان باستان ،زنان بايستي بالباسهاي بلند وموي پوشيده درروسري دراجتماع ديده ميشدند.درشاخه کاتوليک مسيحيت ،زنان ديرنشين درلباس هاي روحانيت ،باموي پوشيده وروي بدون آرايش ،به کارهاي مذهبي واجتماعي مي پردازند. به عقيده پولس ،حواري معروف عيسي مسيح :نقاش رف زن است.پس اگر گيسو فرو گذارد اين مايه بزرگواري است.
حجاب آنچنان که درآيات قرآن درسوره هاي مختلف آمده ،سدي براي فعاليت اجتماعي زنان وبا پيشرفت علمي ويادگير ي وآموختن دانش براي آنها بوده است .درنخستين دوران گسترش اسلام وزندگي پيامبر ،زنان بامردان درميدان هاي جنگ دوشادوشش شرکت داشتند،باهم به نمازهاي دسته جمعي ومسجد مي رفتند.درميان آنان زنان شاعر،دانشمند،پزشک وبازرگان ديده شده است.
درايران قبل ازاسلام که بيشترايرانيا ن زرتشتي بودنداستفاده ازچاد ررواج داشته وپوششي بوده که موي سرزنان راپوشانده وتانزديکي هاي زانومي آمده است. براي همين است که چادربيشترازآنکه سنتي عربي باشد پوششي است ا يراني. در زمان ايرانباستان به تصاويري از بانوان ايراني بر مي‎خوريم که علاوه بر لباس، بدن خود را باچادري که شبيه به چادر زن امروز ايران است ميپوشاندند.)مهدي قانع، “انسان پوشش و ريشه‎هاي تاريخي” 5
پارسي ها از نظر لباس همانند مادها بودند. در مورد پوشاک خاص زنان اين دوره آمده است: “از روي برخي نقوش مانده از آن زمان، به زنان بومي برمي خوريم که پوششي جالب دارند. پيراهن آنان پوششي ساده و بلند يا داراي راسته چين و آستين کوتاه است. به زنان ديگر آن دوره نيز برمي خوريم که از پهلو به اسب سوارند. اينان چادري مستطيل بر روي همه لباس خود افکنده و در زير آن، يک پيراهن با دامن بلند و در زير آن نيز، پيراهن بلند ديگري تا به مچ پا نمايان است.”6
“لباس زنان اشکاني پيراهني بلند تا روي زمين، گشاد، پرچين، آستين دار و يقه راست بوده است. پيراهن ديگري داشته اند که روي اولي مي پوشيدند و قد اين يکي نسبت به اولي کوتاه و ضمناً يقه باز بوده است. روي اين دو پيراهن چادري سرمي کردند.”7
زنان عهد هخامنشي عموماً چادر بر سر داشته و پيراهن‎هاي بلندي که تا مچ پاي آنان رامي‎پوشانده به تن مي‎کرده‎اند8
زنان عهد ساساني، گاهي چادر گشاد و پُرچينبه سر مي‎کردند که تا وسط ساق پا مي‎رسيده است. نقوشي از بانوان ساساني دربشقاب‎هاي نقره ساخته شده است که در آن هر يک از بانوان، چادري به خود پيچيده‎دارند.9 زنان در اين دوره که احکام ديني زرتشتيان در کشور اعمال مي شده است، همچنان داراي حجاب کامل بودند. در مورد پوشاک زنان چنين آمده است: “چادر که از دوره هاي پيش مورد استفاده بانوان ايران بوده است، در اين دوره نيز به صورت مختلف مورد استعمال داشته است.”10
1-3-ضرورت واهداف تحقيق
ضرورت طرح اين موضوع در اين پايان نامه از آن جهت است که از ويژگيهاي جوامع بشري پس از عصر روشنگري بي توجهي به مباني اخلاقي و ناديده انگاري نيازهاي معنوي بشر در سامان دهي روابط اجتماعي و تدوين مفاد حقوق مدني بود. اين رخداد تلخ در گذار از زندگي سنتي به مدرن موجب آن گرديد که انسان از موضع مسئوليت پذيري و انعطاف اخلاقي فعال به موضع تاثير پذيري منفعل کشانده شود و انديشه هاي انسان محور و ظهور مکاتب اومانيسم موجباتي را فراهم ساخت که توجه جوامع بشري را معطوف بخش مادي زندگي گرداند و دين در مقابل دنيا و علم و عقل در مقابل شرع قرار گرفت . لذا حق گرائي و نقش تفکرات توحيدي در اسلوب قانونگذاري اجتماعي رو به زوال نهاد ، به گونه اي که نوع ارتباطات بشر بريده از دين و خدا محوري تعريف گرديد و تفکرات نوين عصر روشنگري جدايي سياست را از ديانت القا نمود به طوري که در مفاد و قراردادهاي حقوقي و معاهدات بين المللي ديگر جايي از ” حق الله ” باقي نماند .
لذا به رغم آنکه تمام مکاتب حقوقي بر اصولي چون نفي ظلم و تحقق عدالت اصرار مي ورزيدند ، ليکن بنيان حقوق و مکاتب اجتماعي بر پايه شرک و دخالت مستقيم انسان و نفي حاکميت الهي مقرر گرديد که حاصل آن تعدد تفکرات انسان مدار،توسعه شکاکيت، نسبيت ، فردگرايي ، غلبه منافع فردي و فرعي و حزبي بر مصالح جمعي و بالاخره توسعه فرهنگ سلطه و نفي کرامت ، عزت ، استقلال ، معنويت و عدالت و عفت از جوامع بود .
اين وضعيت در جهان به موازات دين زدايي از پيکره زندگي بشر، اختلالاتي را در جوامع اسلامي پديد آورد، که از آن جمله تحت الشعاع قرار دادن پوشش ديني و حتي بي اعتبارساختن لباس ملي آنان بود. اگر چه آنان با سلاح تعقل گرايي وعلم به کارزار دين آمده بودند
ليکن واقعيت ان بود که عقل وخرد، ابزاري براي توسعه اهداف آنان بيش نبود
1-4-فرضيه ها
چرا حجاب کامل زنان فقط در کشور ايران اجباري است؟ فرضيه ي تحقيق
پرسش :چرا حجاب به صورت پوشش کامل بدن به جز قرص صورت و مچ پا و مچ دست، فقط در کشور ايران اجباريست و در ديگر کشورهاي مسلمان به اين صورت نيست ؟ مگر کشورهاي عربستان يا مصر يا ترکيه يا … مسلمان نيستند؟
پاسخ اجمالي:حجاب و پوشش زنان يکي از دستورات اسلام است. در ديگر اديان الهي نيز چنين دستوري وجود داشته است . در قرآن مجيد و بسياري از روايات محدوده ي آن به اين صورت بيان شده است که زن در برابر نامحرمان تنها مي تواند صورت و دو کف دست خود را آشکار کند. بنا بر اين تشريع و قانون مند شدن آن ربطي به حکومت ها و نظام هاي اسلامي و غير اسلامي ندارد . حجاب تا آنجا که در حريم زندگي خصوصي افراد است، يک امر فردي و خصوصي است و کسي نمي‌تواند دخالت کرده، ولي آنگاه که به يک امر اجتماعي تبديل شد و با حقوق ديگران ارتباط پيدا کرد، حکومت و حاکم مي تواند از باب نهي از منکر و صيانت از اخلاق و معنويت جامعه، رعايت حجاب را الزامي کند و براي آن مجازات تعيين نمايد، زيرا بي حجابي از محرمات الهي محسوب مي گردد و طبق قاعده هر فعل حرامي قابل تعزير است.
بنابراين آنچه بر عهده ي همه حکومت ها و نظام هاي اسلامي است اجراي دقيق دستورات اسلام است که متأسفانه بسياري از دولت هاي اسلامي در اين زمينه کوتاهي مي کنند.
پاسخ تفصيلي:حجاب و پوشش زنان يکي از دستورات اسلام است که در ديگر اديان الهي نيز چنين دستوري وجود داشته است. حجاب و پوشش زن به حدي اهميت دارد که در قرآن مجيد و بسياري از روايات، مطرح و محدوده ي آن بيان شده است.
خداوند متعال در سوره ي نور در اين باره مي فرمايد: “به زنان مؤمن بگو که چشمان خود فرو گيرند و شرمگاه خود نگه دارند و زينت هاي خود را جز آن مقدار که پيداست، آشکار نکنند و مقنعه هاي خود را تا گريبان فرو گذارند و زينت هاي خود را آشکار نکنند، جز براي شوهر خود يا پدر خود و يا … و نيز چنان پاي بر زمين نزنند تا آن زينت که پنهان کرده اند دانسته شود… دراين آيه به وجوب پوشانيدن تمام زينت ها و سر و گردن در برابر نامحرمان تصريح شده است.بسياري معتقدند که صورت و دست ها از مچ به پائين (وجه و کفين) از حکم حجاب استثنا شده اند و در آيه هم قرائنى بر اين استثنا وجود دارد؛ از جمله
الف: استثناي زينت ظاهر در آيه ي فوق، خواه به معنى محل زينت باشد يا خود زينت، دليل روشنى است بر اينکه پوشاندن صورت و کفين لازم نيست.
ب: مفهوم دستور آيه ي فوق در مورد انداختن گوشه ي مقنعه [و روسري] به روى گريبان، که منظور، پوشانيدن تمام سر و گردن و سينه است و سخنى ا

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید