و نصارا،‌ تستر کامل را رعايت مي‌کردند، و زنان بت‌پرستان نيز اگر از اشراف بودند، تستر را رعايت مي‌کردند. چنان چه در غرب نيز تا قبل از رنسانس رعايت مي‌کردند و بعداً توسط سرمايه‌داران و مفسدين حاکم [که منظور استثمار و سودجويي بيشتر و رايگان] مورد هجمه و ممنوعيت قرار گرفت.
در زمان بعثت نيز فقط بردگان بي‌دين و نيز زنان مسيحي که برده‌ي يهوديان بودند، حق نداشتند که موهاي سر خود را بپوشانند. چرا که يهوديان فضليت تستر را مختص زنان خود و اشراف مي‌دانستند و اجازه نمي‌دادند که بردگانشان و از جمله زنان مسيحي برده، مانند زنان آنان تستر داشته باشند و بايد حتماً با موهاي باز در انظار حاضر مي‌شدند که معلوم شود برده هستند. لذا بدحجابي از همان ابتدا تا کنون نشان از بردگي [اختياري و اجباري، دانسته و نداسته] داشته و دارد. چه بردگي به سبک اعراب قديم، چه به سبک قرون وسطايي، چه به سبک مدرن امروزي و چه بردگي نفس. امروزه نيز زنان مکرم و مقدس در همه‌ي اديان و اقوام تستر خود را رعايت مي‌کنند و از نظر اسلام، همه‌ي زنان بايد مکرم و مقدس باشند. انسان موجود شريفي است. و از نظر اسلام، مکان مقدس صرفاً مسجد، کليسا، کنيسه يا معبد نيست، تقدس جامعه به مراتب بيشتر است.
بديهي است که پس از بعثت و به ويژه پس از استقرار حکومت اسلامي، هر دو معضل برداشته شد. نه کسي اجازه داشت که بردگان را بي‌تستر کند و نه کسي اجازه داشت که زنان مسيحي را به بردگي کشيده و حجاب از سرشان بردارد. و البته پيامبر اعظم (ص) نه تنها در تحقق و اجراي همه‌ي احکام اسلامي در جامعه نهايت جديت را داشتند، بلکه نسبت به تحرکات تبليغي “جنگ نرم” عليه معارف و احکام اسلامي با شدت به مراتب بيشتري بر خورد مي‌نمودند. در قرآن کريم نيز به برخورد با جريانات فرهنگي مخالف، تأکيد فراواني شده است و عذاب اخروي آنان نيز شديدتر قيد شده است. چنان چه هر کجا سخن از “صدوا عن سبيل الله” آمده است، به همين معنا اشاره دارد. چرا که سد کردن به معناي بستن يک راه همه جا به يک معنا است، اما اگر به يک جريان يا تحرک مادي اطلاق شود با “س” بيان مي‌گردد و اگر به يک جريان يا تحرک غير مادي و “فرهنگي” اطلاق شود با “ص” بيان و نوشته مي‌شود. به عنوان مثال مي‌فرمايد:
” الَّذينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَن سَبيلِ اللَّهِ زِدناهُم عَذاباً فَوقَ العَذابِ بِما كانُوا يُفسِدُونَ” 57
ترجمه: و كسانى كه كافر بوده‏اند و مردم را از راه خدا باز داشته‏اند به سبب آن فسادى كه كرده‏اند عذابى بر عذابشان بيفزاييم‏.
” إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَن سَبيلِ اللَّهِ ثُمَّ ماتُوا وَ هُم كُفَّارٌ فَلَن يَغفِرَ اللَّهُ لَهُم” 58
ترجمه: بيگمان كسانى كه كافر شدند و [مردم را] از راه خدا باز داشتند، سپس در حالى كه كافر بودند مردند، خدا هرگز برايشان نبخشايد.
در خاتمه عزيزان دقت داشته باشند که در هر جامعه‌اي، رعايت همه‌ي قوانين اجتماعي اجباري است و حتي ندانستن يک قانون نيز دليل بر جواز عدم رعايت آن نمي‌شود. اگر رعايت قوانين در يک جامعه اجباري نباشد، حتماً هرج و مرج حاکم مي‌گردد و جامعه‌ي انساني به جنگلي مبدل مي‌گردد که در آن جنگل، زورمداران رعايت قوانين خود را به زير دستان اجبار مي‌کنند. اما نوبت به اسلام که مي‌رسد، مي‌خواهند القاء کنند که مثل يک بازي، اختياري است
فصل سوم
مستندات حجاب
3-1-بخش اول: آيات
3-1-1- حجاب درقرآن
مسئله حجاب در دو سوره از سوره هاى قرآن مطرح شده است. ابتدا اين نكته به طور اجمال در سوره احزاب مطرح شده و سپس با تفصيل بيشتر در سوره نور آمده است:
و َقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيوبِهِنَّ وَلَا يبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِى إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِى أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيرِ أُوْلِى الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا يضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيعْلَمَ مَا يخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ 59; و به زنان با ايمان بگو ديدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و پاكدامنى ورزند و زيورهاى خود را آشكار نگردانند مگر آن چه طبعاً از آن پيداست، و بايد روسرى خود را بر گردن خويش [فرو] اندازند و زيورهايشان را جز براى شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنان [همكيش] خود يا كنيزانشان يا خدمت كاران مرد كه [از زن ]بى نيازند يا كودكانى كه بر عورت هاى زنان وقوف حاصل نكرده اند آشكار نكنند و پاهاى خود را [به گونه اى به زمين ]نكوبند تا آنچه از زينت شان نهفته مى دارند معلوم گردد. اى مؤمنان!همگى [از مرد و زن ]به درگاه خدا توبه كنيد اميد كه رستگار شويد. وَ الْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاء اللَّاتِى لَا يرْجُونَ نِكَاحًا فَلَيسَ عَلَيهِنَّ جُنَاحٌ أَن يضَعْنَ ثِيابَهُنَّ غَيرَ مُتَبَرِّجَات بِزِينَة وَ أَن يسْتَعْفِفْنَ خَيرٌ لَّهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ; و بر زنان از كار افتاده اى كه [ديگر ]اميد زناشويى ندارند گناهى نيست كه پوشش خود را كنار نهند [به شرطى كه] زينتى را آشكار نكنند، و عفت ورزيدن براى آن ها بهتر است و خدا شنواى داناست.
در شأن نزول سوره نور ” قل للمؤمنين يغضوا من أبصارهم ويحفظوا فروجهم…”60 جناب كلينى به سند خويش از سعد اسكاف نقل مى كند كه امام باقر(عليه السلام)فرمود:
جوانى از جماعت انصار در شهر مدينه با زنى روبه رو شد. در آن زمان زنان پوشش سر خود را پشت گوش هاى خود مى انداختند [در نتيجه، بنا گوش و گردن ايشان هويدا بود. ]وقتى زن از كنار وى گذشت جوان سر را به عقب برگرداند و هم چنان كه راه مى رفت وى را نظاره مى كرد و وارد كوچه اى شد و در حالى كه به پشت سر خود نگاه مى كرد به راه خود ادامه داد كه صورتش به استخوان يا تكه شيشه اى كه از ديوار بيرون زده بود برخورد كرد و شكست. وقتى آن زن از نظرش محو شد نگاه كرد و ديد كه بدن و لباسش خونين شد. [به خود آمد] و گفت: به خدا سوگند خدمت رسول خدا مى رسم و او را از اين مسئله خبر دار مى كنم. پس خدمت رسول خدا شرفياب شد. پيامبر از حال وى جويا شد و او جريان را به اطلاع آن جناب رساند. پس جبرئيل نازل شد و اين آيه را آورد: قل للمؤمنين يغضّوا من أبصارهم ويحفظوا فروجهم ذلك أزكى لهم إنّ الله خبيرٌ بما يصنعون.61
سيوطى نيز اين شأن نزول را به نقل از ابن مردويه از امام على(عليه السلام)نقل كرده است.62 از اين شأن نزول مى توان استنباط كرد كه اولين آياتى كه در تشريع حجاب و بيان محدوده نظر نازل شده، همين آيات سوره نور است.
گزارش هاى تاريخى حاكى از آن است كه مسلمانان بعد از نزول اين آيات، رويه متفاوتى را پيش گرفتند و با شنيدن اين آيات به ضرورت ايجاد تغييرات و دگرگونى هايى در چگونگى پوشش زنان پى بردند و به همين دليل بعد از نزول اين آيات، زنان با پوشش هاى متفاوتى در اجتماع حاضر مى شدند. مثلا طبرى (244ـ310 ق) در تفسير خود آورده است:
عن عائشه زوج النبى(صلى الله عليه وآله) انّها قالت يرحم الله النساء المهاجرات الاول لما انزل الله”وليضربنّ بخمرهنّ…” شققن اكثف مروطهن فاختمرن به;63 رحمت خدا بر زنان مهاجر پيشگام باد كه هنگامى كه خداوند فرمان حجاب را نازل فرمود، ضخيم ترين پوشش هاى پشمين خود را برش داده و با آن سر و گردن خود را پوشاندند.
سيوطى (849ـ911 ق) نيز به سند خود از ام سلمه نقل مى كند كه بعد از نزول آيه “يدنين عليهن من جلابيبهن” زنان انصار از منازلشان با پوشش هاى مشكى خارج مى شدند به گونه اى كه به نظر مى رسيد بر سر ايشان كلاغى نشسته است.64 به گفته سيوطى اين گزارش ذيل آيه “وليضربن بخمرهن” از سوره نور نيز در جوامع روايى متعددى نقل شده است.65 در كلام ديگرى آمده است كه نزد عايشه از برترى زنان قريش سخن به ميان آمد. او گفت زنان قريش صاحبان فضيلت اند اما به خدا قسم من در پاى بندى به كتاب خدا و ايمان به قرآن كسى را برتر از زنان انصار نديدم. وقتى آيه “وليضربنّ بخمرهنّ على جيوبهنّ” نازل شد و مردان اين آيه را در خانه ها بر زنان خود خواندند، بعد از آن هر يك از آن زنان با لباس خود، سر و كناره هاى صورتش را مى پوشاند. آنان وقتى صبح پشت سر رسول خدا به نماز ايستادند سر و گردن خود را پوشانده بودند به گونه اى كه خيال مى كردى بر سر آن ها كلاغ نشسته است.66
از آنچه گذشت معلوم مى شود كه برداشت مردم از اين آيات، ضرورت تجديد نظر در چگونگى حضور زنان در اجتماع و بين نامحرمان بود.
فقها و مفسران نيز مفاد اين آيات را وجوب پوشش خاص براى زنان در برابر مردان نامحرم دانسته اند.67 در محدوده دلالت آيات، 32ـ33 و 53 سوره احزاب68نيز بين مفسران اختلاف است.
3-1-2-تاريخ نزول احزاب ونور
به اتفاق دانشمندان علوم قرآن سوره هاى نور و احزاب از سوره هاى مدنى قرآن هستند. بر اساس نقل بسيارى از دانشمندان علوم قرآن سوره احزاب كه متعرض حوادث سال پنجم هجرى است چهارمين يا پنجمين سوره اى است كه در مدينه بر پيامبر اكرم ـ صلوات الله و سلامه عليه ـ نازل شد و سوره نور نيز بعد از سوره نصر كه بعد از صلح حديبيه [سال ششم هجرى] و قبل از فتح مكه [ماه رمضان سال هشتم ]در مدينه بر پيامبر نازل شده است.69
محققان تاريخ اسلامى نيز معتقدند كه سوره نور به طور تقريبى در سال هشتم هجرى آغاز شد، زيرا اين سوره بعد از سوره نصر كه در سال هشتم نازل شد و در تاريخ نقل شده كه پيامبر بعد از اين سوره دو سال در قيد حيات بود و سوره نور بعد از سوره احزاب كه نزول آن از آغاز سال پنجم شروع شد، نازل شده است. به روايت ابن عباس چندين سوره بين زمان نزول سوره نور و احزاب فاصله شده است.70
3-1-3-تفسير آيه حجاب
حجاب؛ معناي مختلفي مانند: “پرده، ستر، نقابي که زنان چهره خود را با آن مي­پوشانند، روي­بند، برقع، چادري که زنان سرتا پاي خود را بدان مي­پوشانند” دارد. در کل مي­توان گفت حجاب به معني پوشش است 71
4-3-بخش دوم
3-2-1-حجاب در روايات
شواهد روايى متعددى نيز گوياى اين نكته اند كه حجاب در زمان رسول خدا واجب شد و آن جناب با كسانى كه خود را با وضعيت جديد وفق نداده بودند و هنوز از پوشش مرسوم گذشته استفاده مى كردند برخورد مى كرد و تذكر مى داد.
در رواياتى از سوى رسول خدا(صلى الله عليه وآله) محدوده حجاب بيان شده است. به عنوان نمونه در روايتى آمده است كه نمايان ساختن تمام بدن براى زوج رواست و سر و گردن را مى توان در برابر پسر و برادر آشكار كرد، اما در برابر نا محرم بايد از چهار پوشش استفاده كرد: پيراهن (درع)، روسرى (خمار)، پوششى وسيع تر از روسرى كه بر روى سينه مى افتد72 (جلباب) و چادر (ازار)73.
شيخ صدوق به سند خود از امام صادق(عليه السلام) و آن حضرت از پدران خود از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نقل مى كنند كه آن حضرت فرمود:
روا نيست زنى كه به دوران عادت ماهانه بلوغ رسيده موى جلوى سر و گيسوان خود را آشكار كند.74
در روايت ديگرىآمده است كه براى پيامبر(صلى الله عليه وآله) چند قواره پارچه آوردند. پيامبر قواره اى را به يكى از ياران خود داد و به او فرمود كه اين را دو قسمت كن: قسمتى را براى خود جامه كن وقسمت ديگر

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید