پوشيدن چادر از دغدغه ى شرکت در يک رقابت و مدپرستى نجات يابد.
هـ) حجاب، مبارزه ى زنان با دشمنان اسلام
حجاب کامل بانوان در جامعه ى اسلامى مبارزه اى است با سلطه گران و جنايتکاران دنيا که هميشه سعى داشته اند با ترويج بى بندوبارى و بدحجابى، ارزش هاى اسلامى را پايمال و بر ملت هاى ستمديده سلطه پيدا کنند. مستر همفر، جاسوس انگليسى در کشورهاى اسلامى، در بخشى از خاطرات خود، آن جا که نقاط قوت مسلمانان را برمى شمارد، به مورد حجاب اشاره مى کند و مى گويد:
زنان مسلمان داراى حجابى محکم هستند که نفوذ فساد در ميان آنها ممکن نيست بنابراين بايد آنان را فريب داد و از زير چادر و عبا بيرون کشيد. پس از آن که زنان را از چادر و عبا بيرون آورديم، بايد جوانان را تحريک کنيم که دنبال آنها بيفتند تا در ميان مسلمانان فساد رواج يابد و براى پيش برد اين نقشه، لازم است اول زنان غير مسلمان را از حجاب بيرون آوريم تا زنان مسلمان از آنان ياد بگيرند.40
اگر چادر سر راه نفوذ دشمنان استعمارگر نبود، هيچ گاه يک جاسوس اين اندازه براى زوال آن به فريبکارى نمى پرداخت. اگر حجاب اسلامى، به ويژه چادر، اهميت خاصى نداشت، چه در کشورهاى اسلامى و چه در کشورهاى غربى، آن را به عنوان يک مدل لباس زنانه، در کنار صدها مدل ديگر مى پذيرفتند. اگر چادر از جايگاه حساس و ارزش بلند برخوردار نبود، هرگز استعمار غرب، رضاخان را بر آن نمى داشت که تمام حکومت خود را براى از بين بردن چادر بسيج کند. آرى چادر خيمه ى عفاف پيروان فاطمه(عليها السلام) است که با گذشت 14 قرن، نداى آزادى بخش آن حضرت هم چنان در گوش تاريخ طنين انداز است.
علاوه بر فوايد ياد شده، فوايد و آثار ديگرى نيز مى توان براى حجاب و پوشش نام برد از جمله:
حفظ ارزش هاى انسانى در جامعه، مانند عفت، حيا و متانت و نيز کاهش مفاسد اجتماعى هدايت، کنترل و بهره مندى صحيح و مطلوب از اميال و غرايز انسانى تأمين و تضمين سلامت و پاکىِ افراد جامعه.41
2-2-3- انواع حجاب قرآني
1. حجاب چشم؛ خداوند در آيه 30 سوره مبارکه نور مي‌فرمايند؛ “قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ؛ به مردان با ايمان بگو ديده فرو نهند و پاکدامنى ورزند که اين براى آنان پاکيزه‏تر است زيرا خدا به آنچه مى‏کنند آگاه است.” و نيز در آيه 31 همين سوره آمده است که “وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ …؛ و به زنان با ايمان بگو ديدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و پاکدامنى ورزند و زيورهاى خود را آشکار نگردانند …”
2. حجاب در گفتار؛ نوع ديگر حجاب و پوشش قرآني، حجاب گفتاري زنان در مقابل نامحرم است. و در آيه 32 سوره مبارکه احزاب آمده است که؛ “يَا نِسَاء النَّبِيِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا؛ اى همسران پيامبر شما مانند هيچ يک از زنان [ديگر] نيستيد اگر سر پروا داريد پس به ناز سخن مگوييد تا آنکه در دلش بيمارى است طمع ورزد و گفتارى شايسته گوييد.”
3. حجاب رفتاري؛ نوع ديگر حجاب و پوشش قرآني، حجاب رفتاري زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونه‌اي راه نروند که با نشان دادن زينت‌هاي خود باعث جلب توجه نامحرم شوند.42
از مجموع اين مباحث، به روشني استفاده ميشود که مراد از حجاب اسلامي، پوشش و حريم قايل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم، در خلال رفتارهاي مختلف آنها، مثل نحوه پوشش، نگاه، حرف زدن و راه رفتن است، بنابراين، حجاب و پوشش زن، به منزله يک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرمي است که قصد نفوذ و تصرف در حريم ناموس ديگران را دارند.
2-2-4- ابعاد حجاب
حجاب در لغت به معناي مانع، پرده و پوشش آمده است. استعمال اين کلمه، بيش‎تر به معني پرده است. اين کلمه از آن جهت مفهوم پوشش مي‎دهد که پرده، وسيله‎ي پوشش است، ولي هر پوششي حجاب نيست؛ بلکه آن پوششي حجاب ناميده مي‎شود که از طريق پشت پرده واقع شدن صورت ‎گيرد.
حجاب، به معناي پوشش اسلامي بانوان، داراي دو بُعد ايجابي و سلبي است. بُعد ايجابي آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبي آن، حرام بودن خودنمايي به نامحرم است؛ و اين دو بُعد بايد در کنار يکديگر باشد تا حجاب اسلامي محقق شود؛ گاهي ممکن است بُعد اول باشد، ولي بُعد دوم نباشد، در اين صورت نمي‎توان گفت که حجاب اسلامي محقق شده است.
اگر به معناي عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بناميم، حجاب مي‎تواند اقسام و انواع متفاوتي داشته باشد. يک نوع آن حجاب ذهني، فکري و روحي است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامي، مانند توحيد و نبوت، از مصاديق حجاب ذهني، فکري و روحي صحيح است که مي‎تواند از لغزش‎ها و گناه‎هاي روحي و فکري، مثل کفر و شرک جلوگيري نمايد.
علاوه بر اين، در قرآن از انواع ديگر حجاب که در رفتار خارجي انسان تجلي مي‎کند، نام برده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصيه شده
2-3-بخش سوم
2-3-1- حجاب درگفتار
نوع ديگر حجاب و پوشش قرآني، حجاب گفتاري زنان در مقابل نامحرم است:
فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ43 پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگوييد؛ مبادا آن که دلش بيمار (هوا و هوس) است به طمع افتد
2-3-2- حجاب رفتاري
نوع ديگر حجاب و پوشش قرآني، حجاب رفتاري زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونه‎اي راه نروند که با نشان دادن زينت‎هاي خود باعث جلب توجه نامحرم شوند
وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ44 و آن طور پاي به زمين نزنند که خلخال و زيور پنهان پاهايشان معلوم شود.
از مجموع مباحث طرح شده به روشني استفاده مي‎شود که مراد از حجاب اسلامي، پوشش و حريم قايل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحاي مختلف رفتار، مثل نحوه‌ي پوشش، نگاه، ‌حرف زدن و راه ‎رفتن است.
بنابراين، حجاب و پوشش زن نيز به منزله‌ي يک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف در حريم ناموس ديگران را دارند. همين مفهوم منع و امتناع در ريشه‌ي لغوي عفت نيز وجود دارد؛
2-3-3- حجاب وعفت
دو واژه‌ي “حجاب” و “عفت” در اصل معناي منع و امتناع مشترک‎اند. تفاوتي که بين منع و بازداري حجاب و عفت است، تفاوت بين ظاهر و باطن است؛ يعني منع و بازداري در حجاب مربوط به ظاهر است، ولي منع و بازداري در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت يک حالت دروني است، ولي با توجه به اين که تأثير ظاهر بر باطن و تأثير باطن بر ظاهر، يکي از ويژگي‌هاي عمومي انسان است؛ بنابراين، بين حجاب و پوشش ظاهري و عفت و بازداري باطني انسان، تأثير و تأثّر متقابل است؛ بدين ترتيب که هرچه حجاب و پوشش ظاهري بيش‌تر و بهتر باشد، اين نوع حجاب در تقويت و پرورش روحيه‌ي باطني و دروني عفت، تأثير بيش‌تري دارد؛ و بالعکس هر چه عفت دروني و باطني بيش‌تر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهري بيش‌تر و بهتر در مواجهه با نامحرم مي گردد.
2-3-4-مفهوم وابعاد حجاب درقرآن
در متن قرآن به زنان درباره‌ي نحوه? پوشششان دستورهايي داده شده اما هيچ دستور صريحي براي پوشاندن مو، يا حتي گردن و دست و پا وجود ندارد.45 46آيات ?? و ?? سوره‌ي نور و آيه‌ي ?? سوره‌ي احزاب به مسائل مربوط به پوشش زنان مي‌پردازند. در آيه‌هاي ?? و ?? سوره? نور آمده:
قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضوا مِنْ أَبْصرِهِمْ وَ يحْفَظوا فُرُوجَهُمْ ذَلِک أَزْکي لهَُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرُ بِمَا يَصنَعُونَ47 وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَتِ يَغْضضنَ مِنْ أَبْصرِهِنَّ وَ يحْفَظنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلا مَا ظهَرَ مِنْهَا وَ لْيَضرِبْنَ بخُمُرِهِنَّ عَلي جُيُوبهِنَّ وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ ءَابَائهِنَّ أَوْ ءَابَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَنِهِنَّ أَوْ بَني إِخْوَنِهِنَّ أَوْ بَني أَخَوَتِهِنَّ أَوْ نِسائهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَت أَيْمَنُهُنَّ أَوِ التَّبِعِينَ غَيرِ أُولي الارْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظهَرُوا عَلي عَوْرَتِ النِّساءِ وَ لا يَضرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلي اللَّهِ جَمِيعاً أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ(ترجمه: به مردان مؤمن بگو ديدگان خويش را از نگاه به زنان نامحرم باز گيرند و پاکدامني ورزند که اين برايشان پاکيزه‌تر است زيرا خدا از کارهايي که مي‌کنيد آگاه است (??) و به زنان با ايمان بگو چشم از نگاه به مردان نامحرم فرو بندند و پاکدامني کنند و زينت خويش را جز آنچه که طبعا از آن آشکار است آشکار نسازند و بايد که روپوش‌هايشان را به گريبان‌ها کنند و زينت خويش را نمايان نکنند مگر براي شوهرانشان، يا پدران و يا پدر شوهران يا پسران و يا پسر شوهران و يا برادران و يا خواهرزادگان و يا برادرزادگان و يا زنان (همجنس خود) و يا آنچه مالک آن شده‌اند يا خدمتکاران مرد که تمايلي به زن ندارند و يا کودکاني که از اسرار زنان خبر ندارند، و مبادا پاي خويش را [به گونه‌اي] به زمين بکوبند که آنچه از زينتشان که پنهان است ظاهر شود اي گروه مؤمنان همگي به سوي خدا توبه بريد شايد رستگار شويد.)
در مقابل، مخالفان، هم در مفروض بودن لزوم پوشيدن خمار در اين آيه، هم در پوشانده شدن موي سر توسط خمار، و هم درباره‌ي امکان چنين استنباط فقهي حتي با قبول اين فرض‌ها، تشکيک مي‌کنند48.49
آيه‌ي ديگري که در آن به مسئله‌ي پوشش زنان مسلمان پرداخته شده، است.50 در اين آيه از زنان پيامبراسلام و زنان مومنان خواسته مي‌شود که جلباب‌هاي خود را بر خويش فرو افکنند، تا شناخته نشوند تا مورد آزار قرار نگيرند:
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ? ذَ?لِکَ أَدْنَي? أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ ? وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا (ترجمه: اي پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: “جلبابها [= روسري‌هاي بلند] خود را بر خويش فروافکنند، اين کار براي اينکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است؛ (و اگر تاکنون خطا و کوتاهي از آنها سر زده توبه کنند) خداوند همواره آمرزنده رحيم است).
استدلال موافقان و مخالفان حجاب موي سر در باره‌ي اين آيه مشابه مورد قبلي است. علاوه بر اين، مخالفان با توجه به متن آيه که علت اين دستور را شناخته شدن زنان مسلمان (احتمالا از کنيزان) و در نتيجه آزار نديدن آنان معرفي مي‌کند، اين آيه را حتي در صورت دلالت بر وجوب پوشش سر، براي وجوب هميشگي حجاب موي سر کافي نمي‌دانند51.52
2-3-5-هدف وفلسفه حجاب
هدف اصلي تشريع احکام در اسلام، قرب به خداوند است که به وسيله‌ي تزکيه‌ي نفس و تقوا به دست مي‎آيد:
إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ53بزرگوار و با افتخارترين شما نزد خدا با تقواترين شماست.
-=هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَکِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید