ز پوشانيدن صورت در آن نيست، قرينه ي ديگرى بر اين مدعا است11. شواهد تاريخى نيز نشان مى‏دهد که نقاب زدن بر صورت در صدر اسلام جنبه ي عمومى نداشته است.
ائمه ي طاهرين(ع) نيز در روايات زيادي، در توضيح و تفسير اين آيه ي شريفه، مقدار لازم حجاب و پوشش واجب را بيان کرده­اند. فضيل يسار (يکي از ياران امام صادق (ع)) مي­ گويد از آن حضرت سؤال کردم: آيا ذراعين (از مچ تا آرنج دست) زن، از زينتي که خداوند فرموده است نبايد آن را براي غير شوهران­شان آشکار کنند، محسوب مي­شود؟ حضرت فرمود: “بله و آنچه از بدن از خمار (روسري يا مقنعه) پائين تر است از زينت حساب مي شود… .”12
همچنين مسعدة بن زراره از امام صادق(ع) نقل مي کند که وقتي از حضرت در باره ي زينتي که زن مي تواند آشکار کند سؤال شد فرمود: “صورت و دو کف دست.”13
البته بايد به دو نکته توجه داشت:
1. از نظر اسلام، پيدا بودن صورت زن در صورتي اشکال ندارد که بدون آرايش يا همراه با آرايش هاي خيلي جزئي که در عرف زينت به حساب نمي آيد، باشد و مفسده اي را هم به همراه نداشته باشد.14
2. در مواردي که بيان مي شود که پوشيدن وجه و کفين لزومي ندارد، به اين معنا نيست که نگاه و نظر به آن از طرف مرد اشکالي ندارد، چون ملازمه اي بين آن دو نيست و آنچه در اينجا بدان پرداختيم مسئله ي اول است.)
بنا بر اين تشريع و قانون مند شدن حجاب زنان و تعيين محدوده آن بر عهده شارع مقدس اسلام (خداوند متعال و پيامبر اکرم (ص)) بوده که به خوبي انجام شده است. آنچه بر عهده حکومت ها و نظام هاي اسلامي است اجراي دقيق دستورات اسلام در همه زمينه ها و مخصوصا در زمينه حجاب و پوشش زنان (به خاطر تأثير آن در سلامت اخلاقي جامعه و استحکام بنيان خانواده ها) است.
حجاب تا آنجا که در حريم زندگي خصوصي افراد است، يک امر فردي و خصوصي است و کسي نمي‌تواند دخالت کرده و تجسس نمايد، ولي آنگاه که به يک امر اجتماعي تبديل شد و با حقوق ديگران ارتباط پيدا کرد ، حکومت و حاکم مي تواند از باب نهي از منکر و صيانت از اخلاق و معنويت جامعه، حجاب را الزامي کند و براي آن مجازات تعيين نمايد. بي حجابي از محرمات الهي محسوب مي گردد و طبق قاعده هر فعل حرامي قابل تعزير است و تعزير نيز با نظرِ حاکم است، يعني از ديدگاه فقهي حاکم شرع مي تواند براي جلوگيري از گسترش محرمات الهي و بالخصوص بي حجابي، مجازات وضع کند.]
متأسفانه بسياري از دولت هاي اسلامي در اين زمينه کوتاهي مي کنند و نتيجه آن همانا گسترش فساد اخلاقي، افزايش بي رويه طلاق و… است که در جوامع اسلامي مشهود است. شما داستان غم بار اندلس سابق و اسپانياي امروز را شنيده‌ايد و حرص و ولع مراکز استعماري را براي شيوع اخلاق جنسي غرب در بين مسلمين را ملاحظه مي­کنيد! آيا اگر زنان و دخترکان زيباروي طناز به بازار جوانان پاک و اما پر از غريزه و هيجان و شهوت در آيند و متاع جمال و نماي خود را در چشم و خيال حساس آنان به حراج گذاشته و از آنان دل ربايي کنند، جلوگيري از آنان دخالت در حريم شخصي افراد است؟ مسلما دخالت حاکميت اسلامي سالم به عنوان آمر به معروف و نگهبان سلامت اخلاق و معنويت ديني جامعه است ، البته به دور از افراط و تفريط.
البته از دير باز تاکنون در ايران و بسياري از کشورهاي اسلامي بحمدالله زنان مسلمان خود مدافعان واقعي و دلبسته گان حجاب ـ البته با مراتب مختلف آن ـ بوده و هستند و چنانچه در تاريخ ديده و خوانده‌ايد، در مقابل کشف حجاب رضا خاني و پسرش در ايران مقاومت ها کردند و هم اينک ما هر روزه شاهد صحنه هاي زيبايي از مقاومت زنان مسلمان در دفاع از حجاب اسلامي حتي در کشور هاي غير مسلمان مدعي آزادي هستيم که به بهانه هاي واهي از حضور زنان در مجامع علمي و دانشگاهي جلوگيري مي کنند.
1-5-ساختار ومحدوده تحقيق
اين تحقيق در پنج فصل به بررسي فقهي حجاب وحدود آن در مذاهب خمسه وحقوق ايران پرداخته که در فصل اول کليات تحقيق و در فصل دوم تعاريف، اصطلاحات و مباحث عام پرداختم و سپس در فصل سوم به بررسي مستندات حجاب ودر فصل چهارم به بررسي حجاب از نظر علما ء ودانشوران ايران و در فصل پنجم به بيان نتايج آن پرداخته است.روش تحقيق اين پايان‌نامه (توصيفي ـ تحليلي) است که شيوه‌ي جمع‌آوري اطلاعات آن بصورت کتابخانه‌اي بوده و در اين راستابه جمع‌آوري مطالب مربوط به موضوع آن بصورت فيش‌برداري و با بهره‌گيري از نرم‌افزارهاي تخصصي فقهي و حقوقي و پايگاههاي اينترنتي مي‌باشد.
فصل دوم
اصطلاحات ومفاهيم ومباحث عام
2-1-بخش اول
2-1-1- حجاب درلغت
الحجاب جمع حجب به معناي پرده و پوشش مي باشد15 . مي توان گفت که به حسب اصل لغت هر پوششي حجاب نيست؛ بلکه آن پوششي حجاب ناميده مي شود که از طريق پشت پرده واقع شدن صورت گيرد.16اين واژه را اين گونه توضيح مي دهد که حجاب به معناي ” لسان العرب ” ابن منظور در پوشاندن و نيز اسم چيزي که پوشانيدن با آن انجام مي گيرد ، مي باشد و هر چيزي که ميان دو چيز جدايي بياندازد ، حجاب است. 17
مفهوم حجاب چيست و از نظر قرآن و حديث، حجاب و پوشش اسلامي داراي چه ابعاد و اقسامي است؟
حجاب در لغت به معناي مانع، پرده و پوشش آمده است18. استعمال اين كلمه، بيش‎تر به معني پرده است19. اين كلمه از آن جهت مفهوم پوشش مي‎دهد كه پرده، وسيله‎ي پوشش است، ولي هر پوششي حجاب نيست؛ بلكه آن پوششي حجاب ناميده مي‎شود كه از طريق پشت پرده واقع شدن صورت ‎گيرد20.
در اين نوشتار مراد ما از حجاب، پوشش اسلامي است، و مراد از پوشش اسلامي زن، به عنوان يكي از احكام وجوبي اسلام، اين است كه زن، هنگام معاشرت با مردان، بدن خود را بپوشاند و به جلوه‎گري و خودنمايي نپردازد.
بنابراين، حجاب، به معناي پوشش اسلامي بانوان، داراي دو بُعد ايجابي و سلبي است. بُعد ايجابي آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبي آن، حرام بودن خودنمايي به نامحرم است؛ و اين دو بُعد بايد در كنار يكديگر باشد تا حجاب اسلامي محقق شود؛ گاهي ممكن است بُعد اول باشد، ولي بُعد دوم نباشد، در اين صورت نمي‎توان گفت كه حجاب اسلامي محقق شده است.
گاهي مشاهده مي‎كنيم كه بسياري از زنان محجبه در پوشش خود از رنگ‎هاي شاد و زيبا و تحريك برانگيز استفاده مي‎كنند كه به اندامشان زيبايي خاصي مي‎بخشد و در عين پوشيده بودن بدن زن، زيبايي‎اش آشكار است، گويي كه اصلاً لباس نپوشيده است21؛ و اين دور از روح حجاب است.
اگر به معناي عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بناميم، حجاب مي‎تواند اقسام و انواع متفاوتي داشته باشد. يك نوع آن حجاب ذهني، فكري و روحي است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامي، مانند توحيد و نبوت، از مصاديق حجاب ذهني، فكري و روحي صحيح است كه مي‎تواند از لغزش‎ها و گناه‎هاي روحي و فكري، مثل كفر و شرك جلوگيري نمايد.
علاوه بر اين، در قرآن از انواع ديگر حجاب كه در رفتار خارجي انسان تجلي مي‎كند، نام برده شده است؛
مثل حجاب و پوشش در نگاه كه مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصيه شده ‎اند:
قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ22؛ اي رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.
قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ23؛ اي رسول به زنان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.
نوع ديگر حجاب و پوشش قرآني، حجاب گفتاري زنان در مقابل نامحرم است:
فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ24؛ پس زنهار نازك و نرم با مردان سخن نگوييد؛ مبادا آن كه دلش بيمار (هوا و هوس) است به طمع افتد.
نوع ديگر حجاب و پوشش قرآني، حجاب رفتاري زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونه‎اي راه نروند كه با نشان دادن زينت‎هاي خود باعث جلب توجه نامحرم شوند:
وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ25؛ و آن طور پاي به زمين نزنند كه خلخال و زيور پنهان پاهايشان معلوم شود.
از مجموع مباحث طرح شده به روشني استفاده مي‎شود كه مراد از حجاب اسلامي، پوشش و حريم قايل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحاي مختلف رفتار، مثل نحوه‌ي پوشش، نگاه، ‌حرف زدن و راه ‎رفتن است.
2-1-2- حجاب در اصطلاح
حجاب در کاربرد فقهي و اصطلاح فقيهان ، قلمرو کوچک تر و معناي محدودتري دارد و مقصود از آن پوشش ويژه اي براي زنان است، که مانع و بازدارنده ي نگاه نامحرمان به آنان و مانع انگيزش تمايلات جنسي مردان باشد،پيدايش و کاربرد اين اصطلاح به جاي ستر که در گذشته ميان فقيهان رايج و معمول بوده است. به باور برخي از محققان چون شهيد مطهري، پيشينه ي چنداني ندارد ويک اصطلاح نسبتاً جديد است.26
حجاب در علومى چون عرفان و طب و شايد ديگر علوم، اصطلاح خاصى دارد27اما در مسئله مورد بحث اين نوشتار كه مسئله اى فقهى است داراى معناى خاصى نيست. اين واژه در فقه در معناى لغوى خود كه همان پرده حائل ميان دو چيز باشد به كار رفته و معناى جديدى براى آن ايجاد نشده بود. در دوران متأخر اين واژه معناى اصطلاحى خاصى پيدا كرده و به پوشش خاص زنان اطلاق شده است. شهيد مطهرى در اين باره مى فرمايد:
استعمال كلمه حجاب در مورد پوشش زن اصطلاح نسبتاً جديدى است. در قديم و مخصوصاً در اصطلاح فقها كلمه ستر كه به معنى پوشش است به كار مى رفته است. فقها چه در كتاب الصلوة28 و چه در كتاب النكاح 29كه متعرض اين مطلب شده اند كلمه ستر را به كار برده اند نه كلمه حجاب را. بهتر اين بود كه اين كلمه عوض نمى شد و ما هميشه همان كلمه پوشش را به كار مى برديم، زيرا چنان كه گفتيم معنى شايع لغت حجاب، پرده است و اگر در مورد پوشش به كار برده مى شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همين امر موجب شده كه عده زيادى گمان كنند كه اسلام خواسته است زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود. پوشش زن در اسلام اين است كه زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گرى و خود نمايى نپردازد. آيات مربوطه همين معنى را ذكر مى كند و فتواى فقها هم مؤيد همين مطلب است… در آيات مربوطه، لغت حجاب به كار نرفته است. آياتى كه در اين باره هست چه در سوره مباركه نور و چه در سوره مباركه احزاب حدود پوشش و تماس هاى زن و مرد را ذكر كرده است بدون آن كه كلمه حجاب را به كار برده باشد. آيه اى كه در آن كلمه حجاب به كار رفته است مربوط است به زنان پيغمبر اسلام.30
معناى اصطلاحى جديد اين واژه، عبارت است از پوششى كه زن در برابر نامحرمان بايد استفاده كند و از جلوه گرى و خود نمايى بپرهيزد. در اين نوشتار نيز همين معناى اصطلاحى مورد نظر است، نه پرده نشينى زنان. ترديدى نيست كه حجاب در اين اندازه يكى از احكام مشترك اديان ابراهيمى31 و از احكام ضرورى اسلام بوده و همه طوايف اسلامى بر آن اتفاق نظر دارند.
2-1-3- عفاف در لغت
عَفَّ عَفًا عفافًا و عِفَه وعَفافَه يعني از حرام و گفتار و کردار ناپسند خودداري – کرد،پاکدامني ورزيد، عَفَّ عَن کذا:از فلان چيز پاکدامني ورزيد.32هم چنين در بيان معناي لغوي واژه ي عَفَّ از ماده)عفه و – “: عفاف در فرهنگ معاصر)عربي فارسي(چنين آمده است که پرهيزکردن،خويشتن داري کردن ازهرچيز ممنوع،حرام ،ازکارناپسند،پارسا بودن،با تقوا “: عفاف(يعني تعففّ ” بودن = عَفَّ عن:عفاف ورزيدن،خود داري کردن،شرم داشتن،دچارحيا شدن) از انجام کاري ، برابر .”) چيزي33
2-1-4-عفاف در اصطلاح
عفاف، اصطلاحي اخلاقي است.عالمان اخلاق، عفاف را در شمار مهم ترين فضايل اخلاقي جاي داده اند و فيلسوفان در حکمت عملي به آن پرداخته اند. علامه سيد محمد طباطبايي، عفاف را از اصول سه گانه ي فضيلت هاي اخلاقي مي داند که صبر، حيا،

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید