پيش‏دبستاني مي‏توانند خيلي از شكلهاي دو بعدي را كپي كنند. نشانه‏هايي از عمق نيز در نقاشيهاي آنها ديده مي‏شود. مثلاً اشياي دور را كوچكتر از اشياي نزديك مي‏بينند. در حدود 9 تا 10 سالگي بعد سوم نيز در نقاشيهاي آنها مشاهده مي‏شود (برك، 1381).
2-8- مهارتهاي رواني ـ حركتي
حركت كليد زندگي است ودر تمام جنبه هاي زندگي بشر وجود دارد. وقتي انسان يك فعاليت حركتي هدفدار را انجام مي دهد، در واقع حيطه‏هاي سه گانه شناختي، عاطفي و رواني ـ حركتي را با هم هماهنگ مي‏سازد. حركت، ذاتاً بطور مداوم انجام مي گيرد و حركات ظاهري يا بيروني بشر به وسيله تجارب گذشته، محيط پيرامون و موقعيت موجود تغيير مي يابند. از اين رو براي شناخت و استفاده موثر از تمامي اجزاي يك حركت، فرد بايد از نظر عضلاني، فيزيولوژيكي، اجتماعي، روان شناخت و عصبي آمادگي فهم و اجراي آن حركت را بطور موثر داشته باشد. به نظر مي رسد كه تمايل به درك و فهم عميق كودك و همچنين پي بردن به قلمرو حيطه رواني ـ حركتي در حال افزايش است. گاه همبستگي بين رشد ادراكي ـ حركتي و پيشرفت تحصيلي كودكان توسط متخصصان و مربيان مورد بررسي و پژوهش قرار مي گيرد. همچنين در مورد فعاليت حركتي و تجارب بازي گونه كه باعث رشد مفهوم فضا و كنترل بدن مي شود پژوهشهاي زيادي به عمل مي‏آيد. ميل فزاينده در زمينه شناخت رفتارهاي رواني ـ حركتي به طور غيرقابل اجتنابي نياز به نظريه آموزشي و شيوه يادگيري مناسب جهت اين حوزه را افزايش داده است، نظريه و شيوه‏هايي كه با آن بتوان رشد فرد در حوزه رفتارهاي حركتي را تا حد نهايي ممكن ساخت. امروزه آموزش و پرورش با فراهم ساختن فعاليت‏هاي حركتي معني‏داري كه بطور متوالي سازمان داده مي‏شوند، جهت كمك به فراگير در گسترش جريان يادگيري، نيروهاي بالقوه زيادي را دارا مي‏باشد (هارو، 1368).
اصطلاح رواني ـ حركتي به مفهومي كه در طبقه‏بندي كرات هول به كار رفته است نشان مي‏دهد كه رفتارهاي اين حيطه شامل فعاليت‏هاي زير است: مهارتهاي دستكاري، مهارتهاي حركتي و فعاليت‏هايي كه انجام آنها به هماهنگي رواني ـ عضلاني نياز دارد. هماهنگي رواني ـ عضلاني به طور خلاصه، همان كارايي ايجاد هماهنگي بين تحريك عصبي و حركت عضلاني است كه به طور منطقي نمي‏تواند به عنوان يك خرده طبقه مستقل در حيطه رواني ـ حركتي مورد مطالعه و بررسي قرار گيرد، زيرا كه به طور ذاتي در دو خرده طبقه ديگر وجود دارد. به عبارت ديگر، مهارتهاي حركتي را رفتارهاي قابل مشاهده انسان متحرك مي‏دانند. وقتي كه اصطلاح رواني ـ حركتي به دو جزء روان و حركت تقسيم مي شود. به طور ضمني حركتي ـ ذهني يا حركت ارادي را مي‏رساند. بنابراين به عنوان يك تعريف مشخص و واضح مي‏توان گفت كه واژه رواني ـ حركتي در برگيرنده همه حركات ارادي قابل مشاهده انسان است. خصوصيت يكسان همه رفتارهايي كه در حيطه رواني ـ حركتي قرار مي‏گيرند، آن است كه اولا همگي اعمال ارادي و قابل مشاهده يا الگوهاي عملي بوده كه به وسيله يادگيرنده به مرحله اجرا درمي‏آيند و ثانياً مربي آنها را به عنوان بخش اصلي هدفهاي آموزشي برنامه‏هايي كه براي آموزش دانش‏آموزان خود تعيين مي‏كند، انتخاب مي نمايد (هارو، 1368).
چيزي كه درن
– زمينه زباني
– زمينه شخصي ـ اجتماعي
آرنولد گزل (به نقل از كاپلان و سادوك، 2003) سه حوزه مهم رشد كودك يعني رفتار حسي ـ حركتي، رفتار سازگار (انطباقي) و رفتار اجتماعي فرد را مبنا قرار داده است. براساس پژوهشهاي خود جدولي را تنظيم كرده است كه قضاوت درخصوص رفتار كودكان منوط به درنظر گرفتن معيارهاي اين جدول مي‏داند.
جدول 2-2- شاخص‏هاي رشد رفتار
سن
رفتار حسي ـ حركتي
رفتار انطباقي
رفتار اجتماعي
تولد تا چهار هفتگي
بازتاب چنگ زدن، بازتاب طلبيدن، بازتاب مكيدن، تفكيك صداها، تشخيص مزه هاي شيرين و ترش، تعقيب با چشم، انجام حركات خزيدن متناوب
رفتار جستجوي غذا در روز چهارم پس از تولد، به صداي جغجغه و زنگ واكنش نشان مي دهد، براي لحظه اي به اشياء متحرك توجه مي كند.
حساسيست به صورت، صدا و چشمهاي مادر در ساعت اول عمر، لبخند درونزاد، بازي مستقل (تا دو سالگي)، با بلند كردن از زمين آرام مي گيرد، چهره بي تفاوت
4 هفتگي
مشت كردن دست ها، بالا نگه داشتن سر براي لحظاتي كوتاه، تثبيت نگاه
دنبال كردن اشياء متحرك تا خط وسط
توجه به چهره ها و تحرك اندك، واكنش به صحبت ها، لبخند زدن (براي مادر)
16 هفتگي
متعادل نگه داشتن سر، تطابق بينايي
دنبال كردن حركتي شي كند باچشم، به حركت درآوردن بازوان با ديدن اشياء آويزان
لبخند اجتماعي خودبخودي (برونزاد) وقوف به موقعيت هاي ناآشنا
28 هفتگي
محكم مي نشيند، روي دست ها به جلو خم مي شود، در وضعيت ايستاده روي پاها فعالانه جهش مي كند
هر يك از دست ها را براي گرفتن اسباب بازي دراز مي كند، جغجغه را به صدا درآورده و تكان مي دهد، اسباب بازيها را جابجا مي كند.
پاي خود را به طرف دهان مي برد، تصوير داخل آينه را لمس مي كند، شروع به تقليد صدا و حركات مادر مي كند.
40 هفتگي
به تنهايي و با هماهنگي خوب مي نشيند و مي خزد، خود را براي ايستادن بلند مي كند، با انگشت سبابه اشاره مي كند.
دو شي را با هم در خط وسط جور مي سازد،.
با دور شدن از مادر احساس اضطراب مي كند، به بازيهاي كودكانه واكنش نشان مي دهد، بطري شير خود را نگه مي دارد، بيسكوييت را به تنهايي مي خورد.
52 هفتگي
وقتي يك دستش را بگيرند راه مي‏رود، چند لحظه به تنهايي مي ايستد
چيزهاي تازه جستجو مي كند.
براي لباس پوشيدن هماري مي كند.
15 ماهگي
راه مي رود، از پله با خزيدن بالا مي رود
ـــــ
خواسته هاي خود را با اشاره يا صدا بيان مي كند، در بازي يا هنگام امتناع اشياء را پرت مي كند.
18 ماهگي
توپ را پرت مي كند، هماهنگ راه مي رود، اگر يك دستش را بگيرند از پله مي رود.
به سه چهار تا مكعب برج درست مي كند، كاغذ را خط خطي مي كند و تقليد نوشتن را درمي آورد.
قسمتي از غذاي خود را مي خورد و قسمتي را مي ريزد، اسباب بازيها را رديف مي كند، اسباب بازي خاصي مثل عروسك را با خود حمل كرده و بغل مي كند، برخي الگوهاي رفتاري را با كمي تاخير، تقليد ميکند.
2 سالگي
بدون افتادن بخوبي راه مي رود، توپ را لگد مي زند، به تنهايي از پله بالا و پايين مي رود، مهارتهاي حركتي ظريف افزايش مي يابد.
از 6 يا 7 مكعب برج مي سازد، دايره صليب را كپي مي كند، با سه مكعب پل مي سازد.
لباسهاي ساده را به تن مي كند، تقليدهاي خانگي، با اسم به خودش اشاره مي كند، به مادر نه مي گويد، اضطراب جدايي كاهش مي يابد، بازي موازي انجام مي دهد، در كنار ساير كودكان بازي مي كند اما با آنها كاري ندارد.
3 سالگي
سه چرخه سوار مي شود، از پله پايين مي رود، موقع بالا رفتن از پله ها پاها را متناوباً عوض مي كند.
از 9 يا 10 مكعب برج مي سازد، دايره صليب را كپي مي كند، سه مكعب پل مي سازد.
كفش هاي خود را مي پوشد، دكمه هايش را باز مي كند، نوبت را درك مي كند، خودش به خوبي غذا مي خورد.
4 سالگي
از پله ها با قدمهاي واحد پايين مي آيد. 5 تا 8 ثانيه روي يك پا مي ايستد.
صليب را كپي مي كند، چهار رقم را تكرار مي كند، ده شي را با اشاره صحيح نام مي برد.
دندانهايش را مسواك مي زند، با همكاري ساير بچه ها بازي مي كند.
5 سالگي
جست و خيز مي كند، پيشرفت در هماهنگي حركتي ظريف معمولاً كنترل اسفنگتر را دارد.
مربع را كپي مي كند، ده چيز را به درستي مي شمارد.
خودش لباس مي پوشد يا درمي آورد، چند حرف را مي تواند بنويسد، در بازيهاي ورزشي رقابت مي كند.
6 سالگي
دوچرخه سواري مي كند
نام خود را مي نويسد، مثلث را كپي مي كند.
بند كفشهايش را مي بندد.
سنجش رفتارهاي انطباقي و سازگارانه بايد متناسب باسطح رشد اجتماعي كودك انجام شود (آناستازي، 1378، زامياد، ياسمي و واعظي، 1375). براي مثال اگر طبق مقياس رشد اجتماعي واينلند، بخواهيم در مورد رفتارهاي سازگارانه كودكان قضاوت كنيم، بايد سطح رشدي كودك را مدنظر قرار دهيم. مقياس رشد اجتماعي واينلند در سه فرم زمينه‏يابي، گسترده و در مدرسه در دسترس است كه چهار قلمرو را مي‏سنجد:
1. قلمرو ارتباطي
2. قلمرو مهارتهاي روزانه زندگي
3. قلمرو اجتماعي شدن
4. قلمرو مهارتهاي حركتي و رفتار ناسازگارانه
2-11- نظريه هاي مربوط به رفتار ناسازگارانه كودكان
2-11-1- نظرية رواني ـ اجتماعي اريكسون1
اريك اريكسون با طرح مفهوم رشد در سراسر دوران زندگي به نوعي سنت‏شكني كرد و پا را از محدوده‏ها و چهارچوب‏هاي ديدگاه فرويد فراتر گذاشت. او معتقد بود كه رشد انسان از يك سري مراحل مشخص مي‏گذرد و در هر مرحله، كودك با بحراني روبه رو مي‏شود كه با توجه به محيط پيرامون كودك و عوامل اجتماعي موثر بر او ممكن است اين بحران را با موفقيت پشت سر بگذارد يا اينكه با حل ناموفق آن در مراحل بعدي تحول دچار دردسرهايي بشود. گذر از موفقيت‏آميز هر مرحله ضامن حل موفقيت آميز بحرانهاي مرحلة بعدي زندگي است. (براي مثال نگاه كنيد به شافر2، 2000، پاليا3 و اولدز4، 1995، لنفرا سوئيس5، 1996، دورتسزكي6، 196، برگر7، 2000).
سه مرحلة اول ديدگاه اريكسون با توجه به پژوهش حاضر (سنين پيش دبستاني) شرح داده مي‏شود.
مرحله اول: اعتماد بنيادي در مقابل بي اعتمادي (از تولد تا 18 ماهگي)
اريكسون در كتاب “هويت جواني و بحران” خاطر نشان مي‏كند كه بقاي كودك وابسته به دهان وي است و محبتش هم از طريق دهان ابراز مي شود. در واقع در اين دوره دهان الگوي رفتاري اصلي كودك را تشكيل مي‏دهد و جهان را از طريق حس لامسه، بينايي و دهان تجربه مي‏كند. رشد اعتماد بنيادي شيرخوار به دنيا ريشه در تجارب اوليه با مادر يا مراقب اوليه‏اش دارد. اريكسون معتقد است كه اعتماد نه به مقدار غذا بلكه به كيفيت رابطة كودك با مادر بستگي دارد. در صورتي كه مادر بتواند نيازهاي كودك را پيش‏بيني كرده و عليرغم پرخاشگري دهاني كودك همواره اين نيازها را به موقع برآورده سازد، كودك مي‏آموزد كه لحظات غيرقابل اجتناب ناكامي و محروميت را تحمل كند. مكانيسمهاي درون فكني و فرافكني به كودك اين امكان را مي‏دهد كه تداوم و يكنواختي ابتدايي هويت را تجربه كند. اريكسون ضمن تاكيد بر ويژگي اپي ژنتيك تغيير رواني ـ اجتماعي، بسياري از آسيبهاي رواني را نمونه‏اي از آن چيزي مي دانست كه آن را بحران رشد وخيم مي‏ناميد كه منظور از آن اين است كه رشدي كه در يك مرحله دچار مشكل شده باشد بر مراحل بعدي تاثير عمده‏اي بر جاي خواهد گذاشت. وقتي شخص در اثر اختلالات شديد و در روابط اجتماعي قبلي نتواند به حس اعتماد بنيادي يا فضيلت اميد دست يابد ممكن است علاوه بر ناسازگاري دوران كودكي در دوران بزرگسالي در معرض اختلالات رواني نظير اسكيزوفرني قرار بگيرد. اريكسون اعتقاد دارد كه رد پاي اعتياد را مي‏توان در مرحلة ابتدايي رشد رواني ـ اجتماعي جستجو كرد (كاپلان و سادوك، 2003).
مرحلة دوم: خودمختاري در مقابل شرم و ترديد (از 18 ماهگي تا 3 سالگي)
ضمن رشد تكلم و كنترل اسفنگتر و عضلات، كودك نوپا به تمرين نگهداشتن و رها كردن مي‏پردازد و نخستين تظاهرات اراده را تجربه مي كند. اين امر تا حد زيادي به ميزان و نوع كنترل والدين بر روي كودك بستگي دارد. كنترل غيرقابل انعطاف يا كنترل زودرس تلاشهاي كودك براي خوشتنداري را بي‏اثر كرده و در نتيجه پيشرفت يا پيشرفت كاذب بوجود مي‏آيد. اگر شرايط رشدي مناسب باشد و مراقبين كودك بتوانند محيط متناسب با نيازهاي تحول كودك ايجاد كنند، كودك به حس متناسبي از “داشتن و نگه داشتن” مي‏رسد اما اگر اين شرايط بهينه به هر دليل به هم خورد كودك در راه ايجاد ارادة معطوف به هدف شكست

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید