شرکت‌هاي کشورهاي توريستي ديگر دارد. سوم، گردشگري ساير صنايع اقتصادي را از طريق اثرات مستقيم، غير مستقيم والقايي به حرکت مي‌اندازد. چهارم، از اثرات گردشگري بر جامعه ميزبان اين است که منجر به ايجاد اشتغال و افزايش درآمد مي‌شود و همچنين به عنوان مورد پنجم، گردشگري مي‌تواند باعث بهره برداري مثبت اقتصادهاي در مقياس شرکت‌هاي ملي شود (فرانز و همکاران43، 2011). از مزاياي اقتصادي غير مستقيم جهانگردي مي‌توان از فعاليت‌هاي ساختماني، صنايع دستي هنري، کشاورزي باغداري، ماهيگيري، خدمات و کالاهاي مصرفي نام برد. توسعه و بهبود تجهيزات زيربنايي مانند جاده‌ها، خطوط ارتباطي و سيتم حمل و نقل از ديگر موارد آن مي‌باشد(الواني و پيروز بخت، 1385). مزاياي اقتصادي ناشي از گردشگري در ارتباط با جامعه ميزبان جبران خسارت‌هاي وارده به مردم محلي که به تحمل بسياري از هزينه‌هاي غير مستقيم ناشي از محدوديت‌هاي استفاده از زمين در ارتباط با وضعيت حفاظت از يک منطقه خاص را در بر مي‌گيرد (ماير و همکاران44، 2010). گرچه همچنين مي‌تواند اثرات منفي از قبيل، افزايش وابستگي به سرمايه‌گذران و شرکت‌هاي خارجي، ايجاد بي ثباتي و ضعف در بازار کار و تغيير جهت سرمايه گذاري از ساير مناطق توسعه يافته را به همراه داشته باشد، ليکن در تحقيقات انجام گرفته بيشتر به اثرات مثبت اقتصادي و برجسته کردن آن‌ها پرداخته شده است. گرچه با ديدگاه سيستمي، اقتصاد گردشگري همانطور که اشاره شد، جدا از مجموعه ديگر فعاليت‌ها و صنايع اقتصادي نيست و متأثر و تأثيرپذير است. همچنين در مورد اثرات منفي و مثبت آن بر روي جامعه ميزباننيز مي‌توان اشاره کرد که فعاليت‌هاي اقتصادي جامعه و مردم محلي و ميزبان گردشگري بر اقتصاد گردشگري اثرگذار و متأثر نيز مي‌باشد. در مجموعه، در هم تنيدگي فعاليت‌هاي اقتصادي حول محور گردشگري با ديگر شاخص‌هاي اقتصادي به حدي است که به عنوان مثال رشد اقتصادي موجب رشد گردشگري و افول اقتصادي موجب افول گردشگري است. از ان رو تقويت ارتباط بين گردشگري و ساير بخش‌هاي اقتصاد اهميت زيادي دارد(نجفي اسدالهي و رضا زاده، 1389).
2-2-3-2- اثرات زيست محيطي گردشگري
توسعه گردشگري مانند همه انواع توسعه نشان داده است که مي‌تواند اثرات مثبت و منفي بر روي محيط زيست جامعه ميزبان داشته باشد. توسعه گردشگري و زيرساخت‌هاي مورد نياز اين صنعت، اثرات مستقيم و غير مستقيم قابل توجهي روي سواحل، جنگل‌ها و ديگر منابع طبيعي داشته است. اثرات آن روي اکوسيستم از طريق افزايش جنگل‌زدايي، فرسايش، افزايش جريان آلاينده‌ها و مواد اضافي آلوده کننده در آب‌هاي ساحلي و زيرزميني، آلودگي‌هايي که مانع نور خورشيد و در نتيجه آسيب به گياهان مي‌شوند، گسترش پيدا کرده است (دويرون و ويسنبرگر45، 2014). گردشگري به مراتب بيش از آنکه تيرويي براي تقويت محيط باشد، نشان داده است که مي‌تواند مهم‌ترين عامل ايجاد مشکلات زيست محيطي است و از پتانسيل بالايي براي تخريب منابعي برخوردار است که به آن‌ها متکي است. در نتيجه امروزه توجه بيشتري معطوف به درک اثرات محيطي گردشگري و ايجاد اشکال پايداري از توسعه گردشگري شده است(ويليامز، 1388). گردشگري خود بايد هماهنگ با بخشي از محيط‌هاي طبيعي و فرهنگي و انساني باشد تا تعادل بين آن‌ها را حفظ کند، زيرا بخش عظيمي از فعاليت‌هاي تف فعاليتهاي يمي ا را حفظ کندنتيجه آسيب به گياهان ميتوجهي روي گردشگري اثرگذار و متأثر نيز مييع اقتصادي نيست و ريحي به طور مستقيم به منابع طبيعي در مقصد وابسته است. اثرات محيطي تأثير مستقيمي بر کيفيت زندگي جامعه ميزبان دارد و لذا به طور مستقيم در ارتباط با نوع نگرش و برخورد جامعه ميزبان نسبت به توسعه گردشگري خود را نشان مي‌دهد. استفاده بيش از حد از منابع طبيعي مناطق ميزبان، انحصاري و محدود شدن مناطق بکر در جهت استفاده گردشگران و افزايش هزينه دسترسي به اين منابع براي جامعه ميزبان، در نتيجه توسعه گردشگري، باعث بازخوردهاي منفي از سوي جامعه ميزبان مي‌شود. افزايش انواع آلودگيها و تخريب منابع طبيعي، افزايش پراکندگي زباله در جنگل‌ها و افزايش ترافيک شهري و بين شهري در روزهاي تعطيل، تغيير کاربري اراضي شهري و روستايي نارضايتي ساکنان منطقه ميزبان را به دنبال دارد(باباخانزاده، 1392) که به نظر مي‌رسد حتي موضوعاتي مانند پارک‌هاي ملي که در راستاي برقراري تعادل ايجاد شده است نيز نتوانسته در راستاي گردشگري پايدار به طور کامل با موفقيت گام بردارد و نارضايتي‌هايي را از سوي جامعه ميزبان به دنبال داشته است. به عنوان مثال ماير بيان مي‌کند که مخالفت محلي از ويژگي‌هاي مشترک در طراحي پارک‌هاي ملي جديد، به ويژه در مناطق پر جمعيت در اروپا است. اين مخالفت با وجود ايجاد مزايايي براي جوامع محلي مانند دسترسي آسان به طبيعت بکر از طريق مسيرهاي دوچرخه سواري و پياده روي، مسيرهاي پياده روي به منظور تفريح و سرگرمي، بهبود کيفيت زيست محيطي و زيبايي مناظر، رخ مي‌دهد (ماير و همکارن، 2010). بنابراين، هرگونه اقدام در راستاي توسعه پايدار زيست محيطي همانطور که اشاره شد براي موفقيت نياز دارد تا با يک رويکرد سيستمي جامعه ميزبان را نيز مدنظر قرار قرار دهد و تنها با فراهم آوردن تک بعد مزايايي براي جامعه ميزبان که با ديگر منافع آن‌ها در تضاد باشد نمي‌توان به موفقيت دست يافت. لذا داشتن رويکردي سيستمي به مديريت توسعه پايدار گردشگري ميزان موفقيت
آن را افزايش مي‌دهد.
3-2-3-2- اثرات اجتماعي – فرهنگي گردشگري
مقصود از اثرات اجتماعي تغييراتي است که در زندگي مردم جامعه ميزبان رخ مي‌دهد و اين تغيير بيشتر به سبب تماس مستقيم اهالي و ساکنان آن ديار و جهانگردان صورت مي‌گيرد. مقصود از اثرات فرهنگي نيز تغييراتي است که در هنر، عادات، رسوم و معماري مردم ساکن جامعه ميزبان رخ مي‌دهد، اين تغييرات بلندمدت‌تر است و در نتيجه رشد و توسعه صنعت جهانگردي رخ خواهد داد. از آنجا که نتيجه يا ره‌آورد صنعت جهانگردي موجب تغييراتي در زندگي روزانه و فرهنگ جامعه ميزبان مي‌شود، اصطلاح “اثرات اجتماعي-فرهنگي” را به معني تغييراتي به کار مي‌برند که در تجربه‌هاي روزانه، ارزش‌ها، شيوه زندگي و محصولات هنري و فکري جامعه ميزبان رخ مي‌دهد(چاک و فايوسولا، 1377). نتايج ارزيابي‌هاي متعددي بيانگر اين موضوع است که گردشگري هم اثرات مثبت و هم اثرات منفي بر روي جوامع ميزبان و فرهنگشان برجاي مي‌گذارد. برخي مطالعات با نشان دادن رفاه اقتصادي حاصل از گردشگري و بيان اينکه گردشگري به ارزش‌هاي اصيل فرهنگ بومي توجه مي‌کند، بر اين موضوع که گردشگري به پايداري جامعه محلي کمک مي‌کند، تأکيد مي‌کنند. برخي مطالعات نيز با بيان اينکه گردشگري اقتصاد محلي را به هوي و هوس مصرف کنندگان گردشگري وابسته مي‌کند و آسيب‌هاي اجتماعي حاصل از گردشگري، تعامل جامعه ميزبان و گردشگر را به طور بالقوه زيان‌آور تلقي مي‌کنند.
4-2-3-2- تعريف فرهنگ
در اينجا يکي از دسته بندي‌هايي که در مورد تعاريف فرهنگ صورت گرفته است ارائه شده است (جدول 1-2) و مشاهده مي‌شود که فرهنگ ابعاد مختلفي دارد و آن را مي‌توان از ابعاد مختلفي تعريف کرد و در واقع اين تعريف که (فرهنگ يعني همه چيز) و اينکه جاذبه اصلي گردشگريست را شايد بتوان در اين گستردگي تعاريف مشاهده کرد(همايون، 1391) و در اينجا اهميت دارد که با يک نگاه سيستمي مشخص مي‌شود که تغيير در فرهنگ ولو از يک بعد، باعث تغيير در فرهنگ از ابعاد ديگر نيز مي‌شود، اما الزاماً اين تغيير را نمي‌توان تغيير منفي تلقي کرد. ولي چه بسا تغيير مثبتي در يک بعد از فرهنگ، داراي اثراتي منفي در بعد ديگر آن باشد و يا في نفسه تغييري منفي از نگاه از بعد ديگر به فرهنگ باشد.

جدول 1-2- تعاريف مختلف فرهنگ (بادلي، 15: 1994) – [45]
موضوعي
فرهنگ، منطبق با موضوعات متعددي از جمله سازمان اجتماعي، مذهب يا اقتصاد است.
تاريخي
فرهنگ، ميراث اجتماعي و سنت‌هايي است که به نسل‌هاي آتي منتقل مي‌شود.
رفتاري
فرهنگ پديده اي است مشترک بين افراد جامعه، رفتار انساني آموخته شده و روش زندگي.
هنجاري
فرهنگ عبارت است از آرمان‌ها، ارزش‌ها يا قواعدي براي زندگي.
کارکردي
فرهنگ روشي است که براساس آن انسان‌ها مشکلات خود را براي انطباق با محيط يا زندگي، با يکديگر حل مي‌کنند.
ذهني
فرهنگ ترکيبي از ايده‌ها يا علايق آموخته شده است که انسان را از ساير حيوانات متمايز مي‌سازد.
ساختاري
فرهنگ الگويي از نمادها، قواعد يا رفتارهاي حاکم در جامعه است.
نمادين
فرهنگ عبارت است از معاني قراردادي که تمام جامعه در آن سهيم‌اند.

کم رنگ شدن مرزهاي جغرافيايي و اجتماعي از طريق گردشگري در جوامع، جامعه اي را به وجود آورده است که هويت و علايق افراد به وسيله آنچه مصرف مي‌کنند تعيين مي‌شود و کالاها به خاطر ارزش‌هاي نمادين و ابزاري‌شان مهم تلقي مي‌شوند. همان طورکه تصاوير و هويت يک مقصد تغيير مي‌کنند، هويت و سبک زندگي مصرف کنندگان نيز با افزايش سن آن‌ها تغيير مي‌نمايد (اسميت، مک لئود و هارت روبرتسون، 1391). نه تنها فرهنگ تغيير مي‌کند بلکه در ازاي تغييرات جديد، فرهنگ‌هاي جديد نيز به وجود مي‌آيند. گردشگري به عنوان يکي از عواملي که در تسريع جهاني شدن و جهاني سازي نقش ايفا مي‌کند و به تغييرات در اين راستا دامن زده، يکي از عواملي را که دستخوش تغيير قرار داده و همچنين از آن تغيير مي‌پذيرد، فرهنگ و اجتماع است. آنچه فرهنگ را هدايت مي‌کند که چه تغييراتي را بپذيرد و در مقابل چه تغييراتي مقاومت نشان دهد، به جهان بيني‌اي برمي گردد که فرهنگ از آن برخاسته است(مطهري، 1385). اين محور فرهنگ و دامنه تغييرات فرهنگ را مي‌توان از طيف تعاريف ارائه شده در مورد فرهنگ تعيين نمود.
در تعريف “موضوعي” از فرهنگ، بيان مي‌شود که ” فرهنگ، منطبق با موضوعات متعددي از جمله سازمان اجتماعي، مذهب يا اقتصاد است”(جدول 1-2). در اين تعريف، از اقتصاد، مذهب و يا ابعادي از اين نوع به عنوان عاملي که فرهنگ منطبق بر آن‌هاست ياد مي‌شود و آن‌ها را به عنوان تکيه گاه مطرح مي‌کند. در جوامع اسلامي، عاملي که تعيين کننده فرهنگ و ميزان تغييرات قابل قبول آن است، و جهان‌بيني افراد متأثر و حاصل از آن است، دينداري افراد مي‌باشد. در واقع اين جهان بيني‌ديني است که دامنه پذيرش تغييرات فرهنگي – اجتماعي را مشخص مي‌کند.
تعريف دومي که از فرهنگ ارائه شده است، تعريف فرهنگ از زاويه ديد “هنجاري” به صورت “فرهنگ عبارت است از آرمان‌ها، ارزش‌ها يا قواعدي براي زندگي” مي‌باشد(جدول 1-2). از طريق اين تعريف مي‌توان دامنه تغييرات فرهنگ را در درون جوامع مشخص کرد. دامنه و نوع آرمانهاي يک جامعه که چشم انداز و آينده‌اي که آن جامعه در پي رسيدن به آن مي‌باشد را مشخص مي‌کند، تعيين مي‌کند که در راستاي اين آرمان‌ها و آينده، چه تغييراتي صحيح و قابل قبول و پيش برنده به سوي آن آي
نده هستند و با چه تغييراتي بايد مقابله کرد و در واقع نوع جهت گيري جامعه ميزبان در قبال اثرات گردشگري و چگونگي ادراکشان از اثرات فرهنگي اجتماعي را رقم مي‌زند؛ بنابراين توجه به خاستگاه فرهنگ در يک جامعه اسلامي که جهان بيني ديني آن جامعه است و آرمانهاي آن جامعه که چکونگي ادراک ساکنان را رقم مي‌زند و دامنه پذيرش تغييرات را تعيين مي‌کند، در بررسي ادراک و نگرش ساکنين جامعه ميزبان با دينداري اسلامي اهميت پيدا مي‌کند. از اين ديدگاه، گردشگري علاوه بر اينکه باعث تغييرات مثبت و منفي اجتماعي – فرهنگي مي‌گردد، در دامنه آرمانهاي برخاسته از جهان بيني ديني افراد، مي‌تواند به تغييرات فرهنگي و اجتماعي جامعه ميزبان، شامل تغيير در سيستم‌هاي ارزشي، سبک زندگي سنتي، ارتباطات خانوادگي، رفتار فردي يا ساختار اجتماعي، کمک کند. حضور گردشگران در يک مقصد گردشگري و تعامل آن‌ها با جامعه ميزبان، منجر به تغييراتي در کيفيت زندگي افراد و جامعه ميزبان، نگرش‌ها، الگوهاي رفتاري و آئين‌هاي جامعه مي‌گردد (راتيز46، 2002). همچنين اثرات فرهنگي – اجتماعي ادارک و پذيرفته شده را مي‌توان اثراتي دانست که در دامنه آرمانهاي برخاسته از جهان بيني ديني اسلامي افراد جامعه ميزبان در کشورهاي اسلامي باشد.
3-3-2- ادراک
ادراک فرايندي است که در آن افراد اقدام به انتخاب، سازماندهي و تفسير محرکها به صورت تصوير معنيدار و منسجم از جهان مينمايند. کساني که ادراکاتشان عمدتاً بر اساس شناخت حاصل از ترويج و تبليغ است تا تجربه دست اول، ممکن است از ادراکات گردشگراني که محصول را تجربه کردهاند، متفاوت باشد(ريسينگر و ترنر، 1392). براي سنجش پايداري توسعه گردشگري يک مقصد، اندازهگيري ادراکات، نگرشها و ارزشهاي عمومي بساير ضروري است. ادراکات در مقياسي از عميقا مثبت تا شديدا منفي قابل سنجش و گسترده شدهاند؛ اين ادراکات از فردي به فردي ديگر و گروهي به گروهي ديگر بسيار متفاوت هستند(موفورث و مانت47، 2008). اگر ادراکات يک جامعه مقصد گردشگري نسبت به اثرات توسعه گردشگري به خاطر دلايلي از جمله برنامه ريزي بد و يا حتي تبليغات کم و نامناسب، به طور ناصحيحي شکل بگيرد، از آنجا که ادراکات بسيار قدرتمند هستند، جداي از غلط يا درست بودنشان، تغيير آنها مشکل و زمان بر ميباشد(بيتون48، 2006). افراد تنها قادرند بر اساس ادراکات خود عمل يا عکس العمل نشان دهند و اين به اين معني است که ادراکات تعامل اجتماعي را تحت تاثير قرار ميدهند، بنابراين براي تحليل تعامل گردشگر – ميزبان ضروري هستند.
1-3-3-2- اثرات فرهنگي – اجتماعي ادراک شده
شارپلي اشاره مي‌کند که مسئولين برنامه ريزي گردشگري به دنبال بهينه سازي رفاه ساکنان محلي در کنار به حداقل رساندن هزينه‌هاي توسعه صنعت گردشگري هستند؛ بنابراين، در محافل دانشگاهي به اثرات اجتماعي گردشگري به طور کلي و به درک درستي از ادراک جوامع ميزبان از گردشگري و اثرات آن به طور خاص پرداخت شده است. با اين حال، با وجود حجم قابل توجه و دامنه فزاينده اي از تحقيقات، ميزان افزايش فهم ادراک ساکنان از گردشگري، همچنان نامشخص است (شارپلي49، 2014). مطالعات ادراک ساکنين از اثرات جهانگردي نشان مي‌دهد که اين اثرات يکسان ارزيابي نمي‌شوند. يک توضيح براي اين اختلاف نظرها وجود تفاوت در نظام ارزشي، باورها و به طورکلي اختلافات فرهنگي، همچنين ميزان آگاهي افراد نسبت به پديده جهانگردي و اثرات توسعه آن است. افزايش آگاهي جامعه ميزبان در بهبود نگرش آن‌ها نسبت به جهانگردي و حمايت آنان از برنامه‌هاي توسعه اين صنعت بسيار مؤثر است. از جمله


دیدگاهتان را بنویسید