دانلود پایان نامه

افزايش فقر، كمبود فرصتهاي شغلي، مقدار زياد مهاجرت به خارج و افزايش تعداد افراد سالخورده در روستا اشاره كرد.
بررسي انجام شده نشان ميدهد با اجراي موفقيتآميز پروژههاي كارآفريني در جوامع روستايي، آن منطقه بيشتر مورد توجه قرار گرفته، مهاجرت به آن منطقه افزايش مييابد و سرمايهگذاري كلان در آن منطقه صورت ميگيرد، كه اين امر ميتواند در حركت به سوي توسعه روستايي نقش بسيار مهمي ايفا كند. از سوي ديگر, وقتي از جوامع روستايي صحبت ميشود بيشترين چيزي كه بايد مورد توجه قرار گيرد بخش كشاورزي است، به دليل اين كه كشاورزي يكي از بخشهاي اقتصادي كشور است كه تامين كننده سهم مهمي از توليد ناخالص داخلي، اشتغال، نيازهاي غذايي، صادرات غير نفتي و نياز صنايع است. توسعه بخش كشاورزي، پيش شرط و نياز ضروري توسعه اقتصادي كشور ميباشد و تا زماني كه موانع توسعه در اين بخش برطرف نشود، ساير بخشها نيز به شكوفايي و رشد و توسعه دست نخواهد يافت. (هاشمي داران، 1384)
وقتي صحبت از توسعه پايدار به ميان ميآيد، ضرورت توسعه كارآفريني در جوامع روستايي بيشتر مشخص ميشود.

12-2-1 دلايل اهميت كارآفريني در توسعه پايدار كشورها
– بهبود كيفيت زندگي فردي و اجتماعي: اعتقاد برآن است كه انسان با دانش ، مهارت و نگرش كارآفريني زندگي بهتري خواهد داشت.
– عدالت اجتماعي: در طول تاريخ تبعيضهايي باعث فقر بخشهايي از جوامع شده است. براي جبران اين عقبماندگي استراتژي توسعه كارآفريني ابزار خوبي است. توسعه كارآفريني به توزيع درآمدها در جوامع كمك مي كند و نابرابري را كاهش ميدهد.
– مسئوليت اجتماعي: اعضاي جامعه براي ايفاي درست مسئوليتهاي اجتماعي خود به قابليتهاي كارآفريني نياز دارند.
– مسئوليت زيست محيطي: قابليتهاي كارآفريني ديدگاه توسعه پايدار و حفظ محيط زيست را در افراد تقويت ميكند.
– توسعه ظرفيت توليد جامعه: كارآفرينان با ايجاد كسب و كارهاي جديد با نوآوري در توسعه كسب و كارهاي موجود و نوآوري در استفاده از ظرفيتهاي بدون استفاده به توسعه ظرفيتهاي توليد جامعه كمك ميكنند و رشد اقتصادي و رفاه اجتماعي را به ارمغان ميآورند.
– حل مشكلات جامعه: كارآفرينان با نوآوري و تلاش موثر، مسايل و مشكلات اجتماعي را حل ميكنند. بهطور كلي مطالعات نشان داده است وجود هر چه بيشتر كارآفرينان در يك جامعه باعث پويايي و نشاط جامعه و ايجاد فرصتهاي شغلي با ارزش افزوده بالا خواهد شد (يدالهي فارسي،1384).

12-2-2 اثرات اجتماعي، اقتصادي کارآفريني در توسعه کشاورزي
توسعه و ترويج فرهنگ کار آفريني در بين مردم به خصوص قشر روستايي و کشاورزان از راهبردهايي است که امروزه انديشمندان بر آن تاکيد ويژهاي دارند. در اينجا به برخي از اثرات مثبت کار آفريني در بخش کشاورزي اشاره خواهد شد:
1- اشتغال زايي: ايجاد اشتغال همواره به عنوان مهمترين محصول کار آفريني مورد نظر بوده است اما بايد به اين مکته توجه داشت اشتغالزايي تنها يکي از اثرات کارآفريني است و مترادف دانستن اين دو مفهوم ناشي از ديدگاه محدود و غير علمي ميباشد. هنگامي که فرد کارآفرين شغل جديد ايجاد ميکند, حداقل به يک يا دو کارمند نياز دارد تا کارهاي خود را سامان بخشد. برخي از افراد نظر به نوآوري يا حرفهاي که آغاز مي کنند، ممکن است صدها نفر را استخدام کنند. از طرف ديگر وقتي روند کارآفريني جامعه آهسته شود، نرخ بيکاري جامعه افزايش مييابد. اين امر بهويژه در جوامع روستايي که از بيکاري پنهان نيز رنج ميبرند پررنگتر است. بديهي است هر جامعه خواستار اشتغال تمامي افراد توانا و شايسته خود ميباشد. وقتي افراد شاغل باشند قادر به تامين نيازهاي خانواده خود از نظر تغذيه و مسکن، بهداشت و درمان، تحصيل و ساير مقتضيات يک سطح از رفاه متوسط بوده و تقويت کارآفريني يکي از راهبردهاي نوين در نيل به اين مهم خواهد بود.(حسيني 1385)
2- بهبود کيفيت زندگي: فرد کارآفرين همواره در حال ابداع و توسعه کالا و خدمات جديد و همچنين روشهايي است که اين کالا و خدمات به طور موثرتري توليد شود. اين تلاشهاي بديع موجب توليد فناوريهاي بهتر و سيستمهاي توليد اثربخشتر ميشوند. بنابراين تعهدات کارآفريني به لحاظ ارتقاي محصولات جديد و انجام خدمات مورد نياز، به بهبود دائمي استانداردهاي زندگي منجر خواهد شد (حسيني 1385).
3- توزيع مناسب درآمد: کارآفرين فردي است که معمولاَ فرصتهاي اقتصادي، مواد خام و ديگر منابع را در مناطق بکر مشاهده ميکند و با راهاندازي فعاليتهاي اقتصادي در اين مناطق به بهبود و توسعه کشور کمک ميکند. از آنجا که روستاها در کشور ما جزء مناطقي هستند که همواره مورد بيمهري و کم توجهي واقع شده و ساليان متمادي شاهد مهاجرت ساکنين خود به شهرها بودهاند، لذا اين مناطق که کشاورزي را به عنوان حرفه اصلي در خود ميبينند، ميتوانند به عنوان مناطق بکر و حاوي مواد خام مورد توجه کارآفرينان بخش کشاورزي قرار گيرند. کار آفريني در بخش کشاورزي که حجم وسيعي از نيروي کار را در کشور دربر ميگيرد از شکلگيري يک گروه کوچک مرفه جلوگيري ميکند. اگر بر کار اين گروههاي کوچک نظارت نشود محصولاتي را به انحصار خود درآورده و قيمت اين کالا و خدمات را به راحتي بر ديگران تحميل مي کنند. اما با وجود کارآفرينان در بخش کشاورزي آنها خود يکديگر را مورد نظارت قرار داده و موجب تعادل يکديگر ميشوند. از طرف ديگر وقتي درآمد بهطور مناسب در جامعه توزيع گردد اضطرابهاي اجتماعي کاهش يافته و
کارآفريني بيش از پيش شکوفا ميشود. (حسيني 1385)
4- بهرهبرداري بهينه از منابع: در هر كشور يكي از عوامل توسعه اقتصادي ، استفاده مناسب از منابع آن كشور است. براي مثال در بخش كشاورزي منابع اوليه بسياري وجود دارد كه بهطور بهينه مورد بهرهبرداري قرار نميگيرد. ضايعات فراوان حاصل از فعاليتها گوياي اين امر است. از طرف ديگر برخي از منابع دست دوم مانند پس ماندههاي حاصل از فعل و انفعالات كارخانهاي يا فضولات ناشي از دامداريها و كشتارگاهها و غيره و بهطور بالقوه در فعاليتهاي اقتصادي مختلف قابل استفاده مجدد هستند. بهرهبرداري از اين منابع و بسياري از موارد مشابه ديگر، تنها با تقويت و تشويق كارآفريني در بخش كشاورزي محقق ميگردد. كارآفريني همچنين راهي براي استفاده بهينه از منابع مالي خانوادههاي روستايي و پس اندازهاي شخصي آنها فراهم ميكند كه در غير اين صورت اين منابع ممكن است صرف اهداف غير موثر و تجملگرايي گردد.

بخش سوم

2-7 پيش نگاشتهها
در اين بخش به بررسي پيش‌نگاشته‌ها و سوابق تحقيق پرداخته مي‌شود و مرتبط‌ترين آثار با پژوهش مورد بررسي قرار مي‌گيرند. در مرحله اول به آثار و پژوهش محققان داخلي و در مرحله دوم به تحقيقات خارجي پرداخته مي‌شود.
ميررحيمي و زماني (1380)، در تحقيقي با عنوان”تدوين الگويي براي سنجش نيازهاي آموزشي-حرفهاي مروجين کشاورزي” به بررسي تعيين الگويي براي سنجش نيازهاي آموزشي-حرفه اي مروجين کشاورزي پرداختند. هدف از اين تحقيق بررسي جمع‌آوري و الويت‌بندي نيازهاي آموزشي بود. در اين تحقيق پساز مطالعه وسيع نيازهاي آموزشي-حرفه‌اي مروجين کشاورزي بهطور نظري مدلي طراحي شد و با استفاده از روش‌هاي کاربردي در تهيه مدل مذکور آزمون گرديد. جامعه آماري تحقيق کليه مروجان کشاورزي، سرپرستان ترويج و مراکز خدمات کشاورزي و آموزشگران دورههاي ضمن خدمت بود که از طريق نمونه‌گيري دو مرحله‌اي انتخاب شدند. ابزار سنجش دو نوع پرسش نامه مخصوص مروجين کشاورزي، سرپرستان و آموزشگران ترويج بود. تحقيق حاضر با توجه به يک روش عملياتي جامع و علمي براي اين منظور طراحي و اجرا شد. در اين راستا با استفاده از ديدگاه‌هاي سه گروه مروجين، سرپرستان و آموزشگران کشاورزي مدلي طراحي شد و فرضيه‌هايي براي آزمون تجربي اين مدل تدوين گرديد. نتيجه نهايي آزمون فرضيه‌هاي تحقيق منجر به ساخت الگويي تحت عنوان سنجش نيازهاي آموزشي – حرفه اي مروجين کشاورزي گرديد.
سعيدي رضواني و بينقي(1381)، در مقالهاي باعنوان “ارزشيابي الگوهاي نيازسنجي آموزشي و طراحي برنامه‌هاي درسي آموزش‌هاي علمي- کاربردي در جمهوري اسلامي ايران” با استناد مباني علمي آموزش‌هاي علمي- کاربردي و فرآيند طراحي برنامه‌هاي درسي در دو بخش صنعت و کشاورزي نقد و بررسي انجام دادند. تحقيق از نوع ارزشيابي بود و با روش پيمايشي صورت گرفت. اهداف تحقيق، نقد و بررسي الگوهاي نيازسنجي آموزشي براي شناسايي دوره‌هاي علمي-کاربردي مورد نياز و نقد و بررسي الگوهاي طراحي برنامه‌هاي درسي دوره‌هاي علمي-کاربردي بودهاست. جمع‌آوري اطلاعات از مطالعه اسناد مربوط به تاسيس دوره‌ها در ايران مصاحبه با کارشناسان آموزشي بخش صنعت و کشاورزي، برگزاري جلسات کارشناسي و مشورتي و تجزيه و تحليل صورت گرفت. بررسي يافته‌ها نشانداد به طور کل در هر دو بخش صنعت و کشاورزي نيازسنجي آموزشي و برنامه‌هاي درسي دوره‌هاي آموزشي علمي- کاربردي بانقاط ضعف متعددي مواجه بودهاست. مطالعه انجام-شده در مورد نيازسنجي آموزشي (محور اول پژوهش) نشان دهنده عدم توجه به رويکردهاي پيشرفته تجزيه و تحليل سازمان و توجه ناقص به رويکرد تجزيه و تحليل شغل در هر دو بخش صنعت و کشاورزي است و از نظر عدم توجه به فلسفه‌ي تشکيل آموزش‌هاي علمي-کاربردي ضعف صنعت بهطور ويژه محسوس است. در مورد طراحي برنامهدرسي (محور دوم پژوهش) بخش صنعت داراي نقاط ضعف بسيار مشهودي که ناشي از عدم توجه به ماهيت آموزش‌هاي مهارت محور و معطوف به شغل است و بخش کشاورزي عليرغم تلاش در راستاي حرکت به سوي طراحي برنامه‌هاي مهارت محور نتوانسته است الگوهاي مربوط را بهطور کامل بهکار گيرد.
اسدي و همکاران (1382)، در مقاله خود باعنوان “صلاحيت هاي مورد نياز مروجين امور دام” با هدف بررسي صلاحيت‌هاي مورد نياز مروجين امور دامي از ديدگاه پرسنل ترويج سازمان جهاد سازندگي استان مرکزي به شناسايي صلاحيت‌ها و الويت‌بندي آنها پرداخته‌اند. نتايج حاصل از تحقيق، مهم‌ترين صلاحيت‌هايي که مروجين امور دام بايد در هر يک از زمينه‌هاي فني و حرفه‌اي، آموزشگري، فردي و اجتماعي، ارتباطي و ترويجي، مديريتي، پژوهشگري وزراعي داشته باشند را مشخص نمود.
محسني و همکاران (1383) در تحقيق خود به ارائه يک مدل مناسب براي ارزشيابي برنامههاي ترويجي پرداختهاند. در اين مدل عوامل تاثيرگذار شامل مخاطبين ارزشيابي برنامههاي ترويجي، نوع ارزشيابها، نقش مردم در ارزشيابي، مبناي معيارهاي ارزشيابي، نوع طرح ارزشيابي، نهادههاي برنامه، اجزاي برنامه، فعاليتهاي يک برنامه و نتايجي که ميبايد از يک برنامه ترويجي در ارزشيابي مورد توجه قرار گيرد مشخص شده است.
جواد بشيري(1385)، در پژوهشي با عنوان بررسي نيازهاي اطلاعاتي اعضاي هيات علمي سازمان تحقيقات و آموزش کشاورزي، با هدف اصلي بررسي و شناخت و ارزيابي نيازهاي اطلاعي اعضاي سازمان تحقيقات و آموزش کشاورزي که اين تحقيق با استفاده از روش پيمايش و با ابز
ار پرسش‌نامه انجام شد. در اين پژوهش حوزه موضوعي فعاليتهاي محققان، نوع، زبان و شکل(ساختار) اطلاعات مورد نياز و همچنين موارد کاربرد، شيوه‌هاي دستيابي و محل‌هاي انتقال اطلاعات مورد بررسي قرار گرفت. طبق يافته‌هاي تحقيق، علاوه برشناسايي نيازهاي اطلاعاتي، اهميت منابع اطلاعاتي را نيز از لحاظ شکل، زبان و قالب مشخص ساخته است.
کلانتري و همکاران (1385) در تحقيقي با هدف اعتبار سنجي شاخصهاي اصلي امکانات و فعاليتهاي آموزشي-ترويجي براي رتبهبندي ترويج کشاورزي استانهاي کشور پرداختهاند. آنها هفت شاخص عاملين ترويج، زيرساخت، شاخص مربوط به فعاليتهاي آموزشي ترويجي، شاخص سازمان و مديريت، شاخص آموزش انبوهي رسانهاي، شاخصهاي ارتباطات ترويجي و اعتبارات ترويجي را بررسي نمودند که بر اين اساس استان همدان در رتبه نخست و استان قزوين در رتبه آخر قرار گرفتند.
حيدري و همکاران (1385)، در تحقيقي با عنوان “مقايسه ويژگيهاي عاملين ترويج در وزارتخانههاي کشاورزي و جهاد سازندگي (سابق) به منظور تعيين و الويت‌بندي ويژگي‌هاي مطلوب براي نظام ترويج وزارت جهاد کشاورزي” هدف کلي را مقايسه ويژگي‌هاي عاملين ترويج در وزارتخانه‌هاي کشاورزي و الويت‌بندي خصوصيات مطلوب براي نظام ترويج وزارت جهاد کشاورزي مي‌داند. جامعه آماري اين تحقيق کليه ي متخصصين ترويج و آموزش کشاورزي بودند و از دو روش تحقيق کتابخانه‌اي و ميداني در اين مطالعه استفاده شد. ابزار تحقيق پرسشنامه بود که براي توصيف و تحليل داده‌ها از آمار توصيفي و تحليلي بهره گرفتهشد. جمعبندي نتايج نشان داد که عاملين وزارت جهاد کشاورزي سابق بيشتر داراي مهارت‌هاي فني و تخصصي و عاملين وزارت جهاد سازندگي بهدليل نزديکي بيشتر با مردم، بيشتر داراي مهارت‌هاي ارتباطي و عمومي قوي‌تري بوده‌اند. لذا پيشنهاد شدهاست در ساختار جديد وزارتخانه اين دو بعد در کنار هم مورد توجه قرار‌گيرند.
محمدي و همکاران (1386)، در يک بررسي با عنوان “تحليل رگرسيوني نيازسنجي آموزش ترويج مديريت کاهش ضايعات گندم” به منظور بررسي وضعيت نيازهاي آموزشي و دانش فني توليد کنندگان گندم در پنج منطقه اقليمي (خيلي سرد، گرم و خشک، معتدل، سرد، گرم و مرطوب، معتدل گرم) به ترتيب در شهرستان‌هاي: سراب، شوشتر، تربت حيدريه، گنبد کاووس و مرو دشت تعداد 454 نفر از گندمکاران را انتخاب و پرسشنامه‌‌ها را تکميل نمودند. داده‌هاي گرد‌آوري شده ابتدا با روش Enter و سپس با روش Stepwise مورد تجزيه و تحليل رگرسيوني قرار گرفتند و در نهايت الويت‌هاي اساسي و نيازهاي آموزشي توليدکنندگان جهت کاهش ضايعات گندم در يک مدل مشخص شدند.
پيدايي (1386)، در مقاله خود تحت عنوان ” ارائه الگوي نيازسنجي آموزشي مبتني بر تحليل شكاف” كه برگرفته از يك مطالعه پژوهشي است، ضمن شناسايي الگوها، رويكردها و مدلهاي مختلف نيازسنجي آموزشي، اقدام به تهيه مدل مفهومي مناسبي از نيازسنجي آموزشي نمود. در واقع در اين تحقيق مدل مفهومي مبتني بر دو الگوي تحليل وظيفه و کلاين بوده و هر يک از اين الگوها با اتخاذ راهکارهاي عملي در فرآيند تحقيق بهکار گرفته شدهاست.
ميرگوهر و موحد محمدي (1387)، در تحقيقي تحت عنوان ” بررسي و اولويتبندي نيازهاي آموزشي- ترويجي كشاورزان با استفاده از رويكرد سنجش اختلافي سطح دانش فني و ميزان كاربرد آن (مطالعه موردي گندم كاران استانهاي تهران و اصفهان)”، به بررسي نيازهاي آموزشي در حيطه دانش و بينش و نيازهاي ترويجي در حيطه رفتار يا عمل و براساس سنجش اختلاف سطح دانش و ميزان كاربرد آن با


دیدگاهتان را بنویسید