اطلاعات مکمل فوق که قاعدتاً تحت شرایط خاص، به موجب استاندارد های حسابداری ، تهیه و ارائه آن ها الزامی خواهد بود ، مدیریت یک واحد انتفاعی می تواند با ارائه اطلاعات ، توضیحات و تفاسیر خود سودمندی اطلاعات مندرج در صورت های مالی را افزایش دهد. اهم چنین اطلاعاتی به شرح زیر است :
■ اطلاعات پیش بینی شده درباره امور واحد انتفاعی به همراه توضیحات و تفاسیر مرتبط
■ توضیح مبانی و روش های اندازه گیری اقلام و دلایل و الزامات انتخاب آنها
■ توضیح و تفسیر ابهامات با اهمیت
■ اطلاعات مرتبط با قسمت های عمده و مجزای یک واحد انتفاعی(مبانی نظری حسابداری و گزارشگری مالی، ۱۳۹۰).
۲-۷ ) سئوالات مرتبط با ارزیابی کیفیت گزارشگری
۲-۷-۱) استمرارسود:
این خصوصیات بر تمایز بین اجزای سود (که غیرمعمول یا غیرمستمر است) از سودی که انتظار می رود در آینده استمرار داشته باشد، تمرکز دارد. ارزش پیش بینی، از این لحاظ، به سودمندی اطلاعات برای یک سرمایه گذار که می خواهد آینده فعالیت شرکت را ارزیابی و پیش بینی کند مرتبط است. یک روش تفکر درخصوص استمرار سود این است که بپرسیم:
آیا اطلاعات در ارزیابی سطوح استمرار سود یعنی سود بالقوه پایدار شرکت، سودمند است؟
چه اجزای مشخصی از صورت های مالی (شکل، یادداشت های افشا و…) و موارد افشای مرتبط (شامل گزارش هیأت مدیره، نشریات مالی و…) دردرک سود پایدار شرکت سودمند است؟
وقتی اقلام غیرمستمر وغیر معمول رابرای افشا شناسایی کردیم، آیا سود و زیان های غیرعملیاتی از اهمیت یکسانی برخوردار خواهند بود؟
تا چه حدی زمان بندی انجام معاملات به منظور وقوع (یاعدم وقوع) در دوره گزارش، مدیریت شده است؟ هدف از مدیریت این زمان بندی چیست؟ چگونه این موضوع ارزش پیش بینی نتایج گزارش شده را تحت تأثیر قرار می دهد؟
۲-۷-۲) اطلاعات تفکیکی:
این خصوصیت به این موضوع توجه دارد که چگونه اطلاعات قسمت های تجاری شرکت به سرمایه گذار اجازه می دهد تا درک بهتری از آینده شرکت داشته باشد. یک روش تفکر در مورد ارزش پیش بینی اطلاعات تفکیکی این است که بپرسیم:
آیا اطلاعات به استفاده کننده امکان شناسایی و ارزیابی فرصت ها وریسک های مختلف قسمت های کسب و کار شرکت را می دهد؟
چه جنبه های مشخصی از اطلاعات تفکیکی شرکت به عنوان یک کل، به شما این باور را می دهد که شرکت اطلاعات کامل و کافی برای درک فرصت ها و مخاطرات فعالیت های مختلف ارائه کرده است ؟
چگونه مباحث مطروحه در گزارش هیأت مدیره در خصوص قسمت های تجاری و سایر گزارش ها غیر از صورت های مالی (شامل مصاحبه با تحلیلگران یا خبرنگاران) تکمیل کننده اطلاعات قسمت های فعالیت، مندرج در صورت های مالی است؟ چه مثال های مشخصی نشان می دهد که موارد افشای مربوط، چگونه یکدیگر را تکمیل می کنند؟
آیا اطلاعات ارائه شده درباره قسمت ها در یادداشت های توضیحی، یک تصویر مالی که منطبق با کسب وکار اساسی درون هربخش است، ارائه می کند؟
۲-۷-۳) ارزش تأیید کنندگی:
تمرکز این خصوصیت بر سودمندی اطلاعات در بازگو نمودن گذشته است. ارزش تأییدکنندگی ازاین لحاظ به معنی تأیید (یا تصدیق) انتظارات قبلی ما می باشد. یک روش تفکر در خصوص ارزش تأیید کنندگی این است که بپرسیم:
آیا اطلاعات به سرمایه گذار امکان می دهد که درک کند چگونه اقدام ها و تصمیم های گذشته مدیریت بر نتایج و وضعیت مالی جاری تأثیر گذاشته است؟
چه مواردی به طور مشخص به عنوان بخشی از گزارشگری مالی ( شامل گزارش هیأت مدیره، نشریات مالی و یا سایر ارتباطات با ماهیت مالی ) باید افشا شود تا ثابت شود که اطلاعات برای ارزیابی این که نتایج گزارش شده انتظارات قبلی را تأیید می کند، کافی است؟ به عبارت دیگر، چه مقدار اطلاعات درمورد انتظارات قبلی مدیریت، که تأیید کننده یا رد کننده چنین انتظاراتی است، و دلایل تحقق نیافتن انتظارات باید ارائه گردد؟
آیا نتایج گزارش شده (شامل وضعیت مالی شرکت) بازخوردی برای سرمایه گذاران درمورد نحوه تأثیر رویداد های مختلف بازار و معاملات مهم بر شرکت، فراهم می کند؟
چه اجزای مشخصی از صورت های مالی (یا گزارش هیأت مدیره) این موضوع را به تصویر می کشد؟
۲-۷-۴) بموقع بودن:
این خصوصیت بیان می کند که آیا اطلاعات، قبل ازآن که نا مربوط شود، ارائه می گردد؟ یک شیوه تفکر در خصوص بموقع بودن این است که بپرسیم:
اگر اطلاعات زودتر در دسترس قرار می گرفت سودمند تر نبود؟ به چه طریقی یک شرکت می تواند فراتر از تأمین الزامات قانونی در مورد بموقع بودن عمل کند؟
شرکت در انتشار بموقع صورت های مالی در مقایسه با رقبا چه وضعیتی دارد؟
شرکت چه روش های جدید گزارش اطلاعات مالی (مثل اینترنت و…) را به کار می برد یا باید مورد توجه قرار دهد؟
چگونه شرکت می تواند مطمئن شود که اطلاعات یکسان در زمان یکسان برای تمام استفاده کنندگان علاقه مند فراهم شده است؟
۲-۷-۵) رسیدگی پذیری:
تمرکز این خصوصیت بر صحت، استفاده از برآورد ها، اتکا به مفروضات، توانایی اندازه گیری و کمی کردن، و سطح شواهد و مدارک پشتیبانی کننده قرار دارد. شیوه تفکر در خصوص رسیدگی پذیری اطلاعات این است که بپرسیم:
اگر یک شخص ثالث مطلعی داده ها را مورد توجه قرار دهد به نتیجه مشابهی می رسد؟
بیشترین جنبه های قضاوتی گزارشگری مالی از دیدگاه اندازه گیری چیست؟
چگونه اطلاعات مندرج در صورت های مالی به خواننده اجازه درک این جنبه ها را می دهد؟
چه اطلاعاتی در صورت های مالی (و گزارش هیأت مدیره) برآورد ها و مفروضات مهم مورد استفاده در تهیه اطلاعات مالی را ابلاغ می کند؟
اگر محدوده ای از پیامد های ممکن وجود داشته باشد، چگونه شرکت این محدوده را به سرمایه گذاران گزارش می کند؟
چگونه شرکت می تواند ارزیابی کند که برآورد ها و مفروضات مهم بر مبنای بهترین اطلاعات در دسترس قراردارد؟
آیا شرکت از متخصصان مستقل یا تکنیک های تا حدودی پیشرفته برای معتبر نمودن یا تهیه بر آوردها و مفروضات کلیدی استفاده می کند؟
شرکت ازچه آستانه اهمیتی برای ثبت معاملات وتهیه صورت های مالی استفاده می کند؟ چگونه این آستانه اهمیت به حسابداری، فروش وسایر کارکنان مرتبط ابلاغ می شود؟
۲-۷-۶) کامل بودن:
تمرکز این ویژگی بر جامعیت، توازن، دامنه شمول و شفافیت قراردارد. به عبارتی :
آیا اطلاعات به قدری کامل هست که بیان کننده تمام داستان باشد؟
مهمترین رویداد های سال گذشته چه بوده وچگونه به سرمایه گذاران ابلاغ می شود؟
آیا اطلاعات به طریق کامل و منصفانه ارائه میشود؟ چه عناصر مشخصی از صورت های مالی (یا گزارش هیأت مدیره) این موضوع را نشان می دهد؟
چه رویداد های منفی یا پیامد های نا مطلوب درطی سال اتفاق افتاده و چگونه در صورت های مالی (و گزارش هیأت مدیره) ارائه شده است؟ مدیریت چه فرایندی را پی می گیرد تا اطمینان حاصل شود که تمام داستان به طور منصفانه گفته شده است؟
چه رویداد های مثبت یا پیامد های برجسته ای در طی سال اتفاق افتاده است وچگونه در صورت های مالی (وگزارش هیأت مدیره) ارائه شده اند؟ آیا وزنی که به این رویداد ها داده شده است به نحو مناسب با سایر رویداد ها توازن دارد؟
۲-۷-۷) محتوا:
این ویژگی در متون حسابداری «بیان صادقانه» نامیده شده است و تمرکز آن بر انطباق مالی با واقعیت،انعکاس محتوای رویداد ها و وصف مبانی اقتصادی معاملات است. برای تفکر در خصوص این ویژگی میتوان پرسید که :
آیا اطلاعات آنچه راکه اتفاق افتاده است بطور صادقانه وصریح وصف می کند؟
زمانی که شرکت اصول حسابداری لازم را انتخاب می کند، چگونه این اصول ارزیابی میشود تا اطمینان حاصل شود به نحو مناسب مبانی اقتصادی معاملات را وصف می کند؟
کدام اصول حسابداری درطول سال تغییر کرده است وچگونه ارزیابی شده است؟
وقتی شرکت وارد معاملات پیچیده و مهمی می شود که در متون حسابداری به شکل سیاه وسفید نیست، شرکت چگونه حسابداری مناسب را ارزیابی می کند؟
فلسفه مدیریت در مورد کاربرد اصول حسابداری در این وضعیت ها چیست؟
تا چه حد شرکت به منظور دستیابی به نتایج خاص، وارد معاملات خاصی میگردد یا آنها را تغییرمی دهد؟ دراین وضعیت ها، چگونه مدیریت مطمئن می شود که نحوه حسابداری، توصیفی منصفانه و روشن از محتوا و منظور معامله است؟
متون حسابداری تا چه حد مانع از انعکاس معامله طبق محتوای آن است و شرکت چه اطلاعات تکمیلی ( دریادداشت های توضیحی وگزارش هیأت مدیره ) به منظور درک سرمایه گذاران فراهم می کند.
۲-۷-۸) بیطرفی:
این ویژگی برعینیت و تعادل تاکید دارد. به عبارتی:
آیا اطلاعات واقعیت ها را به روشی بدون تمایلات جانبدارانه برای تأثیر بر رفتار یا نظر سرمایه گذار ارائه می کند؟
با توجه به قضاوت های مهم که پیش از این بحث شد، چگونه مدیریت ارزیابی بی طرفانه ای از پیامد های ممکن دارد؟ چه مثال های مشخصی این موضوع را به تصویر می کشد؟
خصوصیاتی هم چون «تهاجمی» و «محافظه کاری» برای افراد مختلف و روش های مختلف معنی متفاوتی دارد، اما بیان کننده نوعی جانبداری هستند. با توجه به این دو واژه، چگونه حسابداری و افشای رویداد ها ومعاملات مهم شرکت نزدیک به «بیطرفی» است و با اعتدال انجام شده است؟ مدیریت چگونه عامل بیطرفی را درانتخاب اصول حسابداری در نظر می گیرد؟ آیا اصول حسابداری منتخب، گویای دید اعتدالی است؟
۲-۷-۹) مقایسه پذیری:
این خصوصیت براستفاده از روش مشابه حسابداری برای رویداد ها و معاملات مشابه و همچنین روش متفاوت برای رویداد ها و معاملات غیر مشابه تأکید دارد. بر این اساس، مقایسه پذیری نباید با ثبات رویه یا یکنواختی اشتباه شود. برای تفکر در خصوص مقایسه پذیر بودن می توان پرسید که:
آیا اطلاعات به طریقی تهیه می شوند که مقایسه آگاهانه با سایرشرکت ها را ممکن سازد؟
خط مشی های حسابداری، افشا، شکل صورت های مالی وسایر وسایل گزارش مالی درمقایسه با رقبا چگونه است؟
براساس چه زمینه هایی می توان قضاوت کرد که کیفیت آنها بهتر یا بدتر است (یعنی کدامیک از خصوصیات کیفی که دراین مدل بحث شد، بهترتأمین می شود)؟
اگر خط مشی حسابداری منتخب، منعکس کننده رویه صنعت خاصی است، آیا این رویه رایج است؟ اگر نیست، آیا با الزامات حسابداری که مشخصا به عنوان اصول پذیرفته شده حسابداری معین شده است، انطباق دارد؟
۲-۷-۱۰) ثبات رویه:
این خصوصیت بریکنواختی وتغییر نیافتن روش ها و خط مشی ها در دوره های مختلف تأکید دارد. می توان پرسید که:
آیا عملکرد یک شرکت را می توان درطی یک دوره

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید