دیگر، رابطه معناداری میان سیاست تقسیم سود و زیان گریزی سهامداران، یافت گردیده است .
( دهقانی فیروزآبادی ۱۳۹۱ ) به بررسی ارتباط بین عدم تقارن اطلاعاتی و سیاست تقسیم سود شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته است. هدف این تحقیق، بررسی اثر عدم تقارن اطلاعاتی بر سیاست تقسیم سود شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. همچنین سایر عواملی که می توانند بر سیاست تقسیم سود شرکت ها اثرگذار باشند ، مورد بررسی قرار گرفته اند . به این منظور اطلاعات مربوط به ۱۴۷ شرکت پذیرفته شده در سازمان بورس و اوراق بهادار تهران در طول سالهای ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۹ مورد مطالعه قرار گرفته است. برای تخمین مدل پژوهش نیز از روش رگرسیون لاجیت استفاده شده است . یافته های تحقیق نشان می دهد که عدم تقارن اطلاعاتی موجود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ، تاثیر منفی بر سیاست تقسیم سود شرکت ها دارد . این یافته ، نتایج مدل علامت دهی را تأیید نمی کند . همچنین مدل نهایی این تحقیق نشان داده است که از بین سایر مشخصات شرکت، سودآوری، اندازه و ریسک شرکت بر سیاست تقسیم سود اثرگذار هستند .
( زارع ۱۳۹۱ ) سیاست تقسیم سود و عدم تقارن اطلاعاتی از منظر تئوری علامت دهی را مورد بررسی و تحقیق قرار داده است. این تحقیق به دنبال بررسی ارتباط سیاست تقسیم سود و عدم تقارن اطلاعاتی از منظر تئوری علامت دهی است. بر این اساس تعداد ۸۸ شرکت از بورس اوراق بهادار تهران انتخاب و داده های مربوطه از سال ۱۳۸۲ تا ۱۳۹۰ جمع آوری گردیده است . در این تحقیق به جهت آزمون فرضیه ها از مدل رگرسیون استفاده شده است. نتایج کلی تحقیق حاکی از آن است که سیاست تقسیم سود ( نسبت سود تقسیمی ) با عدم تقارن اطلاعاتی بازار ، رابطه مثبت و معنادار دارد. یعنی هر چه نسبت سود تقسیمی بالاتر باشد ، عدم تقارن اطلاعاتی نیز بیشتر خواهد بود. همچنین نتیجه تحقیق حاکی از آن است که سرمایه گذاران در بازار، به ویژگی علامت دهی سیاست سود تقسیمی توجهی ندارند و هم جهت بودن یا هم جهت نبودن تغییرات سود هر سهم و تقسیم سود سهام، چندان تاثیرگذار نیست . از طرفی، نتایج آزمون حاکی از آن است که سرمایه گذاران ، نسبت به تغییرات سود هر سهم حساس هستند و هنگامی که تغییرات سود هر سهم ، مثبت است ، آنها افزایش سود تقسیمی دارند اما وقتی شرکت ، کاهش سود تقسیمی را اعمال مینماید، با نوعی سردرگمی اطلاعاتی مواجه می شوند و عدم تقارن اطلاعاتی افزایش می یابد .
در تحقیقی دیگر نیز ( پورجعفریان ۱۳۹۰ ) نقش سیاست های تقسیم سود شرکت در تعیین ارزش بازار سهام شرکت، مورد بررسی و تحقیق قرار گرفته است. در این تحقیق، سود، به عنوان یک منبع مهم تأمین مالی بنگاه های اقتصادی و منبعی برای انعکاس وضعیت شرکت، مورد توجه بوده که مدیریت می تواند با اتخاذ یک سیاست مناسب در مورد آن، هزینه سرمایه شرکت را در حد مطلوب حفظ کند . اما به این نکته نیز اشاره شده است که عدم وجود الگوی یکسان در خصوص آن، کار تصمیم گیری را با مشکل مواجه میکند.
تحقیق مستقل دیگری ( علنقیان ۱۳۸۹ ) به شناسایی عوامل مؤثر بر پرداخت سود تقسیمی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته است. همچنین ( حبیبی ۱۳۸۹ ) به بررسی عوامل مرتبط با سیاست تقسیم سود ( درصد توزیع سود سهام ) در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته که در این تحقیق بر اهمیت سیاست تقسیم سود و جایگاه مهم آن در ارتباط با سایر تصمیمات مالی شرکت ، تأکید گردیده و این نکته که اگر شرکت تصمیم به افزایش میزان سود پرداختی بگیرد ، وجه نقد کمتری برای فرصت های سرمایه گذاری باقی می ماند که ممکن است شرکت را ناچار به رجوع به بازار سرمایه برای تأمین مالی کند .
( جهانخانی و قربانی ، ۱۳۸۵ ) در تحقیقی به شناسایی و تبیین عوامل تعیین کننده سیاست تقسیم سود شرکت های پذیرفته شده در سازمان بورس اوراق بهادار تهران پرداخته است. در این تحقیق علاوه بر نظریه های منعکس در تحقیقات خارجی، تلاش گردیده تا شرایط خاص بازار سرمایه ایران نیز مورد توجه قرار گیرد . برای بررسی این نظریه ها ابتدا متغیرهای موردنظر تعیین و سپس اطلاعات لازم برای ۶۳ شرکت طی یک دوره ۶ ساله ( ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۲ ) گردآوری گردیده است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز از روشهای آماری مبتنی بر رگرسیون و تحلیل های مربوطه بهره گیری شده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که سیاست تقسیم سود شرکت ها از الگوی گام تصادفی پیروی می کند . همچنین با توجه به تایید نظریه پیام رسانی ، انتظار می رود تا اگر شرکتی از رشد سود بالایی ( پایینی ) برخوردار باشد، بازده نقدی آن نیز بالا ( پایین ) است. اندازه ، فرصتهای سرمایه گذاری، ساختار مالی، ریسک و اهرم مالی شرکت، از دیگر مواردی هستند که در توضیح سیاست تقسیم سود شرکت های بورس، ایفای نقش میکنند .
همچنین ( ایزدی نیا ، سلطانی و علی نقیان ۱۳۸۹ ) به ارزیابی عوامل مؤثر بر سیاست تقسیم سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته اند . در این تحقیق، تلاش شده است با مروری بر ادبیات پژوهش، عواملی که ممکن است بر سود تقسیمی اثرگذار باشند ، شناسایی گردد و سپس با ایجاد مدل متناسب، تاثیر آنها بر پرداخت سود تقسیمی مشخص شود. یافته های حاصل از پژوهش بیانگر آن است که از بین عوامل شناسایی شده ، عدم اطمینان به جریان های نقدی، فرصت های سرمایه گذاری و سودآوری واحد تجاری و تضاد نمایندگی از عوامل موثر بر پرداخت سود تقسیمی هستند .
( پورحیدری و خاکساری ۱۳۸۷ ) نیز به بررسی عوامل تعیین کننده خط مشی تقسیم سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته اند. هدف این تحقیق، بررسی عوامل تعیین کننده خط مشی تقسیم سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های ۱۳۸۰ تا پایان ۱۳۸۴است . این مطالعه با توجه به مبانی نظری ، چهار عامل تعیین کننده خط مشی تقسیم سود را مورد بررسی و آزمون قرار داده است که شامل وضعیت نقدینگی، ثبات سودآوری شرکت، درجه اهرم مالی وجود فرصت های سرمایه گذاری سودآور است.
نتایج آزمون فرضیات نشان داد که مهم ترین عامل تعیین کننده خط مشی تقسیم سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، وضعیت نقدینگی شرکت است. همچنین یافته های این تحقیق نشان داد که ثبات سودآوری شرکت و درجه اهرم مالی در تعیین خط مشی تقسیم سود نقشی ندارد. این مطالعه همچنین نشان داد که بین وجود فرصت های سرمایه گذاری سودآور و درصد توزیع سود، ارتباط مثبت و معنادار وجود دارد که با مبانی نظری و یافته های پژوهشگران دیگر مغایر بود .
( شورورزی ، برومند و صادقی پناه،۱۳۸۹ ) به بررسی ارتباط بین فرصت های سرمایه گذاری و سیاست های تقسیم سود پرداخته اند. در این پژوهش، ارتباط بین فرصت های سرمایه گذاری و سیاست های تقسیم سود در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار گرفته است. پرسش اساسی در پژوهش فوق ، این است که فرصت های سرمایه گذاری بر روی سیاست های تقسیم سود تأثیر دارد یا خیر ؟ برای آزمون فرضیه از روش های ضریب همبستگی و آزمون رگرسیون خطی برای ۷۱ شرکت نمونه درطی یک دوره شش ساله ( ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۷ ) استفاده شده است. علاوه بر آن، فرضیه مذکور در بین صنایع مختلف نیز مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان میدهد که در حالت کلی بین فرصت های سرمایه گذاری و سیاست های تقسیم سود ، ارتباط مستقیمی وجود دارد و همچنین بررسی صنایع مؤید این نکته بوده است که در صنایع خودرو و ساخت قطعات ، سیمان و کاشی ، بین فرصت های سرمایه گذاری و سیاست های تقسیم سود، ارتباط مستقیمی وجود دارد.
در زمینه دوم از تحقیقات انجام یافته ، نقش کیفیت گزارشگری مالی در ارتباط با شاخص ها و متغیرهای مالی و سرمایه گذاری ، مورد توجه بوده است .
( عرب مازار یزدی ۱۳۸۸ ) رابطه کیفیت گزارشگری مالی و کارایی سرمایه گذاری را مورد بررسی قرار داده است . این تحقیق با استفاده از مدل تعدیل شده وردی ( ۲۰۰۶ ) به آزمون تجربی رابطه بین کارایی سرمایه گذاری و کیفیت گزارشگری مالی پرداخته است. کارایی سرمایه گذاری به صورت مفهومی ، به معنی پذیرش پروژه هایی با ارزش فعلی خالص مثبت است و منظور از ناکارایی سرمایه گذاری ، گذر از این فرصت های سرمایه گذاری ( سرمایه گذاری کمتر از حد ) و یا انتخاب پروژه هایی با خالص ارزش فعلی منفی ( سرمایه گذاری بیش از حد ) است .
در این تحقیق ، سرمایه گذاری مورد انتظار، تابعی از فرصتهای رشد تلقی شده و سرمایه گذاری کمتر از حد ( انحراف منفی از سرمایه گذاری مورد انتظار ) و سرمایه گذاری بیش از حد ( انحراف مثبت از سرمایه گذاری مورد انتظار ) به عنوان ناکارایی سرمایه گذاری مطرح شده است .
برای ارزیابی کیفیت گزارشگری مالی از مدل های کیفیت اقلام تعهدی استفاده شده است. این تحقیق در ۱۵۲ شرکت پذیرفته شده در بورس تهران، بر اساس اطلاعات مندرج در گزارش های مالی شرکت ها در فاصله سالهای ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۷ انجام شده است که نتایج نشان داد در بورس تهران برخلاف تحقیقات بی دل و همکاران ( ۲۰۰۶ ، ۲۰۰۷ ، ۲۰۰۹) و وردی ( ۲۰۰۶ ) ، عملا هیچ گونه همبستگی معناداری میان متغیرهای مزبور وجود ندارد .
( حصارزاده، ۱۳۸۷) نیز در تحقیق خود به بررسی رابطه بین کیفیت گزارشگری مالی و کارایی سرمایه گذاری بر اساس مدلی کاملا منطبق با مدل تحقیق وردی ( ۲۰۰۶ ) پرداخته و با بررسی ۱۲۰ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بین سالهای ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۵ نشان داده است که علاوه بر اینکه سطح کیفیت گزارشگری مالی با سطح کارایی سرمایه گذاری رابطه معنادار و مثبتی دارد، کیفیت گزارشگری مالی موجب بهبود کارایی سرمایه گذاری می شود . همچنین این تحقیق نشان داد که بر اساس مدل استفاده شده به منظور کارایی سرمایه گذاری، بین بیش ( کم ) سرمایه گذاری و کیفیت گزارشگری مالی رابطه ای منفی و معنادار وجود دارد. بنابراین نتایج تحقیق فوق حاکی از آن است که کیفیت گزارشگری مالی از طریق کاهش بیش ( کم ) سرمایه گذاری، می تواند موجب ارتقای کارایی سرمایه گذاری گردد .
( قمری ۱۳۹۰ ) بررسی رابطه میان کیفیت گزارشگری مالی و سرعت تعدیل قیمت سهام را مورد توجه قرار داده است. تاکید پژوهش فوق بر این موضوع بوده است که در بازارهای سرمایه ، واکنش سرمایه گذاران به اطلاعات، به صورت مستقیم در تعدیلات قیمت سهام منعکس میگردد. لذا انتظار میرود افزایش کیفیت گزارشگری مالی از طریق کاهش هزینه ها و ریسک اطلاعاتی شرکت، منجر به افزایش سرعت تعدیل قیمت سهام گردد. همچنین در این تحقیق الگوی رفتاری فرآیند تعدیل قیمت سهام نسبت به اخبار جدید نیز مورد آزمون قرار

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید