مالي متجلي مي گردد، سرمايه گذاران هميشه به طور ثابت و يكنواخت از اطلاعات حسابداري استفاده مي كنند بدون آنكه اين اطلاعات را از نظر تغييرات انجام شده در روشهاي حسابداري تعديل كنند ويا به نحوه محاسبه آن توجهي داشته باشند(هندريكسون،1982،ص 15 )1 .
از جمله مهمترين اطلاعات حسابداري، صورت سود و زيان است، سرمايه گذاران بيشترين توجه خود را به سود خالص به عنوان آخرين قلم اطلاعاتي صورت سود و زيان معطوف مي كنند. سود به عنوان نتيجه نهايي فرآيند حسابداري كه اين قدر مورد توجه و تأكيد استفاده كنندگان اطلاعات حسابداري است، تحت تأثير رويه هاي حسابداري كه مديريت انتخاب كرده محاسبه مي گردد. امكان انتخاب رويه هاي حسابداري به مديريت فرصت مي دهد تا در مورد زمان شناخت و اندازه گيري هزينه ها و درآمدها تصميم گيري كند. مديريت انگيزه دارد با به كار گيري رويه هاي غير محافظه كارانه حسابداري، رشد سود شركت را ثبات بخشد. اين امر باعث افزايش انتظار سهامداران از شركت در سنوات آتي مي گردد (واتز، 2003، ص301-287)2.
براي اينكه سود گزارش شده بتواند در ارزيابي عملكرد و توان سود آوري يك شركت به استفاده كنندگان كمك كند و سرمايه گذاران با اتكا به اطلاعات سود، بازده مورد انتظار خود را برآورد كنند، ارائه اطلاعات بايد به نحوي باشد كه ارزيابي عملكرد گذشته را ممكن كند و در سنجش توان سودآوري و پيش بيني توان سود آوري مؤثر باشد، بنابراين علاوه بر اينكه رقم سود گزارش شده براي سرمايه گذاران مهم است و بر تصميم هاي آنها موثر است، ويژگيهاي كيفي سود نيز به عنوان يكي از ابعاد اطلاعات سود مورد توجه خاص سرمايه گذاران است (فرانسيس و همكاران،2002 ،ص967)3.
توجه به اين نكته از سوي مديران شركتها بسيار مهم است كه ريسك اطلاعات گزارش شده بر بازده مورد انتظار سرمايه گذاران مؤثر است. وجود اطلاعات محرمانه مديران و عدم دقت در اطلاعات گزارش شده باعث افزايش ريسك اطلاعات خواهد شد(همان منبع،ص967)2.
بازده مورد انتظار تحت تأثير ريسك اطلاعات قرار دارد . ريسك اطلاعاتي بستگي به ميزان اطلاعات محرمانه و عدم دقت اطلاعات عمومي ارائه شده دارد . هر چه ميزان اطلاعات محرمانه ارائه شده بيشتر و دقت اطلاعات ارائه شده كمتر باشد، بازده مورد انتظار سهامداران بيشتر خواهد بود (همان منبع،ص1010)3.
در اين فصل ابتدا مقدمه اي در رابطه با محافظه کاري ارايه شده وسپس به ارايه و توضيح در خصوص اهميت و ضرورت تحقيق پرداخته شده است. در ادامه فرضيه هاي تحقيق و قلمرو تحقيق مشخص و پس از آن واژه ها و اصطلاحات تحقيق توضيح داده مي شود.
محافظه كاري به عنوان يكي از اصول محدود كننده حسابداري، سالهاست كه مورداستفاده حسابداران قرار دارد و عليرغم انتقادهاي فراوان بر آن، همواره جايگاه خود را در ميان ساير اصول حسابداري حفظ نموده است. اصل محافظه كاري موجب مي شود تا از ميان روشهاي مختلف، روشي انتخاب و اعمال گردد كه حداقل اثر فزاينده را بر سود خالص و جمع داراييهاي شركت داشته باشد. به عبارت ديگر بر اساس اين اصل، شركت نبايد از روشهايي استفاده كند كه درآمدها و داراييهاي خود را بيش از واقع و هزينه ها و بدهي هاي خود را كمتر از واقع نمايش دهد (واتز a،b2003 )4.
2-1. بيان مسئله
محافظه كاري در حسابداري به معناي تفاوت در خط مشيءهاي انتخابي و مورد قبول اخبار خوب و بد است، منظور از اخبار خوب بازده مثبت سهام يا رويدادهايي است كه منجر به افزايش سود مي شوند، ومنظور از اخبار بد بازده صفر يا منفي سهام است كه منجر به كاهش سود مي شوند، كه بدين ترتيب محافظه كاري را رويه كاهش سود و كمتر نشان دادن داراييها در پاسخ به اخباربد ودرمقابل عدم افزايش سود و بيشتر نشان دادن داراييها در مقابل اخبار خوب تعريف نموده اند(باسو،1997،ص50)5.
تهيه صورت هاي مالي محافظه كارانه بر قابليت اتكاء اطلاعات حسابداري مي افزايد، محافظه كاري توانايي سود حسابداري براي انعكاس سود اقتصادي (بازده مثبت سهام )و زيان اقتصادي (بازده منفي سهام ) رانشان مي دهد. تأكيد محافظه كاري بر تمايز قائل شدن بين بازده مثبت و منفي سهام (سود و زيان اقتصادي )است(همان منبع،ص51)1 .
انتظار مي رود اطلاعات با كيفيت بالاتر اثر مطلوبي بر انتظارات سرمايه گذاران از بازده مورد انتظار (هزينه سرمايه ) داشته باشد. هزينه سرمايه يكي از متغيرهاي موثر در مدل هاي تصميم گيري است و به عنوان بازده مورد انتظار سهامداران تعريف مي شود. به عبارت ديگر هزينه سرمايه به حداقل نرخ بازدهي كه شركت بايد بدست آورد تا بازده مورد نظر سرمايه گذاران در شركت تأمين شود گفته مي شود. در واقع اگر نرخ بازده سرمايه گذاري يك شركت از هزينه سرمايه اش بيشتر باشد ثروت سهامداران افزايش خواهد يافت. بنابراين در صورتي كه شركت ها هزينه سرمايه پايين تري را تجربه كنند، مي توانند پروژه هاي سرمايه گذاري بيشتري را بپذيرند. از آنجا كه محافظه كاري از جمله عوامل موثر بر كيفيت اطلاعات حسابداري است، لذا مي توان نتيجه گرفت كه با افزايش ميزان محافظه كاري هزينه سرمايه كاهش مي يابد.
طي سالهاي اخير محققان زيادي به ارائه معيارهايي براي اندازه گيري محافظه كاري اقدام نمودند که در تحقيق حاضر از مدل باسو که از جنبه سود و زياني و همچنين مدل نسبت ارزش بازار به ارزش دفتري که مدلي ترازنامه اي است، استفاده خواهد شد.
باسو2(1997) محافظه كاري را به عنوان تمايل حسابداران جهت نياز به درجه بالاتري از تاييد پذيري براي شناسايي اخبار خوب در سود نسبت به اخبار بد تعريف كرد. باسو در واقع از ديدگاه صورت سود و زيان به تعريف محافظه كاري پرداخت و از رفتار نامتقارن سود، نسبت به اخبار خوب و بد به عنوان محافظه كاري ياد نمود. او با استفاده از اين تعريف به دنبال معياري براي سنجش محافظه كاري بود و به منظور عملياتي كردن و فرموله نمودن معيار مربوطه، بازده هاي مثبت و منفي سهام را جانشيني براي اخبار خوب و بد تعريف خود در نظر گرفت. بدين ترتيب اين تعريف از محافظه كاري، رابطه سود – بازده را در نظر مي گرفت .
طي سال هاي بعد از 1997 ميلادي و به دنبال استفاده گسترده از معيار باسو در تحقيقات حسابداري براي سنجش محافظه كاري، محققان بر آن شدند كه به بررسي بيشتري در مورد اين معيار بپردازند.
آن ها طي بررسي رابطه بين اين معيار و ساير معيارهاي محافظه كاري به ويژه با نسبت ارزش دفتري 4به يافته هاي جديدي رسيدند ونسبت ارزش بازار به ارزش دفتري را به عنوان معياري براي سنجش محافظه كاري بيان نمودند (كردستاني و امير بيگي، 1386)2.
اين معيار با ديدگاه ترازنامه اي به ارزيابي محافظه كاري مي پردازد . نتايج تحقيقات اين محققان بيانگر رابطه منفي بين آن ها بود، از اين رو با توجه به سابقه معيار ارزش دفتري و سطح پذيرش عمومي اين معيار از سوي محققان، منجر به زير سوال رفتن اعتبار معيار باسو شد (همان منبع،ص48)3.
بنابراين در اين تحقيق به دنبال پاسخ گويي به سئوالات زير خواهيم بود :
آيا بين محافظه كاري در حسابداري و هزينه سرمايه رابطه اي وجود دارد ؟
البته از آنجا كه محافظه كاري با دو معيار عدم تقارن زماني سود4 و نسبت ارزش بازار به ارزش دفتري سنجيده مي شود، سئوال فوق را مي توان در قالب دو سئوال زير بيان نمود :
سئوال اول : آيا بين هزينه سرمايه و محافظه كاري بر مبناي معيار عدم تقارن زماني سود رابطه منفي وجود دارد ؟
سئوال دوم : آيا بين هزينه سرمايه و محافظه كاري بر مبناي معيار ارزش بازار به ارزش دفتري رابطه منفي وجود دارد ؟
3-1. اهميت و ضرورت تحقيق
محافظه كاري يكي از ويژگيهاي گزارشگري مالي است كه در قالب يك اصل محدود كننده در چارچوب اصول و مفاهيم حسابداري، ايفاگر نقش مهمي در محدود كردن رفتارهاي خوش بينانه مديران در جايگاه تهيه كنندگان اطلاعات از يك سو و برآوردي از حداقل عايدات سرمايه گذاران و اعتبار دهندگان در جايگاه مهمترين استفاده كنندگان، از سويي ديگر است .
تحقيقاتي كه درباره محافظه كاري انجام گرفته، مؤيد اهميت نقش اين ميثاق حسابداري در زمينه هاي مختلفي از قبيل بر طرف كردن مسائل برخواسته از نمايندگي، بي اثر ساختن مسائل ناشي از عدم تقارن اطلاعاتي بين استفاده كنندگان آگاه و ناآگاه، احقاق حقوق ذينفعان عمده، تأثير مثبت بر كاهش هزينه هاي استقراض و هزينه هاي سرمايه و افزايش اهرم هاي مالي، نقش بازدارندگي در قبال وقوع رسوايي هاي مالي و همچنين نقش انكار ناپذير آن در مبحث راهبري شركتي و … است (لارا و همكاران، 2007،ص87)5.
محافظه كاري در حسابداري به عنوان تفاوت در تاييد پذيري لازم براي شناخت سود و زيان تعريف شده است. منشاء محافظه كاري عدم اطمينان نسبت به آينده است. محافظه كاري در حسابداري باعث منفعت براي سرمايه گذاران مي گردد چرا كه باعث كاهش مشكلات بنگاه در ارتباط با تصميمات سرمايه گذاري مديريت،كنترل فرصت طلبي مديران در ارتباط با خودشان و ساير اشخاص، افزايش كارايي قراردادها، تسهيل نظارت بر مديران و كاهش هزينه هاي دعاوي حقوقي مي گردد. اين مزاياي محافظه كاري باعث كنترل تاثيرات منفي ناشي از اين واقعيت كه برخي اشخاص داراي اطلاعات نامتقارن، درشركت هستند مي گردد (همان منبع،ص92)2.
محافظه كاري حسابداري به اين منظور پيش بيني مي شود تا باعث كاهش توازن نرخ بازده شركت به وسيله بهبود عدم تقارن اطلاعاتي بين اشخاص مختلف شركت گردند.
از آنجا كه كيفيت بالاي اطلاعات حسابداري باعث كاهش هزينه سرمايه بنگاه مي گردد، سئوالي كه مطرح مي شود اين است كه: “آيا محافظه كاري نيز مي تواند به عنوان يكي از ويژگيهاي مطلوب اطلاعات حسابداري باعث كاهش هزينه سرمايه گردد؟”
در صورتي كه رابطه منفي بين محافظه كاري و هزينه سرمايه تاييد شود مديران براي اجتناب از تحمل هزينه سرمايه بالاتر به روشهاي اندازه گيري محافظه كارانه تري روي مي آورند (همان منبع، ص99)3.
4-1. اهداف تحقيق
توجه به اينكه در استانداردهاي حسابداري ايران از محافظه كاري با لفظ احتياط به عنوان يكي از ويژگيهاي كيفي اطلاعات حسابداري نام برده شده است، در اين تحقيق سعي خواهد شد تا با توجه به دو معيار محافظه كاري يعني معيارعدم تقارن زماني سود و معيار نسبت ارزش بازار به ارزش دفتري، رابطه آن را با هزينه سرمايه به عنوان حداقل نرخ بازده مورد انتظار سهامداران بررسي نماييم، از جمله اهداف اين تحقيق بررسي نحوه تصميم گيري سرمايه گذاران در مواجه با گزارشهاي مالي است كه در سطوح مختلف از محافظه كاري استفاده مي نمايند(هلمن،2007)4.
5-1.فرضيه هاي تحقيق
به منظور پاسخ گويي به سئوال هاي اصلي تحقيق و در پي آن بررسي رابطه بين معيار هاي محافظه كاري و هزينه سرمايه دو فرضيه تحقيق به شرح زير بيان مي شود :
فرضيه اول :
رابطه بين هزينه سرمايه و محافظه كاري بر مبناي معيار عدم تقارن زماني سود منفي است .
فرضيه دوم:
رابطه بين هزينه سرمايه و محافظه كاري بر مبناي معيار نسبت ارزش بازار به ارزش دفتري منفي است .
6-1.روش تحقيق
تحقيق حاضر از شاخه تحقيقات شبه تجربي واز نوع پس رويدادي است كه بر اساس اطلاعات واقعي بازار سهام و صورت هاي مالي شركت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار انجام خواهد گرفت. اطلاعات اساسي اين تحقيق، قيمت بازار سهام و اطلاعات مربوط به صور

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید