روش چگونگي تعيين پاداش (صرف) ريسك است ،پرسش اساسي اين است كه صرف ريسك چند درصد بايد باشد ؟
هيچ مبناي نظري براي تخمين اين صرف وجود ندارد .اغلب تجزيه و تحليل ها پيرامون مشخصات ريسك عملياتي و ريسك مالي واحد هاي تجاري انجام شده و به طور قضاوتي ارقامي از ريسك را تعيين كرده اند كه به طور معمول بين 2% تا 6% تغيير مي كند . براي تخمين نرخ بازده مورد انتظار سرمايه گذاران در سهام عادي شركت، اين ارقام به بازده حاصل از قرضه هاي بلند مدت شركت افزوده مي گردد (همان منبع،ص49)3.
د)روش نسبت درآمد به قيمت سهام (E/P)
بر اساس اين روش نرخ بازده مورد انتظار سرمايه گذاران در سهام عادي برابر است با:
كه در آن :
: سود حسابداري مورد انتظار هر سهم در سال آينده
:قيمت جاري بازار هر سهم
را مي توان به صورت زير برآورد كرد :
سود حسابداري براي هر سهم در سال جاري
اين روش در دو حالت زير معيار دقيقي از نرخ بازده مورد انتظار سهامداران عادي ارائه مي دهد :
1_ وقتي انتظار مي رود كه سود حسابداري متعلق به هر سهم ثابت باقي بماند و نسبت پرداخت سود سهام صد درصد باشد .
2_وقتي كه انتظار مي رود سود انباشته، نرخ بازدهي برابر با نرخ بازده مورد انتظار سرمايه گذاران عادي تحصيل كند . به بيان ديگر هنگامي كه شركت سود را در پروژه هايي سرمايه گذاري كند كه براي هميشه نسبت به بخش تأمين مالي از محل حقوق صاحبان سهام، نرخ بازدهي برابر Kj بدست مي دهند. بايد توجه داشت كه حالت اول در دنياي واقعي به ندرت رخ مي دهد و حالت دوم تا حدودي غير واقعي است . بنابراين استفاده كنندگان از نسبت درآمد به قيمت سهام به عنوان معياري از هزينه سهام عادي خالي از اشكال نخواهد بود (همان منبع،ص49)1.
ه) روش جريان نقدي تنزيل شده2
مايرون گوردن3 (1997) با استفاده از نگرش سرمايه اي كردن سود سهام، الگويي براي ارزشيابي سهام ارائه كرد كه بر فرضيه هاي زير بنا شده است :
1_ سود انباشته معرف تنها منبع مالي شركت است .
2_ نرخ بازده سرمايه گذاري شركت ثابت است .
3_ ميزان رشد شركت، محصول نسبت انباشت سود و نرخ بازده آن است .
4_ شركت داراي تداوم فعاليت است .
5_ ماليات وجود ندارد .
گوردن الگوي نخستينش را براي منظور كردن ريسك عدم اطمينان مورد تجديد نظر قرار داد . اين بازنگري بر اين پيش فرض استوار شد كه بيشتر بودن سود سهام در آينده به منزله بزرگ بودن ريسك و عدم اطميناني است كه آن را احاطه كرده است . بنابراين نرخهاي تنزيل قابل اعمال براي سود سهام با گذشت زمان افزايش خواهد يافت . با توجه به مطالب بالا Ks برابراست با :
كه در آن :
: سود نقدي هر سهم
: D(1+g)
p0: قيمت هر سهم
g :نرخ رشد سود سهام
در اين روش محاسبه D/P ساده است، ليكن بدست آوردن g دشوار است . نرخ رشدg را مي توان از روشهاي زير بدست آورد :
الف) اگر نرخ رشد سود سهام در گذشته به طور متعارف بوده است و سرمايه گذاران انتظار داشته باشند كه روند در آينده ادامه داشته باشد، در اين صورت g بر اساس نرخ رشد گذشته تعيين مي شود، يعني نرخ رشد ثابت براي شركت در نظر گرفته شود و فرض شود كه در آينده اين نرخ تغيير نمي كند.
ب) اگر نسبت انباشت سود و بازده ويژه به نسبت پايدار باشد،آنگاه حاصلضرب نسبت انباشت سود در بازده ارزش ويژه را مي توان براي محاسبه نرخ رشد مورد انتظار استفاده كرد :
سود خالص همان سال/ سود تقسيم نشده در هر سال = نسبت انباشت سود
حقوق صاحبان/ سهام سود خالص ROE=
نسبت انباشت سود× g = ROE
الزامات الگوي گوردن :
1- اگر نرخ بازده شركت بزرگتر از نرخ بازده مورد انتظار سهامداران باشد كاهش نسبت سود پرداختني موجب افزايش قيمت هر سهم خواهد شد .
2- اگر نرخ بازده شركت برابر نرخ بازده مورد انتظار سهامداران باشد، تغيير در نسبت سود پرداختني تأثيري بر قيمت نخواهد داشت .
3- اگر نرخ بازده شركت، كوچكتر از نرخ بازده مورد انتظار سهامداران باشد نسبت سود پرداختني موجب كاهش قيمت هر سهم خواهد شد .
2-8-2.نقش هزينه سرمايه در تصميمات سرمايه گذاري
به كار گيري هزينه سرمايه در تصميم هاي سرمايه گذاري ،استفاده از آن به عنوان مبنايي براي ايجاد ساختار بهينه سرمايه يا حركت به سمت آن، استفاده از آن در اجاره هاي سرمايه اي و در اندازه گيري عملكرد و اصولاً استفاده از آن در تنزيل جريانهاي نقدي آتي براي تعيين ارزش، همه از مواردي هستند كه مي توان در توصيف اهميت هزينه سرمايه بيان نمود .
نظريه محدوديت منابع مالي در تصميم هاي سرمايه گذاري در شركت از اهميت ويژه اي برخوردار است . بودجه بندي سرمايه اي زماني اتفاق مي افتد كه در يك دوره ي زماني معيني سقف بودجه اي و يا محدوديت وجوه نقد براي سرمايه گذاري وجود داشته باشد .
پيوند بين نرخ بازده داخلي و هزينه سرمايه مي تواند در بودجه بندي سرمايه اي، مورد استفاده قرار گيرد. هزينه سرمايه كمينه نرخ بازده مورد قبول براي طرح هاي سرمايه اي را به دست مي دهد كه بر اساس آن مي توان طرح هاي سرمايه گذاري را ارزيابي كرد . بررسي تاريخي ادبيات مالي نشان مي دهد كه هم در تئوري كلاسيك و هم در تئوري شتاب سرمايه گذاري، فرض بر اين است كه مؤسسات در استفاده از وجوه موجود با هزينه ثابت محدوديتي ندارند .
در تئوري كلاسيك، ميزان سرمايه گذاري به نرخ بازده سرمايه گذاري يا درآمد آن بستگي دارد، يعني سرمايه گذاري با تغيير درآمد تغيير مي كند، ليكن در تئوري شتاب ميزان سرمايه گذاري تابعي از ميزان توليد است، در اين تئوري فرض مي شود در صورت افزايش توليد، واحد اقتصادي تمايل خواهد داشت ميزان سرمايه گذاريهايش را متناسب با آن افزايش دهد به سخن ديگر در هر تئوري هزينه هاي تأمين مالي به هنگام افزايش ميزان سرمايه گذاري در نظر گرفته نمي شود (عثماني،1381،ص89)1.
با شناخت تدريجي اهميت تأمين مالي، كانون توجه ادبيات مالي تغيير يافته و در سالهاي اخير تأكيد بر بحث هاي تصميم گيري سرمايه اي ادامه يافته است . در ضمن رويه مناسب بودجه بندي سرمايه اي كه نياز مند محاسبه هزينه سرمايه است رونق يافته و به همين علت روش هاي محاسبه هزينه سرمايه اهميت ويژه اي پيدا كرده است .
3-8-2. نقش هزينه سرمايه در تصميم هاي مالي
تعيين و ايجاد ساختار بهينه سرمايه و يا حركت به سمت آن مي تواند بر ارز ش شركت و ثروت سهامداران تأثير بگذارد . بدون اطلاع از هزينه سرمايه، شركت نمي تواند تصميم بگيرد كه از چه ابزاري براي گرد آوري وجوه لازم براي سرمايه گذاري بلند مدت خود استفاده كند و به دليل محدوديت منابع، واحدهاي اقتصادي بايد سعي كنند تركيبي از منابع مالي را گزينه كنند كه كمترين هزينه سرمايه را داشته باشد .
به منظور بيشينه كردن ارزش واحد اقتصادي لازم است سرمايه گذاريهايي انجام و تداوم يابد كه نرخ بازده آنها بيش از هزينه تأمين مالي باشد . تصميم گيريهاي سرمايه گذاري و تأمين مالي را به سختي مي توان از يكديگر جدا كرد ليكن بدون توجه به اين تفكيك مي توان ادعا كرد كه ارزش بنگاه از دو راه افزايش مي يابد يكي افزايش نرخ بازده سرمايه گذاري و ديگري كاهش نرخ هزينه سرمايه .
4-8-2 .كاربرد مفهوم هزينه سرمايه
اگر نرخ بازدهي سرمايه گذاري يك شركت از هزينه سرمايه اش بيشتر باشد و اگر بدون بالاتر رفتن درجه ريسك ،ميزان بازده افزايش يابد، ثروت سهامداران افزايش خواهد يافت. دليلي كه در اين باره گفته مي شود اين است كه اگر نرخ بازده شركت از هزينه سرمايه آن بيشتر شود دارندگان قرضه، سهام ممتاز و اعطا كنندگان وام به شركت به نرخ بازده ثابت مورد انتظار خود خواهند رسيد و باقي مانده نرخ بازده در اختيار صاحبان سهام عادي قرار خواهد گرفت كه از نرخ بازده مورد توقع آنان بيشتر خواهد بود . سود مازاد را مي توان صرف پرداخت سود سهام بيشتر به سهامداران نمود و يا اينكه آن را مجدداً سرمايه گذاري نمود و به اين ترتيب نرخ بازده دوره هاي بعد را افزايش داد . در نتيجه مطلوبيت سهام عادي نزد سهامداران بيشتر مي شود و افزايش تقاضا منجر به افزايش قيمت سهام عادي در بازار مي گردد و از اين راه ثروت سهامداران افزايش مي يابد و هدف شركت تأمين مي گردد . چنانچه بين هزينه سرمايه و موضوع بيشينه کردن ثروت سهامداران پيوند برقرار گردد مي توان هزينه سرمايه را اينگونه بيان كرد : هزينه سرمايه، كمينه نرخ بازدهي است كه شركت بايد به دست آورد تا اينكه در ارزش شركت تغييري حاصل نشده و ارزش شركت كماكان حفظ شود (عثماني 1381،ص87)1.
5-8-2 .عوامل مؤثر بر هزينه سرمايه
در يك محيط اقتصادي و تجاري عوامل گوناگوني وجود دارند كه بر هزينه سرمايه شركت تاثير گذاشته و موجب كاهش يا افزايش آن مي گردند.
هزينه سرمايه از دو بخش كلي شامل نرخ بهره بدون ريسك1 و صرف ريسك2 تشكيل مي گردد كه متأثر از عوامل گفته شده مي باشد .به سخن ديگر از يك سو شرايط عمومي اقتصادي عامل تعيين كننده نرخ بدون ريسك بوده و از سوي ديگر عواملي چون شرايط بازار ،تصميم هاي عملياتي و تأمين مالي در ميزان صرف ريسك مؤثر باشند .
1- شرايط عمومي اقتصادي
شرايط عمومي اقتصادي ميزان عرضه و تقاضاي سرمايه و همچنين سطح مورد انتظار تورم را تعيين مي كنند و همان گونه كه در اقتصاد، تقاضا براي پول متناسب با عرضه تغيير مي كند، سرمايه گذاران نيز نرخ بازده مورد انتظار خود را تغيير مي دهند و چنانچه افزايش در تقاضا متناسب با افزايش در عرضه پول نباشد، سرمايه گذاران نرخ بازده مورد انتظار خود را افزايش مي دهند . به همين ترتيب اگر تورم موجب كاهش قدرت خريد پول گردد سرمايه گذاران نيز انتظار نرخ بازده بيشتري را براي جبران اين زيان خواهند داشت .
2- شرايط بازار
همان گونه كه ريسك سرمايه گذاري افزايش مي يابد سرمايه گذاران نيز نرخ بازده مورد انتظار خود را افزايش مي دهند . اين افزايش را صرف ريسك مي نامند . افزايش در نرخ بازده مورد انتظار به معني افزايش هزينه سرمايه مي باشد . هر چه قابليت فروش اوراق بهادار افزايش يابد نرخ بازده مورد انتظار سرمايه گذاران كاهش مي يابد و در نتيجه منجر به كاهش هزينه سرمايه شركت مي گردد.
3- تصميم هاي عملياتي و تأمين مالي
تصميم هاي گرفته شده در يك شركت بر روي ريسك شركت مؤثر است . اگر مديريت شركت سرمايه گذاري را با ريسك بالا بپذيرد و يا اينكه ميزان زيادي از بدهي و سهام ممتاز استفاده نمايد ريسك شركت افزايش مي يابد و در نتيجه سرمايه گذاران نرخ بازده بالاتري را انتظار خواهند داشت و اين امر سبب افزايش هزينه سرمايه مي شود .
4 – سطح تأمين مالي
هر چه سطح تأمين مالي افزايش يابد عواملي همچون هزينه هاي صدور و فروش اوراق بهادار، افزايش نسبت اهرمي و عرضه زياد اوراق بهادار موجب افزايش هزينه سرمايه ميشوند(يانگ و اوبايرن،2001،ص93)3.
6-8-2. ارتباط بين اطلاعات حسابداري، افشاء و هزينه سرمايه
رابطه بين اطلاعات حسابداري و هزينه سرمايه شركتها يكي از موضوعات اساسي است كه همواره استاندارد گذاران حسابداري به آن توجه دارند . براي مثال ،آرتور لويت15 (1998)، مي گويد استاندارد هاي حسابداري با كيفيت بالا ،باعث كاهش هزينه سرمايه مي شود . همينطور، نيل فوستر 16 (2003)، يكي از اعضاي هيئت تدوين استانداردهاي حسابداري مالي3 ادعا مي كند، اطلاعات بيش از اندازه همواره باعث بوجود آمدن عدم اطمينان مي گردد ،اين در حاليست كه مردم همواره به دنبال كسب اطمينان بيشتر هستند . در زمينه اطلاعات مالي افشاي مناسب اطلاعات باعث پايين آمدن هزينه سرمايه مي گردد. عليرغم اينكه اين ادعا بسيار تعمل بر انگيز است اما تحقيقات تئوريك كمي در اين راستا صورت گرفته است . بنابر اين تحقيقات حسابداري انجام شده در اين زمينه

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید