از جنگ هاي صدر اسلام رسول اکرم(ص)با گروهي از مسلمانان براي دفاع از سر زمين مسلمانان عازم تبوک شدند.
گروهي از مردم و منافقان و سه نفر از آن ها به نام هاي مراره، کعب و هلال، از شرکت در جنگ خودداري کردند. پس از بازگشت مسلمانان ازجنگ، آن سه نفر براي عذرخواهي به نزد پيامبر خدا صلي الله عليه و آله و سلم رفتند .
امّا نه تنها پيامبر خدا(ص)، بلکه مردم نيز از سخن گفتن با آنها خودداري کردند و زندگي بر آن سه نفر بسيار سخت شد تا حدي که آنها مجبور شدند براي توبه به کوه هاي اطراف پناهنده شوند. پنجاه روز طول کشيد تااين آيه نازل شد:” و علي الثلاثه الذين خلفوا حتي اذا ضاقت عليهم …”(توبه،118)؛وهم چنين آن سه نفرکه (از شر کت در جنگ تبوک) تخلّف جستند (ومسلما نان با آنان قطع رابطه نمودند)تا آن جا که زمين با همه وسعتش تنگ شد. و خداوند توبه آ ن ها را پذيرفت. (مقتبس از رسولي محلّاتي،1385،ص68) .
2 -7- 4سرگذشت توبه کنندگان در احاديث معصومين(ع)
2-7-4-1 توب?راهزن
مردي با خا نواده اش به سفر دريايي رفتند.در راه کشتي آن ها شکست وتنها زن آن مرد خود را به ساحل رساند.راهزني زن راديدوخواست با او بياميزد.
زن به سبب گناه ازخداوند ترسان بود ومي لرزيد. راهزن ازآن با خبرشد و بدون آن که با او کا ري انجام دهد، برخاست و تصميم گرفت توبه کند.و آن چنان قربي نزد پروردگار يافت که گناهان گذشت? او آمرزيده ومستجاب الدعوه شد(مقتبس از کليني،ج3،ص111) .
2-7-4-2توب? مردگنهکار
روزي مردي نزد امير مؤمنان علي(ع) آمد وبه عمل بسيارشنيعي اعتراف کرد. آن مرد سه مرتبه اقرار خود راتکرا رکرد در مرتب? چهارم حضرت فرمود :
” پيامبر (ص)دراين واقعه سه حکم فرموده است هريک را مي خواهي اختيار کن :يکي اين که دست وپا يت را ببندند و از کوه پرتابت کنند يا ان که با شمشير ترا بکشند يا با آتش ترا بسوزانند”او گفت :”سوخته شدن با آتش راانتخاب کردم “.
گودالي پر از آتش برايش مهيّاکردند؛درحالي که آن مرد گريه مي کرد برخا ست و درميان آتش نشست.حضرت امير المؤمنين گريه کردند وديگران نيز گريه کردند سپس آن حضرت فرمود :”بر خيز اي مرد که ملائکه آسمان وزمين را به گريه درآوردي به درستي که خداوند تو به ات را پذيرفت”( مقتبس از دستغيب،1388،ص227) نتيجه اين که توبه درقرآن کريم ، بازگشت از جميع گناهان است ؛آن چه رضاي خدا در آن نباشد، توبه از آن لازم است توبه از عدم پرداخت زکات ،توب? فرار از جهاد،توبه از خوردن مال يتيم،توبه ازنافرمانيِ خدا ورسول او، توبه از پيروي هواي نفس ،توبه ازشايعه پراکني وا نتشارسخنان بي اساس توبه ازتوجيه گناه،وگناهان بسيارِ ديگرکه آثار زيّان بار اجتماعي وفردي آن را نمي توان از نظر دور داشت. اگر در قرآن توبه از گناهان خاصي مطرح شده است آن ها از مصاديق توبه است؛دامن? توبه زمان ، مکان را در مي نورددوگستره اي به وسعت حيات بشريّت را در بر مي گيرد. هر کس به اندازة بينشِ عر فا ني خود از توبه استفاده مي کند ؛ سالک با عبوديّت مراتب توبه را يکي پس از ديگري پشت سر مي گذارد تا به مراحل با لاي توبه نائل شود. خداوند تبا رک و تعالي مي فرمايد : ” والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا…”(عنکبوت،68)؛آنها که درراه ما(با خلوص نيّت) جهاد کنند قطعاً به راه هاي خود هدايت شان خواهيم کرد. توبه بزر گ ترين جهاد ،مبارزه بادشمن ترين دشمنان ، يعني بت نفس است “واجعل نفسک عدواّ تجا هده “؛ نفس خويشتن را دشمني قرار ده که با او مبارزه مي کني ( همان،ص74). و حاصل اين پيکار لقاي پروردگار است “من کان يرجوا لقاء رب? فليعمل عملاّ صالحا ولا يشرک بعباده ربّ? احدا”(کهف،110)؛هرکس که به لقاي پروردگارش اميد دارد بايد کا ري شايسته انجام دهد و هيچ کس را در در عبادت پروردگا رش شريک نکند.آراءِ مفسرين نيز مشابه يکديگراست و تفاوت چنداني با يکديگرندارند.
فصل سوم
تحليل عرفاني توبه
درآمد
در اين فصل آثار بزرگان و مشايخ عرفان و تصوف در کتاب هاي منثور بررسي و تجزيه و تحليل شده است. به همين علت فصل جداگانه اي براي آن در نظر گرفته نشده و در پايان حکايت هاي توبه کنندگان آمده است. البته بايد به اين نکته توجه داشت که تا پايان قرن ششم بحث گسترده اي دربارة توبه نشده، مطالب، مجمل و سربسته ارائه شده است و هر يک به گوشه هايي از بحث اشاره کرده اند.
3ـ 1 تعريف توبه
3ـ 1ـ 1 توبه در لغت
معاني متعددي براي توبه آمده است:
“بازگشتن از گناه” (دهخدا، 1079)؛ “ترک گناه به نيکوترين وجه” (راغب، ص 72)؛ “توبه اندر لغت به معني رجوع باشد چناکه گويند تاب، اي رجع” (هجويري، 1384، ص430).
“معني وي بازگشتن از بي راهي و باز آمدن با راه”؛”بدان که توبه بازگشتن با خداي تعالي است (غزالي، 1361، ص 317)؛ اما توبه به حقيقت رجوع است” (مستملي بخاري، 1373، ص1209)؛ “عرف و شريعت توبه رجوع است از معاصي و ذنوب” (همان جا).
3ـ 1ـ 2 تعريف توبه از ديدگاه بزرگان
3ـ 1ـ 2ـ 1 تعريف توبه از ديدگاه معصومين (ع)
“پيغمبر گفت عليه السلام” “الندم توبه، پشيماني توبه باشد” (شريعت، ص 430) امام صادق عليه السلام از توبه به عنوان ريسمان خدا و کمک او ياد نموده اند “التوبه حبل الله و مدد عنايته” (مجلسي، بي تا، ج6، ص 31).
3ـ 1ـ 2ـ 2 تعريف توبه از ديدگاه عرفا
عارفان نامي در بار? توبه مفاهيم بکر وبديعي را درقالب الفاظ فصيح ومسجّع ومحتواي غني آن ارائه که روش سلوک سالکان راترسيم کرده اند.
ابوطالب مکي در قوت القلوب بحث نسبتاّ مفصّلي دارد؛کا شاني در مصباح وهجويري درکشف المحجوب نيز بخشي از کتاب خود را به توبه اختصا ص داده اند که دراين قسمت بعضي از آن ها بررسي و تبيين خواهد شد.
3ـ 1ـ 2ـ 2ـ 1 ميبدي
کليد سعادت ،شادي ، رهائي از آلودگي ، نزديک شدن به خداو رسيدن به تمام خوبي ها ،توبه است.
“توبه نشان راه است و سالار بار و کليد گنج و شفيع وصال و سر همه شادي و مايه آزادي؛ اول شيطاني در دل است؛ پس
عذر بر زبان پس بريدن از بَدي و بَدان” (ميبدي، 1371، ج2، ص452).
پشيماني از گناه توبه است “من اَذنب ذنباً فندم عليه فهو توبه”؛ “توبه پشيماني است که در دل پديد آيد؛ دردي که از درون سينه سر بر زند؛ آتش خجل در دل افتد؛ آب حسرت از ديده فرو ريزد نه بيني شاخي که در يک سر آن آتش زني از آن ديگر سر، ز آب قطره قطره مي چکد (همان، ج4، ص 97).
درجاي ديگر آمده است:
“توبت چيست؟ شفيعي مطاع، وکيل دري مشفق، نايبي کريم، نقش گناه محو کند و حق شفاعت او از بنده گناهکار عفو کند، ديوان بنده از عصيان و پاک و مطهر کند (همان، ج10، ص164).
3ـ 1ـ 2ـ 2ـ 2 هجويري
هجويري در کشف المحجوب توبه را بازگشت از گناهان بزرگ بيان کرده است. درقسمتي ديگر توبه رافراموش نکردن گناه دانسته است.ودرجائي توبه، فراموش کردن گناه است که اين تعاريف بستگي به شخصيّت معنوي سالک دارد.
ناگفته نباشد همان طور که بيان شد توبه به معني رجوع است امّا ظهور رجوع به اشکال متفاوت است که
آن ها از مصاديق رجوع وتوبه است.
ممکن است اين تعا ريف مربوط به مقا م خوف ورجا ي سالک باشد. فراموش نکر دن گناه مر بوط به جايگاه خوف وفراموش کردن گناه مربوط به رجاء است زماني که گناهان در نظر اوست خائف است و زماني که اميدوار به لطف وبخشش الهي وحضور درمحضر محبوب است ، گناهان را فراموش مي کند؛چون در مقام دوستي، ياد گناه ، گناه ديگري است.
امام سجّاد (ع) دربخشي از دعاي ابو حمز? ثمالي مي فرمايد:”اذا رأيت مولاي ذنوبي فزعت واذا رأيت کرمک طمعت”(مشکيني،1374،ص336 ).
ممکن است ياد گناه، سبب لذّت شود ؛بنا بر اين فراموش کردن گناه بهتر است “التوبه آن تنسي دنبک”؛ “چون گناه را ياد کني و از ياد کردن آن در دل لذتي نيابي آن توبه باشد(هجويري،1384،ص 436).
ممکن است فراموش کردن گناه، سببِ عُجب شود؛دراين صورت گناه نبايد فراموش شود.
توبه آن باشد که هرگز گناه کرده را فراموش نکني و پيوسته اندر تشويش آن باشي اگر چه عمل بسيار داري، بدان معجب نگردي (همان، ص 432) ؛ “توبه رجوع از کبائر بود به طاعت” (همان، ص431).
3ـ 1ـ 2ـ 2ـ 3 مستملي بخاري
بازگشت از همه چيزبه غير از توجه به خدا، توبه است. به عبارت ديگر ياد خدا ،گناه نکردن است.
“توبه آن باشد که بازگردي از ياد کرد هر چه جز خداست جل و عز ” (مستملي بخاري، 1373، ص 121).
3-1-2-2-4کلابادي
از توبه ها ي نادرست خود بايد توبه کرد؛ زيرا به شرايط توبه عمل نشده است.
“توبه آن است که از توبه ،توبه کني”(کلابادي،1371،ص377).
3-1-2-2-5 غزالي
توبه، اول قدم مريدان و ابتداي راه سالکان است
“توبه آغاز راه سالکان و کليد خوشبختي مريدان است (غزالي، 1370، ص 184).
3-1-2-2-6 مکّي
توبه، اول منزل سالک ، روي گرداندن از ديگران و توجّه به خدا است؛ خلائق سبب هستند ؛ خداسبب ساز است؛ مخلوقات الهي وسيله هستند و خداوندوسيله ساز.
” اول مايومر به المبتدي المريد التوبه”(مکي، 1995، ص366)؛اوّلين مأموريّت سالک توبه است
توبه تغيير اعمال ناپسند به اعمال پسنديده است. “هو تحويل الحرکات المذمومه الي حرکات المحموده”(همان). توبه روي آوردن به خدا و رها کردن غيرخداست. “التوبه اقبال علي مولاه و ترک الخلق” (همان، ص 382.
3ـ 1ـ 2ـ 2ـ 7 احمد جام
توبه سبب هم? خو بي هاست.
“کليد همه چيزها توبه است و سر همه دولتها و دوستي ها توبه است” (ژنده پيل، 1347، ص 101).
“توبه نجات مردان است و حيات دل و پرورش جان است و تخم مودت است و راحت روح است و سرور رئوس است و شفاي درد گناهان است (همان، ص102).
3-1-2-2-8
ابن عطا
ابن عطا توبه را بازگشتن از آنچه که علم آن را نکوهش مي کند به سوي آنچه، مورد پسند دانش است مي داند “التوبه الرجوع من کل ماذمه العلم الي مامدحه” (سلمي، 1369، ص135).
حقايق التفسير توبه را بازگشت از خُلق ناپسند به خلق پسنديده دانسته است “التوبه الرجوع من کل خلق مذموم الي کل خلق محمود” (سلمي، ص 124).
3ـ 1ـ 2ـ 2ـ 9 شيخ ابوالفتوح رازي
توبه بازگشت از بدي ها به

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید