خواهم ز تو
تا بري از اين چنين ميدان، تو گو
هر که توبه کر د ، مي دان پاک شد
سينة دشمن به پيشش، خاک شد
ثمر? توبه، ديدار خداوند-تبارک و تعالي- است:
توبه کن در تو به محکم باش تو
تا ببيني صورت نقاش تو
(عطار،بي تا،ص87)
4ـ 9ـ 15 خواري توبه نکردن
کسي که توبه نکند، پست و فرومايه است:
توبه کن از هر چه توبه کردني است
هر که او بي توبه رفته، اودني است
(عطار،بي تا،ص87)
4ـ 9 ـ 16 توبه و فراواني نعمت ها
تائب ، از شراب کوثر مي نوشد:
توبه کن تا شربت کوثر خوري
اين بايمان کن در اين صورت، نوي
(عطار،بي تا،ص87)
4ـ 9ـ 17 توبه نکردن، عامل شقاوت
توبه، سبب ايمني از شر شيطان است و اگر توبه نکرد از سگان هرزه نيز پست تر است:
توبه کن از شر شيطان امن باش
تا نباشي کمتر از کلبان لاش
(عطار،بي تا،ص87)
کسي که توبه نکند و بميرد پاک نيست و در دوزخ با ظالمان محشور است:
هرکه بي توبه بميرد، پاک نيست
جاي او مي دان که، در اين خاک نيست
هر که بي توبه به زير خاک رفت
او بدوزخ همره ضحاک رفت
هر که بي توبه جهان بدرود کرد
در حقيقت خدمت نمرود کرد
هر که بي توبه برفت چون سگانست
اين زمان همراه فرعون زمانست
سرانجام کسي که توبه نکند هلاکت است. و اسير مالک دوزخ مي شود:
هر که بي توبه برفته هالکست
در گرفتاري به بند مالک است
کسي که از دشمني با حضرت علي- عليه السلام- توبه نکند، بسيار معذب است:
توبه کن تو ز بغض بوتراب
ورنه يابي ز يزدان صد عذاب)
توبه، سبب نجات از غل و زنجيرِ دوزخ است:
توبه کن زود از يزدان بترس
تا بدوزخ در برندت درمَرَس
(عطار،بي تا،ص88)
4ـ 9ـ 18 توبه، ملازمت با مقرّبين
توبه، ملازم با پيروي از پيامبر- صلي الله عليه و آله و سلم- و حضرت علي -عليه السلام- است:
توبه کن رو به احمد آر تو
بعد از آن شو پيرو کرار تو
کسي که توبه نکند و بميرد جاي او در آتش است:
هر که ناحق کرد و بي توبه برفت
اين زمان در نار او دارد نشست
بنده اي كه آزارش به کسي نرسد با حورالعين در بهشت همنشين شود:
هر که دارد ترک از آزار کس
او شود با حور جنت همنفس
بنده اي که متکبر و کينه جو نباشد، با پيامبر خدا- صلي الله عليه و سلم- در بهشت است:
هر که دارد او دل بي کبر و کين
سوي جنت شد با حمد همنشين
(عطار،بي تا،ص88)
نتيجه آن که توبه در آثار منظوم ،بيش تر ناظر به ترغيب و تشويق مردم به توبه و آثار آن است .توفيق ،رحمت وفضل،شرک زدائي، بخشش،زمان توبه،تعجيل درتوبه،رهائي از گناه وعذاب الهي،توبه وابليس ،توبه وحلم الهي،زهدوريا،بهشت وساي? طوبي،عناصر مهمّ آن است. مطالب ديگري نيز به آن اشاره شده است مانند: توبه پشيماني از گناه و ترک کردن آن است، توبه سبب رستگاري، برکت، صلاح، آفرينش الهي، دوري از شياطين، مهالک، ورود به بهشت و همنشيني با پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم، و سعادت دائم است.
نتيجه گيري کلي:
توبه يکي از مقامات سالکان قرب الهيست، که پيدايش آن منبعث از ماجراي توبه آدم علي نبينا و آله و عليه السلام است؛ متون تاريخي هزارة پيش از ميلاد مسيح گوياي آن است که توبه اهميت بسيار زيادي داشته و منابع مهم ادبي نيز مويد اين مطلب است.
از توبه تعاريف متفاوت شده است مانند: “رجوع، رجوع از گناه، پشيماني، پشيماني از گناه، بازگشت از خطا به طاعت، بازگشت از ناپسنديده به پسنديده”؛ ولي تعريف جامع آن رجوع از مرتبه پايين تر به سوي خداست.
توبه نه اولين مقام و نه آخرين مقام است، توبه در تمام مراحل زندگي لازمة حيات انساني است.توبه از جهات گوناگون مانند شرايط صحت، موضوع، مراتب، حقيقت، انواع، آثار و … به آن توجه شده است.
با در نظر گرفتن اين نکته که گناه سبب هلاک آدمي است؛ هيچ علمي بالاتر از علم توبه نيست و تنها راه نجات از مهلکه، توبه است.
موضوع توبه گناه نيست؛ يکي از موضوعات توبه گناه است؛ توبه براي نيل به درجات و مقامات برتر است، بدون اين که در مراتب پيش از آن گناهي انجام گرفته باشد مانند توبه اي که پيامبران و انبياء الهي داشته اند. مراتب توبه با توجه به شخصيت تائب متفاوت است؛ برخي از گناه توبه مي کنند ؛ برخي از حسنات توبه مي کنند ؛ برخي از توبه ، توبه مي کنند. برخي نيز هستي خود توبه مي کنند؛ چون وجودشان را ذنب و گناه مي دانند.
حقيقت توبه فراموش نکردن گناه است ودر شرايطي ديگر فراموش کردن گناه است راز توبه را بايد در پرده پوشي خداوند، منت خداوند بر بنده، ومهلت دادن خداوند به بنده اش جستجو نمود شايد برگردد. و از کار بد خود پشيمان شود. هم چنين فرصت کافي که خداوند به بنده براي توبه داده است؛ اگر توبه نکرد و خداوند او را گرفتار عذاب نمود؛ راه عذر وبهانه را به روي بنده ببندد.
توبه اقسامي دارد: توبه از کفر، توبه از گناه، توبه از ضايع کردن نماز توبه از نگاه حرام، توبه از زنا، توبه از توبه، از شراب خواري و …حاصل آن که نهايتي براي توبه نيست.
توبه کامل، همراه نيت صادقانه، استقامت، رياضت، شب زنده داري، روزه، دوري از محرمات مخالفت با هواي نفس است.
سبب توبه، خوف خدا، يا شوق بهشت و رضايت خداست. عوامل گوناگوني مانند مغرور شدن از جواني و عمر طولاني، طول اَمل، جهالت و عدم تصوري صحيح از توبه و … سبب توبه نکردن است و علاج آن، با آگاه شدن و درک صحيحي از توبه داشتن و توجه به اين مطلب که هر لحظه ممکن است مرگ او فرا برسد و نتواند توبه کند؛ در نتيجه به انواع سختيها گرفتار شودبا توجه به اين مطلب مهمّ که عذاب آخرت بسيار سخت تر از عذاب دنياست.
طول عمر، سلامتي، سعادت، شادي، ايمان، قدرت، دور شدن از افسردگي، نداشتن اندوه و ترس، ورود در بهشت، محبت ، شادي و رضايت خدا ، نزول برکات الهي مانند نزول باران، افزايش مال و اولاد، باغ و بستان، از ثمرات توبه است.
توبه در آثار منظوم نيز جايگاه ويژه اي دارد. شاعران و عارفاني همچون، حکيم فردوسي، مسعود سعد، ناصرخسرو به توبه اشاره نموده اند.
حکيم فردوسي، مسعود سعد، کم ترين و شيخ فريدالدين عطار مخصوصاً در لسان الغيب بيش ترين اشعار را دربارة توبه سروده اند؛ مفاهيمي همچون معني توبه، درخواست توبه، توبه و عشق، توبه و آثار آن از مضامين اشعار آنهاست.
فردوسي سفارش به توبه مي کند و توبه را سبب روشنايي دل مي داند؛ از نظر ابوسعيد ابوالخير”اشعار منتسب به او ” همه امور بدست خداست حتي توبه هم به توفيق الهي است؛ رحمت بي کران حق تائب را گرفته است؛ توبه زدايندة رذائل اخلاقي است؛ توبه،آفرينند? اميد واز بين برند? نااميدي است.
به اميد عفو خدا توبه نکردن عملي جاهلانه است و رسيدن به محبوب حقيقي يعني خدا با گناه سازگاري ندارد.
ناصر خسرو در اشعار خود به توبه اشاره دارد.
از ديدگاه ناصرخسرو گناهکار مريض است و توبه دارو و درمان کننده اوست، توبه سبب شادابي است انسان بايد توبه کند و به اميد جواني و سلامتي نبايد در توبه کردن درنگ نمود.
مسعود سعد سلمان نيز سفارش به توبه مي کند و گناه را باري سنگين دانسته است که نجات از آن به سبب توبه است.
سنايي نيز در حديقه و ديوان اشعار خود به توبه سفارش مي کند. او توبه را همچون، روح الامين (فرشته مقرب خدا) يا عصاي موسي و نفس را مانند سرزمين قوم لوط و فرعون ملعون دانسته است از نظر او توبه ويران کنند? گناه و راهي به سوي خدا، است.
توبه انسان را از چنگال شياطين نجات مي دهد، نجات بخش از رسوايي روز قيامت و سبب رهايي از آتش دوزخ، ايمني از عذاب الهي و پناه گرفتن در سايه لطف الهي است.
از منظر شاعر بزرگ، افضل الدين خاقاني، توبه سبب شادابي و طراوت ايمان است و توبه از عشق معشوق صحيح نيست.
نظامي شاعر گرانقدر نيز رسيدن به خلافت الهي را به سبب توبه مي داند، به نظر او گناه سبب درد و رنج است و از آن توبه مي کند. توبه سبب رسيدن به بزرگي وآقايي است.
عارف واصل، فريد يگانه دهر، عطار نيشابوري ،که قسمت معظم اشعار مربوط به اوست در اسرار نامه، لسان الغيب و منطق الطير به تعريف توبه پرداخته است و اولين منزل را در راه سير و سلوک توبه مي داند. از نظر او توبه سبب نزديکي به خدا، رهائي از شياطين و شرمساري، آگاهي به اسرار الهي، به دست آوردن دنيا و آخرت، پيروزي در مسابقة زندگي و مبارزه با دشمن، آسودگي از شر شيطان، پاکي و طهارت و همنشيني با پيامبر خدا صلي الله عليه و آله و سلم است.
توبه از منظر معصومين عليهم السلام جايگاه خاصي دارد. کلام آنها نشأت گرفته از وحي الهيست از ديدگاه آن بزرگان توبه ندامت است، بازگشت است. گداخته شدن از سوزش معاصي، خميده شدن از ترس آتش الهي است. سبک شمردن گناه، معصيت و توبه از آن واجب است؛ درب توبه بسته نيست، گناه هر چند بزرگ باشد اگر به اندازة همه درياها، کوه ها، زمين، ماه و خورشيد و ستارگان کهکشانها، عرش و کرسي باشد با توبه همه آنها آمرزيده خواهد شد گناهکار هيچ زماني نبايد از رحمت خدا نااميد شود درب توبه هميشه به روي بندگان باز است؛امّا به اميد بخشش بي پايان الهي گناه کردن،عاقلانه نيست.
گناهکار هر چند مشرک باشد اگرتوبه کند بخشش خداوند او را فرا خواهد گرفت انسان مادامي که در دنيا است توبة او مورد قبول ذات الهي است اما با ديدن آثار قيامت و نشانه هاي آخرت درب توبه بسته خواهد شدتوبه کنندگان بسيار امّا بعضي از آن ها مانند بشر حافي، بهلول نباش، فضيل عياض از ديگران معروف تر هستند. نتيجه اين که توبه از ديدگاه همه عارفان تعاريف مشابه دارد. چون همه منبعث از تعاليم آسماني قرآن کريم و روايات معصومين عليهم السلام است و اگر تفاوت هايي مشاهده مي شود ناشي از بيان مصاديق توبه است که سبب تفاوت تعاريف توبه شده و ديدگاه همه آنها مشترک است .
منابع و مآخذ:
1ـ قرآن کريم: (1388). ترجمة آيت الله ناصر مکارم شيرازي،قم،سازمان تبليغات اسلامي.
2ـ ابن الحسين (ع)، علي؛ (1377)، صحيفة سجاديه، حسين انصاريان [ترجمه] تهران، انتشارات پيام آزادي، ج پنجم.
3ـ ابنابيطالب علي؛ (بيتا)،نهج البلاغه، علي نقي فيض الاسلام [ترجمه و شرح]، تهران، انتشارات فقيه.
4ـ ابنمنور، محمد؛ (1366)، اسرار التوحيد، محمد رضا شفيعي کدکني، (مقدمه، تصحيح و تعليقات)، تهران، آگاه،چ اول
5ـ ابيالخير، ابوسعيد؛ (1369)، سخنان منظوم ابوسعيد ابوالخير، سعيد نفيسي (تصحيح) ، تهران، کتابخانه سنايي، چ سوم.
6ـ امام خميني؛ (1373) شرح چهل حديث (اربعين حديث) مؤسسة تنظيم و نشر آثار امامخميني، چ پنجم.
7ـ انصاري، عبدالله؛ (1362)، طبقات الصوفيه، محمد سرور مولايي (تصحيح) تهران، توس.
8ـ ــــــــــــ؛ (1376) خلاصه تفسير ادبي و عرفاني قرآن مجيد، ج1، چ پنجم، حيبت اله آموزگار، تهران. انتشارات اقبال، ج 1، چ پنجم.
9ـ ــــــــــــ؛ (1372)، منازل السائرين علي شيرواني (تصحيح) ، تهران، الزهراء، چ اول.
10-اوجبي،علي؛(1372)،تاملکوت(باز نويسي وبرگردان کتاب منازل السائرين اثر خواجه عبدالله انصاري)،مؤسس? فرهنگي اهل قلم،چ اول.
11-پاينده،ابوالقاسم؛(1367)،نهج الفصاحه،جاويدان،چ21.
12ـ جوادي آملي؛ عبدالله، (1385) تسنيم، احمد قدسي [تحقيق] ج 4،مرکز نشر اسراء.
13ـ خاقاني، افضل الدين؛

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید