در توبه بسته مي شود (دشتي، 1376، ص103) .
“و ترفع عند التوبه”؛[ مرگ] درهاي باز توبه را ببندد (همان، ص75) .
2ـ 5 مراتب توبه ازمنظراحاديث معصومين(ع)
2ـ 5ـ 1 بازنگشتن به گناه
تايب در فکر گناه و بازگشت به گناه نيست “توبه من لا يحدث نفسه بمعصيه و لا يضمر ان يعود في خطيئه”. (ابن الحسين (ع)، 1377، ص167)؛توبه اي که خيال گناه در درونش نگذرد وفکر برگشتن به گناه را به خا طرش راه ندهد.
توبه اي که با آن ناپسندي انجام نشود.
“و لک يا رب شرطي الا اعود في مکروهک”(همان ،ص168)
توبه اي رشد يافته است که نيرو و عصمت الهي مانع آن باشد.
“و انه و لا وفاء لي بالقوه به الا بعصمتک و لا استمساک بي عن الخطايا الا عن قوتک” (همان، ص169)؛ . الهي مرا قدرت وفاي به توب? خودجزباحفظ تو نيست وتوان خودداري ازگناهان را ندارم جز به قدرت تو،توبه اي که سبب محو گناهان گذشته وايمني از گناه در بقيّه ايّام عمر باشد
“فاجعل توبتي هذا توبه لا احتاج بعدها الي توبه” (همان جا)؛توب? مرا چنان توبه اي قرار ده که بعد از آن محتاج توب? ديگر نباشم.
2-5-2توبه از خاطرات نا مناسب
توبه از آنچه در قلب خطور کرده يا از يک لحظه نگاه و سخناني که مخالف محبت خداست.
“اللهم و اني اتوب اليک من کل ما خالف ارادتک اوزال عن محبتک من خطرات قلبي و لحظات عيني و حکايات لساني” (ابن الحسين(ع)،1377، ص 170).
3ـ 5ـ 3 توب? راستين
و توبه اي حقيقت دارد که از عذاب پروردگار نجات بخشد و آسمان و زمين و هر آنچه در آن هاست توبه را بشنوند، شايد دعا و شفاعت آن ها غضب خدا را دورکند و سبب رستگاري شود؛”لتسمع سمائک و من فيها وارضک ومن عليها” (ابن الحسين(ع)،1377، ص172 و 171)
توبه اي که از گذشته پشيمان شود، ديگر گناه نکند، حقوق مردم و خدا را جبران کند ،با رياضات شرعي بدن خود را لاغر کند. چنانکه شيريني گناه را چشيده، رنج طاعت را بچشد. (مقتبس از، دشتي، 1376، ص224).
2ـ 6 آثار توبه از منظر احاديث معصومين(ع)
2ـ 6ـ 1 توبه و رحمت خدا
توبه کننده در رحمت خداست.
“رحم الله امرء استقبل توبته”؛رحمت خدا بر آن که به استقبال توبه رود. (دشتي، 1376، ص 72).
2ـ 6ـ 2 توبه واميد
نااميدي با تايب نيست.
“عجبت لمن يقنط و معه الاستغفار”؛در شگفتم ازکسي که مي تواند استغفار کند ونا اميد است (دشتي، 1376، ص 72)
سالک بايد اميدوار به لطف الهي باشد ؛مأيوس از رحمت خدا کافر است؛”انه لاييأس من روح الله الا القوم الکافرون”(يوسف،87)؛از رحمت خدا مأيوس نشويد؛که تنها گروه کافران از رحمت خدا مأيوس شوند.
2ـ 6ـ 3 توبه و شفاعت
شفاعت کننده اي برتر از توبه نيست.
“لا شفيع انجح من التوبه” (دشتي،1376، ص220)؛هيچ شفاعت کننده اي کا رسازتر از توبه [نيست].
2ـ 6ـ 4 توبه وبخشش
بخشش گناه ثمر? توبه است.
“و لا ليفتح لعبد باب التوبه و يغلق عنه باب المغفره”؛ خداوند در توبه را باز نگه نداشته است درحالي که در آمرزش را بسته باشد. (دشتي،1376، ص226).
2ـ 6ـ 5ـ توبه و محبّت خدا
توبه، جلب کنند? محبت الهي است.
“توبوا الي الله عز و جل و ادخلوا في محبته”(مجلسي،بي تا، ص21، ج6)؛به درگاه خداوند عز و جل توبه كنيد و داخل در محبت او شويد.
2ـ 6ـ 6 توبه و سعادت
توبه تطهير کننده و نجات بخش از هلاکت است.
انّ الندم مطهره من الدنس الخطيئه ومنقذ من شفاالهلکه(مجلسي،بي تا،ج6 ،ص33)؛همانا پشيماني از گناه،پاک کنند? از زنگار معصيّت ونجات دهند? از پرتگاه هلاکت است.
“دعاي حاملان عرش نصيب توبه کننده است و خا نواد? او که صا لح باشند وارد بهشت مي شوند.
2ـ 6ـ 7 توبه و پاکي از گناه
با توبه گناهان پاک مي شود.
“التائب من الذنب کمن لا ذنب له” (مجلسي،بي تا،ج6،ص21)؛تو به کننده، مانند کسي است که گنا ه ندارد.
2ـ 6ـ 8 توبه و عطر آن
بنده با توبه، رسوا نمي شود.
“تعطروا بالاستغفار لا تفضحکم روائح الذنوب” (مجلسي،بي تا،ج6 ، ص22)؛ با استغفار خود را خوشبو كنيد مبادا گندگناه، شما را رسوا كند.
2ـ6- 9 توبه و شادي خداوند
رسول خدا (ص) در بار? خرسندي خدا از تا ئب فرمود:
“لله اشد ّفرحاً بتوبه عبده من احدکم اذا وجد بعيره قد اضلّه بارضٍ فلاهٍ” ؛ خداوند از توب? بند? خويش بيش تر از آن خرسند مي شود که يکي از شما شتري را که دربياباني گم کرده است بيابد (پا ينده،1367، ص 466).
2ـ6-10 توب? پيوسته
خداوند توبه کننده اي را که هميشه گناهانِ خود را به ياد دارد، پيو سته توبه مي کند و از گناهانش گريزان است وارد بهشت مي کند
پيامبر گرامي اسلام(ص) فرمود:
“ان العبد ليذنب الذنب فيد خل به الجنه يکون نصب عينيه تايبا فارا حتي يدخل به الجنه” ؛ بنده گناهي مي کند وبه وسيل? آن به بهشت مي رود زيرا گناه پيوسته در خا طر اوست و وي توبه کنان و از گناه گريزان است(پاينده،1367، ص 131).
2ـ 6ـ11 توبه و عفو خدا
توبه دري به سوي گذشت و عفو خداست.
“انت الذي فتحت لعبادک بابا الي عفوک فسميته التوبه”؛تويي که برروي بندگا نت دري به سوي بخشش گشودي وآن را توبه يا (بازگشت)ناميدي (مصباح المنير، 1374، ص162).
2ـ 6ـ 12 توبه و نعم الهي
گناهان مانع رزق بندگان است؛ براي آنکه از گناهان توبه کنند.
“ان الله يبتلي عباده عند الاعمال سيئه بنقص الثمرات و حبس البرکات و اغلاق خزائن الخيرات ليتوب تايب”)؛ خداوند بندگان خود را كه گناه كارند،‌ با كمبود ميوه ها و جلوگيري از نزول بركات، و بستن در گنجهاي خيرات آزمايش مي كند براي آن كه توبه كننده اي بازگردد. (دشتي،1376 ص72 )
2-6-13 توبه وسع? رحمت
گناهان اگر به آسمان هم برسد خداوند توبه را مي پذيرد.
“لوا خطاتم حتي تبلغ خطاياکم السماء ثم تبتم لتاب الله عليکم”؛ اگر آن قدر خطا کنيد که خطا ها يتان به آسمان برسد و سپس توبه کنيد خدا توب? شما را مي پذيرد (پاينده، 1367، ص 489).
” قد جعل الله سبحا نهُ الاستغفار سبباّ لدرورالرزق ورحمه الخلق”؛هما نا خدا استغفار وآمرزش خواستن را وسيل? دائمي فرو ريختن روزي و مو جب رحمت آفريد گان قرار داد(دشتي ،1376،ص72)
2-6-14توبه ودرمان
گناه بيماري ودواي آن توبه است.
“الذنوب الداء والدّواء الاستغفار والشفاءان لا تعود”؛گنا هان دردند وداروي ان استغفار است وشفا ي اين بيماري آن است که ديگر به گناه باز نگردي(رسولي محلّاتي،1385،ص51)
2-7سر گذ شت تو به کنند گان درقرآن کريم
در قرآن مجيد سر گذشت توبه کنندگان بيان شده است؛ مانندتوب?آدم(ع)و توب? يونس(ع) و قوم او،توب? ابو لباب? انصا ري ،که درذيل به بعضي از آن ها اشاره مي شود:
2ـ 7ـ1 توب? انبياء(ع)
2-7-1-1توب?آدم (ع)
خداوند تبارک وتعالي آدم (ع) را دربهشت ازنزديکي به درخت نهي کرد امّا شيطان،آدم(ع)را فريب داد؛با ترک اولي و استفاد? از ميو? آن، از بهشت رانده شد؛به زمين آمدوسال هاي بسياري گريه کرد.
آن حضرت خدا را به حق خمس? طيّبه يعني محمّد (ص) ،علي(ع) فاطمه (ع)،حسن (ع)وحسين (ع)سوگند دادکه توبه اش را بپذيرد و خداوند توب? او را پذيرفت (مقتبس ازرسولي محلّاتي،1373،ص23).
2-7-1-2توب?يونس(ع)
يونس(ع) درسرزمين نينوا بيش از صد هزار نفر را به توحيد و پرستش خداي يگانه دعوت کرد؛گويادو نفر به او ايمان آوردندوگروه کثيري دعوتش را نپذيرفتند.
يونس(ع)ديگرنتوانست تحمّل کند، آن هارا نفرين کردوعذاب الهي نزديک شدحضرت ازميان? قوم خودخشمناک بيرون رفت تا به دريا رسيد ،سوار برکشتي، که نهنگي مانع حرکتش شد ؛ به قيد قرعه حضرت يونس (ع)را به دريا انداختند. نهنگ يونس(ع) را بلعيد؛خداوند به ماهي وحي فرستاد هيچ استخواني را از او مشکن و هيچ پيوندي را از او قطع مکن.
يونس(ع)به سبب ترک اولي درپيشگاه پروردگارصدا زد “لا اله الّا انت سبحانک انّي کنت من الظالمين”(انبياء،87)؛جز تو معبودي نيست ،منزّهي تو!من از ستمکاران بودم.
دعايش اجابت شد و از غم نجات يافت .قوم او نيز بعد از بت پرستي همگي موحد و خدا پرست شدندودعوت او را پذيرفتند. (مقتبس ازطبا طبا يي،1366،ج17،ص288).
توب? انبياء (ع) باتوب? عوام تفا وت داردکه توضيح آن بعداّ خواهد آمد.
2-7-2توب? جوانان
2-7-2-1توب? بهلول
جوانان بسيا ري از گنا ها ن تو به کرده اندکه راه ورسم بندگي خداي- عزّ وجل- را به رهروان آموخته اند ؛ پيامبر گرامي اسلام فرمود: “ما من شيءٍ احبُّ الي الله – تعالي- من شابٍ تائب” ؛ هيچ کس پيش خداي والا محبوب تر از جوان توبه گر نيست(پاينده،1367،ص554).
يکي ازآن جوا ن ها ،بهلول نبّاش است؛او جوانِ زيبايي بود. روزي گريان نزد رسول خدا (ص)آمد وسلام کرد؛حضرت جوابش رادادوفرمود:” اي جوان براي چه گريه مي کني؟”اوگفت:”چگونه گريه نکنم با اين که گنا ها ني مرتکب شده ام که اگر خداي عزّوجلّ مرا به برخي ازآن ها مؤاخذه کند به دوزخم خواهد برد.
حضرت فرمو د: ” واي بر تو اي جوان آيا نمي خواهي يکي از گناهانت را بگويي” جوان گفت : “يارسول الله مي گويم” او گناهِ خود را شرح داد .رسول اکر م (ص) بسيارنارا حت شدند واو رابه شدّت از نزد خود راندند . جوان گنهکار براي توبه به کوه هاي اطراف مدينه رفت و مدت چهل شبانه روز به گريه و زاري مشغول شد؛ سپس خداي مهربان اين آيه را نازل کرد:” و الذين اذافعلوا فاحشه او ظلموا انفسهم ذکرواالله فا ستغفروا لذنو بهم ومن يغفرالذنوب الاّ الله…” (آل عمران، 135)؛و کساني که هر گاه مرتکبِ عمل زشتي شوند يا به خود ستم کنند خدا را ياد کرده و براي گناهان خود طلب آمرزش کنند وکيست جز خدا که گناهان را ببخشد.
چون آيه نازل شد،
” حضرت با اصحاب به راه افتادند وبه کوهي که جوان درآن بود آمدند وجاي او را پيدا کردند.ديدندکه ميان دو سنگ ايستاده ودست هاي خودرا به گردن بسته ورو يش -ازشدّت آفتاب-سياه شده و مژگانش-از گري?بسيار-ريخته و با زاري به در گاه خداوند چنين مي گويد:”اي آقاي من مرا خوشروي وزيبا آفريدي ،اي کاش مي دانستم در بار? من چه اراده داري مي خواهي مرا در آتشت بسوزاني يا در پناه خويش مأوا دهي؟ تو احسان فراوان به من کردي و نعمت بسيار به من دادي؛اي کاش مي دانستم سر انجام به بهشتم مي بري يا به سوي دوزخم مي راني؟خدايا !خطاي من از آسمان ها،زمين ،کرسي وعرش عظيم توبزرگ تر است؛اي کاش مي دانستم که خطايم رابخشيده اي يا روز قيامت مرا رسوا مي کني. پيوسته اين سخنان را مي گفت و مي گريست و خاک بر سر مي ريخت در حالي که درندگان در اطراف او اجتماع کرده وپرندگان بالاي سرش صف زده بودند. در اين وقت رسول خدا(ص) پيش رفت و دست هاي او را از گردنش گشود و خاکِ روي سرش را پاک کرد وبه او فرمود:اي بهلول !مژده که از آتش دوزخ آزاد گشتي. آن گاه رو به اصحاب خود کرده وفرمود :شما نيز ما نند بهلول گنا ها ن خودرا جبران کنيدوآيه اي را که خدا در بار? او نازل کرده بود برايش خواند و او را به به بهشت نويد داد(رسولي محلّاتي،1385،ص72).
2 -7-3 توب?متخلّفان
دريکي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید