باطل از جامعه محو شود.
و گفته شده است خوشا به حال کسي که مرد و گناهان او نيز با او دفن شد و او را مجازات نمي کنند “ربما سّن العاصي بالذنب سنه اتبع عليها فتبقي سيئات دنبه عليه مادام يعمل به وقد قيل:”طوبي لمن اذا مات ماتت ذنوبه معه و لم يواخذه بعده”(مکّي،1995،ص370).
بنده اي چهل سال عمر مي کندسپس مي ميرد و صد سال گناهان او باقي مي ماند؛ بعداً آثار شوم گناه از او ساقط واز تبعات آن راحت مي شود.
“قد يعيش العبد اربعين سنه ثم يموت و تبقي ذنوبه بعده ها ماته سنه ثم تسقط عنه و يستريح منها (همان جا).
در خبر است: همانا دانشمندي مردم را با سنتهاي غلطي که بوجود آورده است گمراه مي کند و بعداً توبه مي کند و روزگاري را با اعمال صالح مي گذراند پس خداوند به پيامبر آنها وحي فرستاد به او بگو اگر گناه توبين من و تو باشد همانا آن را آمرزيدم اما تکليف بندگان من که آنها را گمراه کردي و داخل آتش شدند چه مي شود (همان، 371).
دانشمند توبه كرده است ولي چون مردم به سبب گناه او گمراه شده اند، مجازات خواهد شد.
“واي بر دانشمندي که از گناه خود توبه کند و مردم آن را در سراسر جهان پراکنده کنند (همان، 371)؛
3ـ 10ـ 9 توبه و ترک شهوات
توبه واقعي با استقامت و صداقت همراه است. “من صدق في ترک شهوه و جاهد نفسه الله تعالي سبع مرات لم يبتل بها (همان، ص 379 )؛ کسي که به راستي شهوات را ترک کند و هفت مرتبه با هواي نفس خود براي رضاي خدا مخالفت کند مبتلاي به آن نخواهد شد.
بنده اي که از گناه خود توبه و هفت سال استقامت کند هيچ گاه به آن گناه بازگشت
نمي کند. “من تاب عن ذنب و استقام سبع سنين لم يرجع اليه ابداً” (مکّي،1995،ص379).
3ـ 10ـ10 توبه و دوري از خاطره هاي گناه
فکر گناه زمينه ساز گناه است؛ شخصي که فکر گناه را دارد در مقابل گناه توانا نيست و تسلط بر نفس خود ندارد. (من حدث نفسه بمعصيه في عدمها لم يملک نفسه عند وجودها (مکّي،1995،ص379)
حضرت علي (ع) در اين باره مي فر ما يد:”فکرک في المعصيّه يحدوک علي الوقوع فيها”؛فکر و انديش? تو دربار? گناه، تو را به افتادن درآن مي کشاند(رسولي محلّاتي،1373،ص26).
سالک بايدبراي طرد افکارشيطاني کوشش کند.
اين گونه افکار مستحکم، و تبديل به وسوسه مي شود و زماني که وسوسه ها زياد شد، راه نفوذ دشمن را با تزئين و تسويل هموارمي کند ؛ زيانبارترين موضوع براي تائب، راه دادن خاطره هاي سوء به سبب گوش دادن به آن ها است و آن باعث هلاکت اوست ؛
هرچيزي که به گناه دعوت کند يا يادآوري گناه باشد، گناه است هر چند مباح باشد و اين از نکات مهم است.
“و کل سبب يدعوا الي معصيه او يذكر بمعصيه فهو ذنب و ان کان مباحا و قطعه طاعه و هذا من دقائق الاعمال” (همان، ص 379).
3ـ 10ـ 11توبه واصلاح اعمال
“لا يکون العبد تائبا حتي يکون مصلحاً و لا يکون مصلحاً حتي يعمل الصالحات” (مکّي،1995،ص379)؛ بنده، توبه كننده نيست تا مصلح باشد و مصلح نيست تا اعمال صالح انجام دهد.
و سرانجام ده مورد است که صحت توبه تائب منوط به آنهاست “1ـ به گناه بازنگردد 2ـ آن را به زبان نياورد و آشکار نکند. 3ـ به اسباب گناه نزديک نشود. 4ـ مانندآن گناه را انجام ندهد. 5ـ توبه خود را در نظر نياورد (توبه در نظر او مهم جلوه نکند). 6ـ به کساني که درباره گناه صحبت مي کنند گوش ندهد. 7ـ تصميم به انجام گناه نداشته باشد. 8ـ کوتاهي دربارة توبه نکند. 9ـ توبة او خالص براي خدا باشد. 10ـ از ناتواني در عبادت و پرستش خود در برابر عظمت بي انتهاي الهي توبه کند” (همان، ص 385).
3ـ 10-12توبه وحسن ظن به خدا
در آثار ادبي به حسن ظن بنده به خدا، توجهي خاص شده است؛ خوش بيني به خدا امري مستحسن و پسنديده و سوء ظن به خدا ناپسند و در پذيرش يا عدم پذيرش توبه مؤثر است، روايت شده است: “انا عند ظن عبدي بي فليظن بي ما شاء” من نزديک گمان بندة خويشم هر چه مومن مخلص به من گمان برد من باز و آن کنم” (ژنده پيل،1355، ص 52).
و در خبر ديگر است: “من ظن بي ظناً وفيته” (همان جا) هر کس به خداوند خوش گمان باشد خداوند با او همانگونه که گمان برده است عمل خواهد نمود.
پس بر تائب است نسبت به خداوندي که بر بندة مومن، از مادر مشفق و مهربان بر فرزند خويش مهربان است حسن ظن داشته باشد و هيچ گاه مأيوس از آمرزش و رحمت خدا نباشد اگر چه گناه او همه آسمان هاو زمين را فرا گرفته باشد.
3ـ 11شروط توبه از منظر کُمَّل اوليا
3ـ 11ـ 1 هجويري
اگر بنده با عبادات بسيار معجب شود نبايد گناهان خود را فراموش کند “توبه آن باشد که هرگز گناه کرده را فراموش نکني و پيوسته اندر تشوير آن باشي اگر چه عمل بسيار داري بدان معجب نگردي” (هجويري، 1384، ص 436).
در اين رابطه حديثي از رسول اکرم (ص) آمده است که همانا بنده اي گناهکار گناهان او در مقابل ديدگان اوست و پيوسته در حال توبه کردن و فرار از گناه است تا اينکه وارد بهشت شود (ميرزايي، 1385، ص 190).
دراين جا نقش تعيين کنند?مقام سالک را در فراموش کردن يا فراموش نکردن گناهان نمي توان ناديده گرفت.
تايب که دوست خداست پسنديده نيست که در پيش محبوب ، ذکري از خطا و گناهش شود.
“از آنچه تائب محب بود و محب اندر مشاهدت بود و اندر مشاهدت ذکر جفا، جفا باشد”؛ “التوبه ان تنسي ذنبک “(هجويري، 1384، ص 436).
3ـ 11ـ 1ـ 1 پذيرش توبه در ايام گذشته
اگر تائب ازگناهي که توبه کرده است بار ديگر به آن مبتلا شد آيا توبه گذشته او پذيرفته است؟
اگر تائب بعد از انجام گناه، مجدّداً گناه کند امّا قصد باز گشت به گناه را نداشته باشد توب? گذشت? او پذيرفته است.
“اگر تائبي را فترتي افتد و به معصيت بازگردد به غير صحت عزم رجوع، اندر آن ايام گذشته حکم و ثواب توبه يافته باشد. (هجويري،1384، ص435).
3ـ 11ـ 2 سراج طوسي
ياد خدا، سبب ترک معاصي است ونتيج? آن پذيرش توبه است.
جنيد رحمه الله عليه دربارة فراموش کردن گناهان گفته است:”گناهان را به ياد نمي آورند براي اينکه عظمت خداوند و دوام ياد او بر قلوبشان غلبه کرده است ديگر محلي براي ياد گناه وجود ندارد (سراج طوسي، 1914، ص 43). و از سهل بن عبدالله دربارة توبه سوال شد گفت: “هي نسيان ذنبک” (همان جا).
3ـ 11ـ 3 مستملي بخاري
ترک گناه ،غفلت وناتواني خود راديدن لازم است.
“شرط توبة عوام از گناه برگشتن وتوبة خواص از غفلت و توبة انبياء عليهم الصلوه و السلام عجز خويش ديدن از رسيدن به جايي که غير ايشان رسيده باشند است”(مستملي بخاري، 1373، ص 1215).
بايد از توجه کردن به غير خدا توبه کرد “توبه آن باشد که بازگردي از ياد کرد هر چه جز خداست” (همان، ص 1216).
3ـ 11ـ 4 قشيري
در رساله قشيريه درباره شرايط توبه آمده است: “اول بريدن از ياران بد که رفيق بد، بدسگال بود”(قشيري، 1361، ص 138).
شاعر مي گويد:
تاتواني مي گريز از يار بد يار بد بدتر بود از مار بد
مار بد بر جان زند يار بد بر جان و بر ايمان زند
“اول بيداري دلست از خواب غفلت و ديدن آنچه بر وي مي رود از احوال بد ) (همان جا).
3-11 -5غزالي
در نفس توبه ،پشيماني است و اصل وي نور معرفت و ايمان و فروع وي بدل کردن احوال و نقل کردن جمله اندا م ها از معصيت و مخالفت با طاعت و موافقت (غزالي،1361 ص 319) غزالي در جاي ديگر شرايط توبه را پشيماني از گناه، ترک همه معصيت ها، اداي همه فرايض و تدرک حقوق ضايع شده خداوند بندگان مي داند (همان، ص 332).
گفت [رسول خدا (ص)]: “خداي تعالي توبة بنده پذيرد پيش از آنکه جان به گلو رسد و در غرغره افتد” (غزالي، 1361، ص 318).
3ـ 11ـ 6 ميبدي
شرط قبول توبه بازگشت بنده به سوي خداست.
“اوست خدايي که بندگان پذيرد؛ناله صلجويان نيوشد؛عيب عذرخواهان پوشد؛اگر بنده اي به تقدير، صد سال معصيت کند آنکه گويد:تبت اليه، گويد:قبلت عبدي، حِرفت تو معصيت و صفت من مغفرت تو حرفت خود رها نکني من صفت خودکي رها کنم” (ميبدي، 1371، ج9، ص 32).
“هر که توبه کند و رفيقان بد بنگذارد تائب نيست هر که توبه کند و شراب و طعام بنگذارد تائب نيست هر که توبه کند و جامه خواب بنگذارد و خواب از ديده بيرون نکند تائب نيست هر که توبه کند و از مال وي آنچه از قوت سرآمد انقاق نکند تائب نيست (همان، ج2، ص 452).
شرط توبه آنست که از همه موجودات دل برگيرد و روي در حق فروگذارد توبه مقدمه آتش که از قعر دوزخ آمده تا آنچه فردا آتش با تو خواهد کرد تو امروز به آب ديده با خود بکني (همان جا).
يکي از شرائط ديگر توبه،زمان توبه است؛در آخرت توبه پذيرفته نيست.
“معاينة ملک الموت در وقت مرگ از امارات قيامت است و نشان آخرت و در آخرت توبة بندة نپذيرند و ايمان در آن ساعت قبول نکنند. (ميبدي، 1371، ج2، ص 450).
3ـ 11ـ 7 طبرسي
تائب از گناه گذشته نادم است.
از شروط توبه، پشيماني برگذشته از گناه است و تصميم به اين که ديگر به آن کار زشت بازنگردد”(طبرسي، ج1، ص 141) اما اينکه آيا اين نوع توبه رافع عذاب است يا نه در ادامه آمده است:
“همه مسلمانان اتفاق دارند که اين نوع توبه سبب از بين رفتن عقاب و عذاب مي باشد و اما در غير آن اختلاف نموده اند” (همان جا).
3ـ 11ـ 7ـ 1 کيفيت توبه
بحث ديگري مطرح است و آن چنين است که شرط صحت توبه دست برداشتن از همه گناهان است يا اگر بنده اي از يک گناه توبه کند ولي گناهان ديگري را انجام دهد آيا توبه او قبول است يا خير؟
به عقيد? طبرسي، توبه پذيرفته است.
“بيشتر متکلمان توبه از يک گناه را با ارتکاب گناه ديگر با دانستن قبح و زشتي آن صحيح و درست مي دانند و مي گويند همانطور که جايز است کسي کار حرامي را انجام ندهد در حالي که حرام ديگري را مرتکب مي شود و مي داند که حرام است ؛هم چنين ممکن است کسي از يک گناه پشيمان شده و از آن توبه کند؛ اگر چه گناه ديگري را مرتکب مي شود و مي داند که حرام است؛ هم چنين ممکن است کسي از يک گناه پشيمان شده و از آن توبه کند اگر چه گناه ديگري را بجا مي آورد (طبرسي،1351،ج1،ص141).
3ـ 11ـ 7-2 زمان توبه
زماني که شيطان از آسمان طرد شد؛ به خداوند عرض کرد به عزت و جلالت سوگند که از فرزند آدم جدا نمي شوم تا وقتي که روحش از کالبدش جدا شود. خداوند فرمود: “به عزت و جلالم سوگند توبه را تا دم مرگ از بندگانم جدا نمي کنم” زمان ظاهر شدن نشانه هاي آخرت توبه قبول نمي شود. (طبرسي، 1351، ج5، ص 72).
3ـ 11ـ 8 احمد جام
شرط ديگر توبه نيت است نيت در اعمال عبادي نقش بسيار مهمي دارد.
“به حقيقت ببايد دانست که نيت نيکو، کار را به صلاح آورد و نيت بد کار نيک را تباه کند”. (ژنده پيل، 1368، ص37).
چنانچه از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم روايت است:”الاعمال بالنيات”؛ اعمال وابست? به نيات است؛ در جايي ديگر فرموده اند: “افضل العمل النيه الصادقه” ( ميرزايي1385، ص 500).
بهترين عمل،نيت صحيح است.
“صلاح العمل بصلاح النيّه”؛درستي عمل( منوط) به درستي نيّت است(محمّدي ري شهري ،1385،ج13،ص6583).
3ـ 11ـ 8-1توبه واميد
تائب اميدوار به رحمت واسع? الهي است.
رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم مي فرمايند “لو اخطا احدکم عليه من احتي حتي يبلغ ما بين السماء و الارض ثم تاب تاب اليه عليه، پارس خبر چنين باشد که اگر يکي از شما چندان گناه و خطا بکند تا آن گاه که ميان آسمان و زمين پر بر ايد پس توبه کند خداي عز و جل توبه او قبول کند (همان، ص 58).
3ـ 11ـ 9 سلمي
توبه حقيقي با رنج و سختي کشيدن با گداخته شدن و رياضت است.

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید