“لا تصح التوبه الا بمداومه السياحه و الرياضه” (سلمي، 1369، ص 97).
3ـ 11ـ 10 مکّي
تائب بايد از خداوندي که او را توفيق توبه داده است ستايش کند. “لا التوبه الا بالحمد علي ما وفقت عليه من طلب طريق التوبه” (همان جا)؛ توبه اي که همراه ستايش خدا که او را توفيق توبه داده است نباشد توبه کامل نيست.
به زمان توبه نيز بايد توجه شود.
زماني که ملائکه و عالم غيب مشاهده شد، وقت توبه تمام شده است.
“انه تعالي قد حکم ان التوبه بعد ظهور اعلام الاخره لا تقبل (مکي، 1995، ص 364)؛ توبه بعد از آشکار شدن نشانه هاي آخرت قبول نيست.
3ـ 11ـ 11شيخ ابوالفتوح رازي
“رسول عليه السلام گفت:”هرکس پيش از مرگ بيکسال توبه کند. خداي تعالي توبه او قبول کند”؛آنگه گفت: يکسال بسيار بود هر کس که پيش از مرگ به يک ماه توبه کند خداي تعالي توبة او قبول کند؛ آنگه گفت:ماهي بسيار بود هر که پيش از مرگ به يک هفته توبه کند خداي تعالي توبه او قبول کند؛
آنگه گفت:هفته بسيار بود هر که پيش از مرگ ساعتي توبه کند خداي تعالي توبه او را قبول کند؛ آنگه گفت:ساعت بسيار بود هر که او توبه کند پيش از آنکه جان او بغر غر رسد خداي تعالي توبه او قبول کند”. (رازي، 1356، ج3، ص 342).
نتيجه اين که توبه شرايطي دارد؛ برخي شرايط مربوط به صحت توبه است و برخي مربوط به کمال توبه است که در ابتدا به آن اشاره شد.
3ـ 12 اسباب توبه:
دلايل توبه ويا عدم توبه کردن تائب، متعدّداست که در کتب ادبي وعر فاني به آن اشاره شده است.
3-12-1اسباب توبه کردن
انگيز? تائب ازتوبه ترس ازگناه ،رسيدن به نعمات الهي وياشرم ازحضور خداوند است.
“ندامت را سه سبب باشد، يکي خوف عقوبت بر دل، سلطان شود و اندوه کرده ها بر دل، صورت گيرد؛ ندامت حاصل آيد. و ديگر آن که ارادت نعمت بر دل مستولي شود معلوم گردد که به فعل بد و نافرماني آن نيابد از آن پشيمان شود به اميد آن که بيابد و سه ديگر شرم خداوند شاهد شود و از مخالفت پشيمان گردد” (هجويري، 1384، ص 430).
“اصل توبه از زواجر حقّ- تعالي- باشد و بيداري دل از خواب غفلت و ديدن عيب حالي”
زماني که بنده اي در بدي اعمال و احوال خود بينديشد؛ از عاقبت آن مي هراسد و خداوند نيز اسباب توبه را براي او آسان مي کند.
شاعر گويد:
آن قدر گرم است بازار مکا فات عمل ديده گربينابود،هرروز، روزمحشراست
“چون بنده تفکّر کند اندر سوء احوال و قبح افعال خود وازآن خلاص جويد حق-تعالي- اسباب توبه بر وي سهل گرداند و وي را از شومي معصيّت وي برهاند وبه حلاوت طاعت برساند”(همان، ص 431).
3ـ 12ـ 2 اسباب توبه نکردن
از ديدگاه غزالي به دلايل گوناگوني بندگان توبه نمي کنند، از جمله: ايمان به آخرت ندارند؛شهوات آن چنان وجود آنها را فرا گرفته است که قدرت ترک آن را ندارند؛آخرت نقد نيست. امروز و فردا مي کنند و توبه را به عقب مي اندازند؛مي-گويند واجب نيست گناه بدوزخ برد بلکه عفو ممکن است و آدمي اندر نصيب خود نيکو گمان باشد(غزالي،1370،ص663).
3ـ 12ـ 2ـ 1 علاج توبه نکردن:
کسي که آخرت ايمان نداردعواملي مانند اعتقاد به قيامت وناپايداري عمر سبب توبه بندگان است؛در اين قسمت به بعضي از آن ها اشاره شده است.
3ـ 12ـ 2ـ 1ـ 1 ايمان به آخرت ، ناپايداري عمر
کسي که به آخرت ايمان ندارد، بايد با پيروي از پيامبران و علماي دين راه حقيقت را قبل از مرگ بيابد؛ بنده اي که آخرت را نسيه و دنيا را نقد مي داند بايد توجه داشته باشد شايد همين لحظه پايان زندگي او باشد.
آن که توبه را به تأخير مي اندازد بايد توجه داشته باشد امروز نهالي را به آساني از زمين بيرون مي کشند امّا اگر درختي تنومند شد به اين راحتي نخواهد بود. بنده اي که خواهش هاي نفساني بر او غلبه دارد، بداند کسي که حتي براي لحظه اي تحمل آتش دنيا را ندارد چه گونه طاقت آتش آخرت را دارد (غزالي، 1370، ص 622).
3ـ 12ـ 2ـ 1ـ 2 اميد معقول
و آنکه به اميد رحمت خدا و عفو او گناه کند، بايد بداند شايد خدا عفو نکند و شايد در اثر گناه بي ايمان از دنيا برود ؛پس بدين اميد نشستن حماقت است ؛ مثل وي مانند کسي بود که هر چه دارد ضايع کند و عيال خود را گرسنه گذارد و گويد شايد آنها گنجي بيابند که همه اينها از ناداني و حماقت است. (غزالي، 1370، ص 663).
3ـ 13 آثار توبه
3ـ 13ـ 1 ظهور ايمان
ظهور ايمان ثمرة توبه است.”فاذا تاب العبد و اصلح انکشف الحجاب فيطهر الايمان”(مکي، 1995، ص 374)؛ زماني که بنده توبه مي کند و گذشتة خراب خود را با به جا آوردن کارهاي نيک جبران مي کند موانع راه سالک برطرف و ايمان ظاهر مي شود.
3ـ 13ـ 2 نورانيت قلب
درخشش و نورانيت قلب ميوة درخت توبه است “ما من ذنب ير تکبه العبد يضر عليه الا اسود القلب منه مثل سواد الجسم الذي لا يجلوه الا التوبه” (مکّي، 1995، ص 375).
گناه روح و روان را تيره و تاريک مي کند و حتي جسم او را سياه و مکدر مي سازد و در همين رابطه در قوت القلوب از عمربن علوان نقل شده است:
روزي در حالي که نماز مي خواندم به فکر گناهي افتادم و ناگاه تمام بدن من سياه شد؛ من هم بسيار سعي کردم که سياهي را از بين ببرم اما سودي نداشت؛ امّا بعد از سه روز خود به خود سياهي برطرف شد و بدنم به رنگ سفيد برگشت و از اين جريان جز خدا هيچ کس ديگري خبر نداشت روزي جنيد رحمه الله عليه مرا ديد و گفت آيا از خدا شرم نمي کني که قصد داشتي گناه کني و اگر من از خدا نمي خواستم که لطف خود را به تو باز گرداند، همانا خدا را با روي سياه ملاقات مي کردي”(مکي،1995، ص 374)؛ عبارت “مثل سواد الجسم الذي ذکره” اشاره به اين داستان دارد.
3-13-3 ستّاريّت خداوند
پرده پوشي خدا در دنيا و آخرت از ميوه هاي شيرين توبه است. “ما به ذنب سترالله تعالي علي عبده في الدنيا الا غفره له في الاخره ان الله تعالي اکرم ان يکشف دنباً کان قد ستره” (مکّي،1995، ص 381). خداوند- تعالي- کريم تر از آن است گناهي را که در دنيا پوشانده است در آخرت آشکار کند همانطور که در روايات و کتب عرفاني آمده است عذاب آخرت بسيار سخت تر از عذاب دنياست. يکي از فايده هاي مهم توبه، آمرزش گناهان در دنياست در اين صورت کيفر گناهان در آخرت نخواهد بود. “و قد تکون موجله في الاخره و هذه اعظم عقوبات و هي لاهل الکبائر من الموبقات الذين ماتوا عن غير توبه (همان، ص 375)؛ چنانچه کيفر گناهان به آخرت موکول شود، اين از بالاترين عقوبت هاست که مخصوص بندگاني است که گناهان کبيره انجام دهند و در حالي بميرند که توبه نکرده اند
3-13ـ 4 آگاهي از غيب
حضرت موسي علي نبينا و آله و عليه السلام به حضرت خضر سلام الله عليه فرمود: چه گونه خداوند تو را از غيب آگاه کرد؟ حضرت خضر سلام الله عليه فرمود: بخاطر خدا گناهان را ترک کردن “في بعض قصص موسي عليه السلام: انه قال للخضر عليه السلام: باي شي اطلعک الله علي علم الغيب فقال: بترک الماصي لاجل الله تعالي” (مکّي،1995،ص 377).
3ـ 13ـ 5 طهارت روح
طهارت روح از ثمرات توبه است.
“ان الله تعالي طيب لا يقبل الا الطيب، بداود عليه السلام وحي آمد يا داود “طهر بيتي اسکنه؛ خانة ما پاک گردان تا خداوند خانه به خانه فرود آيد گفت: ” چگونه پاک گردانيم” گفت: “آتش عشق در وزن تا هر چه نسب ما ندارد سوخته شود پس به جاروب حسرت بروب تا اگر چيزي مانده بود از هواي نفس که به آتش نسوخته است جاروب حسرتش برويد که عروس وصل ما با هواي نفس تو نسازد”.
“اي برادر روي ننمايد عروس دين ترا
تا هواي نفس تو در راه دين دارد تورا
چون زنان تا کي نشيني بر اميد رنگ و بوي
همت اندر راه بند و گام زن مردانه وار”
“اي جوانمرد صد هزاران ماهرويان فردوس از راه نظاره دربازار کرم منتظر ايستاده اند مگر عاصي اي از پردة عصيان بيرون آيد و قدم پر بساط توبه نهد تا ايشان جان ها و دل ها را در صدق قدم وي برافشانند و بشارت به سمع وي رسانند” (ميبدي، 1371،ج1، ص606).
3ـ 13ـ 6 افزايش قدرت و عزت
توبه، عزت بنده را ا فزون مي کند.
“يزدکم عزاّ الي عزکم” .
توبه، جمعيت، مال و فرزندان را فراوان مي کند.
“کثره عددکم و اموالکم و اولادکم”(ميبدي،1371،ج4،ص401) .
از همه مهم تر خداوند تائب را دوست دارد”دوست دارد خداي بازگرداندگان را” (همان، ج1، ص 600).
3ـ 13ـ 7 لطف الهي
خداوند پناه دهنده و پناهگاه تائب است
” در هيچ جاي معيوب نپذيرند، مگر اين جا، باز آئيد هيچ درگاه گناه نيامرزند مگر اين جا، پناه با من آريد؛ از نا مهربانان به مهربان آئيد؛ از در نااميدي به اميد آييد”.
آمرزش توبه کننده از نتايج توبه است.
ما را از گناه آمرزيدن باک نيست، باز آييد؛ ما را از معيوب پذيرفتن عار نيست باز گرديد” (ميبدي،1371،ج 10، ص 164).
“خداي تعالي آمرزنده و بخشاينده است بيامرزد به رحمت و فضل آن را که به درگاه او شود” (رازي، 1356، ج3، ص 299).
3ـ 13ـ 8 شادي خداوند
خداوند از توبه تايب بسيار شاد است.
“حق تعالي به هيچ طاعتي چنان زود خشنود نشود که به توبت تائبان؛ رضاي او به توبة گناهکار همچون شادي آن تشنه دان که در بياباني مهلک بار و مرکب خويش گم کند،آنگه پس از نوميدي ناگاه به سر مرکب و بار خويش رسد؛ يا چون پيرزني نازائيده آرزومند که نابيوسان او را بشارت فرزندي نيکو سيرت زيبا صورت برسد.
در همه عالم هيچ شادي در جنب اين سه شادي نرسد؛ و اين سه شادي در جنب رضاي حق از توبة تائب ناچيز و متلاشي شود” (ميبدي، 1371، ج10، ص 164).
3ـ 13ـ 9 محبوب آسمان و زمين شدن هر آن چه در آسمان و زمين است تائب را دوست دارد. “فرشتگان در آسمان و مرغان در هوا و ماهيان در دريا و سباع در دشت و صحرا و … همه او را دوست دارند” (ژنده پيل، 1347، ص 101).
3.ـ 13ـ 10 ورود به به بهشت
نتيجه توبه بهشت است.
“بدرستي که مرد باشد که گناهي بکند از گناهان و خداي- عز و جل- او را بدان گناه در بهشت کند گفتند :”آن چگونه باشد يا رسول ا… “گفت:” آن چنان باشد که آن کس که آن گناه بکند آن در پيش چشم او بدارند و او در آن مي پيچد و مي نالد تا آن گاه که توبه کند” (ژنده پيل، 1355، ص 55).
توبه نصوح گناهان را از بين مي برد و وارد بهشت مي كند .
” عند التوبه النصوح يکفر السيئات و دخول الجنه” (مکي، 1995، ص 374).

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید