فصل دوم:
توبه ازمنظر قرآن کريم و احاديث معصومين(ع)
درآمد
قرآن سرچشمه عرفان زلالي است که از طريق وحي بر قلب پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله و سلم) نازل شده است؛ از آن جائي که درقرآن کريم توجه خاصي به توبه شده ، در بيش از هشتاد آيه، توبه و مشتقات آن آمده وسوره اي در قرآن کريم به همين نام آمده است ؛به نقش بسيار مهمّ آن درسلوک عرفاني وجايگاه آن درآثار ادبي واقف مي شويم. در اين فصل تفاسير مهمي مانند الميزان و تفسير ابوالفتوح رازي بررسي و نکات مهم آن مانند زمان، انواع ، آثار توبه با توجه به سخنان ائمه عليهم السلام، مفسرين و عارفان بيان شده است.
2ـ 1 توبه در قرآن کريم و تفاسير
درابتدا خداوند بارحمت نامتناهي خود بنده را توفيق توبه مي دهد .
2ـ 1ـ 1اولين توبه کننده
“فتلقي آدم من ربه کلمات فتاب عليه” (بقره، 37)؛پس آدم از پروردگارش کلماتي دريافت داشت(وبا آن هاتوبه کرد)وخداوند توبه او را پديرفت. “خدا توبه آدم را پذيرفت و او را توفيق توبه داد” (طبرسي، 1351، ج1، ص 140)؛خداوند بندگانش راموفق به توبه مي کند؛اولين تائب، خداوند سبحان است
“از حضرت امام محمدباقر(ع) نقل شده است: بخدا قسم خداوند، آدم را براي دنيا آفريده بود و او را در بهشت ساکن کرده بود تا معصيت او کند و او را به جايي که براي آن آفريده بود برگرداند”. (طباطبايي، 1366، ج1، ص 199).
2ـ 1ـ2 توبه وعلم
سالک هر چند عالم باشد،اگر به دانش خود عمل نکند نادان است.
“انما التوبه علي الله للذين يعلمون السوء بجهاله”(نساء،17)؛پذيرش توبه از سوي خدا تنها براي کساني است که کا ر بد را از روي جهالت انجام مي دهند “و اين جهالت در مقابل عقل نيست، هر که به خدا عاصي شود، آن معصيت وي جهل است اگر چه مرد مميز و عاقل بود” (ميبدي ،1371،ج2، ص 449)؛ “آن توبه که الله تعالي به فضل خويش پذيرفتن آن برخود واجب کرده است توبت انسان است که به ناداني فراسر گناه شوند” (همان،ص425)
“امام صادق عليه السلام فرمود:”هر عملي که بنده بجا آورد گر چه عالم به آن باشد باز آن هنگامي که انديشه معصيت در قلب او خطور کرد، جاهل بود” (طباطبايي، 1366، ج4، ص400)
2-1-3 توبه وزمان
انسان مادامي که دردنياست مي تواند توبه کندامّا زماني که به عالم آخرت رسيد وفرشتگان الهي را مشا هده کرد، وقت توبه گذشته است و نمي تواندتوبه کند.
“ليست التوبه للذين يعملون السيئات. حتي اذا حضر احَدَهمُ الموت قال اِني تبت الآن” (نساء، 18)؛توب? کساني که کارهاي بد را انجام مي دهندوتا هنگامي که مرگ يکي ازآن ها فرا مي رسد،مي گويد:”الان توبه کردم”پذيرفته نيست.
“امام صادق عليه السلام فرمودند: “يعني در موقعي که آن عالم را ببيند”؛”اين نزديک مطلع است بوقت معاينه که چيزي از غيب وي را ديده شود گفته اند معاينه ملک الموت در وقت مرگ از امارات قيامت است و نشان آخرت و در آخرت توبه نپذيرند و ايمان در آن ساعت قبول نکنند. (ميبدي، 1371، ج2، ص 450).
“حق تعالي در اين آيه بيان کرد که قبول توبه تاکي باشد گفت توبه نباشد آنان را که اصرار کنند بر کفر و معاصي تا آنکه مرگ بايشان حاضر و بدر مرگ رسند و اعلام مرگ پيدا شود ايشان را از معاينه فرشته و جز آن چيزها که ايشان را ملجا کند بتوبه آنگه گويند ما توبه کرديم.” (رازي، 1356، ج3، ص344). “ثم يتوبون من قريب” (نساء، 17)سپس به زودي توبه مي کنند.
“آنکه توبه کند زود از مدتي نزديک و سري و کلبي گفتند: پيش از بيماري و مرگ؛ عکرمه گفت: هر چه پيش از مرگ بود آن نزديک باشد؛ ابومجلز و ضحاک گفتند پيش از آنکه ملک الموت را ببينند” (رازي، 1356، ج3، ص343).
تا هنگام مرگ، وقت تو به است؛ با مشاهد? ملک مقرب پروردگار،ديگر نمي توان توبه کرد؛ “اين من قريب” آن است که جايي ديگر گفت: “لم يصروا علي ما فعلوا” يعني که از گناه زود برگردند و به آن مصر نباشند. (ميبدي، 1371، ج2، ص425).
2ـ 1ـ4 توبه واصلاح توبه صرفاً گفتن استغفرالله نيست،آثار بدگناه بايدباکارهاي نيک جبران شودمثلاً:حقوق ضايع شد? مردم اصلاح شود.
“کتب ربکم علي نفسه الرحمه انّه من عمل منکم سوءًبجها له ثم تاب من بعده و اصلح” (انعام، 54)؛پرورد گارتان رحمت رابر خود لازم شمر ده است تا هر کس از شما کار بدي از روي ناداني انجام دهد پس تو به و اصلاح (وجبران)نما يد.
“آن که توبه کند از پس آن گناه و مصلح شود آنچه گناه افساد کرده باشد؛ بتوبه اصلاح کند و برگذشته پشيمان شود و بر آينده عزم کند که مانند آن نکند”( رازي،1356،ج3 ،ص 439).
“فمن تاب من بعد ظلمه و اصلح فان الله يتوب عليه” (مائده، 39)؛وهر کس که پس ازستم کردن،توبه وجبران نمايد،خداوند توب? او رامي پذيرد.” و من تاب و عمل صالحا فانه يتوب الي الله متابا” (فرقان، 71)؛وکسي که توبه کند و عمل صالح انجام دهد به سو ي خدا باز گشت مي کند”در اين آيه يتوب الي الله به معناي بازگشت به سوي خدا بعد از مردن است” (ميبدي،1371ج7، ص67).
توبه سبب آمرزش گناه است انه من عمل منکم سوء بجهاله ثم تاب من بعده و اصلح فانه غفور رحيم. (انعام، 54)؛هر کس از شما کار بدي از روي ناداني کند سپس توبه واصلاح(وجبران)نمايد،(مشمول رحمت خدا ميشودچرا که)او آمرزنده ومهربان است.
“آنکه توبه کند و اصلاح نمايد اصلاً توبه يک قيام اصلاحي است و غير از اين چيزي نيست” (مطهري، 1364، ص 158).
“الا الذين تابوا من بعد ذلک و اصلحوا…” (آل عمران، 89)مگرکساني که پس از آن تو به کنندواصلاح نمايند.
“در قرآن هر جاي که ذکر توبت کرد. بيشتر آن است که ذکر اصلاح قرين آن ساخت از بهر آنکه حقيقت توبت دو چيز است تصفيت اعتقاد و اصلاح اعمال؛ پس هر دو مجتمع بايد تا توبت درست آيد”. (ميبدي، 1371، ج2، ص606).
سالک تائب بايد گذشت?خود را اصلاح کند؛” الا من تاب و آمن و عمل صالحا فاوليک يبدبل الله سيئاتهم حسنات” (فرقان، 70)؛مگر کساني که توبه کنند و ايمان آورند وعمل صا لح انجام دهندکه خداوند گناهان آنان را به حسنا ت مبدل مي کند
2ـ 1ـ 5 توبه از کفر، شرک ونفاق
توبه دربعضي از آيات مبارک ، تفسير به توبه از شرک ، کفرويا نفاق شده است.
والذينعملوالسيئات ثم تابوا من بعدها” (اعراف، 153)؛وکساني که گناه کردندو بعد از آن توبه نمودند.
“سيئات شرک است” (ميبدي، 1371، ج2، ص747).
“فان تبتم خيرّ لکم” (توبه، 3)؛اگر توبه کنيد براي شما بهتر است.
“اگر از کفر بازگشتيد و توحيد خالص داشتيد آن براي شما بهتر است”(ميبدي،1371 ، ج4، ص92).
يتوب الله علي من يشاء (توبه، 15)؛خداوند توب? هر کس را که بخواهد (وشايسته ببيند)مي پذيرد.
“خداوند با نظر رحمت به مشرکيني که بخواهد توجه ميکند. ” (ميبدي،1371،ج4 ،ص98)
“ان الله هو التواب الرحيم” (توبه، 104)؛ خداوند توبه پذير ومهر بان است
“خداوند با مغفرت و رحمت به کسي که به سوي او بازگردد بازگشت مي کند”. (ميبدي،1371،ج4، ص208)
“ثم لا يتوبون” (توبه، 126)؛باز نه توبه مي کنند “يعني از نفاق توبه نمي کنند” (ميبدي، 1371ج4، ص238).
“اني لغفار لمن تاب و آمن و عمل صالحا…” (طه، 82) ؛و من هر که را توبه کند وايمان آوردوعمل صالح انجام دهد،سپس هدايت شود مي آمرزم. امام صادق عليه السلام فرمودند: “خداي تعالي قبول نمي کند مگر عمل صالح را و نيز قبول نمي کند مگر وفاي بشرط و عهد را پس هر کس به شرط خدا وفا کند و آنچه را که او در عهد خود قيد کرده بکار بندد به آنچه نزد وي است مي رسد”.
“اي من الشرک” (مکي، ص 382) که تاب به معناي رجوع از شرک است (طباطبايي، 1366، ج14، ص302).
الا من تاب و آمن و عمل صالحا فاوليک يبدبل الله سيئاتهم حسنات” (فرقان، 70)؛ “کسي که از شرک گناهان توبه کند و به خداوند و پيامبر او ايمان آورد و با ايمان خود کار نيک انجام دهد”. (ميبدي، 1371، ج7، ص65).
“کسي که از شرک گناهان توبه کند و به خداوند و پيامبر او ايمان آورد و با ايمان خود کار نيک انجام دهد”. (ميبدي، 1371، ج7، ص65).
رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند: “هيچ مردمي به ياد خدا نمي نشينند مگر آنکه يک منادي از آسمان ندا مي دهد که برخيزيد که خداي تعالي گناهانتان را بحسنات مبدل نموده و هم آنها را بيامرزيد. (طباطبايي، 1366، ج15، ص360)”.
2ـ 2 انواع توبه از ديدگاه قرآن کريم وتفاسير
2-2-1توبه از کتمان
يهود قبل از بعثت پيامبر مکرّم اسلام(ص)،از آمدن و نشانه هاي ايشان خبر داشتند امّا آن ها را پنهان مي کردند ؛ آي?
ذيل به اين رويدادتاريخي اشاره کرده وبه تائبان در صورتي که پنها ن شده ها را آشکار کنند، وعد? مغفرت داده است.
الا الذين تابوا و اصلحوا و بينوا (بقره، 160)؛ مگر آن ها که توبه وبازگشت کردندو(اعمال بد خود را با اعمال نيک)اصلاح نمودند.
“مگر كساني كه توبه كنند و به صلاح بازآيند و [پنهان داشته ها را] آشكار كنند (خرمشاهي، 1374، ص 24).
“مگر قومي که توبه کنند از اين جهودان، و از شرک به ايمان آيند و از معصيت به طاعت گردند و دلهاي کژ کرده تباه کرده راست کنند و با راه آورند و سرهاي خود با حق آبادان دارند و صفت و نعت مصطفي که پوشيده مي داشتند آشکار کنند و به خلق روشن دارند ايشانند که ايشان را باز مي پذيريم و از گناهشان درگذرم و بيامرزم و من خداوند باز پذيرنده و مهربانم و کس نيست بر بندگان از من بخشاينده تر و مهربان تر” (ميبدي، 1371، ج1، ص427).
“حق تعالي چون وعيد به غايت رسانيد پو شندگان وپنهان کنندگان راخواست تا يکبا رگي نو ميد نشوند وبدانند که ايشان را طريقي هست به خلاص خود ومتمکنند درسراي تکليف از آنکه خويشتن برهانند ؛ گفت:” اين همه هست؛ مگر آنان را که توبه کنند از گناه مقدم ؛يعني کتمان صفت رسول خدا صلي الله عليه وآل? وسلم”(رازي،ج1،ص397 ).

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید