که از خداي عز و جل بترسي از بهر قدرت وي برتو”؛”توبه استجابت آن که از خداي عز و جل شرم داري از بهر نزديکي وي به تو”؛ “توبه عام از گناه بازگشتن است” (کلابادي، 1371، ص 377).
3ـ 8ـ 7 توب? عام، خاص و خاص الخاص
در شرح تعرف مي خوانيم:
“خلق در توبه بر سه مقام اند: عام اند و خاص و خاص الخاص” (مستملي بخاري، 1373، ص 1209). و ذالنون مي گويد: “توبه عام از گناه بازگشتن است و توبة خاص از غفلت برگشتن است و توبة انبياء عليهم السلام آن است که عجز خويش بيند از رسيدن به جايي که غير ايشان رسيده باشند (همان، ص 1215).
پيامبران نيز توبه دارند؛توب? پيامبران به علّت ناتواني آن ها درادايِ حقوق الهي است.
“چنانکه خدا فرمود مصطفي عليه السلام را “و استغفرلذنبک” و او را ذنب و عصيان نبود لکن از گزارد حق خدا لامحاله مقصر بود از بهر آنکه هيچ حق خداوند به تمامي نتواند گذاردن (همان، ص 1209).
“توبه انبياء عليهم الصلوه و السلام آن است که عجز خويش بيند از رسيدن به جايي که غير ايشان رسيده باشند” (همان، ص 1215).
“توبه پيغمبران که گفت از ديدن عجز است، موافق است قول پيغمبر را عليه السلام که گفت “اني لا ستغفرالله في کل يوم ماته مره” و آن بود که هرگاه که قصد کردي که حق خداوند- عز و جل- بگذارد به مقدار طاعت خويش بجاي آوردي و باز چون در معاملت خويش نگاه کردي سزاوار خداوند خويش نديدي از عجز و تقصير خويش عذر مي خواستي؛ هم چنان کسي هميشه در نقصان باشد” (همان جا).
“خلق در توبه بر سه مقام اند، عام اند و خاص و خاصِ خاص. توبه خاص رجوع است از طاعات خويش به معني تقصير ديدن و به منت خداوند نظاره کردن که هر فعلي که بيارد آن فعل را سزاي خداوند نبيند و از آن طاعت همچنان عذر خواهد که عاصي از معصيت و استغفار” (همان، ص 1209).
نتيجه اين که هميشه توبه از گناهان نيست ؛ پيامبران نيز توبه مي کنند و توبه پيامبران به سبب گناه نيست؛ چرا که آن ها معصوم هستند.
در رساله قشيريه به سه نوع توبه توجه شده است.
3ـ 9 ديدگاه هاي عرفا دربارة انواع توبه
3ـ 9ـ 1 امام صادق (ع)
انواع توبه از منظر امام صادق عليه السلام چنين است:
“کل فرقه من العباد لهم التوبه”(مجلسي، بي تا، ج 6، ص 31). هر گروه از مردم توبه اي مخصوص به خود دارند و در ادامه مي فرمايند:
“توبه انبياء از اضطراب، اصفياء از تنفس، اولياء از تکوين الخطرات، خواص از اشتغال بغير خداست و توبه عوام از گناهان است”(همان جا).
3ـ 9ـ 2 غزالي
مصاديق توبه فراوان است ؛به تعدادي از آن در ذيل اشاره شده است.
“توبه از کفر، توبه از ايمان تقليدي، توبه از معاصي برون و درون مانند شره طعام و شراب و شره سخن و دوستي مال و جاه و حسد و کبر و ريا و امثال اين مهلکات که اصل معاصي است و از وسواس و حديث نفس و انديشه هاي ناکردني خالي نبود اگر از اين نيز خالي شد از غفلت از ذکر حق تعالي در بعضي احوال خالي نبود” (غزالي، 1361، ص 321).
3ـ 9ـ 3 هجويري
3ـ 9ـ 3ـ 1 توب? مؤمنان، اولياء و انبياء
هجويري در بخشي مراتب توبه را اين گونه تبيين مي کند..
“توبه، مقام عامة مومنان است و آن از کبيره بود لقوله تعالي: يا ايها الذين آمنوا توبوا الي الله توبه نصوحاً (تحريم، 8) و انابت،مقام اولياست و مقربان لقوله تعالي من خشي الرحمن بالغيب و جاء بقلب منيب (ق، 33) و اوبت، مقام انبياست و مرسلان لقوله تعالي “نعم العبدانه اواب (هجويري، 1384، ص430).
ذالنون مصري گويد: “التوبه توبتان: “توبه الانابه و توبه الاستجابه” ؛توبه دو گونه باشد: يکي توب? انابت،وديگر توب? استجابت.
“توب? انابت آن بود که بنده توبه کند ازخوف عقوبت خداي-عزوجلّ- وتوب?استجابت آن که توبه کند از شرم کرم خداي عزّوجلّ”(همان، ص 437)
3ـ 9ـ 4 سراج طوسي
و در لمع نيز به توبه اهل المعرفه و الواجدين و خصوص الخصوص اشاره شده است (سراج طوسي، 1914، ص43). “توبه عوام از گناهان است و توبه خواص از غفلت” (همان جا)
3ـ 9ـ 5 خواجه عبدالله
خواجه عبداله نيز در بخشي انواع توبه را اين گونه بيان کرده است:
“عوام بر اين گما ن اند که طاعت خدا را زياد به جاي آورده اند از اين رو پرده پوشي ومهلت دهي خداي را منکرند ، خود را صاحب حق بر خدا مي دانندچه گمان مي کنند با توبه گناها نشان بخشيده شده وبه دليل حسناتشان بايد حق- تعالي-ثوا بشان دهدخود را بي نياز مي انگارند.
بنابراين عوام بايد از گمان فزوني طاعات توبه کنند. مردمي که متوسط اند گناه را کو چک مي انگارند واين عين گستاخي و سرکشي وبريدن از خداست پس ايشان بايد از اندک شمر دن گناه توبه کنند
و خواص بايد از به هدر رفتن وقت ،توبه کنند؛ زيرا به هدر رفتن وقت آن ها را به وادي نقصان مي اندازد ونور مراقبت را خاموش مي کند وچشم ان ها را از مشا هد? حقّ تيره وتار مي سازد”(اوجبي ،1382،ص24).
3ـ 9ـ 6ميبدي
خداوند -تبارک وتعالي-نيز اولين تائب است توبة بندة محفوف به دوتوبه از خداست. در ابتدا خداوند با نظر لطف به بنده توجه مي کند و به او توفيق توبه را مي دهد بعد از آن بنده به سوي خدا بر مي گردد و خداوند در مرتبة دوم توبه بنده را مي پذيرد.
“عبدي تا من توبه ندادم، تو توبه نکردي تا نخواندم نيامدي؛ توبه دادن از من توبه پذيرفتن بر من (ميبدي، 1371، ج9، ص 32).
“توبه کردن تو، به ندم، توبه دادن من به حلم و کرم، توبه کردن تو، به دعا، توبه دادن من به عطا، توبه کردن تو،به سوال، توبه دادن من به نوال، توبه کردن تو، به انابت، توبه دادن من به اجابت (همان جا).
توبه اي که بازگشتي به گناه نباشد، توبة نصوح است. همانطور که شير به پستان بر نمي گردد توبه کننده نيز نبايد به گناه برگردد.
“لا يعود الي الذنب کما لا يعود اللبن الي الضرع”(ميبدي، ج10، ص160). توبة نصوح، استغفار با زبان، ندامت قلبي و خودداري از گناه است “التوبه النصوح ان يستغفر باللسان و يندم بالقلب و يمسک بالبدن” (همان جا).
“توبه نصوح توبه پذيرفته شده است که از قبول نشدن آن هراسناک باشد؛ اميد به قبول شدن آن داشته باشد و در اطاعت خدا مداومت کند””توبه نصوح توبه اي خالص است. “الخالص الصادق” (همان جا).
3-9-7قشيري
قشيري در رسال? خود به سه نوعِ توبه اشاره دارد “هر که توبه کند از بيم عقوبت او صاحب توبه بود و هر که توبه کند به طمع ثواب صاحب انابت بود و هر که توبه کند مراعات امر را نه از بيم عقوبت و نه طمع ثواب او صاحب اوبت بود (قشيري، 1361، ص140) “توبه سه قسمت بود: اول وي توبه است و اواسط انابت و آخر اوبت” (همان، ص 141).
نتيجه اين که انواع توبه به سبب گناهان بسيار، متعدد است .پيامبران الهي نيز توبه مي کنند امّا دليل توب? آن ها گناه نيست.
3ـ 10 شرايط توبه
شرائطي براي تحقق توبه است که در آثار ادبي و عرفاني با عبارات متفاوت بيان شده که برخي از آن مربوط به اجازة ورود به منزل و فضاي توبه و بعضي مربوط به پذيرش توبه و رفع عذاب و بقيه شرائط مربوط به کمال توبه است
عدم احراز برخي شرايط سبب توقف در منازل بين راه خواهد شد و توجه به اين نکات، راهگشاي درک شرائط توبه است.
3ـ 10ـ 1توبه و ندامت
از شرائط توبه پشيماني از گناه است؛ مصمم باشد که ديگر به آن کار زشت باز نگردد. “کفي بالندم توبه” (کليني، 1370، ج 5، ص 499). “التوبه هي الندم” (مجلسي، بي تا، ج6، ص 43).
3ـ 10ـ 2 توبه،سکوت و اندوه
“توبه کننده دائماً در حزن و اندوه است ؛ به اصلاح گذشته خود اقدام کند و به کارهاي نيک بپردازد (مکي، 1995، ص 363). توبه کننده ملازم تنهايي و سکوت است. “و يلزم نفسه الخلوه و الصمت” (همان، ص 366).
3ـ 10ـ 3 توبه،مخالفت با هواي نفس
بنده تائب نيست تا به جاي شيريني موافقت با هواي نفس تلخي مخالفت با هواي نفس را به او بچشاند. “لايکون العبد تائبا حتي تدخل مراره مخالفه النفس مکان حلاوه موافقتها) (مکّي ،1995،ص366).
3ـ 10ـ 4 توبه ومحاسبه نفس
شايسته است هم? اوقات محاسبة نفس داشته باشد و شهوات خود را ترک کند “ينبغي لاهل توبه ان يحاسبوا نفوسهم في کل طرفه و يدعوا کل شهوه (مکّي،1995، ص 367).
3ـ 10ـ 5 توبه ودوري از گناه و گناهکاران
“تائب بايد گفتار، نگاه، راه رفتن، غذا، شراب و لباس اضافي را کنار بگذارد (مکّي،1995،ص367). و از سري سقطي است که گفت: “تائب شايسته است که از گناه کاران و از هواي نفس که براي آن گناه مي کرد دوري کند و تصميم بگيرد هيچگاه به گناه بازنگردد و حق مردم را بدهد و هر آنچه که راه او را به طرف گناه هموار مي کند ترک کند و مطيع هواي نفس نباشد (ينبغي للتائب المنيب انه يبدا بمبانيه اهل الماصي ثم بنفسه التي كان يعصي الله تعالي لها (همان، ص 366).
از شرائط ديگر آن است که تائب، نبايد گناهان را کوچک بداند زيرا کوچک شمردن گناه از انجام دادن گناه بالاتر است “و من ذلک ان يستصغر الذنب و يحتقره فيکون اعظم من اجتراحه”.
تائب نبايد پرده پوشي خداوند را سبک وخوار بداند؛ پرده پوشي خداوند به علت آن نيست که او قدرت بر مؤاخذه گناهکار ندارد بلکه براي آنست تا بنده به فرمان خداوند باز گردد و از گناه دوري کند “اويتهاون بستر الله تعالي عليه و يستخف بحلم الله تعالي عنه فيکون ذلک من الاغترار” (همان، ص 370).
3ـ 10ـ 6 توبه ،استفاده از حلال
از شرائط پذيرش توبه خوردن از راه حلال است و اين ميسر نيست مگر حقوقي را که خداوند براي مردم و خودش قرار داده است، ادا کند ؛امّا اين حاصل نمي شود تا از هر حرکت و سکوني که با توجه به خدا نباشد دوري کند و با اعمال نيک خود گرفتار استدراج نشود.
“لا تصح له التوبه الا باکل الحلال و لا يقدر علي الحلال حتي يؤدي حق الله -تعالي- في الخلق و حق الله- تعالي- في نفسه… ” (مکّي،1995، ص 366).
3ـ 10ـ 7 توبه ، عمل به وظايف بندگي
تائب بايد دست از گناه بردارد.
“تائب نيست مگر ملکي که در سمت چپ اوست براي او به مدت بيست سال گناه ننويسد” .
اگر بنده اي ساليان دراز عبادت کند توبه او قبول نخواهد تا لذت گناه از دل او بيرون رود؛ تني چند از انبياء از خداوند متعال، دربار? پذيرفته شدن يا پذيرفته نشدن توبة بنده اي که ساليان دراز مشغول عبادت بود سوال کردند.
خداوند در جوابشان فرمود:” به عزت و جلالم سوگند اگر اهل آسمان و زمين از او شفاعت کنند توبة او قبول نخواهد شد. در حالي که لذت گناهي که مرتکب شده در قلبش باقي است” (مکّي،1995،ص366).
“تائب از غفلت در طاعت توبه مي کند”(همان، ص 362).
در اين جا به شرائط کمال توبه اشاره نموده است و چه بسا توبه اي که به توبة ديگري نياز دارد و لازم است که به آن نبالد و عجب را ترک کند.
از شرايط پذيرش توبه، توبه از حسنات است “لاتصح التوبه حتي يتوب من الحسنات” (همان، ص 380).
“کم من توبه تحتاج الي توبه في تصحيحها و الاخلاص من النظر اليها و السکون و الا دلال بها” (همان، 388).
يکي از مهم ترين مواردي که در توبه بايد به آن توجه شود تسويف در توبه است؛ تائب نبايد در توبه تاخير کند و امروز و فردا کند و يا اصرار کند؛ اگر توبه کننده توبه را به عقب اندازد يا در انجام دادن گناه پافشاري کند اين ها دو گناه است که به گناه اصلي افزوده مي شود.
“فتأخيره بالتوبه و اصراره علي الذنب مضافان الي الخطيئه” (همان جا).
توجه تام، حاجتمندي، ترس و طمع نسبت به مردم از رذايل اخلاقي است که از آن بايد توبه کرد.
“ثم يتوب ابداً من الضعائر الي الهم و التمني ومن الخوف و الطمع في المخلوق” (همان، ص 384).
3ـ 10ـ 8 توبه و محو سنت هاي باطل
بناي سنت غلط و ايجاد روش باطل شرايط دشواري را براي تائب فراهم مي سازد ؛ توبه واقعي زماني است که آثار شوم سنت

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید