1-7 توبة ابراهيم ادهم
در سرگذشت توبه ابراهيم ادهم مي خوانيم امير زاده بود. بنو جواني توبه کرده بود وقتي بصيد بيرون رفته بود؛ هاتفي وي را آواز داد گفت: “ابراهيم نه بهر اين کار آفريدند ترا” وي را از غفلت يقظت پديد آمد و دست در طريقت نيکو زد. (طبقات الصوفيه، ص 68).
3ـ 15ـ 1-8توب? فضيل بن عياض
“فضيل عياض به راهزني معروف بود. پيوسته با صد مرد در کمين مکابره نشسته بود. شبي بر سر سنگي نماز مي کرد؛ ناگاه از کمين گاه غيب اين تير قهر بر جان و دل او زدند فضيل را چنان اسير کرد که در نماز نعره زد و بيفتاد کارش به جايي رسيد که پير عالمي گشت”. (ميبدي، 1371، 4، ص 97).
3ـ 15ـ 1-9 توبة اهل ديه
در اسرارالتوحيد آمده است: “در آن وقت که شيخ ما ابوسعيد ، قدس الله روحه العزيز ، به نيشابوري بود روزي گفت : “ستور زين بايد کرد تا به روستا بيرون شويم”. ستور زين کرد و شيخ برنشست و جمع بسيار، در خدمت شيخ ما برفتند و در نيشابور به ديهي رسيدند. شيخ ما پرسيد که اين ديه را چه گويند؟ گفتند: درد وست، شيخ ما آن جا فرود آمد و آن روز آن جا مقام کرد. ديگر روز جمع مريدان گفتند: “اي شيخ برويم.” شيخ گفت: بسيار قدم بايد زدن تا مرد به در دوست رسد، چون ما اينجا رسيديم کجا رويم؟ پس شيخ چهل روز آنجا مقام کرد و کارها پديد آمد. پس بيشتر از اهل آن ديه، بر دست شيخ، توبه کردند و همه اهل ديه مريد شيخ گفتند. (ابن منور، 1366، ص 193).
3ـ 15ـ 1-10توب? جوان گنهکار
جواني به کار ناشايستي مشغول بود؛ امام صادق عليه السلام آن جوان را از انجام آن عمل نهي نمودند و به اوگفتند: اگر از آن توبه کني، من هم بهشت را از طرف خداي تعالي براي تو ضمانت مي کنم؛ جوان نيز پذيرفت؛ از آن عمل ناصحيح توبه کردوکارهاي نادرست را اصلاح کرد. پس از مدتي جوان گنهکار به يکي از ياران امام صادق عليه السلام گفت: به خدا صاحب تو (امام صادق عليه السلام) به وعده اي که به من داده بود وفا کرد و جوان توبه کننده، اهل بهشت شد. (مقتبس از کليني، ج 5، ص 106). نتيجه اين که توبه بازگشت از مراحل نازل تر به بالاتر است، توبه تنها بازگشت از گناه نيست؛ يکي از مصاديق توبه، توبه از معاصي است، توبه زمان و مکان خاصي ندارد. انساني که در راه خدا حرکت مي کند هميشه در حال توبه است زيرا سالک خود فروتر را ترک مي کند و به خود برتر مي رسد. سالک الي الله دائماً رو به ترقي است. تائب از شرک توبه مي کند از عبادت غير خدا توبه مي کند و از هر چه غير از خداست توبه مي کند “تعالوا الي کلمه سواءٍ بيننا و بينکم الاّ تعبدوا الا الله و لا تشرک به شيئاً” (آل عمران، 64). تائب همواره شعار او “انّ الصلوتي و نسکي و محياي و مماتي لله رب العالمين لا شريک له و بذلک أمرت و انا من المسلمين” است.
فصل چهارم
بازتاب توبه در آثار منظوم
درآمد
توبه در متون منظوم جايگاه ويژه و برجسته اي دارد؛اين برجستگي بيش تر در ارتباط رجوع بنده به سوي معبود، فراموش کردن ياد خدا، علم بدون عمل، عذر خواستن از گناه و آثار توبه است.
شعراي بزرگي مانند عطار، سنايي، نظامي، ابوسعيد ابوالخير با اشعار زيباي خود توبه رامطرح کرده اند، در اين ميان عطار بيش از ديگران حق مطلب را ادا کرده است لکن تمام دقايق آن مطرح نشده است؛ علل آن نيز ممکن است سطح دانش و علاقه نداشتن مردم به داشتن چنين مطالب دقيقي باشد که در همه علوم وجود دارد.
دو شاعر گرانقدر ما، سنايي و نظامي نيز در رتبه بعد از عطار قرار مي گيرند. شاعران ديگر نيز پراکنده و اشاره وار اشعاري سروده اند که رنگ عرفان در آن کمتر ديده مي شود؛ درون مايه بيشتر اشعار، توبه شکستن شاعر از شاهد زيباروي و عشق به اوست .
فرهيختگان براي آگاهي بيش تر مي توانند دو اثر ارزشمندجناب آقاي دکتر سيد علي اصغر ميرباقري فرد تحت عنوان گنج فقر و تاريخ تصوف را مطالعه کنند.
4ـ 1 فردوسي
4ـ 1ـ 1 سفارش به توبه
در چند جاي شاهنامه به توبه اشاره شده است، فردوسي به توبه سفارش مي کند:
همان روز تو ناگهان بگذرد
در تو به بگزين و راه خرد
(فردوسي، 1382، ص 1284)
که شايد اشاره به بخشي از دعاي امام سجاد عليه السلام داشته باشد که مي فرمايد:”قد فتحت لي باب التوبه اليک)
(ابن الحسين (ع)، 1377، ص99)
جهان تازه شد، چون قدح يافتي
روان را ز توبه تو برتافتي
(فردوسي، 1382، ص 1600)
به تو به، دل راست روشن کنيم
بي آزاري خويش، جوشن کنيم
(همان، ص1837)
4ـ 2اشعار منتسب به ابوسعيد ابي الخير (فـ 440.ق)
4ـ 2ـ 1 توبه، توفيق الهي
همه امور به دست خداست آن چه را بخواهد ايجاد شود، مي شود و خدا بر انجام هر کاري تواناست حتي توفيق توبه هم به لطف خداست:
کردم توبه، شکستيش روز نخست
چون بشکستم، بتوبه ام خواندي چست
القصه، زمام توبه ام در کف توست
يکدم نه شکسته اش گذاري نه درست
(ابي الخير،1369، ص8)
4ـ 2ـ 2 رحمت بي کران الهي
رحمت بيکران حق، گناه گناهکاران را اگر چه بسيار زياد باشد مي بخشد:
عصيان خلايق ار چه صحرا صحراست
در پيش عنايت تو، يک برگ گياست
هر چند گناه ماست کشتي کشتي
غم نيست، که رحمت تو دريا درياست
(ابي الخير،1369، ص9)
4ـ 2ـ 3 توبه، زدايند? شرک
توبه زدايندة آثار شرک و رذائل اخلاقي است، اما زمان آن پيش از مرگ است و بعد از مرگ توبه سودي ندارد:
در دل همه شرک و روي بر خاک چه سود
با نفس پليد جامه پاک چه سود
زهرست گناه و توبه، ترياک وي است
چون زهر بجان رسيد ترياک چه سود
(همان، ص 40)
3ـ 2ـ 4رحمت خدا و توبه
رحمت خداوند همه چيز را فرا گرفته است “و رحمتي وسعت کل شيء” (اعراف، 156)؛ ورحمتم همه چيز را فرا گرفته [است].
بنده با توبه، از رحمت خداوند-تبارک وتعالي-استفاده مي کند.
رحمت خداي -عزّ وجلّ- بي پايان است، امّا ظرف در بسته آبي به درون آن نفوذ نمي کند. انسان هم بايد با توبه از لطف بي حدّ خداوند مهربان بهره مند شود ؛در غير اين صورت”قال عذابي اصيب به من اَشاء” (همان جا)؛مجازاتم رابه هر کس بخواهم(وسزاوار ببينم)مي رسانم.
شاعر با ذلت و حقارت هر چه تمام تر توبه کرده است:
در بارگه جلالت، اي عذرپذير
درياب که من آمده ام زار و حقير
از تو همه رحمت است و از من تقصير
من هيچ نيم، همه تويي دستم گير
(ابي الخير،1369، ص 47)
4ـ 2ـ 5 توبه، فضل خدا
توبه از فضل خداست؛ خداوند توفيق توبه را به بنده مي دهد. شاعر نيز با عنايت به اين دو موضوع از خداوند ياري خواسته است:
اي فضل تو دستگير من، دستم گير
سير آمده ام ز خويشتن، دستم گير
تا چند کنم توبه و تا کي شکنم
اي توبه ده توبه شکن، دستم گير
(ابي الخير،1369، 48)
اي واقف اسرار ضمير همه كس
در حالت عجز، دستگير همه کس
يا رب، تو مرا توبه ده و عذر پذير
اي توبه ده و عذر پذير همه کس
(همان، 51)
4ـ 2ـ 6 اميد به بخشش الهي
رحمت خداوند سبحان آن چنان گسترده است،که ابداً جاي نااميدي براي گناه کار نيست ؛ اگر گناه گنهکار بيش تر از قطرات باران هم باشد آغوش پر مهر خداوند براي او گشوده است:
دارم گنهان ز قطرة باران بيش
از شرم گنه، فکنده ام سر در پيش
آواز آيد که سهل باشد درويش
تو در خور خود کني و ما در خور خويش
(ابي الخير،1369، 52)
گر من گنه جمله جها ن کردستم
عفو تو اميدست که گيرد دستم
سالک باگناهان بسيار ،نبايد نا اميد شود؛ اگر توبه کند خداوند- تعالي- او را مي آمرزد. بنده، هر گناهي که انجام دهد به خداوند آسيبي نمي رساند؛ سعدي رضوان الله تعالي عليه مي گويد:
گر جمله کائنات کافر کردند
بردامن کبريا ش ننشيند گرد
ضرر گناه به گنهکار مي رسد؛ البته اگر توبه کند نه تنها آسيبي نمي بيند بلکه خداوند تعالي گناهان او را به خوبي مبدل مي کند:
يا رب، من اگر گناه بي حد کردم
دانم به يقين، که بر تن خود کردم
از هر چه مخالف رضاي تو بود
برگشتم و توبه کردم و بد کردم
(همان، 59)
شاعر، هيچ گاه از رحمت خدا مأيوس نيست:
از بسکه شکستم و ببستم توبه
فرياد همي کند زدستم توبه
ديروز بتوبه اي شکستم ساغر
و امروز به ساغري، شکستم توبه
(همان، ص 85)
در حضرت تو، توبه شكستم صد بار
زين توبه كه صدبار شكستم توبه
(همان، 86)
4ـ 2ـ 7 توبه از ماسوي الله
بنده از هر پيوندي به جز با خداي تعالي توبه مي کند:
جز وصل تو، دل به هر چه بستم توبه
بي ياد تو، هر جا که نشستم توبه
(ابي الخير،1369، 86)
4ـ 2ـ 8 توبه از اميدها ي نادرست
اميد به آمرزش خدا، بدون توبه وکار نيکو، عاقلانه نيست:
اي نيک نکرده و بدي ها کرده
و آنگاه نجات خود، تمنا کرده
بر عفو مکن تکيه که هرگز نبود
ناکرده چو کرده، کرده چون ناکرده
(ابي الخير،1369،ص86)
4ـ 2ـ 9 توبه از معشوقه هاي دروغين
دنياي پست که همان آلوده شدن به گناهان است با محبّت خدا وند سبحان سازگار نيست:
دنياي دني پر هوس را چه کني
آلود? هر ناکس وکس را چه کني
راه وصال، دل سپردن به خدا و ترک غير اوست:
آن يار طلب کن که ترا باشد و بس
معشوق? صد هزار کس را چه کني
(ابي الخير ،1369، ص 100)
4ـ 2ـ 10 توبه از حجب
راه رسيدن به خداي- تبارک وتعالي- انباشته نمودن کتاب نيست و از آن بايد توبه کرد:
در رفع حجب کوش، نه در جمع کتب
کز جمع کتب، نمي شود رفع حجب
در طي کتب، کجا بود نشئه حب
طي کن همه را بگو “الي الله اتب”
(همان، ص 104)
4ـ 2ـ 11 توبه از هر لذتي به جز انس با خدا
بندة خداي -تعالي- از هر کاري که براي خدا انجام نداده است و او را از محبوب دور کرده است توبه مي کند. امام سجّاد عليه السلام از هر لذت، آسايش، شادي که او را از توجه به خدا بازداشته است توبه کردهاند: “استغفرک من کُل لذه بغير ذکرک و من کل راحه بغيرانسک و من کل سرورٍ بغير قربک”(مشکيني، 1374، ص 189).
از هر چه نه از بهر تو کردم توبه
ور بي تو غمي خوردم از آن غم توبه
و آن نيز که بعد ازين براي تو کنم
گر بهتر از آن توان از آن هم توبه
(ابي الخير، 1369، ص 106)
4ـ 3 ناصر خسرو قبادياني (فـ . 481.ق)
4ـ 3ـ 1 توبة گناهکاران
انسان خطا کار مريض است و درمان او با توبه است:
داروي بدي و خطاست توبه
آن کيست او را بدو خطا نيست
(قبادياني، 1384، ص 115)
4ـ 3ـ 2 توبه پيش از مرگ
پيش از آنکه مرگ فرا رسد ، اکنون که سالم هستي توبه

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید