جديدي براي سازمان، جهت رقابت و موفقيت در بازار به شمار مي آيد. در تعريفي ديگر وي معتقد است که سرمايه فکري تلاش براي استفاده مؤثر از دانش در مقابل اطلاعات مي باشد ( همان منبع، 102)45.
2- روس و روس (1997) که سرمايه فکري مجموع دارايي هاي پنهان شرکت مانند نمادهاي تجاري، حق اختراع و … مي باشد که در برگيرنده کليه دارايي هايي است که در صورت هاي مالي منعکس نمي گردد. سرمايه فکري به عنوان مهمترين منبع ايجاد مزيت رقابتي شرکت به حساب مي آيد (روس و همکارانش، 1997، 426-413)46.
3- استيوارت در سال 1997 سرمايه فکري را بدين گونه تعريف کرده است که شامل دانش، اطلاعات، دارايي فکري و تجربه مي باشد که به عنوان ذهن برتر با دانش کليدي تلقي مي گردد.
4- ادوينسون و مالون نيز در سال 1997سرمايه فکري به تفاوت بين ارزش بازار و ارزش دفتري شرکت اشاره دارد تعريف کرده اند.
5- سويبي در سال 1998 سرمايه فکري را دانشي تعريف کرده است که در راستاي ارزش آفريني استفاده مي گردد. طبق اين تعريف سرمايه فکري به عنوان دانش ، مهارت و توانايي هايي است که مي تواند به ثروت و ارزش هايي تبديل شود که نتيجه آن ارزش آفريني است.
6- اندريسن واستم در سال 2004 سرمايه فکري را منابع نامشهود در اختيار يک شرکت بوده تعريف کرده اندکه مزيت متناسبي به شرکت ارائه داده وترکيب آنها، منافع آتي به دنبال دارد.
3-2- بخش دوم : مدل هاي طبقه بندي سرمايه فکري
در زمينه طبقه بندي اجزاء سرمايه فکري تاکنون مدل هاي زيادي ارائه شده است که هر يک از اين طبقه بندي ها از جهاتي به تبيين اجزاي سرمايه فکري پرداخته است که در ادامه اين طبقه بندي ها را با نام محققان آنها ذکر مي کنيم ولي بايد توجه داشت که همانند، سرمايه فکري ، هنوز يک تعريف طبقه بندي جهانشمولي دربار? اجزا سرمايه فکري وجود ندارد لذا از جهات زيادي شباهت هايي بين تعاريف مختلف مشاهده مي شود و تمامي اين طبقه بندي ها و تعاريف بر اين اصل استوار است که سرمايه فکري، مجموع داراييهاي ناملموس سازمان اعم از دانش بخشي از سرمايه انساني47،سرمايه ساختاري48، سرمايه ارتباطي، سرمايه سازماني، سرمايه داخلي و سرمايه خارجي49 است برخي از طبقه بندي هاي ارائه شده به شرح زير است :
جدول 1-2 : برخي طبقه بندي هاي ارائه شده سرمايه فکري
طراحي شده توسط
چهارچوب
مدل طبقه بندي
ماچلوپ(1962)
کار ويژه توليد دانش
سرمايه گذاري در سرمايه دانشي – هزينه هاي توليد رشد اقتصادي
اسويپي(1997)
کنترل دارايي هاي نامحسوس
ساختار داخلي – ساختار خارجي – شايستگي
کاپلان و نورتون (1992)
کارت امتيازي متوازن
ديدگاه فرآيندهاي داخلي – ديدگاه مشتري – ديدگاه يادگيري و نوآوري – ديدگاه مالي
ادوينسون و مالون (1997)
شماي ارزشي اسکانديا
سرمايه انساني – سرمايه ساختاري
ببر (2000)
کارت امتيازي متوازن
عوايد کلي ، عوايد دارايي هاي محسوس، عوايد سرمايه دانشي، سرمايه دانشي
1-3-2- ادوينسون و مالونه (1997)
اين دو از طرح ارزش اسکانديا خود، سرمايه فکري را به دو جزء سرمايه انساني و سرمايه ساختاري ارائه کرده اند.
نمودار 1-2 : طرح ارزش اسکانديا
منبع : (کاپلان، 1996، 85-75)50
در اين طبقه بندي “ادوينسون” و “مالونه” سرمايه مشتري را در زير و زمره سرمايه ساختاري قرار داده است که در بيشتر طبقه بندي هاي ديگر اين کار صورت نگرفته است و براي سرمايه ساختاري دو سرمايه سازماني و مشتري را در نظر گرفتند و براي سرمايه سازماني نيز دو سرمايه فرآيندي و نوآوري را مطرح کردند . در اين طبقه بندي سرمايه سازماني شامل فلسفه سازمان، سياست ها و سيستم هايي براي استفاده از قابليت هاي سازمان است و سرمايه فرآيندي شامل مالکيت معنوي و ساير دارايي هاي نامشهود است.
2-3-2- سويبي51 (1997)
“سويبي” طبقه بندي خود را به صورت ساختار داخلي، ساختار خارجي و شايستگي کارکنان ارائه کرده است. اين طبقه بندي بنام ناظر دارايي نامشهود معروف است.
منظور از شايستگي کارکنان همان سرمايه انساني مطرح شده در طبقه بندي هاي قبلي است و منظور از ساختار داخلي، سرمايه ساختار يا سازماني و منظور از ساختار خارجي ، سرمايه مشتري يا ارتباطي است البته بايد توجه داشت که سويبي چهار حوزه کليدي را در سه جزء خود قرار داده که عبارتند از رشد ، کارايي، پايداري و بازسازي. براساس اين چهارچوب يک سري شاخص هايي استخراج کردند . مشکل اين طبقه بندي به صورت زير است.
نمودار 2-2: طبقه بندي سويبي از طريق چهارچوب ناظر دارايي نامشهود
منبع: (برينان و همکاران، 2000، 170) 52
منظور از شايستگي فردي کارکنان ، توانايي و ظرفيت آنها براي عمل کردن در موقعيت ها و شرايط مختلف است و منظور از ساختار داخلي هم شامل فرهنگ رسمي داخل سازمان و نيز شامل فن امتيازها، مفاهيم، مدل ها ، پايگاه داده ها و سيستم هاي داخلي است و ساختار خارجي شامل روابط سازمان با مشتريان، عرضه کنندگان شهرت و مارک هاي تجاري است به عقيده “سويبي” شايستگي فردي کارکنان (سرمايه انساني) براي يک سازمان حياتي است بخاطر آنکه بدون وجود آن، سازمان قادر به فعاليت نيست و اين شايستگي شامل مهارت ها، آموزش ، تجربيات و غيره است .
3-3-2- طبقه بندي نورتون و کاپلان53(1992)
“نورتون” و “کاپلان” کارت امتيازي54 خود در سال 1992 ارائه کردند که اين چهارچوب ابتدا عملکرد يک سازمان را در چهار حوزه يا ديدگاه مشتري، فرآيندهاي داخلي55، رشد و يادگيري و مالي اندازه گيري مي کند. اين چهارچوب بيانگر يک مجموعه از روابط علي – معلولي ميان معيارهاي خروجي محرک هاي عملکردي يک سازمان بود. اين چهارچوب مي توانست نتايج مالي و نامشهود يک سازمان را بطور همزمان کنترل و اندازه گيري کند. با نگاهي به اين چهارچوب اين نکته مشخص مي شود که ديدگاه مشتري همان سرمايه مشتري و ديدگاه رشد و يادگيري همان سرمايه انساني و ديدگاه فرآيندهاي داخلي همان سرمايه ساختاري و ديد گاه مالي همان سرمايه مالي و مشهود است. اين چهارچوب به علت کاربرد و برنامه ريزي استراتژيک ، اندازه گيري عملکرد دارايي هاي نامشهود از معقوليت بسياري برخوردار شده است.
نمودار 3-2: چهارچوب کارت امتيازي متوازن
منبع : (چن و پيک ، 2005، 387)56
4-2- بخش سوم : روش هاي اندازه گيري سرمايه فکري
1-4-2- طبقه بندي روش هاي اندازه گيري سرمايه فکري
به اعتقاد ادوينسون و مالون، جايگاه ارزش از ادغام سه نوع سرمايه فکري فوق الذکر جهت نيل به نتايج مطلوب ايجاد مي گردد. بنابراين ضروري است تا اين سه نوع سرمايه سازماني چنان با يکديگر متعامل شوند که موجب ايجاد ارزش گردند(ادوينسون و مالون، 1997، 71)57.
در حال حاضر سيستم هاي حسابداري تحت تأثير عوامل سنتي کار، مواد وسرمايه مالي ميباشد و اهميت دانش بعنوان عاملي مؤثر در توليد و ايجاد ثروت ناديده گرفته شده است. اين در حالي مي باشد که نگرش واقع بينانه به اهميت در حال گسترش سرمايه هاي ناملموس، نياز ما را به ا ين سرمايه ها دو چندان نموده است. در محيط تجاري کنوني، اندازه گيري ارزش سازماني با استفاده از روش هاي سنتي حسابداري ناکافي مي باشد. روش هاي سنتي، ارزش نهفته در مهارت، تجربه، قابليت يادگيري افراد و همچنين ارزش موجود در شبکه ارتباطات ميان افراد وسازمان ها ناديده مي گيرد. تلاش هاي زيادي جهت تشييع تفاوت ميان ارزش بازاري شرکت ها انجام گرفته است. مشهورترين اين روش ها روش ترازنامه نامرئي، کنترل دارايي هاي ناملموس و کارت نمره متوازن، روش ارزش افزوده اقتصادي، روش شاخص سرمايه فکري، روش کارگزار تکنولوژي، روش نرخ بازده دارايي ها، روش تشکيل سرمايه بازار ، روش سرمايه فکري مستقيم، روش جهت يابي تجاري اسکانديا، روش هاي مالي و مدل مديريت سرمايه فکري که در زير به تحليل ويژگي هاي هر يک از اين روش ها توسط علي اصغر انواري رستمي اشاره خواهد شد:
2-4-2- ارزش افزوده اقتصادي58
در اين روش از معيارهايي نظير بودجه بندي سرمايه اي، برنامه ريزي مالي، تعيين هدف ، اندازه گيري عملکرد ، ارتباط با سهامداران و جبران خدمات تشويقي براي تعيين راه هايي که از طريق آنها ارزش شرکت افزوده يا کم مي شود. نقاط قوت اين روش همبستگي آن با قيمت سهام است. و عيب اين روش پيچيدگي آن مي باشد. از آنجائيکه اين روش از دارايي هاي دفتري با اتکا به هزينه هاي تاريخي بهره مي گيرد و ارزش دفتري نيز با ارزش بازار فعلي مطابقت چنداني ندارد ممکن است ارزش کم دارايي هاي ناملموس ، چندان مناسب نباشد.
3-4-2- کارت نمره متوازن59
اين روش ابزاري را جهت ايجاد ثبات در استراتژي هاي آينده شرکت بدست مي دهد. اين روش شرکتها را قادر مي سازد. تا نتايج مالي را همزمان با نظارت و کنترل در ايجاد ظرفيت ها و اکتساب دارايي هاي ناملموس که به آنها براي رشد در آينده نياز دارند، دنبال کنند. اين روش گذشته و حال شرکت را با آيندهاش مرتبط ميناميد و ابزاري دراختيار مديريت شرکت قرار مي دهد تا استراتژيهاي گوناگوني را براي شرکت تعريف و آنها را کنترل نمايد.
کاپلان ونورتون معتقدند که اين روش نوعي سيستم اندازه گيري است که با استفاده از معيارهاي کيفي، ميزان استراتژي هاي به اجرا درآمده شرکت را نشان مي دهد. اين روش اهداف و معيارها را از چهار زمينه يا ديدگاه نشان مي دهد اين ديدگاه ها عبارت است از ديدگاه مالي، ديدگاه مشتري ، ديدگاه فرآيندها ، داخلي و ديدگاه نوآوري و يادگيري. اين روش تا حدي ايستا بوده است و براي هر شرکت خاص مي باشد.
4-4-2- ترازنامه نامرئي
اين روش به منظور نشان دادن دارايي هاي شرکت مبتني بر دانش طراحي شده است. اين روش در واقع توسعه اي در حسابداري منابع انساني به شمار مي آيد. در اين روش سرمايه فکري شرکت به دو دسته سرمايه فردي و سرمايه ساختاري تقسيم مي شود. شاخص اصلي سرمايه فردي همان شايستگي حرفه اي و خبرگي کارکنان کليدي که استراتژي هاي يک شرکت را تشريع مي کنند، مي باشد و سرمايه ساختاري شامل مزيت رقابتي يک شرکت و توانايي هاي کارکنان آن مانند شهرت، تجربه و روش هاي خاص توليدي مي باشد. اين مدل مبتني بر معيارهاي کيفي است و توانايي ارزيابي کمي ارزش سرمايه فکري را ندارد.
5-4-2- کنترل دارايي هاي ناملموس60
اين روش در پي اندازه گيري دارايي هاي ناملموس شرکت بر روش ساده مي باشد. در اين راستا معيارهاي مناسب متعددي را معرفي نموده و هدف از آن ايجاد بينش و ديدگاهي جامع از موقعيت سرمايه فکري شرکت مي باشد.
در اين روش ضروري است که تا معيارها با واقعيت هاي هر شرکت مطابقت داده شده و تعديل شود. عيب عمده اين روش در آن است با تمامي شرکت ها و موقعيت ها قابل انطباق نمي باشد. از اين روش براي طراحي سيستم هاي اطلاعاتي و يا انجام مميزي ها بهره گرفته مي شود.
6-4-2- روش جهت يابي تجاري اسکانديا61
اين روش براساس منطق و مفهوم ارائه شده و در روش ترازنامه نامرئي بنا نهاده شده است. و شرکت اسکانديا صريح آن به شمار مي آيد. اين شرکت عملکردش را براساس 30 شاخص عملکرد کليدي در زمينه هاي مختلف نظارت مي نمايد. اين روش علاوه بر زمينه هاي سنتي مالي، به مشتريان، منابع انساني و توسعه و بازارآفريني نيز نظارت دارد. اين روش علي رغم کاملتر بودن در زمينه تشريع بهتر عملکرد تجاري ، قادر به کمي سازي ارزش سرمايه فکري نمي باشد.
7-4-2- شاخص سرمايه فکري
اين روش در تلاش است تا شاخص هاي پراکنده را در مجموعه اي واحد ارائه نمايد. اين معيار جنبه هاي مختلفي را در بر مي گيرد. مزاياي اين روش در آن است که معياري غيرمتعارف را ارائه مي نمايد، بر نظارتي پويا در خصوص سرمايه فکري متمايز مي باشد، توان احتساب عملکرد دوره هاي قبلي را

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید