ن ميزان که متأثر از شرايط بازار است صورت پذيرد .به عبارت ديگر آنان بر اين باورند که شرايط مطرح شده و عوامل تأثير گذار از جمله بازار و عملکرد آن تأثير بسزايي مي تواند در سرمايه فکري ايجاد نمايد و حتماً بايد توسط سرمايه گذاران مورد توجه قرار گيرد .زيرا عدم توجه به عوامل تأثير گذار در سرمايه فکري ،ممکن است ميزان آن را به صورت واقعي بازگو نکند .
در اين تحقيق نيز با بررسي ريسک و طبقه بندي آن به سيستماتيک و غير سيستماتيک ،در يک دوره زماني 5 ساله بر روي 70 شرکت فعال بورسي در تهران از سال 1383 تا 1387،مورد بررسي قرار گرفت .در ميان مدل هاي ارائه شده از سرمايه فکري مدل ،پاليک رايج ترين و پر کاربردترين مدل بوده است .اما با توجه به متغير وابسته که در اين پژوهش ريسک مي باشد و نظريه وي مبني بر اينکه بازار سرمايه ايران نيز بازاري با فراز و نشيب هاي خاص خود است ،بدين معني که در طي اين دوره صرف ريسک بازار همواره مثبت نبوده است و در پاره اي از دوران ها صرف ريسک منفي مي باشد و در بررسي رابطه بين سرمايه فکري و ريسک برخي از اعداد بدست آمده در آن مي تواند يک متغير اثر گذار تحقيق حاضر براي ما باشد که بايد مورد بررسي قرار گيرد .
2-5- ارزيابي وتشريح نتايج آزمون فرضيه ها طبق شرايط متغيرها
با توجه به تجزيه و تحليل ارائه شده در فصل چهارم که در خصوص هر فرضيه انجام گرفت ، ابتدا به تفکيک به نتايج هر فرضيه اشاره نموده و سپس به نتيجه گيري کلي در خصوص يافته هاي اين تحقيق مي پردازيم .3 فرضيه اصلي همراه با نتيجه کلي آنها ارائه مي شود :
1-2-5- نتيجه آزمون فرضيه اصلي اول :
‌بين سرمايه فكري و ريسك كل در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداري وجود دارد.
نتايج به دست آمده از اين فرضيه طبق جدول (10-4)‌بيان مي كند كه ضريب همبستگي بين سرمايه فكري و ريسك كل 092/0 و ضريب تعيين نيز 008/0 مي باشد سطح معني داري آن 468/0 است كه چون بزرگتر از 05/0 است نشان دهنده عدم وجود رابطه معناداري بين سرمايه فكري و ريسك كل در بورس اوراق بهادار تهران بين سال هاي 1383 تا 1387 مي باشد و فرضيه پذيرفته و فرضيه مقابل آن رد مي شود. همانطور که گفته شد تاکنون تحقيقي در خصوص بررسي رابطه بين سرمايه فکري با اجزاي ريسک صورت نگرفته است اما آنچه در خصوص برخي تحقيقات با سرمايه فکري مي توان اشاره کرد به ترتيب شامل :
تحقيق هافمن و همکارانش در ارتباط با مديريت ريسک و رويکردي به گزارشگري سرمايه فکري در سال 2007 اشاره کرد طي نتايج بدست آمده از جامعه آ ماري 8 شرکت IT (تکنولوژي اطلاعات) در سوئد بوده است. به اين نتيجه رسيدند که گزارشگري سرمايه فکري مي تواند موجب شفافيت صورت هاي مالي با رويکرد مديريت ريسک شود. تشابه انجام شده اين تحقيق با مقاله صورت گرفته در آن است که ريسک کل را از تفاوت بين ريسک سيستماتيک و غيرسيستماتيک محاسبه کرده اند ولي تفاوت آن با مقاله انجام شده در آن است که تعداد جامعه آماري ما 70 شرکت در بورس اوراق بهادار تهران طي يک دور? زماني 5 ساله است در طي اين دوره در بورس ايران داراي فراز و نشيب هاي خاص خود و تحت عوامل اقتصادي و سياسي مي باشد وتفاوت آن با مقاله انجام شده آن است که ريسک در طي يک دوره يکساله از بين 8 شرکت IT صورت گرفته است که اين شرکت ها از لحاظ فعاليت مشابه بوده اند در صورتي که ما شرکت هاي مختلف را در بورس طي يک دوره 5 ساله مورد مطالعه قرار داده ايم. نويسندگان اين مقاله توبين سالبرانت ، چکين هانسن ، نيک بنتيس و پيترهافمن مي باشند. اما تحقيقات ديگر درزمينه سرمايه فکري با ديگر عوامل توسط پژوهشگران به شرح زير مي باشد:
رياحي بلکويي است که به بررسي تأثير سرمايه فکري با عملکرد شرکت هاي چند مليتي پرداخته است در اين راستا وي تعداد درخواست هاي حفاظت از علائم تجاري توسط هر شرکت در طي يک دوره ده ساله منتهي به 1991 را به عنوان معياري براي سنجش عملکرد شرکت در نظر گرفت . در و اقع ، متغير مستقل در اين پژوهش، تفاوت بين تعداد درخواست علائم تجاري توسط هر شرکت و ميانه تعداد درخواست علائم تجاري در نمونه مورد بررسي و متغير وابسته پژوهش نيز تفاوت ميانگين 5 ساله (1996-1992) نسبت ارزش افزوده به کل دارايي ها و ميانه 5 ساله (1996-1992) ، اين نسبت در نمونه موردمطالعه بود نتايج وي نيز حاکي از آن است که بين عملکرد شرکت هاي چند مليتي امريکايي و سرمايه فکري شرکت رابطه مثبت وجود ندارد.
آنچه از نتايج بدست آمده از اجزاي سرمايه فيزيکي با ريسك كل نيز انجام گرفته منتج به فرضيه هاي فرعي شده است كه شامل :‌سرمايه فكري و ريسك كل است نتايج بدست آمده از اين آزمون گوياي اين مطلب است كه ضريب همبستگي آن 081/0 و ضريب تعيين آن 007/0 است سطح معني داري آن 155/0 مي باشد كه چون بزرگتر از 05/0 است رابطه معناداري را بين دو متغير برقرار نساخته است و فرضيه تأييد مي شود.
رابطه بين سرمايه ساختاري و ريسك كل نيز داراي ضريب همبستگي 049/0 و ضريب تعيين 002/0 است با توجه به سطح معني داري آن كه بزرگتر از 05/0 است برازش مناسبي را از رابطه بين اين دو متغير بيان نمي كند.
سرمايه انساني و ريسك كل نيز داراي ضريب همبستگي 035/0- و ضريب تعيين 001/0 است سطح معني داري آن نيز 538/0 است كه چون از 5% بزرگتر است نشان از عدم وجود رابطه معناداري بين دو متغير مي باشد بنابراين فرضيه تأييد و فرضيه مقابل آن رد مي شود. ارزش افزوده سرمايه فكري و ريسك كل نيز داراي ضريب همبستگي 012/0- و ضريب تعيين آن نيز 000/0 است و سطح معني داري آن 840/0 مي باشد كه نشان از عدم وجود رابطه معني داري بين دو متغير است و گوياي اين مطلب مي باشد كه فرضيه آزمون ما تأييد و فرضيه مقابل رد مي شود.
2-2-5- نتيجه آزمون فرضيه اصلي دوم :
‌بين سرمايه فكري و ريسك سيستماتيك در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداري وجود دارد.
نتايج به دست آمده از اين فرضيه طبق جدول (19-4)‌بيان مي كند كه ضريب همبستگي بين سرمايه فكري و ريسك سيستماتيك 209/0 و ضريب تعيين نيز 044/0 مي باشد با توجه به سطح معني داري آن كه 033/0 است بيان كننده وجود رابطه معناداري بين سرمايه فكري و ريسك سيستماتيك در بورس اوراق بهادار تهران بين سال هاي 1383 تا 1387 مي باشد و فرضيه آزمون رد مي شود و فرضيه مقابل يعني پذيرفته مي شود.
اما مي توان به تحقيق انجام شده سال 2007 در سوئد اشاره کرد که تحت عنوان مديريت ريسک با رويکردي بر گزارشگري سرمايه فکري اشاره کرد آنچه از نتيجه تحقيق هافمن و همکارانش حاصل شده درآن است که ريسک سيستماتيک و گزارشگري سرمايه فکري مي تواند به شفافيت صورت هاي مالي کمک کند و بر ميزان اعتبار صورتهاي مالي سنتي بيفزايد. تشابه انجام شده با تحقيق حاضر ارزيابي شاخص سنجش ريسک سيستماتيک است که طي تحقيقات انجام شده هافمن و همکارانش به عنوان شاخص سنجش ريسک سيستماتيک در نظر گرفته شده است اما تفاوت پيش رو با تحقيق حاضر انتخاب نمون? 70 تايي شرکت ها در بورس اوراق بهادار تهران طي يک دوره زماني 5 ساله است که در نهايت منجر به رابطه معنادار بين سرمايه فکري و ريسک سيستماتيک شده است.
همانطور که در قبل نيز به آن اشاره شد مي توان چنين گفت که پژوهشي که به بررسي رابطه بين سرمايه فکري و ريسک سيستماتيک بپردازد وجود ندارد بنابراين به تحقيقات انجام شده در زمينه سرمايه فکري بسنده مي کنيم چانگ با استفاده از ضريب ارزش افزوده فکري و ضريب ارزش افزوده فکري تعديل شده ، تأثير سرمايه فکري را ارزش بازار (نسبت ارزش بازار به ارزش دفتري و نسبت قيمت به سود سهام ) و سودآوري (بازده دارايي ها ، بازده حقوق صاحبان سهام، قدرت سودآوري ساده و حاشيه سود) در صنعت تکنولوژي اطلاعات تايوان طي سال هاي 2005-2001 بررسي نمود. وي از طريق گنجاندن مخارج تحقيق و توسعه و اموال فکري به عنوان دو متغير مستقل جداگانه در مدل رگرسيون خطي چندگانه، ضريب ارزش افزوده فکري پاليک (1997) ، را تعديل کرد. نتايج وي نشان داد که در سطح کل صنعت مربوطه، سرمايه فکري و اجزاي آن ، فقط رابطه مثبت معني داري با سودآوري و ارزش بازار دارند. اما در زمينه هاي مختلف هر صنعت تکنولوژي اطلاعات ، رابطه مثبت يا منفي معني داري بين سرمايه فکري واجزاي آن با ارزش بازار و سودآوري وجود دارد . همچنين نتايج آزمون ضريب ارزش ا فزوده فکري تعديل شده بر اهميت مخارج تحقيق و توسعه و اموال فکري براي افزايش ارزش بازار و سودآوري شرکت تأکيد مي کرد. همانگونه که در فرضيه قبل تشريح شد مديريت ريسک به صورت طبقه بندي اجزاي آن به تفکيک با سرمايه فکري صورت نگرفته بود اما به دليل درک بالاتر در اين زمينه ريسک را به دو قسمت طبقه بندي کرديم که رابطه معناداري را با سرمايه فکري برقرار کرد.
همانطور كه گفته شد سرمايه فكري داراي اجزايي به شرح زير است كه هر كدام از آنها به فرضيه هاي فرعي زير تبديل شده است و نشان از آن دارد كه سرمايه فيزيكي و ريسك سيستماتيك داراي ضريب همبستگي آن 072/0 و ضريب تعيين 005/0 است سطح معني داري آن نيز 305/0 مي باشد كه نشان مي دهد بين اين دو متغير رابطه معناداري وجود ندارد . بنابراين فرضيه آزمون تأييد مي شود و فرضيه مقابل رد مي شود.
در رابطه با سرمايه ساختاري و ريسك سيستماتيك نيز مي توان گفت كه ضريب همبستگي آن 037/0 و ضريب تعيين 001/0 است و سطح معني داري آن ها 599/0 است . بنابراين بين سرمايه ساختاري و ريسك سيستماتيك رابطه معناداري وجود ندارد و فرضيه آزمون ما تأييد و فرضيه مقابل رد مي شود.
در رابطه با سرمايه انساني و ريسك سيستماتيك نيز مي توان گفت كه ضريب همبستگي بين آن ها 200/0 و ضريب تعيين آن ها نيز 040/0 است با توجه به سطح معني داري 004/0 بيان مي كند كه بين سرمايه انساني و ريسك سيستماتيك رابطه معناداري وجود دارد فرضيه آزمون ما رد مي شود و فرضيه آزمون ما پذيرفته مي شود.
رابطه بين ارزش افزوده سرمايه فكري و ريسك سيستماتيك نيز داراي ضريب همبستگي 159/0- و ضريب تعيين آن نيز 025/0 است و همچنين سطح معني داري آن 023/0 است كه بيان كننده وجود رابطه معني داري بين ارزش افزوده سرمايه فكري و ريسك سيستماتيك در بورس اوراق بهادار تهران مي باشد و فرضيه آزمون رد و فرضيه مقابل يعني پذيرفته مي شود.
3-2-5- نتيجه آزمون فرضيه اصلي سوم :
‌بين سرمايه فكري و ريسك غيرسيستماتيك در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداري وجود دارد.
نتايج به دست آمده از اين فرضيه طبق جدول (28-4)‌بيان مي كند كه ضريب همبستگي بين سرمايه فكري و ريسك غيرسيستماتيك 104/0 و ضريب تعيين نيز 011/0 مي باشد با توجه به سطح معني داري آن كه 347/0 است بيان كننده وجود رابطه معناداري بين سرمايه فكري و ريسك غيرسيستماتيك در بورس اوراق بهادار تهران بين سال هاي 1383 تا 1387 مي باشد و اين فرضيه بيان مي كند كه فرضيه آزمون پذيرفته و فرضيه مقابل يعني رد مي شود.
در زمينه سرمايه فکري و ريسک غيرسيستماتيک مي توان به تحقيق هافمن و همکارانش در سال 2007 در 8 شرکت IT در سوئد اشاره کرد که در نهايت هافمن و همکارانش به اين نتيجه رسيدند که بين سرمايه فکري و ريسک غيرسيستماتيک با رويکرد گزارشگري رابطه معناداري وجود ندارد تشابه انجام شده با تحقيق پيش رو در آن است که ريسک غيرسيستماتيک تفاوت بين ريسک کل و ريسک سيستماتيک است و در نهايت به نتيجه هافمن و همکارانش دست يافتيم که رابطه ي سرمايه فکري و ريسک غيرسيستماتيک وجود ندارد. اما تفاوت انجام شده در آن است که دور? مورد مطالعه در پژوهش پيش رو يک دور? زماني 5 ساله از تمامي شرکت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است در صورتي که هافمن به 8 شرکت در طي ي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید