همبستگي ،‌ضريب تعيين و آزمون دوربين واتسون و سطح معني داري بين سرمايه فکري و ريسک کل با تأثير متغيرتعديلي اندازه شرکت 97
جدول 30-4: ‌ضريب همبستگي ،‌ضريب تعيين و آزمون دوربين واتسون و سطح معني داري بين سرمايه فکري و ريسک سيستماتيک با تأثيرگذاري متغيرتعديلي اندازه شرکت 98
جدول 31-4: ضريب همبستگي ،‌ضريب تعيين و آزمون دوربين واتسون و سطح معني داري بين سرمايه فکري و ريسک غير سيستماتيک با تأثيرگذاري متغير تعديلي اندازه شرکت 99
جدول 32-4 : يافته هاي حاصل از بررسي فرضيه ها 101
نمودار 1-2 : طرح ارزش اسکانديا 26
نمودار 2-2: طبقه بندي سويبي از طريق چهارچوب ناظر دارايي نامشهود 27
نمودار 3-2: چهارچوب کارت امتيازي متوازن 28
نمودار 4-2 : انواع ريسک 41
نمودار 5-2 طبقه بندي معيارهاي کمي ريسک (رتبه بندي براساس پيچيدگي محاسبه) 44
نمودار 6-2 : ريسک سيستماتيک و غير سيستماتيک 45
نمودار 1-3 تحليلي تحقيق 51
نمودار 1-4 : ‌آزمون نرمال بودن خطاهاي معادله رگرسيون 83
نمودار 2-4:‌ خط و معادله رگرسيون 84
نمودار 3-4: چگونگي رابطه بين پاسخ ها و باقي مانده ها 85
نمودار 4-4 : آزمون نرمال بودن خطاهاي معادله رگرسيون 88
نمودار 5-4:‌ خط و معادله رگرسيون 89
نمودار 6-4: چگونگي رابطه بين پاسخ ها و باقي مانده ها 89
چكيده:
طبق ديدگاه مبتني بر منابع شرکت، سرمايه فکري منابع مهمي هستند که شرکت ها را قادر به ايجاد مزيت رقابتي و عملکرد مالي برتر مي نمايند. از اين رو هدف اصلي در اين پژوهش بررسي رابطه بين سرمايه فکري و ريسک سيستماتيک و غيرسيستماتيک طي سالهاي 1383 تا 1387در بورس اوراق بهادار تهران بوده است. در ابتدا متغيرهاي پژوهش مورد شناسايي قرار گرفته که جهت سنجش متغير مستقل از مدل پاليک استفاده شده است و جهت تجزيه و تحليل اطلاعات، از داده هاي بدست آمده از نرم افزار ره آورد نوين ، براي محاسبه متغيرهاي پژوهش، توسط نرم افزار Excel استفاده شده است. اين د اده ها جهت آزمون فرضيه ها توسط نرم افزار Spss به کمک آماره هاي توصيفي و استنباطي نظير تحليل همبستگي ، مورد تجزيه وتحليل قرارگرفتند. بنابراين 70 شرکت فعال بورسي به عنوان نمونه انتخابي در نظر گرفته شد. نتايج حاصل از آزمون فرضيه هاي پژوهش با استفاده از روش رگرسيون چندگانه براي فرضيه هاي اصلي صورت گرفته است. فرضيه اصلي اول که به بررسي رابطه بين سرمايه فکري و ريسک کل مي پردازد نشان از عدم وجود رابطه معناداري بين سرمايه فکري و ريسک کل در بورس اوراق بهادار تهران دارد. فرضيه اصلي دوم که به بررسي رابطه بين سرمايه فکري و ريسک سيستماتيک در بورس اوراق بهادار تهران طي سال هاي ذکر شده مي پردازد از وجود رابطه معنادار بين سرمايه فکري و ريسک سيستماتيک در بورس خبر مي دهد. فرضيه اصلي سوم که به بررسي رابطه بين سرمايه فکري و ريسک غيرسيستماتيک در بورس اوراق بهادار تهران مي پردازد، خبر از عدم وجود رابطه معنادار بين سرمايه فکري و ريسک غيرسيستماتيک مي دهد. نتايج حاصل از اين فرضيه ها صرفنظر از اندازه شرکت است حال با درنظرگرفتن اندازه شرکت در هر يک از فرضيه هاي اصلي به اين نتيجه رسيديم که بين سرمايه فکري و ريسک کل با تأثير اندازه شرکت رابطه معنادار وجود ندارد و همچنين بين سرمايه فکري و ريسک سيستماتيک و غير سيستماتيک با تأثيراندازه شرکت رابطه معنادار وجود ندارد
مقدمه:
يکي از مهمترين مشکلات سيستم هاي حسابداري سنتي ، ناتواني آنها در سنجش و اندازه گيري و در نظر گرفتن شفاف سرمايه فکري شرکت ها به شمار مي آيد . اغلب اين سيستم ها از نقش و اهميت فزاينده حق مالکيت معنوي و دانش در سازمان هاي عصر نوين غافل بوده و از توان سنجش ارزش واقعي دارايي هاي نا مشهود در محاسباتشان قاصرند. به همين دليل تمايل به سنجش و لحاظ کردن ارزش واقعي دارايي هاي نا مشهود و دانش در صورتهاي مالي شرکت ها بيش از پيش افزايش يافته است . در جوامع دانش محور کنوني ،بازده سرمايه فکري به کار گرفته شده اهميت يافته است . اين به آن معني است که در مقايسه با سرمايه هاي فکري ، نقش و اهميت سرمايه هاي مالي در تعيين قابليت سود آوري پايدار کاهش چشم گيري يافته است .به عبارتي ديگر مي توان چنين متصور شد که ميان ميزان برخورداري شرکت ها از دارايي هاي نا مشهود و دانش از يک طرف و ارزش واقعي سرمايه فکريشان (و در نهايت ارزش بازاري سهام شرکت ها ) رابطه ي مستقيمي وجود دارد . به دليل افزايش اهميت نسبي سرمايه هاي فکري (به عنوان مهم ترين بخش از سرمايه هاي کل شرکت ) در سود آوري پايدار و مستمر و بلند مدت ، اکثر شرکت ها در پي يافتن جواب هايي مناسب براي سؤالات اساسي زير هستند .
روش هاي سنجش سرمايه هاي فکري شرکت ها کدامند ؟
از لحاظ آماري آيا رابطه ي معني داري ميان ميزان سرمايه هاي فکري و ريسک شرکت ها و صنايع مختلف فعال در بورس اوراق بهادار تهران وجود دارد ؟
در اين تحقيق براي سنجش سرمايه فکري شرکت ها از مدل پاليک استفاده شده و بر اساس دادههاي 5 ساله شرکت هاي فعال در بورس اوراق بهادار تهران بين سالهاي 1383 تا 1387 ،سرمايه فکري شرکت ها محاسبه شد همچنين براي پاسخ گويي به سؤال دوم ، فرضيه هاي اصلي تحقيق مدعي آن است که بين سرمايه فکري با ريسک سيستماتيک در سالهاي ذکر شده رابطه ي معني داري وجود دارد و با ريسک کل و غير سيستماتيک رابطه ي معنا داري را برقرار نکرده است .
فصل اول
كليات تحقيق
1-1 مقدمه
در عصر کنوني که انقلاب دانش نامبرده شده است دانش در مقايسه با ساير عوامل توليد از قبيل زمين، ماشين آلات و … از اهميت بيشتري برخوردار شده است. يکي از مهمترين ويژگي دانش ، نامشهود بودن آن است بدين معنا که غير قابل لمس و نامحسوس است و تعيين ارزش واقعي و اندازه گيري آن بسيار مشکل است اگرچه در گذشته سازمانها با استفاده از روش هاي حسابداري قادر به اندازه گيري و محاسبه ارزش و اندازه عوامل توليد خود بوده اند. با توجه به سير تغييرات دانش در جهان مي توان چنين نتيجه گرفت که در گذشته بيشتر دارايي هاي سازمان قابل لمس بوده است و امروزه بخش وسيعي از دارايي هاي سازمانها نامشهود است. دانش يا سرمايه فکري به عنوان يک عامل توليد ثروت در مقايسه با ساير دارايي هاي فيزيکي ارجعيت بيشتري پيدا کرده است. سرمايه فکري بيشتر مبتني بر دانش و اطلاعات مي باشد و مي تواند شامل هر چيزي از قبيل وفاداري مشتري گرفته تا مهارت هاي تکنولوژي باشد که تأثير مهمي بر فرآيندهاي نوآوري سازماني دارد.
سرمايه فکري به دليل اهميت عناصر تشکيل دهنده آن سرمايه انساني، سرمايه مشتري، سرمايه ساختاري و سرمايه فيزيکي تأثير قابل توجهي بر عملکرد سازمانها خواهد داشت. پژوهش ها و تحقيقات فراوان در زمينه تأثير سرمايه فکري بر عملکرد سازمانها صورت گرفته است که مي تواند به تحقيق سوئيس و کود وريچارد رمون در سال 2000 در مالزي انجام شده است اشاره کرد. از سوي ديگر دنياي امروز، اقتصاد صنعتي را پشت سر گذاشته و وارداقتصاد مبتني بر دانش شده است . اقتصاد مبتني بر دانش اقتصادي است که در آن توليد و بهره وري از دانش، نقش ا صلي را در فرآيند ايجاد ثروت ايفا مي کند (چن و همکارانش ، 2005، 396-385). يکي از ويژگي هاي متمايز اقتصاد مبتني بر دانش، جريان هنگفت سرمايه گذاري در سرمايه انساني و تکنولوژي اطلاعات و ارتباطات است. اقتصاد دانش جديد به گونه بلقوه منابع نامحدودي ارائه مي کند؛ زيرا ظرفيت انساني براي ايجاد دانش نامحدود است . دارايي هاي نامشهود و سرمايه فکري سريعاً مکمل دارايي هاي فيزيکي مي شوند.
سرمايه فکري يعني کل موجودي سرمايه يا حق مالکانه مبتني بر دانش که شرکت مالک آن است (ديزونکوسکي، 2000، 36-32) 1. به بيان ديگر، منظور از سرمايه فکري، توسعه و بکارگيري منابع دانش در شرکت هاست. اين تحقيق به دنبال بررسي روابط متقابل بين اجزاي سرمايه فکري و اثرات آن برعملکرد سازماني در بورس اوراق بهادار تهران مي باشد. و از آنجا که سرمايه فکري مورد علاقه گروه هاي متعددي همچون سهامداران، مديران، پژوهش گران و سياستمداران است، لذا اهميت اين پژوهش ، برجسته کردن نقش سرمايه فکري در ارزيابي عملکرد مديران شرکت هاي پذيرفته شده در بورس است تا بدين وسيله نتوانند از سرمايه فکري خود بيشترين بهره برداري را داشته باشند. همچنين يافته هاي اين پژوهش به مديريت بهتر سرمايه فکري نيز کمک مي نمايد.
2-1 تاريخچه مطالعاتي
در اينجا تنها به ذکر پژوهش هاي تجاربي مهم خارجي که رابطه بين سرمايه فکري و عملکرد را بررسي کرده اند بسنده مي کنيم لازم به ذکر است که تحقيقات داخلي و خارجي در زمينه بررسي رابطه بين سرمايه فکري و ريسک نپرداخته است و به دليل محدود بودن اين پژوهش به تحقيقات مربوط به سرمايه فکري و ريسک به تفکيک مي پردازيم.
تحقيقات خارجي
در زمينه سرمايه فکري با ريسک سيستماتيک و غيرسيستماتيک تحقيقاتي صورت نگرفته است اما پژوهشي که در زمينه سرمايه فکري و ريسک با رويکرد گزارشگري مي توان اشاره کرد که در سال 2007 و در ژورنال خارجي به چاپ رسيده است نويسندگان اين مقاله توبين و هانسن و بونتيس و هافمن هستند . جامعه آماري آنها 8 شرکتIT در سوئد بوده است. آنها دراين مقاله به اين نتيجه رسيدند که بين ريسک غيرسيستماتيک و سرمايه فکري رابطه اي وجود ندارد و گزارشگري سرمايه فکري به شفافيت صورت هاي مالي با تأثير ريسک سيستماتيک مي افزايد.
رياحي بکلويي، به بررسي تأثير سرمايه فکري بر عملکرد شرکت هاي چند مليتي امريکايي در دوره زماني 1996-1992 پرداخته است (رياحي بلکويي 2003، 226-215) 2. جامعه آماري وي 100 شرکت توليدي و خدماتي چند مليّتي امريکايي در سال 1991 و نمونه آماري آن 81 شرکتي بود که داده هاي مورد نياز پژوهش را در سال هاي مورد بررسي ارائه کرده بودند.
در اين راستا، وي “تعداد درخواست هاي حفاظت از علائم تجاري” توسط هر شرکت در طي يک دوره 10 ساله منتهي به 1991 را به عنوان معياري براي سنجش سرمايه فکري و ” نسبت افرزش افزوده به کل داراي ها” را به عنوان معياري براي سنجش عملکرد شرکت در نظر گرفت. در واقع، متغير مستقل اين پژوهش، تفاوت بين تعداد درخواست علائم 5 ساله (1996-1992) نسبت ارزش افزوده به کل داراي ها و ميانه ميانگين 5 ساله (1996-1992)، اين نسبت در نمونه مورد مطالعه بود. نتايج وي حاکي از آن است که بين عملکرد شرکت هاي چند مليتي امريکايي و سرمايه فکري شرکت رابطه مثبت و معني داري وجود دارد.
چن و همکاران، نيز رابطه بين سرمايه فکري با ارزش بازار و عملکرد مالي شرکت هاي پذيرفته شده در بورس سهام تايوان در دور? زماني 2002-1992 را به گونه اي تجربي بررسي کردند آن ها سرمايه فکري را با استفاده از ضريب ارزش افزوده فکري و اجزاي آن مخارج تحقيق و توسعه تقسيم بر ارزش دفتري سهام عادي و هزينه تبليغات تقسيم بر ارزش دفتري سهام عادي و ارزش بازار و عملکرد مالي را با استفاده از نسبت هاي ارزش بازار به ارزش دفتري، بازده حقوق صاحبان سهام، بازده دارايي ها، رشد درآمد و بهره وري کارکنان اندازه گيري نمودند. روش آماري مورد استفاده در اين پژوهش، رگرسيون خطي چندگانه بود. نتايج حاصل از آزمون فرضيه ها نشان داد که سرمايه فکري اثر مثبتي بر ارزش بازار و عملکرد مالي دارد و ممکن است معياري براي عملکرد آتي محسوب گردد. همچنين شواهد ارائه شده حاکي از آن بود که مخارج تحقيق و توسعه اطلاعات بيشتري را در مورد سرمايه ساختاري ارائه مي نمايد و داراي رابطه مثبتي با سودآوري و ارزش بازار شرکت مي باشد(چن و همکاران، 2005، 176-159) 3.
چانگ، با استفاده از ضريب ارزش افزوده فکري

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید