ک دور? 1 ساله اکتفا کرده است.
درپژوهشي ديگر در زمينه سرمايه فکري مي توان به تحقيق چن و همکارانش در بورس سهام سنگاپور در دور? زماني 2002-2000 پرداختند. براي اين منظور، آن ها سه نسبت بازده حقوق صاحبان سهام ، سود هر سهم و بازده سالانه هر سهم را به عنوان شاخصي براي بازده مالي، و سه جز ضريب ارزش افزوده فکري پاليک (1997)، را به عنوان شاخصي براي سرمايه فکري در نظر گرفتند. روش آماري در اين پژوهش ، رگرسيون حداقل مربعات جزئي بود. نتايج مطالعه آن ها اين بود که بين سرمايه فکري و عملکرد شرکت ها رابطه مثبتي وجود دارد و بين سرمايه فکري و عملکرد آتي رابطه مثبتي وجود دارد و نقش سرمايه فکري در عملکرد صنايع مختلف، متفاوت است. اما دريک نتيجه گيري کلي بايد ذکر کنيم که شدت رابطه بين سرمايه فکري با ريسک غيرسيستماتيک در کشورها و صنايع مختلف متفاوت است اين امر نشان دهنده نقش سرمايه فکري در ارتقاء عملکرد مالي شرکت هاي مختلف است.
همانطور كه گفته شد سرمايه فكري داراي اجزايي به شرح زير است كه هر كدام از آنها به فرضيه هاي فرعي زير تبديل شده است و نشان از آن دارد كه سرمايه فيزيكي و ريسك غيرسيستماتيك داراي ضريب همبستگي 087/0 – و ضريب تعيين 008/0 مي باشد سطح معني داري آن نيز 126/0 مي باشد كه حكايت از آن دارد كه بين اين دو متغير رابطه معناداري وجود ندارد. بنابراين فرضيه آزمون تأييد و فرضيه مقابل رد مي شود.
در رابطه با سرمايه ساختاري و ريسك غيرسيستماتيك نيز مي توان گفت كه ضريب همبستگي آن 053/0 و ضريب تعيين 003/0 است و سطح معني داري آن ها 349/0 است . بنابراين بين سرمايه ساختاري و ريسك غيرسيستماتيك رابطه معناداري وجود ندارد و فرضيه آزمون پذيرفته و فرضيه مقابل رد مي شود.
در رابطه با سرمايه انساني و ريسك غيرسيستماتيك نيز مي توان گفت كه ضريب همبستگي بين آن ها 052/0- و ضريب تعيين آن ها نيز 003/0 است با توجه به سطح معني داري 367/0 بيان مي كند كه بين سرمايه انساني و ريسك غيرسيستماتيك رابطه معناداري وجود ندارد فرضيه تأييد و فرضيه مقابل رد مي شود.
رابطه بين ارزش افزوده سرمايه فكري و ريسك غيرسيستماتيك نيز داراي ضريب همبستگي 006/و ضريب تعيين آن نيز 000/0 است و همچنين سطح معني داري آن 923/0 است و حكايت از آن دارد كه رابطه معني داري بين ارزش افزوده سرمايه فكري و ريسك غيرسيستماتيك در بورس اوراق بهادار تهران وجود ندارد و فرضيه آزمون تأييد و فرضيه مقابل رد مي شود.
4-2-5- نتيجه آزمون فرضيه اصلي چهارم :
متغير تعديلي اندازه شرکت بر ارتباط بين سرمايه فکري و ريسک کل تأثيرگذار است. ‌
در ابتدا بايد ذكر شود كه متغير تعديلي اندازه شرکت در اين پژوهش مي باشد كه تأثير آن روي فرضيه اصلي اول وكليه اجزاي سرمايه فكري به تفكيك ذكر شده است.طبق نتايج بدست آمده از جدول (29-4) گوياي اين مطلب است كه ضريب همبستگي بين سرمايه فكري و ريسك كل با تأثير متغير تعديلي 128/0 و ضريب تعيين نيز 016/0 است سطح معني داري آن 310/0 است و حكايت از عدم وجود رابطه معناداري بين دو متغير با تأثير اندازه شرکت دارد . بنابراين فرض آزمون تأييد و فرض مقابل رد مي شود. همانطور كه در نتايج فرضيه هاي ديگر نيز گفته شد رابطه بين سرمايه فيزيكي و ريسك كل با تأثيراندازه شرکت داراي ضريب همبستگي 109/0 و ضريب تعيين 012/0 است سطح معني داري آن نيز 168/0 است و حكايت از عدم وجود رابطه بين آنها دارد بنابراين فرضيه پذيرفته و فرضيه مقابل رد مي شود.
در رابطه با سرمايه ساختاري و ريسك كل با تأثير اندازه شرکت ضريب همبستگي آن 092/0 و ضريب تعيين 008/0 است و سطح معني داري آن ها 248/0 است . بنابراين فرضيه پذيرفته و فرضيه مقابل رد مي شود.
بين سرمايه انساني و ريسك كل با تأثير اندازه شرکت با ضريب همبستگي بين آن ها 077/0 و ضريب تعيين آن ها نيز 006/0 است با توجه به سطح معني داري 414/0 مي توان چنين نتيجه گرفت كه بين سرمايه انساني و ريسك كل با تأثير متغير تعديلي رابطه معناداري وجود ندارد و فرضيه آزمون ما پذيرفته و فرضيه مقابل رد مي شود.
5-2-5- نتيجه آزمون فرضيه اصلي پنجم :
‌متغير تعديلي اندازه شرکت بر روابط بين سرمايه فکري و ريسک سيستماتيک تأثيرگذار است.
همانگونه كه در نتيجه جدول (30-4) گفته شد تأثير متغير تعديلي (اندازه شرکت) بين سرمايه فكري و ريسك سيستماتيك ذكر مي شود علاوه بر آن تأثير آن را روي اجزاي سرمايه فكري به تفكيك هر فرضيه مورد بررسي قرار مي دهيم ضريب همبستگي و ضريب تعيين بين متغيرسرمايه فكري و ريسك سيستماتيك با تأثير متغير تعديلي به ترتيب 216/0 و 047/0 مي باشد سطح معني داري آن 060/0 است و حكايت از عدم وجود رابطه معناداري بين دو متغير با تأثير متغير تعديلي دارد و گوياي پذيرش فرضيه و رد فرضيه مي شود. در رابطه با سرمايه فيزيكي و ريسك سيستماتيك با تأثير متغير تعديلي مي توان گفت ضريب همبستگي و ضريب تعين بين آنها به ترتيب 073/0 و 005/0 است و سطح معني داري آن بين آنها 595/0 است و گوياي پذيرش فرضيه و رد فرضيه مي شود.
بين سرمايه ساختاري و ريسك سيستماتيك با تأثير اندازه شرکت ضريب همبستگي 041/0 است و ضريب تعيين 002/0 است همچنين سطح معني داري بين آن ها 847/0 است و حكايت از پذيرش فرضيه و عدم پذيرش فرضيه دارد . سرمايه انساني و ريسك سيستماتيك با تأثير متغير تعديلي داراي ضريب همبستگي 207/0 و ضريب تعيين 043/0 است سطح معني داري بين آنها 015/0 است و نشان از پذيرش فرضيه و عدم پذيرش فرضيه دارد.
6-2-5- نتيجه آزمون فرضيه اصلي ششم:
متغيرتعديلي اندازه شرکت بر روابط بين سرمايه فکري و ريسک غيرسيستماتيک تأثيرگذار است. با توجه به جدول (31-4) که تأثير اندازه شرکت را بر فرضيه اصلي سوم سرمايه فكري و ريسك غيرسيستماتيك مورد بررسي قرار داديم ضريب همبستگي بين آنها 140/0 و ضريب تعيين 020/0 مي باشد همچنين سطح معني داري بين آنها 215/0 است كه حكايت از پذيرش فرضيه و رد فرضيه دارد. طبق روال دو فرضيه قبلي اجزاي سرمايه فكري به شرح زير با متغير وابسته ريسك غيرسيستماتيك با تأثير متغير تعديلي بررسي مي شود.
سرمايه فيزيكي و ريسك غيرسيستماتيك با تأثير اندازه شرکت داراي ضريب همبستگي 117/0و ضريب تعيين 014/0 است و سطح معني داري بين آنها 128/0 است و نشان از پذيرش فرضيه و رد فرضيه دارد.
سرمايه ساختاري و ريسك غيرسيستماتيك با تأثير اندازه شرکت داراي ضريب همبستگي 099/0 و ضريب تعيين 010/0 دارد همچنين سطح معني داري بين آن ها 232/0 است و نشان از عدم پذيرش فرضيه و پذيرش فرضيه دارد .
سرمايه انساني و ريسك غيرسيستماتيك با تأثير اندازه شرکت داراي ضريب همبستگي 088/0 و ضريب تعيين 008/0 است سطح معني داري بين آنها 323/0 است و حكايت از پذيرش فرضيه و رد فرضيه دارد.
3-5- نتيجه گيري کلي تحقيق
آنچه در جمع بندي و نتيجه گيري کلي آزمون بتا جهت سنجش ريسک و سرمايه فکري مدل پاليک عنوان کرد اين است که مدل ارائه شده قدرت تبيين رابطه بين سرمايه فکري و ريسک کل و ريسک غير سيستماتيک را در فاصله ي زماني 1383 تا 1387 در بورس اوراق بهادار تهران ندارد . پژوهش پيش رو حکايت از آن دارد که در طول دوره ي مورد مطالعه (1383 تا 1387)شرايط بازار توانسته عامل تعيين کننده اي در تغييرات نرخ بازده واقعي ماهانه داشته است و در مطالعات قبلي به آن اشاره نشده است .به عبارتي در دوره ي زماني اشاره شده در بورس اوراق بهادار تهران بين بتا و بازده واقعي ماهانه رابطه ي شرطي وجود دارد و از اين رو براي بيان رابطه بين سرمايه فکري و ريسک مي بايد به جهت بازار و شرايط بورسي که ريسک و بازده ما از آن نشأت مي گيرد توجه شود. در صورتي که با متغير وابسته ريسک سيستماتيک رابطه معنا داري را برقرار کرده است.
لذا در ادامه ي تحقيق با شرط قرار دادن شرايط ايده آل تر براي متغير وابسته ما که ريسک سيستماتيک و غير سيستماتيک مي باشد و آن شرايط نيز محاسبه مقدار بتا و ريسک کل و ريسک غير سيستماتيک به صورت دستي مي باشد لازم به ذکر است که اين محاسبات به صورت ماهانه و تبديل آن به سالانه شکل گرفته است که با توجه به مقايسه آن با سيستم و بدست آوردن ريسک به سيستماتيک و غير سيستماتيک به خاطر واقعي بودن اعداد و پژوهش صورت پذيرفته و در نهايت محاسبات انجام شده براي متغير وابسته (ريسک) حکايت از محاسبات دستي انجام شده دارد که دقيق تر ،گويا تر ، واقعي تر و قابليت مقايسه بالاتري را بيان مي کند .
4-5- پيشنهادها
پس از انجام مراحل يک تحقيق علمي ،اگر تحقيق از يک روند سيستماتيک و پژوهشگرانه صورت گرفته باشد ،محقق محققاً مي تواند نظراتي را هم در مورد يافته ها و نتايج تحقيق و هم راه کارها و پيشنهادهايي را به منظور بهبود و بسط پژوهش هاي آتي بيان کند .بدين سبب در ادامه پيشنهادهايي را مطابق با نتايج تحقيق و همچنين براي پژوهش هاي آتي ارائه مي شود .
1-4-5- پيشنهاد مربوط به فرضيه اصلي اول :
با توجه به نتيجه فرضيه اصلي اول : به سرمايه گذاران ، سهامداران ، مديران، پژوهشگران پيشنهاد مي شود که چون ريسک کل از تفاوت بين ريسک سيستماتيک و غير سيستماتيک است از ساير مدل هاي برگرفته از ريسک استفاده شود.
باتوجه به اينکه در بين سال هاي 2004 تا 2009 بورس ايران به عنوان بورس هاي موفق در نظر گرفته شد، پيشنهاد مي شود که در اين بازار پرفراز و نشيب تحت شرايط مختلف اقتصادي از مدل هاي شرطي جهت تبيين رابطه ريسک ونرخ بازده مورد انتظار استفاده کرد. زيرا با توجه به يافته هاي تحقيق مي توان تطبيق بيشتري با بازده مورد انتظار سرمايه گذاران داشته باشد.
2-4-5- پيشنهاد دوم مربوط به فرضيه اصلي دوم :
باتوجه به نتايج بدست آمده از آزمون سرمايه فکري و ريسک سيستماتيک و وجود رابطه معنادار بين آنها در بورس اوراق بهادار تهران طي سال هاي 1383 تا 1387 برقرار نموده است و شاخص محاسبه ريسک سيستماتيک در آن ضريب است که با توجه به محاسبات به عمل آمده توانسته رابطه معناداري را با سرمايه فکري برقرار نمايد. بنابراين سرمايه گذاران ، مديران، پژوهشگران، با توجه به آنکه با آن آشنا شده اند مي توانند در تصميم گيري هاي خود از مدل هاي مختلف مربوط به سنجش ريسک سيستماتيک استفاده نمايند.
3-4-5- پيشنهاد سوم مربوط به فرضيه اصلي سوم :
با توجه به نتايج به دست آمده از اين فرضيه به کليه سهامداران وفعالان بازار بالاخص به کليه پژوهشگران براي تحقيقات آتي پيشنهاد مي شود که در تصميمات منطقي از ريسک در کنار ساير معيارها از ريسک غيرسيستماتيک نيز استفاده گردد. و در ارزيابي عملکرد آن به تفاوت بين ريسک کل و ريسک سيستماتيک توجه ويژه شود.
4-4-5- پيشنهادهايي مبتني بر يافته هاي تحقيق
با توجه به نتايج ضعيف حاصل از آزمون دو مدل ريسک سيستماتيک و غير سيستماتيک که مستندات آن ارائه گرديد و هر دو فرضيه تحقيق بر مبناي دو مدل ارائه گرديده بود ، مدل پيشنهادي اين تحقيق محاسبه بازده به صورت ماهانه مي باشد . اين مدل قدرت تبيين رابطه بين سرمايه فکري بر اساس مدل پاليک و ريسک به سيستماتيک و غير سيستماتيک در بورس اوراق بهادار تهران در دور? زماني سال هاي 1383 تا 1387 را ندارد و توانمندي خود را نسبت به ريسک سيستماتيک تا حدودي در سال 85 و 87 دارا بوده است .
با توجه به اين که در بين سالهاي 2004 تا 2009 بورس ايران به عنوان يکي از بورس هاي موفق در نظر گرفته شد ،پيشنهاد مي شود که در اين بازار پر فراز و نشيب تحت شرايط مختلف اقتصادي از مدل هاي شرطي جهت تبيين رابطه آن با ريسک و نرخ بازده مورد انتظار استفاده گردد، زيرا با توجه

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید