و ضريب ارزش افزوده فکري تعديل شده، تأثير سرمايه فکري را بر ارزش بازار (نسبت ارزش بازار به ارزش دفتري و نسبت حقيقت به سود) و سودآوري (بازده دارايي ها، بازده حقوق صاحبان سهام، قدرت سودآوري ساده و حاشيه سود در صنعت تکنولوژي اطلاعات تايوان طي سال هاي 2005-2001 بررسي نمود. وي از طريق گنجاندن مخارج تحقيق و توسعه و اموال فکري به عنوان دو متغير مستقل جداگانه در مدل رگرسيون خطي چندگانه، ضريب ارزش افزوده فکري پاليک (1997)، را تعديل کرد. نتايج وي نشان داد که در سطح کل صنعت مربوطه، سرمايه فکري و اجزاي آن، فقط رابطه مثبت و معني داري را با سودآوري و ارزش بازار دارند. اما در زمينه هاي مختلف هر صنعت تکنولوژي اطلاعات، رابطه مثبت و يا منفي معني داري بين سرمايه فکري و اجزاي آن با ارزش بازار و سودآوري وجود دارد.
همچنين، نتايج آزمون ضريب ارزش افزوده فکري تعديل شده بر اهميت مخارج تحقيق و توسعه و احوال فکري براي افزايش ارزش بازار و سودآوري شرکت تأکيد مي کرد (چانگ و همکارانش، 2007، 35) 4 .
چن و همکاران، نيز درا ين پژوهش به بررسي رابطه بين سرمايه فکري و بازده مالي 150 شرکت پذيرفته شده به بورس سهام سنگاپور در دوره زماني 2002-2000 پرداختند. براي اين منظور، آن ها سه نسبت بازده حقوق صاحبان سهام، سود هر سهم و بازده سالانه هر سهم را به عنوان شاخصي براي بازده مالي، و سه جزء ضريب ارزش افزوده فکري پاليک (1997)، را به عنوان شاخصي براي سرمايه فکري در نظر گرفتند.
روش آماري مورد استفاده در اين پژوهش، رگرسيون حداقل مربعات جزئي بود. نتايج مطالعه آن ها اين بود که: 1) بين سرمايه فکري و عملکرد شرکت رابطه مثبتي وجود دارد. 2) بين سرمايه فکري و عملکرد آتي شرکت رابطه مثبتي وجود دارد. 3) بين نرخ رشد سرمايه فکري و عملکردآتي شرکت رابطه مثبت وجود دارد. 4) نقش سرمايه فکري درعملکرد صنايع مختلف، متفاوت است.
به گونه کلي بررسي تحقيقات خارجي حاکي از اين است که بين سرمايه فکري و عملکرد مالي شرکت رابطه مثبتي وجود دارد. اما شدت اين رابطه در کشورها و صنايع مختلف متفاوت است. اين امرنشان دهنده اهميت نقش سرمايه فکري در ارتقاء عملکرد مالي شرکت هاي مختلف است.
کوجان سيوو(2005)5
سرمايه فکري IC به قابليت هاي رقابت پذيري بسياري از شرکت ها صرف نظر از صنعت اطلاق مي شد. سرمايه فکري شامل منابع غير مادي مانند قابليت هاي کارکنان، منابع سازماني، روش عملياتي و روابط ذينفعان است. به سرمايه فکري (IC) اهميت داده مي شود چرا که شرکت ها به اطلاعات مربوط به آن احتياج دارند.
اندازه گيري عملکرد موجود اساساً روي جنبه هاي مالي و فيزيکي شرکت ها متمرکز شده است و سيستم هاي اندازه گيري بدون اطلاعات مربوط به عملکرد IC ناقص است. به هر حال، در سال هاي اخير، ابزارها وروش هاي خاص بسياري براي اندازه گيري ومديريت IC گسترش يافته است.
اين مقاله اطلاعاتي براي عملکرد شرکت هاي فنلاندي، به کار برنده يکي از اين روش هاي جديد را ارائه مي کند.
متدلوژي ضريب ارزش افزوده سرمايه فکري، توسعه يافته توسط Antepalic براي اندازه گيري عملکرد کل يک شرکت بکار مي رود. دراين تحقيق مفهوم تبعي VAIC، کارايي سرمايه فکري6 ، جهت اندازه گيري عملکرد IC درون يک شرکت به کار مي رود. اين روش بر اين اساس شناخته شده است که ايجاد ارزش از 2 دسته منبع اوليه مشتق مي شود. منابع سرمايه فيزيکي و منابع سرمايه فکري، داده هاي مورد نياز براي محاسبه را مي توان در سيستم هاي مالي موجود شرکت يافت.
آپوهامي7
هدف اين مقاله تحقيق اثر خلق ارزش در افزايش قيمت سهام سرمايه گذاري است. نويسنده از اطلاعات جمع آوري شده از دو منبع زير استفاده کرده است: 1- شرکت هاي ليست شده در بورس تايلند 2- ضريب ارزش افزوده فکري8 توسط داده شده جهت تحقيق اثر کاترايي و خلق ارزش شرکت بر افزايش قيمت سهام سرمايه گذاري، به عنوان مقياس سرمايه فکري و مدل رگرسيون چند گانه.
تحقيق از گزارشات سالانه حسابرسي شده ضعيف بازارسهام بورس تايلند استفاده مي کند. جامعه آماري تحقيق شامل 33 شرکت بيمه، مالي و بانکداري بورس تايلند در سال 2005 مي باشد.
تحقيق تجربي نشان داد که سرمايه فکري يک شرکت يک رابطه معني داري با افزايش قيمت سهام سرمايه گذاران دارد. يافته ها دانش پايه سرمايه فکري را افزايش مي دهد و مفهوم سرمايه فکري را بدست آوردن ضريب رقابتي در اقتصاد پايدار مانند تايلند توسعه مي دهد. بدينگونه يک شرکت با توجه به نتايج اين تحقيق مي تواند استراتژي هاي تجاري اش را جهت افزايش کارايي منابعش و دست يافتن به مزاياي رقابتي پايدار فرم بندي کند.
ويليافر9
اين تحقيق با ادبيات قبلي به روش هاي آشکارسازي سرمايه فکري در 2 روش عمده تفکيک شده است. نخست اين تحقيق يک آزمون طولي از روش هاي آشکارسازي سرمايه فکري در گزارشات سالانه از FTSE100، شرکت هاي ليست شده از سال 1996 تا 2000 آماده مي کند دوم، اين مقاله رابطه ميان عملکرد سرمايه فکري و آشکارسازي سرمايه فکري را تحقيق مي کند.
با توجه به اينکه اولين هدف اصلي مقاله به نتيجه رسيده است، براساس يافته هاي گزارش شده که درمقايسه نتايج سالانه دوره بررسي آمده اين تحقيق يک افزايش عمده در ميزان افشاء سازي سرمايه فکري در گزارشات سالانه شرکت هاي سهامي عام در بريتانياي کبير از FTSE100 بود.
در ارتباط با دومين هدف اصلي اين تحقيق، يافته هاي تجربي يک رابطه منظمي بين عملکرد سرمايه فکري و ميزان افشا در طي دوره بررسي نشان نداد. نتايج به هر حال اظهار مي کند که اگر عملکرد سرمايه فکري مقدار بالايي باشد. افشاء سازي کاهنده است. در آخر اين مقاله بينشي را با ارزش جهت راهنمايي ادبيات تحقيق سرمايه فکري تهيه مي کند. راهنمايي ها عبارتند از:
( يک نشان از تغييرات روش هاي افشاء سرمايه فکري شرکت هاي سهامي عام از بريتانياي کبير در طول دهه 1990.
( عامل هاي تأثير گذار برروش هاي افشاء سرمايه فکري در طي دوره مزبور.
( توجيه متدولوژي VAIC به عنوان يک تکنيک مناسب براي اندازه گيري عملکرد سرمايه فکري شرکت ها
در زمينه تحقيقات انجام شده از ريسک مارکويتز اولين کسي بود که معيار خاص سبد سهام را بسط داد به بازده مورد انتظار و ريسک يک پرتفليو رسيد مدل مارکويتز مرز کارآمد پرتفليو ها را خلق نمود و سرمايه گذاران انتظار دارند که پرتفليو را انتخاب نمايند که براي آنها از مجموعه کارايي سبد سهام هاي در دسترس آنان بهينه ترين باشد.
مارکويتز در سال 1959 بود که پي برد سرمايه گذاران به دو دليل ، به کمينه کردن ريسک کاهش(منفي) علاقه مند هستند.
1- فقط ريسک کاهشي ( منفي) يا (ابتدا ايمني) به سرمايه گذار مربوط مي شود.
2- توزيع اوراق بهادار ممکن است که نرمال نباشد.
يکي ديگر از محققاني که در زمينه بررسي قابليت هاي نيم واريانس مطالعات زيادي انجام داده است ژاوير استرادا مي باشد او در يکي از مقاله هاي خود رفتار برخاسته از شيوه ميانگين واريانس سرمايه گذاران را با رفتار برخاسته از شيوه ميانگين – نيم واريانس مقايسه مي کند به نظر او پذيرفتني ترين تعريف از ريسک دارايي در يک سبد سهام متنوع ، بتاي آن دارايي (ريسک سيستماتيک ) است. استرادا عقيده دارد که اين تعريف ريسک از تعادلي ناشي مي شود که در آن سرمايه گذاران رفتار ميانگين – واريانسي از خود نشان مي دهند.
سراواسترادا در سال (2005) با بررسي 1600 کمپاني در 30 کشور به بررسي متغيرهاي تأثيرگذار برروي بازده موردنياز پرداختند. پژوهش اين محققان برروي بتاي تعديلي جهاني و ريسک هاي هم خانواده مي باشد. اين مطالعه شامل چندگروه متغير بوده که گروه اول متغيرها گروه متغيرهاي سنتي (شامل انحراف معيار، بتاي منطقه اي و بتاي جهاني است و گروه دوم متغيرها تحت عنوان فاکتورهاي خانوادگي شامل (اندازه ، ارزش دفتري به ارزش بازار، دور? زماني بازار منطقه اي و… و بالاخره گروه سوم متغيرها شامل ريسک هم خانواده تعديلي است که مشتمل بر شبه انحراف معيار و بتاي تعديلي جهاني است ( استراداوسرا، 2005، 272-257)10.
تحقيقات داخلي
تاکنون پژوهش هاي زيادي در مورد تأثير سرمايه فکري بر عملکرد شرکت هاي بورس اوراق بهادار تهران انجام نشده است. سايه پژوهش هاي داخلي انجام شده در زمينه سرمايه فکري به قرار زير است: انواري رستمي و رستمي، پس از ارائه تعاريفي در مورد سرمايه فکري و اجزاي تشکيل دهنده آن، برخي از روش هاي سنجش سرمايه فکري را به طور مختصر ارائه و در پايان چند مدل کمّي ساده را براي سنجش سرمايه فکري پيشنهاد نمودند(انواري رستمي و رستمي، 1382، 75-51)11.
انواري رستمي و سراجي، به بررسي رابطه ميان سرمايه فکري و ارزش بازار سهام شرکت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند(انواري رستمي و سراجي، 1384، 62-49)12. در اين راستا، با استفاده از روش هاي کمّي و رياضي پيشنهادي انواري رستمي و رستمي داده هاي 7 ساله شرکت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادارتهران، سرمايه فکري شرکت ها سنجيده شده و پس رابطه بين نتايج هر روش و ارزش بازار شرکت هاي تحت بررسي از نظر آماري مورد آزمون قرار گرفته است. يافته هاي پژوهش حاکي از آن بود که تنها دو مورد از روش هاي پيشنهادي همبستگي بالا و معني داري با ارزش بازار سهام شرکت هاي عضو بورس اوراق بهادار دارند. هم چنين در اين مقاله به ادامه تحقيقات پيش خود پرداخته و سعي کرده است که به سؤال پاسخ دهد اول اينکه چگونه مي توان ارزش سرمايه فکري را محاسبه و برآورد کرد؟ سؤال اساسي دوم آنکه آيا رابطه معني داري ميان سرمايه فکري محاسبه شده شرکت ها و ارزش بازار سهام آن ها وجود دارد و در نهايت اينکه جهت محاسبه سرمايه فکري کدام يک از روش هاي سنجش، از توان بالاتري برخوردار و رابطه بهتري با ارزش بازار سهام شرکت ها نشان مي دهد؟
امان گلدي صدقي در پايان نامه کارشناسي ارشد (رشته مديريت دولتي) خود به بررسي رابطه سرمايه فکري و بازده مالي در بين شرکت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته که براساس نتايج تحقيقات مذکور، ميانگين شاخص مالي در سطوح مختلف و سرمايه فکري با بازده جاري وآتي شرکت رابطه معني داري دارد.
مهدي اصغر نژاد اميري در پايان نامه کارشناسي ارشد (رشته مديريت مالي) به سنجش سرمايه فکري و بررسي آن با بازده مالي شرکت ها پرداخته است در اين تحقيق سرمايه فکري از طريق ضريب ارزش افزوده فکري مدل پاليک سنجش شده دار شاخص هاي بازده سهام و سود هر سهم و بازده دفتري حقوق صاحبان سهام به عنوان معيارهاي بازده مالي استفاده شده است يافته هاي تحقيق حاکي از آن است که ارتباط معنادار مثبت بين سرمايه فکري و بازده مالي آتي شرکت در بورس اوراق بهادار تهران است (اصغرنژاد اميري، 1388، 116-101)13 .
در نهايت هدي همتي در رساله دکتري خود از طريق مقايسه شش مدل سنجش سرمايه فکري به بررسي ارتباط بين سرمايه فکري با متغيرهاي نوين سنجش عملکرد مبتني بر ارزش آفريني از جمل
که بر طبق تفکر “هوريب” سرقفلي، تفاوت بين ارزش واقعي (بازاري) شرکت و ارزش دفتري آن است (بنيتس،2000، 101)43 .
در اين زمينه شرکتها نه تنها نياز دارند دارايي هاي نامشهود خود را شناسايي، اندازه گيري و مديريت کنند بلکه بايد همواره سعي کنند تا اين دارايي هاي نامشهود را به طور مستمر ارتقاء و بهبود بخشند. سازمان هايي که نتوانند دارايي هاي دانشي خود را به طور مستمر ارتقا دهند بقاء خود را با خطر از دست دادن و فناي خود، مبادله خواهند کرد( همان منبع، 102)44.
1-2-2- تعاريف مختلف سرمايه فکري
در رابطه با سرمايه فکري تعاريف مختلفي ارائه شده است که در ادامه به برخي از آنها اشاره خواهد شد:
1- بنتيس (1996) و (1999) که سرمايه فکري به عنوان منبع

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید