جهت سردفتران اسناد رسمي‌و ازدواج و طلاق و صاحبان بنگاه‌هاي اتومبيل و املاک کليه شروط قانوني در انواع مختلف آن را توسط متخصصين اهل فن و از جمله حقوق‌دانان آنان را از آخرين تغييرات حقوقي و قضايي در اين مورد مطلع ساخته و با بازآموزي ايشان جلوي ضرر مادي و معنوي را که ممکن است ناآگاهانه توسط ايشان در معاملات انجام بگيرد گرفته و از تراکم پرونده‌هاي مختلف قضايي در اين مورد در محاکم حقوقي و جزايي نيز خودداري خواهد شد.
بررسي تأثير اختلال و انحراف جنسي در اختلالات خانوادگي با موانع متعددي روبه رو است که در جهت حذف اين موانع راهکارهايي به شرح زير مي‌تواند در بلندمدت و کوتاه مدت مدنظر قرار گيرد:
1- آموزش جنسي: اجراي برنامه‌هاي آموزشي جنسي در قالب‌هاي صحيح و با در نظر گرفتن جهات مخرب.
اين آموزش مي‌تواند از دو بعد چاره ساز باشد؛ از يک سو به بيان راحت مشکلات توسط فرزندان به والدين منجر مي‌شود که مسلماً آگاهي والدين از اين مسائل به پيشگيري زودرس کمک خواهد کرد. از سوي ديگر آشنايي با رفتارهاي جنسي صحيح مي‌تواند زمينه ساز رضايت جنسي همسران از يکديگر باشد.
2- تغيير باورهاي فرهنگي در بيان مشکلات جنسي:
قبيح بودن بيان انتظارات جنسي بين همسران از ديدگاه عرف موجب مي‌گردد زوجين توجهي به اين نياز ننمايند و جهل به نياز، منجر به عدم تلاش در جهت رفع آن يا درمان نقيصه‌هاي جنسي شود به عنوان مثال زوجه‌اي که همسرش به طريق غيرطبيعي عمل زناشويي را انجام مي‌دهد، اين امر را بسا طبيعي مي‌داند و هيچ گاه براي خود حق انساني در رد اين روش قائل نيست چه بسا زوجه‌اي که علت درخواست طلاق را مسائل جانبي اعلام نموده، امّا پس از کنکاش در مسأله انحراف جنسي زوج به عنوان عامل اصلي اختلاف کشف شده است زوجه‌اي پس از 7 سال زندگي مشترک هنوز باکره بود و علت طلاق را عدم پرداخت نفقه اعلام نموده بود. عروس يک ماهه‌اي که جهت مشاوره حقوقي نزد نگارنده آمده بود پس از بيان رفتارهاي سوء زوج و اينکه وي را مجبور به زندگي در منزل پدرش کرده و امکان ملاقات با خانواده‌اش را از وي سلب نموده و نهايتاً به مسأله انحراف همسرش در مسأله جنسي اشاره کرد.
نتايج به دست آمده از بررسي‌هاي صورت گرفته در فاصله زماني 25/4/84 لغايت 9/6/84 در واحد مشاوره مجتمع قضايي خانواده مويد آن است که فراواني نسبي اختلافات فيمابين زوجين که به اختلالات و اکثراً انحرافات جنسي بر مي‌گردد، رقم قابل توجهي است اين علل که گاه اختلال و گاه انحراف است به شرح زير قابل احصا مي‌باشد.
– تنفر و انزجار شديد زن از مرد که به حد بيماري رسيده است.
– بي بند و باري جنسي زوجين قبل از ازدواج که بعد از ازدواج نيز ادامه يافته است دختر و پسري که براي رسيدن به هم از خانه فرار کرده‌اند و تنوع طلبي جنسي در هر يک مشکل ساز بوده است.
– کم توجهي شوهر نسبت به زن و تمايل وي به اينکه زن از راه نامشروع امرار معاش کند.
– خيانت مرد به زن و متقابلاً خيانت زن به مرد که ناشي از انحراف جنسي به ويژه در زوج است.
– اختلال جنسي سردمزاجي زن که منجر به عدم تمکين خاص وي از مرد شده.
از مجموع 174 زوج مراجعه کننده در اين فاصله زماني بيش از 20 زوج اختلال و انحرافات جنسي را علت اصلي طلاق ذکر کرده‌اند. لازم به ذکر است بسياري از علل ديگر مانند اعتياد به مواد مخدر، الکل و قمار و عدم توجه مرد مي‌تواند ناشي از اختلال يا انحراف جنسي بوده يا ايجاد کننده چنين امري باشد.
در بررسي 175 رأي طلاق که در محدوده زماني مرداد و شهريور 1383 صادر شده است هفت رأي به علت عقيم بودن يکي از زوجين صادر شده که در يکي از آرا زوجه عقيم بوده است بي توجهي شوهر و عدم تمکين زوجه به علت بيماري سردمزاجي نيز سه مورد را به خود اختصاص داده است.
اين آمار به منزله آن نيست که انحرافات و اختلالات جنسي از فراواني نسبي کمي‌برخوردار بوده و عامل مهمي‌در بروز طلاق نيست بلکه همچنان که ذکر شد ناشي از عوامل ديگري از جمله عدم توجه به مسائل جنسي به عنوان دليلي براي طلاق، عدم رواج مشاوره خانواده در ايران مشکل بودن تشخيص اين علل به ويژه انحرافات جنسي و غيره است.
واقعيت اين است که ريشه بسياري از مشکلات خانوادگي و اجتماعي انحرافات جنسي است امّا آمار سياه اين انحرافات آن قدر زياد است که تشخيص آن را دچار مشکل مي‌کند. امروزه در اکثر بررسي‌هاي آسيب شناختي خانواده توجهب ه جرم شناسي انحرافات جنسي و اختلالات ناشي از آن بسيار کمرنگ است و علل روبنايي و ظاهري از جمله اعتياد و فقر اقتصادي بيشتر جلب توجه مي‌نمايد.
استفتائات:
در اين قسمت از اين پژوهش به متن استفتائات به عمل آمده از يکي از مراجع تقليد شيعه حضرت آيت ‌ا… مکارم شيرازي در موضوع اين تحقيق و نظريات وي مي‌پردازيم.
فسخ نکاح:
1- بچه دار نشدن مرد:
سوال: زن و مردي پس از چند سال ازدواج بچه دار نشدند، دکتر تشخيص داده است که عيب از جانب مرد بوده است و اکنون زن مي‌گويد شوهرش فاقد بيضه است و بچه دار نشدن آنها بدين جهت است، در اين صورت آيا زن مي‌تواند عقد را فسخ کند؟
پاسخ: در صورتي که آگاهي بر اين امر نداشته، مي‌تواند فسخ کند مگر اين که بعد از آگاهي راضي شده و با او زندگي کرده باشد.
2- بيماري ايدز:
سوال: آيا بيماري ايدز را در هر يک از زن و مرد، از عيوبي که بتوان عقد نکاح را بدون طلاق فسخ کرد مي‌دانيد؟
پاسخ: اگر به گواهي اهل اطلاع اين بيماري در مرحله‌اي باشد که موجبات سرايت و خطر گردد و شوهر حاضر به طلاق دادن زن نباشد، زن مي‌تواند طلاق خود را به وسيله حاکم شرع بگيرد و مرد نيز در اين گونه موارد مي‌تواند زن را طلاق بدهد.
3- جنون:
سوال: شوهرم پزشک محترم و مطلعي بوده که بعد از چند سال زندگاني مشترک زناشويي متأسفانه مبتلا به جنون شد. من اختلال حواس او را به دادگاه اعلام و پزشک قانوني هم مراتب را تأييد کرده است در صورتي که حاکم شرع حجر را ثابت و او را محجور عليه بداند آيا با صرف صدور حکم حجر عقد نکاح فسخ مي‌شود؟ يا جهت وقوع فسخ ازدواج باز بايد به محکمه مراجعه شود؟
پاسخ: زن مي‌تواند صيغه فسخ را جاري کند و احتياط آن است که آن را به اطلاع حاکم شرع برساند.
4- آگاهي از بيماري صرع بعد از عقد و ازدواج:
سوال: دختري را به ازدواج دائمي‌پسرم درآورده ام و عروسي هم نموده‌اند حال معلوم شده که دختر مدتهاست به بيماري صرع مبتلاست، خود دختر و دکترش هم تصديق نموده‌اند ولي پدر و مادرش اين مطلب را نگفته و پنهان نموده‌اند، حتي دختر مي‌گويد: مي‌خواستم بگويم ولي پدر و مادرم مانع شدند، تکليف عقد و مهريه چيست؟
پاسخ: بيماري صرع موجب خيار فسخ در عقد نکاح نيست و اگر بخواهد دختر را طلاق دهد چنانچه عروسي نموده بايد تمام مهر را بپردازد.
5- فسخ نکاح در صورت عدم بکارت:
سوال: آيا نبودن بکارت در دختر،باعث جواز فسخ عقد مي‌شود؟ و معناي فسخ چيست؟
پاسخ: در صورتي که شرط بکار کرده باشد حق فسخ دارد و معمولاً در محيط‌هاي ما شرط بکارت به عنوان يک شرط ضمني و از پيش توافق شده مي‌باشد و معناي فسخ اين است که بگويد من عقد را فسخ کردم يا به هم زدم و به هر زباني باشد کافي است.
6- عجر مرد از نزديکي:
سوال: اگر مردي قبل از ازدواج از نزديکي عاجز باشد و زن بعد از مراسم عروسي بفهمد و فوراً عقد و نکاح را به هم نزند و از شوهر جدا نشود، آيا در اين صورت زن مي‌تواند بدون طلاق شوهر کند؟
پاسخ: در اين موارد زن بايد به حاکم شرع مراجعه کند و حاکم يک سال به مرد مهلت مي‌دهد اگر درمان شد ازدواج باقي است،در غير اين صورت زن مي‌تواند نکاح را فسخ کند و احتياج به طلاق نيست و به فرض که مرد بعد از آن هم خوب شود قابل بازگشت نيست مگر به صورت ازدواج مجدد.
7- عدم سلامت جسمي‌و رواني همسر:
سوال: اگر تدليس کننده خود زن باشد و شوهر پس از آگاهي از وجود عيب، نکاح را فسخ کند، موردي که داراي بيماري رواني، سرگيجه، استفراغ، تشنج، پرخاشگري و حالت‌هاي غيرعادي که ناشي از بيماري رواني غيرقابل علاج باشد و پزشکان متخصص و شهود عيني تصديق کرده‌اند آيا اين فسخ صحيح است؟
پاسخ: هرگاه زوجه و کسان او طوري وانمود کنند که زن سالم است و درواقع سلامت زن به صورت شرط در ضمن عقد درآيد و بعداً کشف خلاف شود شوهر مي‌تواند عقد را فسخ کند و اگر دخول نکرده مهري براي زن نيست و اگر قبل از آگاهي بر عيب دخول کرده است تمام مهر بر او لازم است و مي‌تواند آن را از تدليس کننده بگيرد و اگر تدليس کننده زن باشد مهر او ساقط است.
8- آگاهي از اعتياد شوهر:
سوال: اگر زن بعد از عقد بفهمد همسرش معتاد است آيا مي‌تواند عقد را فسخ کند، تکليف مهريه چه خواهد شد؟
پاسخ: اگر زن در موقع عقد شرط کند که هرگاه شوهر مثلاً مسافرت نمايد يا معتاد به مواد مخدر گردد يا خرجي او را نداد اختيار طلاق با او باشد اين شرط باطل است ولي هرگاه شرط کند که او از طرف شوهرش وکيل باشد که هرگاه اين کارها را انجام دهد خود را مطلقه کند اين وکالت صحيح است و در چنين صورتي حق دارد خود را طلاق دهد.
9- آگاهي به عدم توانايي بارداري همسر پس از دخول:
سوال: پسري با دختري ازدواج مي‌کند در شب زفاف (يعني بعد از دخول) پسر متوجه مي‌شود که همسرش رحم ندارد يعني اين دختر تا آخر عمر نه مي‌تواند حامله شود نه تا به حال خون قاعدگي ديده است. پسر هم از طريق دادگاه اقدام کرده و دادگاه گفته بايد تمام مهريه را بپردازد در حالي که دختر و پدرش فقط به قصد اخاذي از پسر اين حقه را زده‌اند و همچنين دختر خودش از اين ماجرا آگاه بوده کاملاً، حال مي‌خواستم بدانم پسر بايد باز هم تمام مهريه را بدهد؟؟؟
پاسخ: در فرض سال که عرفاً مصداق تدليس محسوب مي‌شود حق فسخ دارد و چنانچه بلافاصله بعد از اطلاع فسخ کند دختر حق مهريه ندارد.
10- مردي که به علت زودانزالي امکان مجامعت ندارد:
سوال: مردي مبتلا به زودانزالي است و عملاً امکان مجامعت ندارد. در حالي که مني از وي خارج مي‌شود امّا نمي‌تواند مقاربت نمايد آيا اگر پس از عقد شرعي حتي يکبار مقاربت نکرده باشد اين امر عنن تلقي مي‌شود و يا سبب فسخ نکاح مي‌باشد؟
پاسخ: اين امر عنن محسوب نمي‌شود ولي اگر منجر به عسر و حرج شديد زوجه شود حاکم شرع مي‌تواند او را طلاق دهد (اين گونه بيماري‌‌ها معمولاً درمان دارد)
11- فسخ نکاح با فوت يکي از زوجين:
سوال: چرا مرد و زن بعد از فوت به يکديگر نامحرم مي‌شوند؟ يعني هنگامي‌که يکي از آن دو مي‌ميرد ديگري نمي‌تواند به بدن او دست بزند؟
پاسخ: 1- دست زدن به بدن همسر اشکالي ندارد ولي تمام امور مربوط به ازدواج بعد از موت باقي نمي‌ماند زيرا مرگ باعث فسخ ازدواج و شروع عده است.
12- کسي که در مواقع خاص قادر به نزديکي است:
سوال: اگر فردي در بعضي مواقع، به علت وضعيت خاص جسماني اش، قادر بر نزديکي نباشد ولي در بعضي مواقع که کليه شرايط فردي و محيطي مهيا باشد و طرف مقابل نيز همکاري لازم را بنمايد موفق به اين عمل شود آيا اين مشکل عنن محسوب شده و موجب فسخ نکاح مي‌شود؟
پاسخ: در صورتي که فراهم شدن اين شرايط ميسر باشد عنن محسوب نمي‌شود.
13- کسي که با کمک دارو قادر به نزديکي است:
سوال: اگر فردي از لحاظ جنسي در حالت عادي موفق به عمل نزديکي نباشد، ولي با استفاده از داروهاي موجود، که توسط پزشکان مورد تأييد و تجويز است قادر به اين کار باشد آيا بيماري مذکور عنن محسوب و موجب فسخ نکاح مي‌شود؟
پاسخ: بيماري مزبور

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید