عنن محسوب نمي‌شود.
14- آگاهي به جنون همسر بعد از ازدواج:
سوال: دختر خانمي‌ازدواج نموده و پس از آن طبق نظر متخصصان و اقرار خانواده و خود دختر، معلوم شده که قبل از ازدواج داراي مرتبه‌اي از جنون بوده و اکنون ادامه زندگي با ايشان غيرممکن است آيا شوهر حق فسخ دارد؟ و در صورت فسخ، آيا زوجه مستحق مهر المثل است، يا مهر المسمي؟
پاسخ: شوهر حق فسخ دارد ولي اگر دخول واقع شده بايد مهر المسمي‌را بپردازد.
15- آگاهي به سابقه بيماري رواني همسر بعد از ازدواج:
سوال: زني به صورت مزمن مبتلا به جنون دائم يا ادواري بوده و سوابق جنون و بستري شدن در بيمارستان رواني را از شوهر مخفي نگاه داشته و حتي پس از طرح دعوا از طرف مرد نيز موضوع را انکارنموده است مرد پس از ازدواج و دخول و گذشت چند سال، از نوع بيماري و سوابق بستري شدن قبلي زوجه در بيمارستان آگاهي نسبي يافته، و بلافاصله پس از اطلاع، ضمن مشورت با حقوقدانها اقدام به فسخ نکاح مي‌نمايد. حال اگر بيماري فوق توسط کميسيون پزشکي قانوني به صورت زير تأييد گردد: “زوجه داراي سابقه اختلال رواني و واجد علائم جنون حداقل از سال 1367 (شش سال قبل از ازدواج) بوده و در حال حاضر نيز دچار عوارض مزمن بيماري است” در فرض مسأله آيا مرد حق فسخ دارد و به زن مهريه‌اي تعلق مي‌گيرد؟
پاسخ: سابقه بيماري رواني به تنهايي براي فسخ کافي نيست و با توجه به اين که چند سال با او زندگي کرده و آثار محسوسي در اين مدت نبوده نشان مي‌دهد که بهبودي نسبي يافته است و وجود عوارض غيرمحسوس يا ضعيف گذشته به تنهاي براي فسخ نکاح کافي نيست.
16- ادعاي عدم بکارت زوجه از طرف زوج:
سوال: پسرم از دختري با تأکيد بر باکره بودن وي خواستگاري کرده و صيغه عقد شرعي و دائمي‌زوجيت با شرط باکره بودن زوجه جاري گرديده است پس ا زگذشت ده ماه از اجراي صيغه دائمي‌عقد و قبل از برگزاري مراسم ازدواج، زوجه اعلام مي‌دارد که پرده بکارت وي ازاله گرديده (و اين امر قطعي و اثبات شده است) ولي خود زوج اقدام به ازاله بکارت کرده، امّا زوج با اتيان سوگند شرعي منکر ادعاي زوجه مي‌باشد لطفاً در اين مورد به سوالات زير پاسخ فرماييد:
1- آيا پسرم، حق فسخ نکاح را دارد؟
2- آيا زوج بايد اثبات کند که اقدامي‌نکرده است؟
3- در صورت فسخ نکاح آيا زوجه حق دريافت مهر المسمي، يا مهر المثل دارد؟
پاسخ: در صورتي که زوج و زوجه قبل از عروسي با هم رفت و آمد داشته و خلوت مي‌کرده‌اند ادعاي پسر پذيرفته نيست.
2- آري تا ثابت نکند، در فرضي که در بالا گفتيم ادعاي او پذيرفته نيست.
3- در فرض بالا زوج حق فسخ ندارد.
17- عدم لزوم تصريح به عدم بکارت در خواستگاري:
سوال: يک سال پيش با دختري آشنا شدم، که توسط فرد ديگري به طور نامشروع بکارت خود را از دست داده بود. با پرسش از دفتر بعضي مراجع، و رويت استفتائات ايشان، مبني بر اين که اين جانب مي‌توانم بدون اذن پدر، دختر را به صيغه موقت خود درآورم، با ايشان ازدواج موقت کردم حال پس از گذشت يک سال، خواستگاري براي او آمده است آيا اين خانم که به عنوان دختر باکره مي‌خواهد با آن مرد ازدواج کند لازم است بگويد باکره نيست؟
پاسخ: بر دختر لازم نيست وضع خود را به شوهر بگويد؛ امّا اگر بعداً بر شوهر ثابت شد که دختر باکره نيست، حق فسخ نکاح را دارد.
18- تدليس و پنهان نمودن عيوب در ازدواج:
سوال: خواهشمند است نظر خود را راجع به تدليس ازدواج به طور مشروع بيان فرماييد آيا پنهان نمودن نقص مانند کچلي کلي، يا موضعي، کم پشت، يا خالي بودن قسمتي از موهاي سر، در زن موجب حق فسخ براي مرد مي‌شود؟
پاسخ: هرگاه در موقع خواستگاري معايب خود را عمداً بپوشاند، و خود را غير از آنچه هست نشان دهد مصداق تدليس است و شوهر پس از اطلاع حق فسخ دارد.260
19- بيماري ايدز همسر:
سوال: با توجه به اين که يکي از راههاي سرايت بيماري ايدز تماس جنسي است، لطفاً به سووالات زير پاسخ دهيد:
1- همبستر شدن با همسر مبتلا به ايدز چه حکمي‌دارد؟
2- آيا ازدواج باکسي که ايدز دارد جايز است؟
3- آيا بيماري ايدز مبطل عقد است يا مجوزي براي طلاق مي‌باشد؟
پاسخ: جواب1 تا 3: ازدواج با مبتلايان به ايدز باطل نيست، ولي چنانچه اطلاع نداشته قابل فسخ است امّا احتياط آن است که زن با اجازه حاکم شرع خود را مطلقه کند و در هر صورت اگر نزديکي کردن خطر ابتلا به ايدز داشته باشد جايز نيست.
20- غيرطبيعي بودن اعضاي بدن همسر:
سوال: جواني دختر باکره‌اي را، مشروط بر صحت کامل طرفين، به عقد ازدواج دائمي‌خود درآورده است در اولين فرصت بعد از ازدواج که زوجين با هم تنها شده‌اند، زوجه متوجه مي‌شود که ناحيه‌ي فوقاني بدن شوهر دچار ناراحتي مادرزادي، قيفي شکل، ناموزون و غيرطبيعي است بدين جهت مواقعه‌اي صورت نگرفت، در اين صورت:
1- آيا زوجه اختيار فسخ نکاح را دارد؟
2- در فرض جواز فسخ نکاح، و با توجه به اين که زوجه مدخول بها نيست آيا مي‌تواند نصف مهريه و ديگر خسارات از قبيل هزينه ميهماني و مانند آن را از زوج مطالبه کند؟
پاسخ: اين عيب از عيوب فسخ نکاح نيست، مگر اين که قبلاً شرط صحت کامل کرده باشند در اين صورت زن حق فسخ از باب خيار تدليس دارد، ولي در فرض مسأله که مواقعه صورت نگرفته مهر به او تعلق نمي‌گيرد امّا اگر خساراتي متحمل شده مي‌تواند آن را از زوج بگيرد.
فهرست منابع و مآخذ:
قرآن کريم:
فارسي:
1. بازگير، يدالله، قانون مدني در آراء ديوانعالي کشور انتشارات فردوسي، چاپ اول، تهران،
1378 ه.ش.
2. بهجت، محمدتقي؛ جامع المسائل؛ ج4،چ2، قم: دفتر معظم له، 1426ه.ق.
3. جعفري لنگرودي، محمدجعفر، حقوق خانواده، گنج دانش ، چاپ چهارم، تهران
1386 ه.ش.
4. توضيح المسائل جمعي از مراجع دفتر انتشارات اسلامي، دفتر تبليغات اسلامي‌حوزه علميه قم، قم 1379 ه.ش.
5. جمعي از نويسندگان، بررسي تطبيقي حقوق خانواده انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول،
تهران 1384 ه.ش.
6. حسيني، سيدمحمدرضا؛ قانون مدني در رويه قضايي؛ چ1، مجد، تهران، 1379 ه.ش.
7. حسيني دشتي، سيد مصطفي، معارف و معاريف، دايره المعارف جامع اسلام، موسسه فرهنگي
آرايه، تهران، 1379 ه.ش.
8. راستي، زهرا و اسماعيلي، ‌اکرم، انحلال نکاح به واسطه عيب، خط سوم، تهران، 1388 ه.ش.
9. صفايي، حسين و امامي، اسدالله، حقوق خانواده، دانشگاه تهران، تهران، 1390 ه.ش.
10. عليدوست، ابوالقاسم؛ فقه و عقل؛ چ1، سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و انديشه
اسلامي، تهران، 1381 ه.ش.
11. کاتوزيان، ناصر، قانون مدني در نظم حقوق کنوني، ميزان، تهران 1381 ه.ش.
12. ……….، ……….، حقوق مدني، شرکت انتشار با همکاري بهمن برنا، تهران 1382 ه.ش.
13. ……….، ……….، حقوق خانواده، انتشارات شرکت سهامي‌انتشار، تهران، 1378ه.ش.
14. ……….، ……….، قواعد عمومي‌قراردادها، انتشارات شرکت سهامي‌انتشار، تهران، 1376 ه.ش.
15. ……….، ……….، کليات حقوق، انتشارات شرکت سهامي‌انتشار، تهران، 1376 ه.ش.
16. گروه مولفين هيأت بر پوست درس نامه جامع پوست ايران، نشر طبيب، تهران، 1382 ه.ش
17. گلباغي ماسوله، سيدعلي؛ درآمدي بر عرف؛ دفتر تبليغات اسلامي‌حوزه علميه قم، قم، 1378 ه.ش.
18. مطهري، مرتضي؛ نظام حقوق زن در اسلام؛ صدرا، تهران، 1369 ه.ش.
19. مهرپور، حسين، مباحثي از حقوق زن، اطلاعات، تهران، 1379 ه.ش.
20. ميرداداشي، سيد مهدي؛ آسيب شناسي قوانين (فرجه زماني در عنن)؛ معاونت آموزش قوه قضائيه، قم، 1382 ه.ش.
21. محقق داماد، مصطفي، بررسي فقهي حقوق خانواده، مرکز نشر علوم اسلامي، تهران، 1384 ه.ش
22. ……….، ……….، قواعد فقه (بخش مدني2)، سمت، تهران 1380 ه.ش.
23. موسوي خميني، روح‌ا…، صحيفه امام، موسسه تنظيم و نشر آثار امام، تهران، 1378 ه.ش.
عربي:
24. ابن اثير، النهايه في غريب الحديث و الاتر، المکتبه العلميه، بيروت، 2010 م.
25. ابن حجاج نيشابوري، مسلم، صحيح مسلم، بيروت، 2005 م.
26. ابن حزم، علي، المحلّي، دارالفکر، بيروت، 2009 م.
27. ابن حنبل، محمد، مسند، دار احياء التراث العربي، بيروت، 2009 م.
28. ابن رشد، محمد، بدايه المجتهد و نهايه المقتصد، دارالکتب العلميه، بيروت، 2008 م.
29. ابن قدامه، عبدالرحمن، الشرح الکبير، بيروت، دارالکتاب العربي، 2005 م.
30. ابن قدامه، عبدالله، المغني، دارالفکر، بيروت، 1997 م.
31. ابن قيم، محمد، زاد المعاد في هدي خير العباد، دارالفکر، بيروت، 2004 م.
32. ابن ماجه، محمد، سنن، دارالکتاب، بيروت، 2001 م.
33. ابن منظور، ‌محمد،‌ لسان العرب، دارالفکر، بيروت، 2010 م.
34. اتاسي، خالد، شرح المجله، المکتبه الحبيبيه، اسلام آباد، 2005 م.
35. الاشقر، عمر سليمان؛ قضايا طبيه معاصره، دارالنفاس، اردن، 1421 ه.ق.
36. اصفهاني، سيد ابوالحسن؛ وسيله النجاه (مع حواشي الگلپايگاني)؛ چاپخانه مهر، قم، 1393 ه.ق.
37. اصفهاني (فاضل هندي)، محمد، کشف اللثام و الابهام عن قواعد الاحکام، دارالنشر، نجف، 1420 ه.ق.
38. اميني، محمدرضا، تحريرالروضه في شرح اللمعه، طه، تهران، 1379 ه.ش.
39. انصاري، مرتضي، رسائل؛ مجمع الفکر الاسلامي، قم، 1427 ه.ق.
40. ……….، ……….، مکاسب؛ مجمع الفکر الاسلامي، قم، 1428 ه.ق.
41. آل کاشف الغطا، محمد حسين؛ تحريرالمجله، مکتبه فيروزآبادي، قم، 1359 ه.ش.
42. بحراني، يوسف؛ الحدائق الناضره، موسسه نشر اسلامي، قم، 1408 ه.ق.
43. بخاري، محمد، صحيح بخاري، دار ابن کثير، دمشق، 1987م؛
44. توحيدي، محمدعلي؛ مصباح الفقاهه، وجداني، قم، 1371 ه.ش.
45. التهانوي، محمدعلي، کشاف اصطلاحات الفنون، کلکته، 2005 م.
46. جان هابلي، راهنماي ايدز، ترجمه: روانبخش، مسعود، تيمورزاده، طبيب، تهران، 1384 ه.ش
47. جبعي عاملي، زين الدين “شهيد ثاني”، الروضه البهيه في شرح اللمعه الدمشقيه مکتب الاعلام الاسلامي‌، قم، 1380 ه.ش.
48. جبعي عاملي، زين‌الدين، (شهيد ثاني)، مسالک الافهام في شرح شرايع السلام، دارالهدي للطباعه و النشر، قم، 1389 ه.ش.
49. جواهري، حسن؛ بحوث في الفقه المعاصر؛ آفتاب، قم، 1379 ه.ش.
50. حاکم، محمد، المستدرک علي الصحيحن، دارالکتب العليه، بيروت، 2010 م.
51. حر عاملي، محمد، الوسايل الشيعهء الي مسايل الشريعهء موسسه آل بيت لاحياء التراث، بيروت 1993 م.
52. حطاب، محمد، مواهب الجليل شرح مختصر خليل، دارالکتب العلميه، بيروت، 1995م؛
حقوقي، ش10، تهران، دانشگاه تهران، 1371 ه.ش.
53. حلّي (محقق) جعفر، شرايع الاسلام في مسائل الحلال و الحرام، تحقيق و نشر موسسه المعارف الاسلاميه، موسسه المعارف الاسلاميه، قم، 1413 ه.ش.
54. ……….، ……….، معاني الاخبار، انتشارات اسلامي، قم، 1379 ه.ش.
55. حلي، ابن فهد؛ مهذب البارع، موسسه نشر اسلامي، قم، 1411 ه.ق.
56. خوانساري، ‌احمد، جامع المدارک في شرح المختصر النافع، مکتبه الصدوق، قم، 1380 ه.ش.
57. دسوقي، محمدعرفه، حاشيه الدسوقي علي الشرح الکبير، دارالاحياء الکتاب العربيه، بيروت 2010 م.
58. ذهبي، محمد، سير اعلام النبلاء موسسه الرساله، بيروت 1998 م.
59. رازي، احمد، مجمل اللغه، بيروت ، دارالفکر، 1414 ق.م.
60. زيدان، عبدالکريم، المفصل في احکام المراء و البيت المسلم في الشريعه الاسلاميهء موسسه الرساله، بيروت، 2008 م.
61. سباعي، مصطفي، شرح قانون الاحوال الشخصيه السوري، دارالوراق، بيروت، 2001 م.
62. سرخسي، محمد، المبسوط، دارالفکر، بيروت، 2007 م.
63. سيمايي صراف، حسين؛ شرط ضمني، دفتر تبليغات

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید