تشنج با درجه 4 و یا 5 در روز 60 بعد از تولد درموشهای ماده، گروه دریافت کننده اتوسوکسیماید از نظر آماری افزایش معنیداری نسبت به گروه ساخارین داد (P0.05). مقایسه میانگین غلظت پنتلین تترازول برای بروز تشنج با درجه 4 و یا 5 در روز 60 بعد از تولد درموشهای ماده، گروه دریافت کننده ساخارین از نظر آماری کاهش معنیداری نسبت به گروه کنترل داد (P0.05) (نمودار4-24).
نمودار4-24) مقایسه میانگین غلظت آستانه پنتلین تترازول برای شروع تشنج در روز 60 بعد از تولد درموشهای ماده، گروههای دریافت کننده اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل. P0.05* در مقایسه با گروه کنترلP0.05# در مقایسه با گروه دریافت کننده ساخارین…
مقایسه میانگین غلظت پنتلین تترازول مصرف شده برای بروز تشنج با درجه 4 و یا 5 در سن60 روزگی، بعد از دریافت پیشتیمار فنوباربیتال، در موشهای نر گروه های دریافت کننده اتوسوکسیماید، ساخارین و گروه کنترل از نظر آماری تفاوت معنیداری نشان نداد (P0.05). (نمودار4-25).
نمودار4-25) مقایسه میانگین غلظت آستانه پنتلین تترازول برای شروع تشنج در روز 60 بعد از تولد درموشهای نر بعد از دریافت پیشتیمار فنوباربیتال، گروههای دریافت کننده اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل.
مقایسه میانگین غلظت پنتلین تترازول مصرف شده برای بروز تشنج با درجه 4 و یا 5 در سن 60 روزگی، بعد از دریافت پیشتیمار فنوباربیتال، در موشهای ماده گروه دریافت کننده ساخارین از نظر آماری کاهش معنیداری نسبت به گروه کنترل داد (P0.05). (نمودار4-26).
نمودار4-26) مقایسه میانگین غلظت آستانه پنتلین تترازول برای شروع تشنج در روز 60 بعد از تولد درموشهای ماده بعد از دریافت پیشتیمار فنوباربیتال، گروههای دریافت کننده اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل. P0.05* در مقایسه با گروه کنترل.
مقایسه میانگین غلظت پنتلین تترازول مصرف شده برای بروز تشنج با درجه 4 و یا 5 در سن 60 روزگی، بعد از دریافت پیشتیمار اتوسوکسیماید، در موشهای نر گروههای دریافت کننده اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل از نظر آماری تفاوت معنیداری نشان نداد (P0.05). (نمودار4-27).
نمودار4-27) مقایسه میانگین غلظت آستانه پنتلین تترازول برای شروع تشنج در روز 60 بعد از تولد درموشهای نر بعد از دریافت پیشتیمار اتوسوکسیماید، در گروههای دریافت کننده اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل.
مقایسه میانگین غلظت پنتلین تترازول مصرف شده برای بروز تشنج با درجه 4 و یا 5 در سن 60 روزگی، بعد از دریافت پیشتیمار اتوسوکسیماید، در موشهای ماده گروههای دریافت کننده اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل از نظر آماری تفاوت معنیداری نشان نداد (P0.05). (نمودار4-28).
نمودار4-28) مقایسه میانگین غلظت آستانه پنتلین تترازول برای شروع تشنج در روز 60 بعد از تولد درموشهای ماده بعد از دریافت پیشتیمار اتوسوکسیماید، در گروههای دریافت کننده اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل.
فصل پنجم
5- بحث و نتیجه گیری
5-1)بحث
اثرات دریافت اتوسوکسیماید در دوره تکوین بر یادگیری و حافظه احترازی غیر فعال در دوره بلوغ
در این مطالعه موشهای بالغی که در دوره جنینی از طریق مادر ساخارین دریافت کرده بودند میزان فعالیت حرکتی بیشتری نسبت به گروه کنترل نشان دادند ولی این تفاوت از نظر آماری معنیدار نبود. در مطالعه یادگیری و حافظه احترازی اشکال در فعالیت حرکتی عموماً زمانی موجب عدم کارایی در سنجش حافظه و یادگیری میشود که تیمار، فعالیت حرکتی را بطور قابل توجه مهار نماید. بر این اساس تغییر در فعالیت حرکتی ناشی از ساخارین فاکتور موثر بر یافتههای آزمون یادگیری و حافظه احترازی غیرفعال نمیباشد.
میانگین تعداد شوک لازم جهت انجام یادگیری در روز آموزش در موشهای ماده دریافت کننده اتوسوکسیماید نسبت به گروه دریافت کننده ساخارین افزایش معنیداری نشان داد.
میانگین مدت زمان تأخیر در ورود به اتاقک تاریک در روز آزمون در موش¬های نر گروه دریافت کننده اتوسوکسیماید از نظر آماری کاهش معنیداری نسبت به گروههای کنترل و ساخارین نشان داد. میانگین مدت زمان تأخیر در ورود به اتاقک تاریک در روز آزمون در موشهای ماده گروه دریافت کننده اتوسوکسیماید از نظر آماری کاهش معنیداری نسبت به گروه کنترل نشان داد.
میانگین مدت زمان حضور در اتاقک تاریک در روز آزمون بین موشهای نر گروه دریافت کننده اتوسوکسیماید از نظر آماری افزایش معنیداری نسبت به گروههای کنترل و ساخارین نشان داد. میانگین تعداد دفعات حضور در اتاقک تاریک بین موشهای نر گروه دریافت کننده اتوسوکسیماید از نظر آماری میانگین تعداد دفعات حضور در اتاقک تاریک بین موشهای ماده گروه دریافت کننده اتوسوکسیماید از نظر آماری افزایش معنیداری نسبت به گروه کنترل داد.
یافتههای حاضر نشان میدهد دریافت اتوسوکسیماید در دوره جنینی بروز نقص در یادگیری و حافظه احترازی در دوره بلوغ را به دنبال دارد ولی تأثیر آن بر فرایند یادگیری در روز فراگیری بین مادهها و تداخل با فرایند فراخوانی حافظه در نرها در روز آزمون بارزتر است. نشان داده شده تجويز اتوسوكسيمايد به موشهای صحرايي با غلظتهاي 100 تا 250 ميليگرم بر كيلوگرم در روز به مدت 21 روز با عث کاهش سطح دوپامین هیپوکمپ میشود و با این عمل تأثير مخربی بر حافظه احترازی غیر فعال دارد.(Ponnusamy and Pradhan., 2006) سیستم دوپامینرژیک مهمترین سیستم نوروترنسمیتری دخیل در یادگیری و حافظه احترازی غیرفعال است .(Myhrer, 2003) با توجه به اثرات دریافت مزمن اتوسوکسیماید در موشهای بالغ نر بر حافظه احترازی و تغییر در عملکرد سیستم دوپامینرژیک، ممکن است اثرات دریافت اتوسوکسیماید در دوره جنینی بر حافظه احترازی در دوره بلوغ نیز تغییر در عملکرد سیستم دوپامینرژیک را بکار گیرد. بااینحال شناسایی دقیق مکانیسمهای دخیل در اثرات مشاهده شده بر حافظه احترازی غیرفعال در تحقیق حاضر و بویژه اثرات وابسته به جنس آن به مطالعات بیشتر نیاز دارد.
اثرات دریافت اتوسوکسیماید در دوره جنینی بر حافظه فضایی
روز دوم و نهم آزمون ماز شعاعی، میانگین تعداد خطای حافظه کاری در نرهای گروه اتوسوکسیماید در مقایسه با گروه کنترل افزایش نشان داد. در روز هفتم، هشتم و نهم آزمون، میانگین تعداد خطای حافظه کاری در نرهای گروه اتوسوکسیماید در مقایسه با گروه ساخارین افزایش نشان داد.
روز دهم و یازدهم، میانگین تعداد خطای حافظه کاری درمادههای گروه اتوسوکسیماید افزایش در مقایسه با گروه کنترل نشان داد. روز یازدهم و دوازدهم ، تعداد خطای حافظه کاری در مادههای گروه اتوسوکسیماید افزایش در مقایسه با گروه ساخارین نشان داد.
روز ششم، میانگین تعداد خطای حافظه مرجع در نرهای گروه ساخارین افزایش در مقایسه با گروه کنترل نشان داد. روز هشتم، تعداد خطای حافظه مرجع در نرهای گروه اتوسوکسیماید افزایش در مقایسه با گروه ساخارین نشان داد. در روز دوازدهم، تعداد خطای حافظه مرجع در نرهای گروه اتوسوکسیماید افزایش در مقایسه با گروه کنترل نشان داد .
روز هشتم، میانگین تعداد خطای حافظه مرجع در مادههای گروه کنترل کاهش در مقایسه با گروه ساخارین نشان داد.
میانگین مدت زمان تأخیر در ورود به هر بازو بر حسب ثانیه در نرهای گروه اتوسوکسیماید، افزایش در مقایسه با گروه ساخارین در روزهای چهارم و هشتم آزمون نشان داد.
روزهای چهارم، هشتم و دهم ، میانگین مدت زمان تأخیر در ورود به هر بازو بر حسب ثانیه در مادههای گروه اتوسوکسیماید افزایش معنیداری را از نظر آماری در مقایسه با گروه ساخارین نشان داد.
یافتههای حاضر نشان میدهد دریافت اتوسوکسیماید در دوره جنینی بروز نقص در یادگیری و حافظه فضایی در دوره بلوغ را به دنبال دارد که این یافته با گزارشهای قبلی در این خصوص همخوانی دارد. در این مطالعه تأثیر ساخارین بر فرایند یادگیری و حافظه فضایی در نرها نسبت به مادهها بارزتر بود. ضمن آنکه در هر دو گروه نر و ماده دریافت کننده اتوسوکسیماید نسبت به گروه ساخارین میزان فعالیت حرکتی کاهش چشمگیر را نشان میدهد. فرایندهای متفاوتی ممکن است در نقص حافظه فضایی مشاهده شده در این تحقیق نقش داشته باشند که سه مورد در این بین از اهمیت بیشتری برخوردار هستند. نخست آنکه کلسیم در فرایندهای سلولی متعدد بعنوان پیامبر ثانویه دخیل است و با توجه به نقش شناخته شده کانالهای کلسیمی نوع T در نوروژنز، رشد و تمایز نورونی، سیناپس زایی و مرگ برنامه ریزی شده .( Resende and Adhikari, 2009; Profta and Weiss, 2014 ) اتوسوکسیماید میتواند با هرسه این فرایندها تداخل نماید. چرخه سلولی به کلسیم وابسته است و جریان روبه داخل کلسیم از طریق کانالهای نوع T بطور تنظیم شده در مراحل G1 و S چرخه سلولی افزایش مییابد (Hirooka et al., 2002; Senatore et al., 2012). دوره نوروژنز بیشتر ساختارهای عصبی دخیل در عملکردهای شناختی مورد مطالعه در این تحقیق، در حدود هفته پایانی دوره جنینی رخ میدهد. نوروژنز در اکثر هستههای آمیگدال در روزهای 13 تا 17 جنینی رخ میدهد هرچند نورنهای هسته مرکزی و بخش جدا کننده آن از بخش basolateral در روزهای 16 تا 19 تولید میشوند .(Bayer, 1980a) نورونهای ساختارهای هیپوکمپی( ژیروس دندانی، نواحی CA1-CA3، سابیکولوم و قشر انتورینال) طی دروره¬های نورژنز با همپوشانی زمانی قابل توجه تولید میشوند. نوروژنز ژیروس دندانی در روزهای 15 تا 19 جنینی، در قشر انتورینال در روزهای 15 تا 17 جنینی، در سابیکولوم در روزهای 16 تا 18 و نورونهای پیرامیدال در روزهای 17 تا 19 تولید میشوند. عمده نورونهای نئوکورتکس در چهار روز پایانی دوره جنینی تولید میشوند .(Bayer, 1980b) مرگ آپاپتوتیک نیز همانند چرخه سلولی به کلسیم وابسته است و کانالهای کلسیمی نوع T بدلیل عدم نیاز به دپولاریزاسیون قابل توجه و امکان بروز جریان پنجره¬ای در این تامین کلسیم داخل سلولی مشارکت قابل توجه دارند .(Mason et al., 1999; Senatore et al., 2012) انواع کانالهای کلسیمی بویژه نوع N در مهاجرت نورون (Komuro and Rakic, 1992) و نوع T در تمایز نورنی دخیلند .(Chemin and Monteil, 2003) دوره تیمار در این مطالعه همپوشانی قابل توجه با فرایندهای تکوین ساختارهای عصبی دخیل در کارکردهای شناختی دارد و براین اساس تاثیر پذیری دراز مدت آنها محتمل خواهد بود. سیستمهای نوروترنسمیتری مختلف در عملکردهای شناختی دخیلند که شناسایی نوع و مکانیسم تاثیرپذیری آنها از اتوسوکسیماید به مطالعات تکمیلی نیاز دارد.
دوم آنکه با توجه به تاثیر شناخته شده مهارکنندههای کانالهای کلسیمی بر عملکردهای شناختی و رفتاری، این احتمال وجود دارد که دریافت اتوسوکسیماید، رفتار مادرانه را در موشهای صحرایی متأثر سازد. نشان داده شده بخشی از اثرات دراز مدت ترکیبات شیمیایی و استرس در دوره تکوین بر رفتارهای شناختی و احساسی در زمان بلوغ از طریق تغییر در رفتار حمایتی و تغذیهای مادر نتیجه میشود (Fuentes et al., 2014; Popoola et al., 2015). در این تحقیق رفتار مادران مورد مطالعه قرار نگرفت و بررسی شاخصهای رفتار مادرانه و مقایسه آن بین مادران در گروههای مختلف میتواند روشن شدن مشارکت این مکانیسم در اثرات مشاهده شده کمک نماید.
در مقایسه میانگین زمان لازم برای ورود به هر بازو در آزمون ماز شعاعی، زمان تاخیر در موشهای گروه شاهد در مقایسه با گروه کنترل و تیمار کمتر بود که بویژه این تفاوت بین گروههای دریافت کننده ساخارین و اتوسوکسیماید نمود بیشتری داشت و در چند مورد از نظر آماری معنیدار بود. این یافته

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید