گانگلیون ریشه پشتی موشهای صحرایی 91%0 کاهش جریانات نوع T و 45%0 کاهش جریانات نوع L را ایجاد کرد (Gomora et al.,2001). اتوسوکسیماید در غلظتهای زیر 1میلیمولار نورونهای گانگلیون ریشه پشتی موشهای صحرایی را به صورت کامل و آشکار مهار میکند(Kostyuk et al., 1992; Todorovic and Lingle, 1998) . از اثرات جالب توجه اتوسوکسیماید این است که در موشهای صحرایی که صرع غایب ژنتیکی دارند و در مناطقی مانند قشر سوماتوسنسوری دپولاریزاسیون غشایی و فعالیت انفجاری را نشان میدهند، ، همزمان با حذف تخلیه های اسپایک-موج، مجددا پتانسیل غشاء و الگوی فعالیتی را که در حیوان کنترل دیده میشود ایجاد میکند (Polack and Charpier., 2009).
اتوسوکسیماید و Methyl – phenyl – succinimide با نگه داشتن غشاء در یک پتانسیل که مشابه پتانسیل استراحت است و بالابردن آستانه پتانسیل باعث مهار قابل توجه جریانات بدست آمده از مدل Low threshold calcium spikes میشوند .(Gomaro et al., 2001)
در پیشگیری از القای تشنج به وسیله پنتلین تترازول یا الکتروشوک، Methyl – phenyl – succinimide 25 برابر از اتوسوکسیماید قویتر است و به عنوان یک دارو برای درمان Complex partial Seizures در نظر گرفته شده است (Wilder and Buchanan , 1981). بااینحال مصرف Methyl – phenyl – succinimide در غلظتهای درمانی به دلیل عوارض جانبی زیاد بسیار محدود است (Browne et al., 1983).
1-5- اتوسوکسیماید
اتوسوکسیماید یکی از قدیمیترین داروهای Anti seizure در دسترس است. در دهه 50 به عنوان یک داروی کمکی همراه با والپروات سدیم یا لاموتریژین برای کودکان مبتلا به صرع غایب توصیه میشد. در اواخر دهه60 و اوایل دهه 70 مصرف اتوسوکسیماید به عنوان تک دارو برای افراد مبتلا به صرع غایب در دوران کودکی تجویز شد. اما در همین افراد از یک سو با افزایش سن و از سوی دیگر به دلیل افزایش خطر ابتلا تشنجهای Tonic – Clonic این دارو کمتر توصیه میشود و در 50 درصد موارد مصرف دارو در بزرگسالان با شکست مواجه بوده است .در بررسیهای کوتاه مدت و طولانی مدت ، بر روی سه داروی ضد صرع اتوسوکسیماید، والپروات سدیم و لاموتریژین به صورت کنترل شده اثر بخشی، تحمل، اثرات نوروفیزیولوژیکی بررسی شد. داروی اتوسوکسیماید در این بررسی به جهت اثر بخشی در کنترل حملات و عوارض جانبی کمتر نسبت به سایرین به عنوان داروی ارجح در درمان صرع غایب انتخاب شد (Glauser et al , 2010).
اتوسوکسیماید دارویی است که از طریق دستگاه گوارش سریع و کامل جذب و توسط کبد متابولیزه میشود و فاقد سمیت کبدی است و از طریق کلیهها دفع میشود .(Katzung and Trevors., 2010 ) جزو محدود داروهایی با نیمه عمر بالا و اتصال ناچیز به پروتئینهای پلاسما است. نسبت غلظت اتوسوکسیماید سرم جنین نسبت به مادر در هنگام تولد ۹٧ ٪0 است و این نشان میدهد که جنین نیز مشابه مادر در معرض دارو قرار داردKoup et al., 1978) ).
اتوسوکسیماید و چند داروی ضد صرع دیگر، برای درمان چند اختلال از جمله: دردهای نوروپاتی، اختلالات خلق و خویی، چند سندرم عصبی- عضلانی پتانسیل بالقوه دارند(Gomez-Mancilla et al., 1992; Rogawski and Löscher, 2004) .
از عوارض جانبی مصرف اتوسوکسیماید میتوان به تهوع، استفراغ، بی اشتهایی و خواب آلودگی، اضطراب، پرخاشگری، ناتوانی در تمرکز و سرگیجه، سردرد و بیحالی اشاره کرد .( Dezsi et al., 2013) در سه ماهه اول حاملگی به دلیل اثر تراتوژنی کمتر نسبت به تری متادیون و پارا متادیون، اتوسوکسیماید به عنوان داروی ارجح در نظر گرفته شده است.
نام تجاری دارو
فرمول شیمیایی
فرمول ساختاری
نیم عمر دارو
Ethosuximide,
Zarontin
C7H11NO2
53 hours
جدول 1 -1 مشخصات داروی اتوسوکسیماید
1-5-1- مکانیسم عملکرد اتوسوکسیماید
مکانیسم عملکرد مولکولی اتوسوکسیماید به این ترتیب است که میتواند یک یا بیش از یک کانال را هدف قرار داده و عملکرد آنهارا تحت تأثیر قرار دهد و نیز ممکن است در تغییرات مهار یا تحریک انتقال سیناپسی نقش داشته باشد (Leresche et al., 1998; Kobayashi et al., 2009; Polack and Charpir, 2009).
بر اساس بیش از یک دهه مطالعه روی اثرات سلولی اتوسوکسیماید به نظر میرسد این ترکیب مکانیسمهای زیر را به کار میگیرد:
مهار کانالهای کلسیمی نوع T آستانه پایین در وضعیت غیر فعال (Hardman, 2001; Huguenard, 2002).
مهار کانالهای پتاسیمی وابستهی کلسیم .(Crunelli and Leresch., 2002)
مهار کانالهای سدیم .(Crunelli and Leresch., 2002)
مهار جریانهای پایه کانالهای پتاسیمی جبران کننده رو به داخل فعالشونده با G-protein 14
(Neels et al., 2004; Kobayadhi et al., 2009).
مهار کانالهای کلسیمی نوع Tآستانه پایین به وسیله داروی ضد صرع اتوسوکسیماید پتانسیل هایپرپولاریزاسیون را قوی تر میکند (Coulter et al., 1989a). این امر موجب افزایش قابل توجه در آستانه اسپایکها و کاهش در تعداد اسپایکها میشود در نتیجه، افزایش نسبت مهار به تحریک در نورونها ایجاد میشود (Greenhill et al.,2012).
اتوسوکسیماید با مهار جزئی کانالهای نوع T باعث کاهش دامنه نوسان اسپایکهای کلسیمی با آستانه پایین میشود. این عمل باعث کاهش توانایی این کانالها برای تخلیهی پتانسیلهای عمل انفجاری به صورت همزمان در شبکه فعالکننده تالاموسی میشود. از سوی دیگر مهار جریان کانالهای سدیمی به وسیله اتوسوکسیماید بخشی از دپولاریزاسیون مورد نیاز برای فعال شدن کانالهای کلسیمی نوع Tرا حذف میکند و از این طریق باعث کاهش اسپایکهای کلسیمی با آستانه پایین میشود. این امر باعث کاهش آستانه فعال سازی کانالهای پتاسیمی وابستهی کلسیم به وسیله اتوسوکسیماید میشود که نتیجه تمام این امور افزایش فعالیت تونیک و اختلال در فعالیت هماهنگ حلقه تالاموکورتیکال در طی اسپایک-موج است (Greenhill et al.,2012).
در پتانسیل 100- تا 70- میلی ولت و در غلظت 600 میکرو مولار اتوسوکسیماید با مهار جزئی کانالهای نوع Tدر حالت پایدار یا به صورت کاهش در تعداد و سایز جریانات پنجرهای باعث کاهش جریانات نوع T و کاهش 5 تا 30%0 در تعداد کل کانالهای نوع T در دسترس میشود (Gomaro et al., 2001).
مطالعات نشان می دهد که غلظتهای درمانی از اتوسوکسیماید علاوه بر آنکه کانالهای کلسیمی نوع T را به صورت مستقیم مهار میکند با مهار کانالهای GIRK باعث کاهش جریانهای کلسیمی می شود (Kobayashi et al.,2006). حذف کانالهای GIRK در موشها آنها را مستعد ابتلا به تشنج القاء شده به وسیله پنتلین تترازول و تشنجهای خود به خودی میکند Signorini et al.,1997)).
اتوسوکسیماید، به دلیل مکانیسم عمل خود در مهار کانالهای پتاسیمی فعال شده وابستهی کلسیم و مهار کانال های GIRK عصبی در برخی از بیماران باعث تشدید تشنجهایTonic- clonic ، آتاکسی، سرگیجه، سر خوشی و بیخوابی می شود. (Neels et al., 2004)
1-6- فنوباربیتال15
فنوباربیتال یک نمک اسید باربیتوریک با عملکرد طولانی است ((Kwan and Brodie, 2004. در سال1910 فنوباربیتال برای اولین بار به عنوان یک ترکیب آرام بخش و خواب آور به بازار عرضه شد. فنوباربیتال به عنوان قدیمیترین داروی Anti-seizure موجود در بازارمعرفی شده است. سازمان بهداشت جهانی16 فنوباربیتال را به عنوان داروی خط اول برای مصرف بیماران مبتلا به صرع ژنرالیزه تونیک-کلونیک درکشورهای جهان سوم در نظر گرفته است که برای درمان انواع تشنج به جز تشنج غایب مناسب است. این دارو همچنین انتخاب اول برای درمان تشنج در نوزادان است (Ilangaratne et al., 2012) بدلیل ورود به شیر، مصرف داروهای بنزودیازپاین و نمک اسید باربیتوریک در دوران شیردهی باعث خواب آلودگی در نوزادان میشود (Hovinga and Pennell , 2008).
1-6-1 مکانیسم عملکرد فنوباربیتال
فنوباربیتال مهار گاباارژیکی را به وسیله القاء مستقیم کانالهای کلری حساس به 17GABAدر غشای نورون پسسیناپسی افزایش میدهد و با این عمل موجب طولانی شدن زمان باز بودن کانالهای کلر میشود. غلظتهای بالا از باربیتوراتها و بنزودیازپاینها باعث تغییر مستقیم در خاصیت هدایت یونی شده و این امر به نظر میرسد یک عامل مهم در تعیین اثرات Sedative این داروها باشد که به صورت کاهش هدایت سدیم و پتاسیم و کاهش ورود کلسیم به داخل سلول عمل میکنند. همچنین فنوباربیتال، فلبامات18 و توپیرامات اثرات پس سیناپسی نوروترنسمیتر تحریکی گلوتامیک اسید را با مهار رسپتورهای AMPA کاهش میدهند(Löscher , 1987; Kohling , 2002; Rogawski, 2011).
1-6-2 عوارض جانبی مصرف فنوباربیتال
آگونیستهای رسپتور GABAA مثل باربیتوراتها به صورت وابسته به سن و غلظت دارو، در طول دوره رشد جهشی مغز باعث مرگ سلولی آپوپتوتیک گسترده در مغز نوزاد موش صحرایی شده و الگوهای مختلف مرگ نورونی و اختلالات عصبی- رفتاری را باعث میشوند.
فرمول شیمیایی
فرمول ساختاری
نیمه عمر دارو
C12H12N2O3
53-118 hours
جدول 1-2 مشخصات داروی فنوباربیتال
1-7 صرع مادری
شرایط زنان مبتلا به صرع با مردان مبتلا به صرع متفاوت است. صرع بر رشد جنسی، چرخههای قاعدگی، جنبههای پیشگیری از بارداری، باروری و تولید مثل اثر میگذارد (Crawford , 2009) يك سوم افرادي كه مبتلا به صرع هستند، درسن باروري قرار دارند. 4/0 تا 8/0. درصد از کل زنان باردار به نوعی صرع مبتلا هستند (Hauser et al., 1996; Borthen et al., 2009; Krishnamurthy , 2012). تشنج تونیک–کلونیک در زنان مبتلا به صرع خطر عوارضي مانند پره اكلامپسي، برادیکاردی جنین، سقط جنین، خونريزي جفت و زايمان زودرس را تقريبا 3 برابر و خطر مرگ و مير نوزادي را تقریبا 2 برابر افزایش میدهد. بسياري از زنان مبتلا به صرع براي كنترل تشنج در سراسر دوران بارداري خود به درمان با داروهاي ضد صرع نياز دارند (Borthen et al., 2009; Krishnamurthy, 2012). از هر دويست زن كه در كلنيك مراقبت هاي قبل از زايمان حضور دارند يك زن داروهاي ضد صرع را دريافت ميكند که بروز عوارض ناشی از این داروها را برای جنین به دنبال دارد. با وجود افزايش ميزان دريافت داروهاي ضد صرع، در حدود 4/38 درصد از بيماران افزايش حملات تشنجي در دوران حاملگي مشاهده ميشود (Reisinger et al., 2008).
1-8- مکانیسمهای اساسی عوارض جانبی داروهای ضد صرع در دوران جنینی
استفاده توام و طولانی مدت از داروهای ضد صرع باعث اثرات ناخواسته زیادی در افراد مبتلا و به خصوص در زنان باردار میشود. این داروها اثرات خود را در کوتاه مدت و دراز مدت به صورت ناهنجاریهای آناتومی و نقصهای رفتاری نشان میدهند. نوروترنسمیترها، کانالهای یونی، رسپتورها و آنزیمهای متابولیک در مغز مسئول تنظیم فرایندهای لازم برای رشد مغز هستند و مکانیسم عمل داروهای ضد صرع اثر روی همین سیستمها است (Rogawski and Loscher, 2004). داروهای ضد صرع ممکن است باعث تغییر در رشد و نمو مغز شوند که به وسیله تأثیر بر مرگ سلولی برنامه ریزی شده، تکثیر سلولی و تمایز سلولی، مهاجرت سلولی، نوروژنز، آرایش درختی آکسون، سیناپتوژنز و پلاستیسیتی سیناپسی و احتمالاً میلینه شدن اثر خود را میگذارند و میتوانند زمینه ساز نقایص نورولوژیکال بالقوه شود (Ikonomidou and Turski, 2009). بسته به نوع دارو، تعداد دارو، غلظت و زمان مصرف دارو، کودکانی که در دوران جنینی در معرض داروهای ضد صرع قرار میگیرند در مقایسه با جمعیت کنترل دو تا سه برابر بیشتر در معرض خطر ابتلا به ناهنجاریهای مادرزادی هستند Holmes, 2002; Pennell, 2008)). در

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید