میشود(Dean et al., 2002; Vinten et al., 2008; Nadebaum et al., 2011). قرار گرفتن در معرض فنیتوئین در نیمه دوم بارداری یک اثر بالقوه ویرانگر بر رشد و نمو مغز دارد و باعث کاهش وزن مغز و آسیب غشاءهای عصبی در هیپوکمپ شده و منجر به اختلال در یادگیریهای کاری و مرجع ماز شعاعی 44 و ماز آبی موریس45(Weisenburger et al., 1990) . و نیز اختلال در حافظه احترازی غیر فعال و بیش فعالی میشود (Vorhees, 1985;Vorhees et al.,1990). قرار گرفتن در معرض فنی توئین در دوران جنینی 2 الی 3 برابر احتمال تولد فرزندانی با ناهنجاریهای مادر زادی را افزایش میدهد (Ornoy, 2006). سندرم Hydantoin جنینی از جمله عوارض مشهود مصرف این دارو است (Hanson et al., 1976). فنوباربیتال به دلیل اثرات تراتوژنیک قابل توجه باعث شکاف کام و لب و ناهنجاریهای قلبی–عروقی میشود(McMullin et al., 1971; Arpino et al., 2000) . نقایص تولد در 5 تا 10 درصد نوزادان، که در دوران جنینی در معرض والپروات سدیم قرار میگیرند مشاهده میشود .(Vajda et al., 2004)
نوزاد موشهای صحرایی که در روزهای 15 تا 22 بعد از تولد درمعرض فنوباربیتال قرار میگیرند در دوران نوجوانی با کاهش عملکرد در رفتارهایی که مرتبط با هیپوکمپ هستند روبه رو میشوند. بعلاوه در این دوران فعالیت آنزیم استیل کولین استراز که درگیر در انتقال کولینرژیک و تکوین عصبی است در کل هیپوکمپ به صورت قابل توجه کاهش مییابد. قرار گرفتن در معرض فنوباربیتال در دوران قبل از تولد، باعث کاهش وزن مغز، اختلال در شکل گیری رفلکسها، نقص در کنترل زمانبندی رفتار، اختلال در یادگیری فضایی و اختلال در سطح کاتکول آمین مغز میشود (Middaugh et al., 1975; Yanai et al., 1989). قرار گرفتن در معرض غلظتهای متوسط از فنوباربیتال در روزهای 14 تا 20 هفته آخر بارداری منجر به بیش فعالی و اختلال در فعالیت Open field (Middaugh et al., 1981). و در نیمه دوم دوران بارداری منجر به اختلال در حافظه کاری و یادگیری فضایی و تأخیر در شکلگیری رفتار شنا میشود .(Vorhees, 1983) قرار گرفتن در معرض 50 میلیگرم بر کیلوگرم فنوباربیتال در طول روزهای 2 تا 21 بعد از تولد باعث اختلالات قابل توجه در حافظه کاری و ماز شعاعی 8 بازو و ماز آبی موریس و اختلال در دقت و توجه و بیش فعالی میشود (Diaz et al., 1978; Fishman et al., 1983).
با توجه به تنوع كاركردهاي كلسيم، عملكرد طبيعي كانالهاي كلسيمي در فرايندهاي متعدد فيزيولوژيك از جمله در ميزان تحريكپذيري نوروني و نيز در شكل گيري حافظه بسيار مهم است. تعداد قابل توجهي از داروهاي مورد استفاده در درمان بيماريهاي قلبي- عروقي، سردردهاي ميگرني، آنژين صدري و صرع از طريق مهار كانالهاي كلسيمي عمل ميكنند. با توجه به مشاركت كانالهاي كلسيمي درعملكردهاي متنوع، دريافت مزمن اين داروها عوارض جانبي متعددي را به دنبال دارد. بعنوان مثال دريافت مزمن داروي وراپاميل (مهاركننده كانالهاي کلسیمی نوعL ) كه در بيماريهاي قلبي و سردردهاي ميگرني استفاده ميشود اختلال حافظه احترازي غيرفعال موش صحرایی را به دنبال دارد (Lashgari et al., 2006). نشان داده شده است تجويز اتوسوكسيمايد به موشهای صحرايي با غلظتهاي 100 تا 250 ميليگرم بر كيلوگرم در روز به مدت 21 روز تغييري در حافظه فضايي ايجاد نکرده ولی تأثير مخربی بر حافظه احترازی غیر فعال دارد(Ponnusamy and Pradhan., 2006).
از عوارض مصرف داروی ضد صرع اتوسوکسیماید در کل دوران بارداری و زایمان میتوان به خونریزی خود به خودی بعد از تولد نوزاد، شکاف لب و کام و مونگلوید اشاره کرد (Koup et al., 1978).
آپوپتوز ناشی از داروهای ضد صرع در مغز نابالغ به احتمال زیاد کاندیدی برای نقصهای رفتاری است (Kim et al., 2007).
در طول دوره رشد و نمو، سیناپتوژنز برای تشکیل مدارهای پایه46 در سیستم عصبی حیاتی است. یکی از فرایندهای مهم در دوره رشد و نمو مهاجرت انواع سلول به سمت مقصد نهایی خود است. نورونها پس از مستقر شدن در جایگاه اصلی خود بایستی با هم ارتباط ایجاد کنند اگرچه نورونها قادر به تشکیل سیناپس جدید در سراسر زندگی هستند (Rodier, 1995). هرگونه تداخل با مهاجرت سلول اثرات زیانباری بر مغز در حال رشد و نمو دارد (Rodier, 1994). Bayer و همکاران در سال 1993 فرایندهای تکوین مغز را به دو مرحله اصلی تقسیم میکنند: مرحله اول که درگیر در تکثیر سلولی و مهاجرت است عمدتا در انسان بین دومین و پنجمین ماه حاملگی و در جنین جوندگان بین روزهای 12 تا 18 جنینی اتفاق می افتد و مرحله دوم که طولانی مدت است و منجر به سازمان دهی morpho- functional و سیناپتوژنیز میشود در انسان مطابق با سه ماهه سوم حاملگی و بخصوص اوج این مرحله در اطراف زمان تولد است و در جوندگان عمدتا بعد از تولد و بین روزهای 7 تا 10 است و در هفته سوم این دوره به پایان میرسد .(Eliner et al., 2002)
اغلب داروهای ضد صرع در غلظتهای پلاسمایی که برای کنترل تشنج لازم هستند باعث مرگ نورونی آپوپتوتیک در مغز در حال رشد و نمو میشوند. به نظر میرسد مرگ نورونی گسترده و وابسته به غلظت درمغز نوزاد موش صحرایی در محدوده Medial septum، هستههای accumbun و هستههای تالامیک، هیپوتالامیک، سابیکولوم، گلوبوس پالیدوس، پریفرم، انتورینال کورتکس، آمیگدال، فرونتوپریتال، سینگولیت باشدBath and Scharfman., 2013) ). تجویز 35 میلیگرم بر کیلوگرم فنیتوئین در روزهای 5 تا 14بعد از تولد عدم بلوغ ساختاری اسپاینهای دندریت نابالغ سلولهای پورکنژ و افزایش شمارسلولهای گرانول نابالغ در ژیروس دندانی را باعث میشود (Ogura et al., 2002). قرار گرفتن مزمن نورونهای نخاعی در معرض فنوباربیتال در محیط کشت باعث کاهش طول و تعداد شاخههای دندریت میشود (Bergey et al., 1981; Serrano et al., 1988). تجویز 30–60 میلیگرم بر کیلوگرم فنوباربیتال و 1 میلیگرم بر کیلوگرم MK801 در روزهای 6 تا 10 بعد از تولد به صورت قابل توجه تعداد نورونهای تازه شکل گرفته در ژیروس دندانی را کاهش میدهد. این حیوانات در بلوغ با اختلال دریادگیری و حافظه با کمک ماز آبی رو به رو بودند. این امر نشان میدهد که مهار رسپتورهای تحریکی NMDA و همچنین افزایش فعالسازی رسپتورهای GABAA افزایش اختلال در تکثیر سلولی، مهار نوروژنز در مغز نابالغ رت را باعث میشود (Stefovska et al., 2008).
قرار گرفتن جنین در معرض داروهای ضد صرع که بازیگر اصلی ایشان GABA است میتواند اشکالات ساختاری کورتکس و هیپوکمپ را القاء کند (Manent et al., 2007).
2-2- هدف
در این مطالعه با توجه به تأثير پذيري قابل توجه مغز در حال تكوين، تأثيرات درازمدت دريافت مزمن غلظت اپتيمم اتوسوكسيمايد (20 ميليگرم بر كيلوگرم در روز) بر آستانه تشنج و عملكردهاي شناختي در دوره بلوغ مورد مطالعه قرار ميگيرد.
.
فصل سوم
مواد و روشها
3-1 مواد مورد استفاده
Ethosuximide (Sigma)
Saccharin or (C7 H5 N O3 S)
Pentylenetetrazol or (C6 H10 N4)
Propranolol
Scopolamine hydrochloride (Sigma)
Phenobarbital
Paraformaldehyde (Merck)
Sodium dihydrogeno phosphate or Na H2 PO4 2H2O (Merck)
Di-Sodium hydrogen phosphate dehydrate or Na2HPO42H2O (Merck)
Bovine Serum Albumin (BSA) (Sigma)
Peroxidase hydrogen (Merck)
Tris (hydroxymethyl)-aminomethanhydrochlorid (Merck)
Diaminobenzidin (DAB) (Sigma)
Xylene (Merck)
Cresyl Violet
Peroxidase conjugated goat anti rabbit IgG (Sigma)
Anti-Caspase antibody (Produced in rabbit, Sigma)
Entelan (Merck)
Ether
Alcohol
پارافین و گیمسا
سالین و کتامین، زایلازین و دیازپام
غذای مخصوص موش
بادام زمینی
3-2 وسایل و دستگاهها
ماز شعاعی هشت بازو Arm radial maze) 8 -)
شاتل باکس (Shuttle box)
جعبه Open field
قفس مخصوص موش و ظرف آبخوری
انواع سمپلر بر حسب میکرولیتر
استوانه مدرج
لام و قطره چکان
سرنگ انسولینی
دستکش و ترازو
3–3 حیوانات و تیمار
موشهای صحرایی از نژادWistar با وزن 180 تا 220 گرم، از موسسه سرم سازی رازی تهیه شده و در اتاق حیوانات بخش زیست شناسی در دمای 2±22 درجه سانتیگراد و سیکل 12 ساعت روشنایی و 12 ساعت تاریکی با آب و غذا به میزان کافی، نگه داری شدند. برای جفت گیری یک سر موش صحرایی ماده را با یک سرموش صحرایی نر در یک قفس قرار میدادیم. برای تعیین زمان دقیق بارداری، هر روز تست اسمیر گرفته و نمونه اسمیر را به منظور بررسی، زیر میکروسکوپ قرار داده، بعد از دیدن اسپرم، موش صحرایی ماده از سایرین جدا شده و تنها نگهداری میشد. روز دیدن اسپرم را روز صفر حاملگی و فردای آن، روز 1 بارداری در نظر گرفته میشد.
روز 15 بارداری، موشهای صحرایی ماده وزن شده و به صورت کاملا تصادفی برای تیمار در یکی از گروههای مورد مطالعه انتخاب میشدند.
موشهای صحرایی ماده حامله به سه گروه تقسیم شدند. مادران گروه کنترل در کل دوران حاملگی و شیر دهی آب معمولی را دریافت میکردند. گروه شاهد از شروع روز پانزدهم حاملگی تا پایان روز هفت بعد از زایمان میزان 40 میلیگرم بر کیلو گرم ساخارین در روز به صورت محلول در آب معمولی دریافت میکردند. گروه آزمایش از روز پانزدهم حاملگی تا پایان روز هفت بعد از زایمان میزان 20 میلیگرم بر کیلو گرم در روز داروی اتوسوکسیماید به همراه 40 میلیگرم بر کیلوگرم ساخارین در روز را به صورت محلول با آب دریافت میکردند. از شروع روز پانزدهم مادران باردار گروه شاهد و آزمایش با احتیاط کامل به صورت یک روز در میان وزن میشدند. و میزان محلولی را که طی یک شبانه روز بایستی دریافت کنند تعیین کرده و در طی روز میزان محلول مصرفی به صورت متناوب به وسیله استوانه مدرج برحسب میلیلیترسنجیده شده پس از
دریافت میزان مناسب، در ادامه روز آب معمولی در اختیار مادران قرار میگرفت. تقریبا 21 روز بعد از شروع بارداری، موش صحرایی حامله زایمان میکند که روز اول زایمان را روز صفر تولد در نظرگرفته و فردای آن، به عنوان روز اول پس از تولد ثبت میشد. در روز اول پس از تولد در صورتی که تعداد نوزادان بیش از 8 سر بود تعداد 8 سربه صورت تصادفی انتخاب شده و بقیه پس ازبیهوشی عمیق قربانی میشدند. مادر و نوزادها به طورروز در میان وزن میشدند تا میزان محلول ساخارین و اتوسوکسیماید-ساخارین دریافتی تا روز 7 بعد از تولد مشخص شود.
در روز 25 پس از تولد نوزادان از مادر جدا میشدند و در روز 40 پس از تولد زادههای نر و ماده از هم تفکیک میشدند. در روز 60 بعد از تولد موشهای صحرایی بالغ وزن میشدند و از هر جنس تعدادی برای بررسی حافظه فضایی و حافظه احترازی غیر فعال و تعیین آستانه تشنج استفاده میشد (همچنین در روز 9 پس از تولد از بین نوزادان هر مادر یک نر و یک ماده جهت پرفیوژن ترنسکاردیال و مطالعه مرگ نورونی آپاپتوتیک استفاد میشدند که نتایج آن در اینجا ارائه نمیشود).
3-4) آزمون یادگیری حافظه فضایی با ماز شعاعی هشت بازو47:
تعداد نمونهها در این مطالعه 66 سر بود. از این تعداد، گروه کنترل شامل 12 سر نر و 11 سر ماده و گروه دریافت کننده ساخارین شامل 9 سر نر و 7 سر ماده و گروه دریافت کننده اتوسوکسیماید – ساخارین شامل 14 سر نر و 13 سر ماده بود.
دستگاه ماز شعاعی از جنس پلکسیگلس بوده و روی پایههای با ارتفاع تقریبی 50 سانتیمتر ازکف زمین قرار دارد و شامل یک میدان مرکزی48 با قطر 30 سانتیمتر است که 8 بازو بصورت شعاعی از

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید