صنعت لوازم خانگي ايران

صنعت لوازم خانگي ايران از سابقه نسبتا طولاني برخوردار است و از سالهاي پيش تا کنون ، بخش عمده اي از نياز داخلي به انواع لوازم خانگي را تامين نموده و از خروج مقادير قابل توجهي ارز از کشور جلو گيري کرده است. اين صنعت در عين ممانعت از خروج ارز از کشور به طور مستقيم ارز آور نبوده و صادرات اين صنعت به خارج از مرزها بسيار محدود است. توليد اين محصولات بدون نگاه ويژه بر گسترش صادرات انجام شده و همواره سياست گذاران صنعت ايران بر حذف واردات به دليل کمبود ارز تاکيد داشته اند اما بحث ايجاد زير بنا و ساختارهاي لازم براي توسعه صادرات نيز از مرحله بحث و گفتگو خارج نشده است. مساله مهمي که از سالهاي اخير با آهنگي کند آغاز شده ، در سالهاي آتي به مهم ترين مساله سياست گذاران ، صنعت گران و … مبدل خواهد شد، بحث عضويت ايران در سازمان تجارت جهاني و به دنبال آن،حذف تعرفه هاي واردات توليدات صنعتي است (ناصح ،1387).

سابقه توليد کالاهايي نظير کتري ، والور و …به سالهاي قبل از 1330 و شروع صنعت مونتاژ به دهه  1340 باز مي گردد . توليد اين محصولات قبل از انقلاب به دليل کشاورزي بودن جامعه و فقدان سابقه صنعتي ، بر پايه مونتاژ  و به منظور تامين نياز داخل و پس از انقلاب با ديدگاه افزايش خود کفايي، جلوگيري از خروج ارز ، کاهش واردات و خلاصه تامين نياز داخل بوده است. بنابراين ، وجه مشترک توليد اين محصولات در کشور ،چه قبل و چه بعد از انقلاب ، تامين نياز داخل است. با ين تفاوت که در دوره پس از انقلاب ( که اساساً ، توسعه کمي صنعت لوازم خانگي مربوط به اين دوره است ) هدف ، تامين نياز به هر قيمت و کيفيت بوده است. در نتيجه ، اين رشد بدون توجه به الزامات توليد ،همچون قيمت تمام شده صرفه هاي توليد انبوه ، توجيه اقتصادي ، مزيت نسبي توليد ، مشتري مداري و همچنين لزوم انجام بررسي صنايع ، بر مبناي تامين نياز يک بازار داخلي و سيع و بسته ، بدون رقابت خارجي، با هر قيمت و کيفيت و بخصوص متکي بر يارانه هاي دولتي پايه گذاري شده است (نجم روشن و همکاران، 1390).

پس از انقلاب ، عوامل زير منجر به ايجاد در کارگاه هاي توليد لوازم خانگي به جاي کارخانجات بزرگ توليدي شده است:

  • تمايل مسئولين وقت به اقتصاد دولتي و مخالفت با ايجاد صنايع بزرگ توسط بخش خصوصي
  • حمايت از واحدهاي کوچک ( اعطاي کارت شناسايي)
  • وجود نسبي دانش فني و امکانات داخلي جهت توليد لوازم خانگي
  • اعطاي ارز ارزان قيمت ( سهميه ارزي )
  • تقاضاي گسترده براي انواع لوازم خانگي
  • امکان فروش کالاي کم کيفيت با قيمت بالا ( به دليل محدوديت شديد واردات)
  • وجود بازار سياه کالا( به علت عدم تطابق عرضه و تقاضا)( ناصح ،1387).

با گذشت زمان و ا فزايش تقاضا ، بسياري از اين واحدهاي کوچک با حفظ ساختار ، فقط از لحاظ تيراژ توليد رشد کردند . بايد توجه داشت که اگرچه محدوديت هاي ارزي مانعي بر سر راه سرمايه گذاري جديد بود ولي به دليل داشتن بازار انحصاري و مسلط بودن توليد کننده بر مصرف کنندگان ، نيازي به سرمايه گذاري اساسي و تلاش براي به روز نمودن توليدات نيز احساس نمي شد. در نتيجه ، اين رشد بر مبناي حداقل سرمايه گذاري و تامين امکانات و بعضاً ، در بهترين حالت در حد خريد ماشين آلات دست دوم انجام شده است. ناگفته نماند که در همان دوران ، سرمايه گذاري هاي قابل توجهي توسط واحدهاي بزرگ دولتي يا شبه دولتي انجام شده ، اما متاسفانه، آنها نيز به دليل عديده ، داراي حلقه هاي مفقوده و مبتني بر دانش فني مناسب براي توليد محصولات خارج از رده اروپايي بودند. به هر حال سياست هاي اعمال شده که تعداد زيادي واحد توليدي با محصولاتي متنوع ،آن هم با ظرفيت هاي پايين ( نسبت به ظرفيت واحدهاي مشابه در کشورهاي ديگر) و مبتني بر تکنولوژي غالباً قديمي و مهمتر از آن ، مديريتي

سنتي در کشور به وجود آيند که تحت تاثير عوامل موثر در توليد ، نتيجه آن کالاهايي شد با قيمت تمام شده بالاتر نسبت به رقباي خارجي و تقريباً بدون تنوع در  مدلهاي توليدي(نجم روشن و همکاران، 1390).

با توجه به ماهيت عملکرد رشته فعاليت هاي مختلف صنعت لوازم خانگي ، مشخصات تقاضاي داخلي و صنعتي جهان ، توليدات ، صنعت کشور بر اساس طرح استراتژي بر اساس طرح توسعه کشور به سه گروه عمده: صنايع توليد محصولات مصرفي کم دوام،صنايع توليد محصولات مصرفي با دوام ، صنايع واسطه اي و سرمايه اي تقسيم شده است. طبق تقسيم بندي مذکور ، توليدات لوازم خانگي در گره صنايع با دوام قرار گرفته است. محصولات توليدي اين صنعت کاربردهاي متفاوتي در بخش هاي خانگي ، اداري، و تجاري، دارند که سهم مصارف خانگي آن بسيار بالا مي باشد ( طحان ،1391).

محصولات عمده اين صنعت از دو منظر : تيراژ توليد و بهره مندي خانوارها ، قابل بررسي است که ترتيب محصولات مذکور از هر دو منظربا ترتيب تقريباً يکسان عبارتند از يخچال ( يخچال، فريزر،يخچال فريزر) ، اجاق گاز، آبگرمکن، تلويزيون رنگي، بخاري، کولرآبي و ماشين لباسشويي.