شاخص مردسالاری در مقابل زن­سالاری

هافستد جوامع مردگرا را جوامعی می­داند که افراد بیشتر، پول و مادیات را مورد توجه قرار می­دهند و اما در مقابل، جوامع زن­گرا، جوامعی هستند که در آن­ها همکاری میان افراد، حفظ محیط زیست و کیفیت زندگی مد نظر است و عامل انگیزشی در این­گونه جوامع، خدمت کردن به دیگران است (علوی و همکاران،1382،84)؛ مردگرایی معیاری است که میزان گرایش افراد جامعه به داشتن رفتاری جسورانه در مقابل برخوردی متواضعانه را نشان می­دهد. در جوامع مردگرا، مردان بیشتر به دنبال کسب موفقیت­های شغلی در بیرون از منزل و زنان علاقه­مند به مراقبت از خانه و کودکان هستند(مرادی و همکاران،1388،93) و در سازمان­های با مشخصه فرهنگی نابرابری جنسی، کلیشه­ها و نقش­های جنسی فراگیر و گسترده است، در سازمان­هایی که در آن­ها مردخویی حاکم است قدرت و پست­های کلیدی عمدتاً در اختیار مردان قرار می­گیرد و به زنان در سطوح عالی اختیار داده نمی­شود، از این رو عدالت جنسی از بین رفته و منجر به صدمه دیدن اعتماد در بین کارکنان می­گردد. در فرهنگ­های مردخو بر کارایی، رقابت و عملکرد تأکید می­شود در حالی که در فرهنگ­های زن­خو روابط متقابل، همکاری و کیفیت مورد تأکید قرار می­گیرد و در جوامع با فرهنگ زن­خو هر دو گروه مردان و زنان به طور متناسب با یکدیگر در فعالیت برای ساختن یک زندگی خوب با کیفیت بالا هستند. جوامع با فرهنگ مردخو معمولاً تمایل به حل مشکلات از طریق استفاده از زور را دارند، در مقابل، جوامع با فرهنگ زن­خو معمولاً مشکلات و اختلافات را با گفتگو و سازش به نتیجه می­رسانند و عمدتاً تمایل دارند که رفتارهای حمایتی و کمک کننده از خود بروز بدهند که می­تواند به افزایش اعتماد در سازمان کمک کند(زارعی متین و همکاران،1388،149)، در فرهنگ­هایی با گرایش زن­گرایی روابط و محافظت از دیگران دارای اهمیت است ولی در ملتی که به مردگرایی اهمیت می­دهند بیشتر منافع شخصی، پول و مادیات مورد توجه قرار می­گیرد.