رابطه فرسودگي شغلي و ويژگي‌هاي محيط‌هاي كاري

محيط‌ هاي كاري كه داراي ويژگي‌هاي زير هستند، كاركنان آن بيشتر در معرض فرسودگي شغلي قرار دارند
فشارهاي ناشي از مواجهه با تقاضاها ودر خواست‌هاي مكرر ديگران.

رقابت سخت و فشرده.

نيازهاي مالي و تلاش براي كسب درآمد.

محروميت از آنچه فرد شايسته آن است. پيامد‌هاي فرسودگي شغلي

برخي از پيامد‌هاي زيانبار فرسودگي شغلي عبارتند از

اولين آسيب فرسودگي كاري عبارت از رنج بردن از فرسودگي بدني Physical Exhaustion  است. افرادي كه از اين عارضه رنج مي‌برند،‌اصولا داراي انرژي كم و داراي احساس خستگي بيش از حد هستند. به علاوه اينكه مبتلايان برخي از نشانه هاي فشار بدني Physical Strain  نظير سردرد، تهوع، كم خوابي و تغييراتي در عادات غذايي را به طور فراوان گزارش مي‌دهند.

افراد مبتلا به فرسودگي شغلي، فرسودگي عاطفي را نيز تجربه مي‌كنند. افسردگي Depression احساس درماندگي ، ‌احساس عدم كارايي در شغل خود و مواردي از اين قبيل، همگي نمونه‌هايي از فرسودگي شغلي هستند.
وجود نگرش‌هاي منفي نسبت به خود، شغل ،‌سازمان و به طور كلي نسبت به زندگي نشانگر فرسودگيهاي نگرشي هستند.

اغلب مبتلايان احساس پايين بودن پيشرفت و ترقي شخصي را گزارش مي‌دهند.

يكي ديگر از پيامد‌هاي فرسودگي شغلي كاهش عملكرد است كه در آن فرد نمي‌تواند از تمام و قسمت اعظم توان،‌ استعداد و انرژي جسمي و رواني خود براي انجام كارها استفاده كند.

فرد فرسوده تلاش براي يافتن مشاغل و حرفه هاي جديد دارد، در مطالعه اي كه توسط جكسون، اسكاپ و اسكالر (1986)  بر روي صدها معلم صورت گرفت، مشخص شد كه معلمان در معرض فرسودگي كاري به دنبال شغل و حرفه ديگري هستند.

اغلب قربانيان سندرم فرسودگي شغلي در واقع از لحاظ روان شناختي حالت كناره‌گيري Withdraw پيشه مي‌كنند و تا زماني بازنشستگي دچار چنين وضعيتي خواهند بود.

از جمله پيامد‌هاي ديگر فرسودگي شغلي مي‌توان به افزايش غيبت از كار و كاهش كارايي در كار اشاره كرد.
از جمله روشهاي فرسودگي شغل مي‌توان به موارد زير اشاره كرد‌ راههاي بهبود فرسودگي شغلي
كاهش و از بين بردن استرسهاي موجود در محيط كار؛

حمايت خانواده ،‌دوستان و همكاران از افراد مبتلا به فرسودگي شغلي؛

تغيير شرايط كاري نامساعد و نامطلوب؛

استفاده از روش مديريت زمان ؛

آموختن و استفاده از روشهاي كارآمد براي انجام كارها؛

استفاده از روشهاي خاص آرامش مانند آموزش نظامدار آرميدگي يا ريلكسيشن، مراقبه و مانند آن؛

تغيير طرز فكر نسبت به كار و زندگي

(خوشبيني و استفاده از خودگويي‌‌هاي مثبت نسبت به خود و ديگران)؛

شناسايي محدوديت‌ها و پرهيز كردن از انجام كارهايي كه توان ذهني و جسمي لازم براي آنها را نداريم؛

توجه جدي به رفاه جسمي و رواني از قبيل  تغذيه مناسب،‌ورزش و استراحت؛

توزيع كارها و كمك گرفتن از ديگران؛

شناخت و قبول تواناييها و ناتوانائيهاي خود (پذيرش خود)؛

پذيرش واقعيتها و رها كردن آرمان و آرزوهاي ناممكن؛

توسعه روابط دوستانه  و صميمانه با ديگران؛

انعطاف‌پذيري در پذيرش ديدگاههاي ديگران؛

پرورش حس شوخ طبعي و خنديدن؛

در صورت حل نشدن مشكل، استفاده از خدمات روانشناسي و مشاوره تخصصي .