غير فردي است. اين ريسک ها گروهي بوده و براي بخشهاي وسيعي از اقتصاد و جامعه حادث مي شود و ممکن است علت آن حوادث طبيعي باشد. از آنجا که اين ريسک ها به وسيله عواملي خارج از کنترل افراد بوجود مي آيند، بنابراين فرد خاصي مسئول آن نيست و جامعه بايستي جبران آن را عهده دار شود. هر چند برخي ريسک هاي طبيعي مانند زلزله توسط بيمه هاي بازرگاني پوشش داده مي شوند و برخي ديگر نظير بيکاري توسط بيمه هاي اجتماعي مورد پوشش قرار مي گيرد.
ريسک هاي خاص در حيطه مسئوليت افراد قرار مي گيرد و ارتباطي با جامعه ندارد. افراد با پوشش بيمه اي با اين ريسک ها و امثال آن مقابله مي کنند.
ـ ريسک هاي تجاري و واقعي(خالص)
ريسک هاي تجاري (سوداگرانه) ريسک هايي هستند که در آنها امکان سود يا ضرر وجود دارد مانند انواع کار و کسب. در اين موارد ممکن است فرد متحمل زيان شود ليکن احتمال بردن سود نيز براي وي وجود دارد. سرمايه گذار يا کارآفريني که با چنين ريسکي روبرو مي شود در فکر بردن سود است و مواجهه با اين ريسک به دليل تلاش وي براي کسب سود ايجاد شده است.
در مقابل ريسک هاي تجاري ريسک هاي واقعي و خالص قرار مي گيرد که حاصل آن عدم ضرر و يا ضرر است. به عنوان مثال کسي که اتومبيلي خريده است ممکن است براي وي تصادفي پيش بيايد (ضرر) يا تصادفي اتفاق نيافتد (عدم ضرر).
بنابراين چنانچه در اثر وقوع حادثه اي کالايي آسيب ببيند و مالک آن متضرر شود، براي اينکه اين کالا به حالت قبل از ايجاد خسارت باز گردد لازم است خسارتي پرداخت گردد و هزينه اي انجام شود.
اين موارد از جمله ريسک هايي هستند که شرکت هاي بيمه تمايل زيادي براي پوشش آنها دارند. پوشش اصلي شرکت هاي بيمه روي ريسک هاي واقعي (خالص) است چون در اثر آنها به اموال مردم خسارت وارد مي شود و آنها در تداوم زندگي دچار مشکل خواهند شد. اگر خسارت آنها جبران نشود تعادل زندگي آنان به هم خواهد خورد. در مورد خسارت هايي که به عنوان مثال در مورد اموالي نظير خانه و اتومبيل اتفاق مي افتد ديد يکساني در ميان مردم وجود دارد و مقدار خسارت تقريباً مشخص است. ليکن در دنياي تجارت و براي سود حاصله از يک تجارت تفسيرهاي شخصي و زيادي وجود دارد.
ـ ريسک هاي مطلوب و غير مطلوب بيمه اي
ريسک هاي واقعي (خالص) و خاص ريسک هاي مطلوب بيمه اي هستند و ريسک هاي تجاري و بنيادي (عام) ريسک هاي مطلوب بيمه اي نيستند. هر چند ريسک هاي تجاري و عام نيز تا حدودي تحت پوشش بيمه قرار مي گيرند.
ريسک هاي واقعي (خالص) به 4 گروه تقسيم مي شوند:
– ريسک اشخاص
– ريسک اموال
– ريسک مسئوليت
– ريسک بدهي
بند دوم : خطرات قابل بيمه شدن
خطراتي که قابليت بيمه شدن را دارند، عموماً از ويژگي هاي مشترک زير برخوردارند:
1- پرشماري خطر
بسياري از بيمه ها براي تک تک اعضاء طبقات وسيعي تدارک ديده مي شود مثلاً بيمه اتومبيل در سال 2004، حدود 175 ميليون اتومبيل را پوشش مي داد. وجود تعداد زيادي از موارد در معرض خطرهاي مشابه، مزيتي تحت عنوان “قانون اعداد بزرگ” را براي بيمه گران به همراه دارد که مبني بر آن است که با افزايش تعداد واحدهاي در معرض خطر، نتايج واقعي نيز به طور فزاينده اي به نتايج پيش بيني شده، نزديک مي شوند.البته اين معيار، استثنائاتي نيز دارد. به عنوان مثال بيمه شخص ثالث يک نمونه از تعداد بسيار زياد واحدهاي در معرض خطر مشابه است. با افزايش تعداد بيمه شدگان احتمال ضرر و ريسک بيمه نيز کاهش مي يابد زيرا با استفاده از تشابه خطرها مي توان خسارات را بين همه بيمه گذاران توزيع کرد.
2- تواتر خطرها
تناوب خطر به مفهوم آن است که خطر با شدت و ضعف مختلف در گذشته اتفاق افتاده و احتمال وقوع آن در آينده نيز وجود دارد.
براي آنکه خطرهاي بيمه شده از نظر فني قابل برآورد باشد بايد بروز خسارت محتمل باشد و بروز حوادث نادر که با تحقيقات آماري نتوان احتمال وقوع و برآورد خسارت آن را پيش بيني کرد، براي بيمه گر مطلوب نيست. پس تناوب خطرها و امکان پيش بيني و احتمال بروز آن از نظر فني، شرط اساسي عمل بيمه است.
تواتر و شدت در طبقات ريسک متفاوت است. خطرات اتومبيل داراي تواتر زياد و شدت کم و خطرات هواپيما داراي تواتر کم و شدت زياد است.
3- پراکندگي
شرکت هاي بيمه توزيع مکاني خطر را در نظر مي گيرند. هر شرکت بيمه تلاش مي کند بيمه گذارانش را به نحوي انتخاب نمايد که متحمل خسارات بزرگ نشود به همين دليل در مورد برخي بيمه ها، نظير بيمه آتش سوزي، لازم است به پراکندگي بيمه گذاران توجه گردد. زيرا در صورت ايجاد حريق در يک منطقه خاص، بسياري از بيمه گذاران وي دچارخسارت شده و مجبور به پرداخت غرامت سنگيني خواهد بود. در صورت تمرکز بيمه گذاران دريک منطقه خاص، بيمه گر تلاش مي کند تا با پوشش بيمه اتکايي99، ريسک خود را کاهش دهد.
بيمه گر با تکيه بر اصل کنترل تجمع ريسک، سعي مي کند که ريسک هاي بيمه شده در سطح جغرافيايي وسيعي پراکنده باشند تا بتواند از جمع آوري حق بيمه از نقاط جغرافيايي وسيع، خسارت وارده در يک منطقه جغرافيايي محدود را بپردازد. بنا بر ضرب المثل نبايد همه تخم مرغ ها را در يک سبد گذاشت، در برخي موارد بيمه گر هم ترجيحاً همه بيمه گذارانش را از يک منطقه انتخاب نکند.
بيمه اتکايي در واقع مکمل اصل پراکندگي ريسک هاي بيمه شده و توزيع آن در سطح جهان است. بيمه گر از نظر توان و قدرت مالي، محدوديت دارد لذا تا مبلغ معيني خسارت مي تواند بپردازد و به همين دليل بخشي را که متناسب با توان مالي شرکت بوده به حساب شرکت بيمه گر خود نگه مي دارد و بقيه را از طريق تأمين پوشش اتکايي نزد بيمه گران اتکايي داخلي يا خارجي ،بيمه اتکايي ميکند که به آن توزيع جهاني ريسک مي گويند.
4- زيان مادي
خطر و خسارتي قابليت پوشش بيمه اي دارد که حاوي زيان مادي و قابل تقويم به پول باشد. مسائل عاطفي و موارد مشابه آن قابليت بيمه شدن ندارند و همچنين حادثه اي که موجب رعب و وحشت شود ليکن خسارتي ايجاد نکند، مانند رعد و برق، نمي تواند بيمه شود.
5- خسارت معين
رويدادي که موجب وارد آمدن خسارت به مورد تحت پوشش بيمه مي شود، در اصل بايد در زمان و مکاني معلوم و ناشي از علتي معلوم باشد. آتش سوزي، تصادفات اتومبيل و صدمات کارگران تابع اين معيار هستند. ساير گونه هاي خسارات تنها از نظر تئوري تعريف مي شوند. به عنوان مثال بيماري هاي ناشي از شغل ممکن است از کار در شرايطي زيانبار در طولاني مدت بوجود بيايند که در اين مورد، زمان، مکان يا علت معيني را نمي توان تشخيص داد. به طور کلي، مکان و علت خسارت بايد تا آن اندازه واضح باشند که هر فردي با اطلاعات کافي بتواند اين عناصر را در آن تشخيص دهد. حوادثي که اتفاق مي افتند بايد از خسارت هاي قابل لمس باشند.
6- رويداد تصادفي و غير ارادي
رويدادي که موجب ايجاد خسارت مي شود بايد اتفاقي و خارج از اختيار و کنترل ذينفع بيمه بوده و چاره اي در پيشگيري از وقوع آن وجود نداشته باشد.
وقايعي که حاوي عناصر غير قابل پيش بيني نظير خطرات احتمالي رايج در امر تجارت (نظير سود و زيان) باشند، عموماً قابل بيمه شدن نيستند. همچنين حوادث عمدي براي انتفاع از بيمه، شامل پوشش بيمه نيستند. خسارات تدريجي مانند موارد ناشي از استهلاک کالاها و ساختمانها يا نور آفتاب نيز قابليت پوشش بيمه اي ندارند.
7- خسارت قابل توجه
خسارات را مي توان به 3 گروه تقسيم کرد:
– خسارات کم و جزئي: اين خسارات ارزش بيمه شدن ندارند زيرا ساز و کار بيمه گري و پرداخت خسارات آنها هزينه اي بيش از مبلغ خسارت دارد. بنابراين شرکت هاي بيمه چنين مواردي را بيمه نمي کنند و درصورت بيمه کردن چنين مواردي سعي دارند اين خسارات را جزو فرانشيز حساب کنند. فرانشيز در قراردادهاي بيمه خسارات کوچک و جزئي را بر عهده بيمه گذار قرار مي دهد.
– خسارات متوسط : اين خسارات نظير آتش سوزي منازل، کارخانه، تصادف اتومبيل و امثال آن خسارات مطلوب بيمه اي هستند.
ابعاد خسارت مي بايست از نظر مالي قابل توجه و در حدي باشد که بيمه گذار قادر به جبران آن نباشد. حق بيمه مي بايست هزينه پيش بيني شده خسارت، علاوه بر هزينه صدور و اجراي بيمه نامه و محاسبه خسارات (هزينه هاي اداري) را تحت پوشش قرار داده و همچنين سرمايه لازم براي حصول اطمينان از توانايي پرداخت بيمه گر در قبال ادعاهاي بيمه گذار را تامين کند.
– خسارات زياد و کلي – خسارات عام مانند زلزله يا آبلرزه (سونامي) هزينه زيادي دارند و برخي خسارات انساني نظير سقوط هواپيماي مسافري و يا غرق کشتي نفتکش و پخش شدن نفت آن داراي خسارات کلاني هستند. شرکت هاي بيمه در اين موارد تلاش مي کنند با بيمه مشترک و بيمه اتکايي تا حد ممکن ريسک خود را کاهش داده و منتقل کنند.
8- توان پرداخت حق بيمه
اگر احتمال وقوع حادثه اي زياد بوده يا هزينه جبران خسارت آن رويداد آنقدر هنگفت باشد که حق بيمه آن در رابطه با خدمات ارائه شده سنگين گردد، احتمال آنکه حتي با وجود شرکت بيمه گر، کسي اقدام به خريد بيمه نمايد، بسيار کم است. علاوه بر آن حق بيمه نمي تواند تا آن اندازه زياد باشد که کوچک ترين احتمال ضرري را متوجه بيمه گر ننمايد. اگر چنين احتمالي در قرارداد بيمه وجود نداشته باشد، اطلاق بيمه به آن دشوار است.
9- امکان محاسبه احتمال وقوع خسارت
در هر مورد بيمه اي لازم است بيمه گر بتواند احتمال وقوع خسارت را برآورد کند. هر چند ممکن است اين عامل دقيقاً قابل محاسبه و برآورد نباشد، اما لازم است تخميني نزديک به واقع از آنها داشت.
برآورد دقيق احتمال وقوع خسارت کلاً امري است علمي و تجربي که شرکت هاي بيمه در طول سالها فعاليت خود با رونداي آن آشنا مي شوند و دانش کار آنان است.
در صورت برآورد دقيق از احتمال وقوع خسارت، برآورد مقدارخسارت پرداختي به سهولت صورت مي گيرد و بيمه گر بر مبناي آن مي تواند حق بيمه را به درستي تخمين بزند.
10- خطر محدود و خسارت هاي عظيم
اغلب مواقع خطر اصلي از انباشتگي زياد موارد بيمه ناشي مي شود. اگر رويدادي يکسان موجب وارد آمدن خسارت به شمار زيادي از بيمه شدگان يک شرکت بيمه شود، توانايي بيمه گر در پرداخت خسارت با چالش مواجه خواهد شد. عموماً بيمه گران ترجيح مي دهند تا از مبناي سرمايه خود، سهم اندکي را به خسارت ناشي از رويدادي واحد اختصاص دهند.
نمونه رايج اين مورد، بيمه زلزله و طوفان است. در موارد حاد، انباشتگي تاثيري کلي بر صنعت بيمه مي گذارد، زيرا سرمايه ترکيبي بيمه گران و بيمه گران اتکايي (مجدد) در مقايسه با خسارات بيمه گذاران مناطق در معرض خطر بسيار ناچيز است.
در مواردي که احتمال دارد پرداخت خسارت مورد بيمه به تنهايي از سرمايه کلي يک بيمه گر فراتر رود، در اين موارد عموماً چندين بيمه گر در بيمه اين اموال شريک مي شوند (بيمه مشترک) و يا بيمه گري واحد آنها را بيمه مي کند و خطر احتمالي را در بازار بيمه اتکايي پخش مي نمايد.
گفتار دوم : اعلام ريسک
تعيين ريسک موضوع بيمه از پيچيدگي و حساسيت خاصي برخوردار است. در مواردي بيمه نامه واحد ، ريسکهاي متفاوت و مرتبط گوناگون را پوشش مي دهد. اعلام ريسك‌هاي موضوع بيمه از عمده‌ترين تعهدات بيمه گذار محسوب مي‌شود كه در پي آن بيمه گر اجازه اظهار نظر در مورد ريسك‌هاي موضوع تضمين را مي‌دهد و امكان برآورد حق بيمه را فراهم مي‌آورد. اين تعهد مخصوص قرار داد بيمه است چون در ديگر عقود، مطابق قواعد عمومي قراردادها، هر يك از طرفين مي‌تواند تنها متعرض مطالب و اطلاعاتي شود كه در جهت منافع خود اوست و از گفتن مطالب ديگر خودداري كند و چنانچه در اثر عدم اطلاع كافي از مشخصات و كيفيت موضع عقد اشتباهي براي طرف ديگر ايجاد شود، اين

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید