تفاوت خلاقيت و نوآورى

نظرات بسيارى در مورد ماهيت و تفاوت‏هاى اساسى اين دو واژه ابراز شده كه در اين قسمت به بخشى از آنها اشاره
شده است. خلاقيت به معناى توانايى تركيب ايده‏ها در يك روش منحصر به فرد يا ايجاد پيوستگى بين ايده هاست اما نوآورى، فرآيند اخذ ايده خلاق و تبديل آن به محصولات، خدمات و روشهاى جديد عمليات است. (استفن رابينز – 1991) خلاقيت و نوآورى چنان به هم عجين شده‏اند كه شايد به دست آوردن تعريفى مستقل از هر كدام دشوار باشد اما براى روشن شدن ذهن ميتوان آنها را به گونه‏اى مجزا تعريف نمود. خلاقيت پيدايى و توليد يك انديشه و فكر نو است در حاليكه نوآورى عملى ساختن آن انديشه و فكر است. به عبارت ديگر خلاقيت اشاره به قدرت ايجاد انديشه‏هاى نو دارد و نوآورى به معناى كاربردى ساختن آن افكار نو تازه است.

نويسنده‏اى، خلاقيت را ايجاد آنچه قبلاً وجود نداشته مى‏داند و براى آن ماهيتى جديد خواه در ذهن خواه در عين قائل است و نويسنده ديگرى خلاقيت را درخشش يك انديشه و به وجود آمدن نظر و ايده‏اى نو مى‏داند. به زعم اوخلاقيت كشف چيزى است كه موجود بوده اما به علت كور ذهنى ناشى از عادت ديده نمى‏شده است. خلاقيت نگاهى كنجكاو و كاوشگر به پديده‏اى قديمى است كه آنرا مى‏يابد و آشكار مى‏كند.

همانگونه كه از تعاريف نتيجه مى‏شود، خلاقيت لازمه نوآورى است و تحقق نوجويى وابسته به خلاقيت است. اگر چه در عمل نميتوان اين دو را از هم متمايز ساخت ولى ميتوان تصور كرد كه خلاقيت بستر رشد و پيدايى نوآورى هاست. از خلاقيت تا نوآورى غالبا راهى طولانى در پيش است و تا انديشه‏اى نو به صورت محصول يا خدمتى جديد درآيد زمانى طولانى مى‏گذرد و تلاشها و كوششهاى بسيار به عمل مى‏آيد. گاهى ايده و انديشه‏اى نو از ذهن فرد مى‏تراود و در سالهاى بعد آن انديشه نو بوسيله فرد ديگرى به صورت نوآورى در محصول يا خدمت متجلى مى‏گردد.

با در نظر گرفتن پيچيدگى موجود در مفهوم خلاقيت، لازم است وجه تمايز اين مفهوم و فرايند نوآورى روشن شود.
برخى از نويسندگان تمايزى بين خلاقيت و نوآورى قايل شده‏اند، براى مثال: كونتز (Kontz) نوآورى را به كارگيرى ايده‏هاى نوين ناشى از خلاقيت ياد كرده و معتقد است كه نوآورى ميتواند محصولى جديد، خدمتى جديد  يا راهى جديد براى انجام كارى باشد، در حاليكه خلاقيت توانايى و قدرت ايجاد فكر و يا ايده جديد و نو است. البرشت (Albershet) خلاقيت و نوآورى و وجه تمايز آنها را به اين صورت مطرح كرده است كه خلاقيت يك فعاليت ذهنى و عقلانى براى به وجود آوردن ايده جديد و بديع است، حال اينكه نوآورى، تبديل خلاقيت (ايده نو) به عمل و يا نتيجه (سود) است. او نوآورى را عمليات و مراحل مورد نياز براى نتيجه‏گيرى يك فكر بكر و واقعيت جديد مى‏داند. از اين­زاويه، شخص خلاق ممكن است نوآور نباشد، ولى توانايى عرضه و يا فروش آنها را داشته باشد لذا فرد نوآور غالبا خلاق است ولى همه افراد خلاق الزاما نوآور نيستند.

نوآورى مهارتى است كه با بسيارى همكاريهاى ديگر همراه است. نوآورى به دگرگونى‏هاى عمده در زمينه
پيشرفت‏هاى تكنولوژيك يا ارائه تازه‏ترين مفاهيم مديريت يا شيوه‏هاى توليد اطلاق مى‏شود. نوآورى پديده‏اى واقعا چشمگير و جنجالى است. نوآورى عموما پديده‏اى نادر است كه فقط در عده‏اى خاص ميتوان آنرا سراغ گرفت. هالت (Holt) در سال 1998 اصطلاح نوآورى را در مفهومى وسيع به عنوان فرايندى براى استفاده از دانش يا اطلاعات مربوط و به منظور ايجاد يا معرفى چيزهاى تازه و مفيد به كار برد.

واركينگ (Varking) نيز توضيح مى‏دهد كه نوآورى هر چيز تجديد نظر شده است كه طراحى و به حقيقت درآمده باشد و موقعيت سازمان را در مقابل رقبا مستحكم كند و نيز يك برترى رقابتى بلند مدت را ميسر ميسازد. به عبارتى نوآورى خلق چيز جديدى است كه يك هدف معين را دنبال و به اجرا مى‏رساند.

بنابراين در يك تعريف كلى ميتوان نوآورى را به عنوان هر ايده‏اى جديد نسبت به يك سازمان و يا يك صنعت و يا يك ملت و يا در جهان تعريف كرد.(الهی،1387)[1]

اگر چه واژه خلاقيت با نوآورى به طور مترادف استفاده مى‏شوند اما غالب محققان معتقدند كه دو اصطلاح نوآورى و خلاقيت بايد به طور جدا مدنظر قرار گيرند. چرا كه داراى معانى و تعاريف جداگانه‏اى هستند.

خلاقيت بر به وجود آوردن چيزى اشاره ميكند، در حاليكه نوآورى دلالت بر استفاده از چيزى جديد دارد. (Davis 1969) همچنين (Rosenfild1990) ماهيت خلاقيت يا اختراع را از نوآورى به وسيله معادله زير تفكيك كردند:

انتفاع + اختراع + مفهوم = نوآورى

در معادله نوآورى فوق، كلمه «مفهوم» اشاره بر ايده‏اى است كه با توجه به چارچوب مرجع آن فرد، دپارتمان، سازمان و يا يك دانش انباشته شده جديد است. كلمه «اختراع» اشاره به هر ايده جديد است كه به حقيقت رسيده باشد، كلمه «انتفاع» بر به دست آوردن حداكثر استفاده از يك اختراع دلالت دارد.

[1] الهی، محمود،بررسی عوامل موثر بر خلاقیت و نوآوري سازمانی از دیدگاه مدیران سازمانهاي دولتی مرکز استان کرمان. پایان نامه کارشناسی ارشد