داده شده از طرف خلیفه بپردازند.
_ باید مقرری و مواجب آن ها به طور مرتب و در زمان تعیین شده پرداخت شود و بخشی از آن به صورت کالا برای حمایت آنها در برابر نوسانات قیمت ها داده شود.
_ خلیفه باید همیشه نسبت به وقایعی که در میان سپاهیان می گذرد، و نیز از جریانات پایتخت و پادگان های اطراف باخبر باشد و به این منظور از افرادی که وفاداری آنان به اثبات رسیده استفاده کند.
_نباید به هیچ صورت سهمی در اداره امور مالی به ارتش داده شود.
کتاب « الاداب الکبیر» ابن مقفع یکی از نخستین آیین نامه های شهریاری در زبان عربی است. این کتاب شامل یک مقدمه و سه بخش است که بخش اول در مورد سلطان، حکومت دنیوی و رفتار حاکم، بخش دوم پیرامون رفتار دستیاران حاکم و بخش سوم در مورد دوستی، سخن می گوید ( لمبتون، ۱۳۸۰، ۱۱۵-۱۱۱ ). ابن مقفع در الادب الصغیر، از حاکم می خواهد در تعیین کارگزاران و نظارت بر آن ها دقت بیشتری کند، چون معتقد است بی دقتی و بی توجهی در این امور به بی ثباتی می انجامد و کل ساختار حکومت را به خطر می افکند. به عقیده ابن مقفع، اطاعت، شایسته پادشاه دادگراست، ولی ویژگی مهم سلطان را بیشتر علم می داند تا عدالت.او می نویسد: مناسب ترین فرد برای زمامداری کسی است که از موهبت دانش برخوردار باشد. به نظر او پادشاهی، سه گونه است: اول، بر پایه مذهب، دوم، بر پایه قدرت طلبی، سوم، بر پایه هوس های فردی او؛ اولین را بهترین نوع می داند. دومی احتمالاً با مخالفت مواجه خواهد شد. در حالی که نوع سوم، زودگذر خواهد بود (همان، ص ۱۱۷).
– جاحظ
جاحظ، از خانواده ای ناشناخته از موالی بنی کنعان بود که در حدود سال ۱۶۰ هجری قمری در بصره به دنیا آمد و در دوران کودکی و نوجوانی اش همزمان با خلافت مهدی، هارون الرشید و امین بوده است.
بنابراین زندگانی او از دوران اوج حکومت معتزله تا دوران بعد از معتزله به طول انجامید. او صاحب آثاری در زمینه ادب، کلام معتزله و مباحث سیاسی- مذهبی است (همان، ص ۱۲۱ ).
جاحظ در مورد شرایط امام ایده آل، مهمترین ویژگی او را علم می داند و می نویسد: « توانایی فکری او باید همدوش با کنجکاوی بالفعل فکری و دانش وسیع باشد و این صفات باید با عادات و رفتار نیکو توأم گردد. هرگاه دانش، با فکر و قدرت، با دانش و عزم و قاطعیت، با قدرت به هم آمیزند، نیازی به چیز دیگری نیست» (همان، ص ۱۲۲) جاحظ مشخصاً عقیده اطاعت بدون قید و شرط از حاکم را رد می کند. زیرا حاکم یک انسان است و ممکن است نسبت به خطاها و گناهان بشری مجرم باشد، در حالیکه ادعای حکومت و اطاعت رعایای خود را محفوظ دارد. اما اگر خطای او به مرحله ای رسید که نسبت به وظایف خود کوتاهی کرد و از اختیارات خود به عنوان حاکم سوء استفاده نماید، وظیفه اطاعت کردن از او سلب می شود ( همان، ص ۱۲۶).
جاحظ برای اثبات نیاز جامعه به امام، پایه استدلال خود را بر سرشت یغماگر و درنده انسان و فقدان فهم او قرار می دهد و می گوید: « انسان ها همه در پی منافع مادی خود هستند و تشخیص آن ها در زمینه خیر و صلاح معنویشان، اندک است، چون فهم و درک معنوی از فهم دنیوی سرچشمه می گیرد. فهم منافع دنیوی تقریباً آسان است، ولی فهم مسائل معنوی پیچیده و نهان است و تنها با تقوای زیاد، تلاش مداوم و بهره گیری از راهنمایی« امام » میسر است» (همان، ص ۱۲۱ ).
وی در میان معتزلیان به عنوان نویسنده ای توانا و متکلمی چیره دست شناخته می شد. بعد از مرگ هارون و همزمان با به تخت نشستن مأمون، جاحظ به عنوان نویسنده ای برجسته به مأمون معرفی شد. او با نوشتن رسالاتی در امامت توجه و تحسین مأمون را جلب نمود ( ذکاوتی قراگزلو، ۱۳۶۷، ۲۴ ).
– باقلانی مالکی ( متوفی ۴۰۳ ه.ق )
باقلانی در بصره متولد شده بود و بیشتر عمرخود را در بغداد گذراند و برای مدتی هم منصب قضاوت را عهده دار بود. وظایف امام از دید باقلانی عبارت بود از:
۱ – دفاع از امت در برابر دشمنان.
۲ – جلوگیری از ظلم و تجاوز و دادرسی شکایات.
۳ – اجرا و مطالبه مجازات های شرعی.
۴ – تقسیم درآمدهای ناشی از فتوحات در بین مسلمانان.
۵ – برقراری امنیت در حج.
او آن گاه می گوید: « اگر امام مرتکب خطا شد و یا از هر یک از موارد ذکر شده تخلف کرد، امت پشت سر اوست تا او را اصلاح کند و اجرای وظایفش را مطالبه نماید. »
نظریات او در زمینه امامت در اثری با عنوان «التمهید فی الرد علی الملاحده و المعطّله و الرافضه و الخوارج و المعتزله » بیان شده است.
شرایطی که به عقیده باقلانی به اسقاط امامت منتهی می گردند، عبارت اند از:
۱ – ازکف دادن عدالت به دلیل : ارتداد، بی عدالتی و گناه
۲ – ناتوانی جسمی و فکری، به گونه ای که توان او را از انجام مسئولیت ها و وظایفش سلب نماید.
۳ – از دست دادن حریت، به اینکه به دست دشمنان اسیر یا زندانی شود.
باقلانی هم چنین قانونی بودن وجود دو امام یا بیشتر را به طور همزمان نمی پذیرد (همان، ۱۳۸۰، ۱۴۷).
– ابوالحسن‌ ماوردی‌
ابوالحسن‌ علی‌ بن‌ محمد بن‌ حبیب‌ ماوردی‌ بصری‌ به‌ سال‌ ۳۶۴ در شهر بصره‌ پا به‌ عرصه ی‌ هستی‌ نهاد و در همان‌ شهر به‌ تحصیل‌ پرداخت‌ و فقه‌ و حدیث‌ و دیگر علوم‌ را از دانشمندان‌ روزگار خود فراگرفت‌.
ماوردی‌ پس‌ از اندک‌ زمانی‌ در امور فقهی‌ و قضایی‌ تبحّر یافت‌ و به‌ مقام‌ ریاست ‌قضات‌ دست‌ یافت‌. در سالهای‌ ۳۸۱ تا ۴۲۲ به‌ عنوان‌ سفیر، میان‌ دولت‌ عباسیان‌ و آل‌بویه‌، برگزیده‌ شد. زمانی‌ که‌ خلیفه‌ «القادر باللّه‌» از چهار تن‌ فقهای‌ مذاهب‌ اربعه ‌اسلامی‌ خواست‌ تا هر یک‌ رساله‌ای‌ فقهی‌ با توجه‌ به‌ مذهب‌ خود بنویسند، ماوردی‌ «الاقناع‌» را در فقه‌ مذهب‌ شافعی‌ نوشت‌. خلیفه‌ اثر او را بهترین‌ آن‌ چهار اثر دانست‌ و او را قاضی‌القضات‌ کل‌ مملکت‌ اسلامی‌ نمود. او نیز این‌ مقام‌ را تا زمان‌ مرگ‌ (۴۵۰) حفظ‌ کرد.
آثار ماوردی‌ در سه‌ گروه‌ عمده‌ جای‌ می‌گیرد: دینی‌، ادبی‌ و سیاسی‌
آثار دینی‌ شامل‌ کتابهای‌ النکُت‌ والعیون‌ (تفسیر)، الحاوی‌ الکبیر (فقه‌)، الاقناع‌ (فقه‌)
آثار ادبی‌ شامل‌ کتابهای‌ فی‌النحو، الامثال‌ و الحکم‌ و ادب‌ الدنیا والدین‌
آثار سیاسی‌ و اجتماعی‌ شامل‌ نصیحه‌الملوک‌، تسهیل‌النظر و تعجیل‌الظفر.
قوانین‌ الوزاره‌ و سیاسه‌ الملک‌ (ادب‌ الوزیر) والاحکام‌ السلطانیه‌ که‌ نظریه‌ او درمورد خلافت‌ را دربردارد که‌ بیش‌ از دیگر آثار او موردتوجه‌ مستشرقان‌ و پژوهشگران‌ قرار گرفته‌ و به‌ چندین‌ زبان‌ ترجمه‌ شده‌ است‌(نشریه حکومت اسلامی،۱۳۷۶ ،۲۲۲).
ماوردی‌ از همان‌ آغاز، جایگاه‌ خلافت‌ و امامت‌ را به‌ روشنی‌ بیان‌ می‌کند. او خلافت ‌را چون‌ درختی‌ برآمده‌ از بطن‌ شریعت‌ می‌شناسد که‌ خود شریعت‌ نیز در سایه‌سار آن ‌توان‌ ادامه‌ حیات‌ دارد و سایر امور مربوط‌ به‌ حکومت‌ را همچون‌ شاخه‌های‌ فرعی‌ آن‌ درخت‌ ترسیم‌ می‌کند. وی‌ دراین‌باره‌ می‌نویسد:
«خداوند برای‌ امت‌، پیشوایی‌ را که‌ به‌ واسطه‌ او راه‌ و روش‌ پیامبری‌ ادامه‌ یابد، نشان ‌کرده‌ است‌ تا به‌ سبب‌ او دین‌ حفظ‌ شود. سیاست‌ را به‌ او واگذارده‌ است‌ که‌ براساس ‌شریعت، تدبیر و وحدت‌ کلمه‌ را بر رأیی‌ استوار برقرار کند. امامت‌ اصلی‌ است‌ که‌ بنیانهای‌ شریعت‌ بر آن‌ استوار است‌ و مصالح‌ امت‌ به‌ آن‌ نظام‌ می‌یابد تا آنجا که‌ تمامی‌ امور با آن‌ ثبات‌ پیدا می‌کند و ولایات‌ خاصه‌ از آن‌ صادر می‌شود»(همان، ص ۲۲۴ ).
ماوردی‌ درمورد وظایف‌ مردم‌ هم‌ در برابر امام‌، نظرهایی‌ دارد که‌ یکی‌ از آنها اطاعت‌ بی‌چون‌ و چرا در برابر اوامر امام‌ است‌.
ماوردی‌ درباره‌ وظایف‌ مردم‌ در برابر امام‌ می‌گوید: مردم‌ باید در تمام‌ امور خود به ‌وی‌ اعتماد، و بی‌چون‌ و چرا از امر او اطاعت‌ کنند. امام‌ ممکن‌ است‌ در امور مملکت‌ با آنان‌ مشورت‌ نکند ولی‌ باز اطاعت‌ از امر او لازم‌ است‌. در واقع‌ بحث‌ ماوردی‌ در زمینه‌ وظایف‌ عامه ی‌ مردم اخطار و هشداری‌ بود به‌ تصوری‌ که‌ خلافت‌ را صرفاً منصبی‌ مذهبی‌ و قضایی‌ می‌دانست‌ و این‌ تصور روز به‌ روز رشد می‌کرد؛ چرا که‌ آل‌بویه‌ از لحاظ‌ قدرت‌ در بغداد بر خلیفه‌ پیشی‌ گرفته‌ بودند. همچنین معتقد است‌ که‌ مردم‌ نباید هیچ‌ کاری‌ را بدون ‌فرمان‌ امام‌ و یا در مخالفت‌ با دستورهای‌ او انجام‌ دهند(ظریفیان ،۱۳۷۶، ۳-۱).
ماوردی‌، کتاب‌ الاحکام‌ السلطانیه‌ خود را در بیست‌ باب‌ سامان‌ می‌دهد. ابواب‌ اولیه‌ کتاب‌ به‌ سیستم‌ حکومتی‌ مربوط است‌ و ابواب‌ بعدی‌ به‌ مسائل‌ اداری‌ و مالی‌ از دیدگاه ‌فقه‌ اختصاص‌ دارد.
– ابوعلی سینا
ابوعلی حسین بن عبدالله‌بن حسین‌بن علی‌بن سینا معروف به ابوعلی سینا در سال ۳۷۰ هجری قمری (۳۲۸-۳۷۵ق) در روستایی به‌نام خورمیثن از توابع بخارا دیده به جهان گشود(توانایان فرد،۱۳۶۱، ۱۷۳). او به مکان‌های زیادی مهاجرت و مسافرت کرد، بیماران بسیاری را مداوا کرد و آثار علمی فراوانی را در مدت عمر خود تألیف نمود و در سن ۵۸ سالگی در همدان و در سال ۴۲۸ هجری قمری به بیماری قولنج مبتلا شده و بر اثر همین بیماری درگذشت (حاج سید جوادی، ۱۳۷۲، ۳۲۹-۳۲۷). دائرهالمعارف تشیع آثار ابن‌سینا را ۱۰۸ کتاب و رساله ذکر کرده و بعضی از این آثار را نام برده است(همان،۳۲۹-۳۲۸).
آرا و اندیشه‌های اقتصادی ابن‌سینا
ابن سینا اندیشه‌های اقتصادی و فلسفی فراوانی دارد که عمده آنها از تفکرات فلسفی و الهیاتی او نشأت می‌گیرد. از نظر او در بخش زکات و صدقه، انگیزه معنوی لازم است یعنی اعتقاد به خدا و معاد سبب می‌گردد که شخص با رضایت خود، سهمی از تولیدات خود را در اختیار افرادی قرار دهد که به‌عللی درآمدشان بسیار ناچیز است و یا اصلا درآمدی ندارند. در این بخش، شرایطی باید رعایت شود از جمله این‌که: پرداخت آنها پیوسته، منظم و بدون تأخیر و عاری از ریا باشد، پرداخت زکات را کوچک بشمارند تا موفق به پرداخت بیشتر شوند، به مورد مناسب پرداخت شود و پرداخت‌کننده بر مصرف آن نظارت داشته باشد؛ چون حق الله است و باید در راه صحیح که به‌نفع انسان‌ها است، مصرف شود. در بخش مصارف شخصی در حد ضرورت باشد و از مصرف کالاها و خدمات غیر ضرور اجتناب شود و در این بخش، همواره تعادل دخل و خرج مراعات شود؛ اما نسبت به مخارج شخصی، صلاح در این است که نه به حد اسراف و تضییع مال برسد و نه به خست و بخل زیاد، بلکه با تدبیر و به اعتدال خرج شود (نجمی زنجانی، ۳۵ ).
ایشان سومین بخش درآمد را به پس‌انداز اختصاص داده و معتقد است، پس‌انداز جنبه‌ی مصرفی دارد؛ یعنی برای تأمین آینده انسان به‌کار می‌رود

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید