بنده خدا علی امیر مؤمنان به «مالک بن حارث اشتر» در فرمانش به او صادر فرموده است۱۸
بنده خدا
تواضع
تقوا
۲۱-نخست او را به تقوا و ترس از خداوند، ایثار و فداکاری در راه اطاعتش فرمان می دهد.
ترس از خدا
ترس از خدا
تقوا
۳۱-و متابعت از آن چه در کتاب خدا آمده از فرائض و واجبات و سنت ها…
متابعت از کتاب خدا
اطاعت از قرآن و سنت
تقوا
۴۱– و نیز به او فرمان می دهد که خواسته های تا به جای خود را در هم بشکند و به هنگام وسوسه های نفس خویشتن داری را پیش گیرد زیرا که…
خویشتن داری
جلوگیری از هوای نفس و شهوات
تقوا
۵۱– بنابراین باید محبوب ترین ذخیره در پیش تو عمل صالح باشد، زمام هوا و هوس خویش را در دست گیر
عمل صالح و بخل نسبت به خویشتن
عمل صالح
تقوا
۶۱ -. .در این موارد از عفو و گذشت خود آن مقدار به آنها عطا کن که دوست داری خداوند از چشم پوشی و عفوش به تو عنایت کند
گذشت و چشم پوشی
کرامت نفس
تقوا
۷۱ -. .هرگز خود را در مقام نبرد با خدا قرار مده ! چرا که تو تاب کیفر او را نداری و از عفو و رحمت او بی نیاز نیستی.
عفو و رحمت خدا
اعتقاد به آخرت
تقوا
۸۱– و هیچ گاه از کیفری که نموده ای به خود مبال
به خود نبالیدن
کرامت نفس
تقوا
۹۱– و نیز هرگز نسبت به کار خشم آلودی که پیش می آید و راه چاره دارد سرعت به خرج مده.
کار خشم آلود
کظم غیظ
تقوا
۱۰۱– مگو من مأمورم و بر اوضاع مسلطم، امر می کنم و باید اطاعت شود که این موجب…
امر می کنم
دوری از تکبر
تقوا
۱۱۱– آنگاه که در اثر موقعیت و قدرتی که در اختیار داری، کبر و عجب و خودپسندی در تو پدید آید، به عظمت ملک خداوند که مافوق توست و.. نظر افکن
عجب و خودپسندی
دوری از تکبر
تقوا
۱۲۱- باید آن ها که نسبت به رعیت عیب جوترند از تو دورتر و نزد تو مبغوض تر باشند زیرا مردم عیوبی دارند که والی در ستر و پوشاندن آن عیوب از همه سزاوارتر است.
پوشاندن عیوب مردم
رازداری
تقوا
۱۳۱- هرگز نباید چیزی را به وسیله آن آن ها را نیرو می بخشی در نظر تو بزرگ آید.
پرهیز از منت گذاری
کرامت نفس
تقوا
۱۴۱– آن چه می بخشی بگونه ای ببخش که
گوارا باشد بی منت و بی خشونت
پرهیز از منت گذاری
کرامت نفس
تقوا
۱۵۱– و خودداری از بخشش را با لطف و معذرت خواهی توأم کن!
تواضع و فروتنی
تواضع
تقوا
۱۶۱ – و به خاطر خداوندی که تو را آفریده تواضع کن و…
تواضع و فروتنی
تواضع
تقوا
۱۷۱– نخست او را به تقوا و ترس از خداوند… فرمان می دهد به همان دستوراتی که هیچ کس جز با متابعت آنها روی سعادت نمی بیند.
پیروی از دستورا
سعادت
تقوا
۱-۵-۴- مفهوم تقوا
قبل از کدگذاری محوری این مقوله اصلی (تقوا) لازم است توضیح مختصری درباب تقوا و مفهوم آن ارائه شود.
راغب اصفهانی می گوید: تقوا از ماده ی «وقایه» به معنی حفظ کردن چیزی در برابر آفات است، تقوا به معنی محفوظ داشتن روح و نفس است از آن چه بیم می رود وبه آن زیان رساند؛ سپس به خوف و ترس نیز تقوا گفته شده است و در لسان شرع آن را به خویشتن داری در برابرگناه و محرمات اطلاق می کنند وکمال آن به ترک بعضی از مباحات مشکوک است (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲، واژه تدبیر).
امیرمؤمنین علی (ع) وجود خصلت های ناپسند و آلودگی ها را موجب تباهی سازمان و گمراهی مردمان و نابودی آنان دانسته اند و فرموده اند:
«و شما خوب می دانید که نه جایز است بخیل بر ناموس و جان و غنیمت ها و احکام مسلمانان ولایت یابد و امامت آنان را عهده دار شود تا درمال های آنان حریص گردد، و نه نادان تا به نادانی خویش مسلمانان را به گمراهی برد، و نه ستمکار تا به ستم، عطای آنان را ببرد، و نه حیف و میل کننده ی اموال تا به مردمی ببخشد ومردمی را محروم سازد، و نه ان که به خاطر حکم، رشوه ستاند تا حقوق را پایمال کند، و آن را چنان که باید نرساند، و نه آن که سنت را ضایع سازد، و امت را به هلاکت اندازد» (نهج ابلاغه، ترجمۀ شهیدی،کلام۱۳۱).
بنابراین با توجه به روایات متعددی که در این زمینه موجود است و با توجه به متن عهدنامه این مقوله به عنوان یکی از خصوصیات اخلاقی لازم در شخصیت مدیر انتخاب شده است. درمتن عهد نامه می خوانیم:
«نخست او را به تقوا و ترس از خداوند، ایثار و فداکاری در راه اطاعتش و متابعت از آنچه در کتاب خدا (قرآن) به ان امر شده است فرمان می دهد:به متابعت اوامری که در کتاب الله آمده، فرایض و واجبات و سنت ها، همان دستوراتی که هیچ کس جز با متابعت آنها روی سعادت نمی بیند و جز با انکار و ضایع ساختن آنها در شقاوت و بدبختی واقع نمی شود» (نهج البلاغه، ترجمۀ امامی و آشتیانی، نامه ۵۳).
گزاره هایی از این دست در متن عهد نامه بسیارند و وجود تقوا را در همه انسانها بخصوص مدیران جامعه الزامی می داند. زیرا تا مدیر خود اصلاح نشود نمی تواند افراد زیر مجموعه خود را اصلاح کند.
شکل ۱-۴ : نمودار محوری تقوا
جدول ۲-۴ : خصوصیات شخصی لازم در مدیریت اسلامی (مقوله عدالت)
گزاره
مفهوم
مقوله
مقوله کلی
۱۳- نسبت به خداوند و نسبت به مردم از جانب خود و از جانب افراد خاص خاندانت و از جانب رعایایی که به آنها علاقمندی انصاف به خرج ده اگه اگر چنین نکنی ستم نموده ای
پرهیز از ظلم به بندگان خدا بخاطر علاقه به خود و وابستگان
دوری از ستم
عدالت
۲۴– باید محبوبترین کار ها نزد تو اموری باشند که با حق و عدالت موافق تر و با رضایت عامه هماهنگ تر است.
حق و عدالت
رضایت عامه
عدالت
۳۸- و نیز هر یک از نیازمندان به مقدار اصلاح کارشان بر والی حق دارند.
حق نیازمندان
ادای حق
عدالت
۱- ۸ ۴ – بدان برترین چیزی که موجب روشنایی چشم زمامداران می شود، برقراری عدالت در همه بلاد و آشکار شدن علاقه رعایا نسبت به آنهاست. ۱۹ ۲۰
برقراری عدالت
وفاداری مردم به حکومت
عدالت
۱-۸ ۵- سپس باید زحمات هر کدام از آن ها را به دقت بدانی. و هرگز زحمت و تلاش کسی از آنان را به دیگری نسبت ندهی.
زحمات هر کدام
برخورد منصفانه
عدالت
۶-۸ ۶- بنابراین از احتکار به شدت جلوگیری کن… باید معاملات با موازین عدل صورت گیرد با نرخ هایی که نه به فروشنده زیان رساند و نه به خریدار!
جلوگیری از احتکار
جلوگیری از احتکار
عدالت
۷-۸ ۷-. ..چرا که میان رعایا یا این گروه از همه به احقاق حق محتاج ترند و باید در ادای حق تمام افراد در پیشگاه خداوند عذر و دلیل داشته باشی!
ادای حق نیازمندان
ادای حق
عدالت
۷-۸ ۸- ملتی که حق ضعیفان از زورمندان در میان آنان با صراحت گرفته نشود هرگز پاک و پاکیزه نمی شود و روی سعادت نمی بیند.
حق ضعیفان
ادای حق
عدالت
۹۱۰ – ریشه ستم آنان را با قطع وسایل از بیخ برکن و به هیچ یک از اطرافیان و بستگان خود، زمینی از اراضی مسلمانان وامگذار
اعمال ضوابط بجای روابط
جلوگیری از ستم
عدالت
۱۰۱۰- حق را درباره آنها که خواهان حقند چه خویشاوند و چه بیگانه رعایت کن و…
اعمال ضوابط بجای روابط
جلوگیری از ستم
عدالت
۷-۸ ۱۱- خدا را ! خدا را! در مورد طبقه پایین آن ها که راه چاره ندارند یعنی مستمندان و نیازمندان… و قسمتی از غلات و خاصه جان اسلامی را در هر محل به آنها اختصاص ده و باید حق همه آنها را مراعات کنی
حق نیازمندان
ادای حق
عدالت
۴-۸ ۱۲-. . و نیز می توانی با این عمل که آنها را به عدالت و مهربانی عادت داده ای به آنان مطمئن باشی چرا که گاهی برای تو گرفتاری هایی پیش می آید که باید بر آنها تکیه کنی
عدالت و مهربانی
وفاداری مردم به حکومت
عدالت
۵-۱۲ ۱۳- از امتیاز خواهی برای خود در آنچه مردم در آن مساوی هستند بپرهیز..
امتیاز خواهی
پرهیز از امتیازخواهی
عدالت
۲-۵-۴- مفهوم عدل و عدالت
عدل در لغت به معنای میانه روی در کارها، حد وسط دو امر مخالف و متناقض، برابری و همسانی است (اتابکی، ۱۳۸۰، ۱۸۲۹). مجموعاً سه معنی و یا سه مورد استعمال برای این کلمه وجود دارد:
الف- موزون بودن. در قرآن کریم آمده است: «والسماء رفعها و وضع المیزان» (الرحمن، آیه۷). در تفسیر این آیه مفسّران گفته اند مقصود این است که در ساختمان جهان رعایت تعادل شده است، در هر چیز از هر ماده ای به قدر لازم استفاده شده است، فاصله ها اندازه گیری شده است.
ب- معنی دوم عدل تساوی و نفی هرگونه تبعیض است.
ج- رعایت استحقاق ها و عطا کردن به هر ذی حقی آن چه استحقاق آن را دارد. معنی حقیقی عدالت اجتماعی بشری، یعنی عدالتی که در قانون بشری باید رعایت شود و افراد بشر باید آن را محترم شمارند همین معنی است. از نظر حکمای الهی مفهوم حقیقی عدل که هم درباره ی خداوند صادق است و هم درباره ی بشر همین است (مطهری، ۱۳۵۳، ۱۷-۱۳).
منظور از عدالت در این پژوهش، عدالت به معنای سوم آن، یعنی عدالت اجتماعی است. در باب این نوع از عدالت هم در قرآن و هم در روایات وارده از ائمه معصومین، آیات و احادیث فراوانی وارد شده است، که در ذیل به چند مورد از آنها اشاره می شود:
خداوند در سوره نساء در آیات ۳و ۱۲۹ می فرماید:«خداوند به شما فرمان می دهد که امانت ها را به صاحبان آن ها بازگردانید، و چون بین مردم داوری می کنید، دادگرانه داوری کنید، خداوند به امری نیک پندتان می دهد، که خداوند شنوای بینا است.»
رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود:«العَدلُ جنّه واقیه وجنّه باقیه» عدالت سپری نگهدارنده و بهشتی جاودانه است (مجلسی، ۱۴۰۳، ج ۷۷، ۱۶۷).
امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: «این عداالت است که ملت ها را به بندگی و اطاعت می کشد.» و هم چنین از آن حضرت است که «عدالت پایه ای است که استواری جهان به آن است» (مجلسی، ۱۴۰۳، ج ۷۸ ، ص۸۳).
یکی از مقوله های مهم در این پژوهش که امام علی(ع) کراراً به آن سفارش می کنند و یکی از خصوصیات لازم و ضروری مدیریت

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید