بخش ?ک پا?ان نامه فصل مربوط به نت?جهگ?ـري و بحـث پ?رامـون نتـا?ج بـه دست آمده پژوهش م?باشد. چون هدف از انجام پژوهش و کل?ه مراحل? کـه در ?ـک پا?ـان نامـه با?ـد طـ? کـرد، ارائه نتا?ج? است که در مورد فرض?ههاي پژوهش به دست آمده است. در ا?ن بخش به نتايج آمار توصيفي، نتايج آمار استنباطي، پيشنهادات تحقيق، محدوديت تحقيق و پيشنهادات براي تحقيقات آينده پرداخته م?شود.
5-1 نتايج آمار توصيفي
-متغيير سرمايه ساختاري که داراي 8 گويه ميباشد که ميانگين کل آن برابر با 35/4 و کمترين مقدار 18/4 است در گويه شماره 4 که در مورد فرصت دادن سازمان براي عضويت افراد در گروهها ميباشد و بيشترين مقدار 41/4 است که به گويه 1 که در مورد ترکيب اطلاعات، ايدهها و ديگر منابع براي انجام وظايف ميباشد. که در جدول(5-1) به وضوح نشان داده شده است.
جدول ‏5-1: فراواني پاسخ ها به گويه هاي مربوط به متغير سرماي? ساختاري
متغير
شمار?
گويه
تعداد
ميانگين هر گويه
ميانگين کل گويه ها
سرماي? ساختاري
1
2
3
4
5
6
7
8
96
96
96
96
96
96
96
96
41/4
34/4
39/4
18/4
40/4
33/4
35/4
39/4
35/4
– متغيير سرمايه شناختي که داراي 7 گويه ميباشد که ميانگين کل آن برابر با 34/4 و کمترين مقدار 29/4 است در گويه شماره 13 که در مورد مطابقت ارزشهاي کارکنان با ارزش و اهداف سازمان است و بيشترين مقدار 39/4است که مشترکاً به گويههاي 9 و 12 مربوط است که گويه 9 تمايل کارکنان بانک به راهحلهاي همکارانه و شماره 12 مشارکت و همکاري در امور مختلف بانک ميباشد. که در جدول(5-2) به وضوح نشان داده شده است.
جدول ‏5-2: فراواني پاسخها به گويههاي مربوط به متغير سرماي? شناختي
متغير
شمار?
گويه
تعداد
ميانگين
هر گويه
ميانگين کل گويه ها
سرماي? شناختي
9
10
11
12
13
14
15
96
96
96
96
96
96
96
39/4
35/4
31/4
39/4
29/4
33/4
33/4
34/4
-متغيير سرمايه ارتباطي که داراي 13 گويه ميباشد که ميانگين کل آن برابر با 38/4 و کمترين مقدار 22/4 است در گويه شماره 21 که در مورد پذيرش تفاوتهاي کارکنان بانک ميباشد و بيشترين مقدار 53/4 است که به گويه 26 که در مورد تلقي کردن کارکنان همديگر را عضو يک خانواده مشترک ميباشد. که در جدول(5-3) به وضوح نشان داده شده است.
جدول ‏5-3: فراواني پاسخها به گويههاي مربوط به متغير سرماي? ارتباطي
متغير
شمار?
گويه
تعداد
ميانگين
هر گويه
ميانگين کل گويه ها
سرماي? ارتباطي
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
96
96
96
96
96
96
96
96
96
96
96
96
96
44/4
36/4
32/4
39/4
39/4
22/4
33/4
29/4
38/4
36/4
53/4
41/4
40/4
38/4
5-2 نتايج استنباطي
– فرضي? اصلي : سرمايه اجتماعي بر مديريت دانش در شعب بانک هاي غرب گيلان تأثير دارد.
سرمايه اجتماعي بر مديريت دانش تاثير مثبت و معناداري دارد چون نسبتF برابر با 083/51 با سطح معنيداري 000/0شده است و چون سطح معنيداري از 05/0 کمتر است پس نتيجه ميگيريم متغير مستقل (سرمايه اجتماعي ) به خوبي تغييرات متغير وابسته (مديريت دانش) را تبيين ميکند. همچنين سرمايه اجتماعي حدود 34 درصد از واريانس مديريت دانش را تبيين ميکند. ميزان بتاي سرمايه اجتماعي برابر 593/0 است؛ اين مقدار از ضريب بتا نشان ميدهد که با تغيير يک انحراف معيار در نمره سرمايه اجتماعي موجب 593/0 تغيير در نمره مديريت دانش ميشود. که يافتهها اين پژوهش در راستاي تحقيقات انجام شده از قبيل پاول منينگ (2010) سرمايه اجتماعي براي مديريت دانش معنادار است و ميتواند به عنوان مکمل وموازي با ديگر داراييها نامحسوس از قبيل سرمايه انساني و سرمايه فکري درک شود. دوستار و همکاران(1391) که نتايجشان نشان ميدهد كه سرمايه اجتماعي تاثير مثبت و معني داري بر مديريت دانش و پنج فرايند اصلي آن دارد.مهدويان وهمکاران(1390)که نشان از معنادار بودن تاثير سرمايه اجتماعي بر مديريت دانش دارد و نمودار در حالت استاندارد نيز نشان مي دهد كه سرمايه اجتماعي 86 درصد تغييرات در مديريت دانش را تبيين مينمايد. آزاده اميني (1387) که نتيجه ميگيرد که در سازمان مورد نظرسرمايه اجتماعي و چرخه مديريت دانش در سطح مطلوبي قرار ندارد و براي ارتقاء مديريت دانش در اين سازمان ميبايست سرمايه اجتماعي را افزايش داد. الوانىو همکاران، (1386) نتيجه گرفته است كه توسعه سرمايه اجتماعى در سازمان بر توسعه فرايند مديريت دانش بويژه از بعد خلق و انتقال دانش تاثير گذار است.
– فرضي? فرعي اول : سرمايه ساختاري بر مديريت دانش در شعب بانک هاي غرب گيلان تأثير دارد.
سرمايه ساختاري بر مديريت دانش تاثير مثبت و معناداري دارد چون نسبتF برابر با 264/35 با سطح معنيداري 000/0 است و چون سطح معنيداري از 05/0 کمتر است پس نتيجه ميگيريم متغير مستقل (سرمايه ساختاري ) به خوبي تغييرات متغير وابسته (مديريت دانش) را تبيين ميکند. همچنين سرمايه ساختاري حدود 26 درصد از واريانس مديريت دانش را تبيين ميکند. ميزان بتاي سرمايه ساختاري برابر 522/0 است؛ اين مقدار از ضريب بتا نشان ميدهد که با تغيير يک انحراف معيار در نمره سرمايه ساختاري موجب 522/0 تغيير در نمره مديريت دانش ميشود.
– فرضي? فرعي دوم : سرمايه شناختي بر مديريت دانش در شعب بانکهاي غرب گيلان تأثير دارد.
سرمايه اجتماعي بر مديريت دانش تاثير مثبت و معناداري دارد چون نسبتF برابر با 146/9 با سطح معني داري 003/0 است و چون سطح معني داري از 05/0 کمتر است پس نتيجه مي گيريم متغير مستقل (سرمايه شناختي ) به خوبي تغييرات متغير وابسته (مديريت دانش) را تبيين مي کند. همچنين سرمايه شناختي حدود 7 درصد از واريانس مديريت دانش را تبيين مي کند. ميزان بتاي سرمايه شناختي برابر 298/0 است؛ اين مقدار از ضريب بتا نشان مي دهد که با تغيير يک انحراف معيار در نمره سرمايه شناختي موجب 298/0 تغيير در نمره مديريت دانش ميشود.
– فرضي? فرعي سوم : سرمايه ارتباطي بر مديريت دانش در شعب بانک هاي غرب گيلان تأثير دارد.
سرمايه اجتماعي بر مديريت دانش تاثير مثبت و معناداري دارد چون نسبتF برابر با 518/25 با سطح معنيداري 000/0 است و چون سطح معنيداري از 05/0 کمتر است پس متغير مستقل (سرمايه ارتباطي) به خوبي تغييرات متغير وابسته (مديريت دانش) را تبيين مي کند. همچنين سرمايه ارتباطي حدود 20 درصد از واريانس مديريت دانش را تبيين مي کند. ميزان بتاي سرمايه ارتباطي برابر 462/0است؛ اين مقدار از ضريب بتا نشان ميدهد که با تغيير يک انحراف معيار در نمره سرمايه ارتباطي موجب 462/0 تغيير در نمره مديريت دانش ميشود.
5-3 پيشنهادات تحقيق
– با توجه به فرضيه اول که بعد ساختاري بر مديريت دانش تاثير دارد.
زمينه رشد و گسترش گروههاي غيررسمي که با اهداف سازمان هماهنگ هستند ايجاد شود. براي اين کار فرستادن فردي که عضو گروه نيست با تني از افراد گروه به ماموريت يا قرار دادن او در اتاق يا نزديک افراد گروه.
ايجاد شرايطي که تا کارکنان بر احساسات همکاران خود احترام بگذارند براي اين کار ميتوان زماني که کارمندي مشکل دارد سازمان به کمک او برود و از کارکنان ديگر بخواهد به او کمک کنند.
مبادله و تسهيم اطلاعات و نظرات با ديگر همکاران به هنگام تصميمگيري و انجام کارها، که در يک سازمان مناسب و پويا تصميمگيري بر نظرات جمعي استوار است نه بر سلسله مراتب سازماني. سازمان باحمايت از جمعگرايي وتعاون و مبادله اطلاعات ميتواند باعث افزايش سرمايه اجتماعي شود.
– با توجه به فرضيه دوم که بعد شناختي بر مديريت دانش تاثير دارد.
توجه بيشتر به ازرشهاي کارکنان و تطبيق آن با اهداف ارزشهاي سازمان از طريق نهادينه کردن چشمانداز، رسالت و اهداف سازمان از طريق مشارکت افراد در خلق آنها و يادآوري مکرر آنها براي مثال اهداف و چشماندازها را در بروشورهايي به کارکنان بدهند يا آن را در اتاقها و تابلوهاي سازمان نصب کنند. و افراد ياد ميگيرند که با توسعه تصوير مشترک در مورد آينده مورد انتظارشان و راههاي عملي و رسيدن به آينده، در گروه يا سازمان خود نوعي تعهد ايجاد کند.
تقويت روحيه گروهي و تيمي در ميان کارکنان از طريق برگزاري مراسم در خارج سازمان يا برگزاري اردوهاي خارج از سازمان به منظور ايجاد روابط رو در رو، زبان و تجربيات مشترک، اعتماد و کار گروهي.
– با توجه به فرضيه سوم که بعد ارتباطي بر مديريت دانش تاثير دارد.
ايجاد فضا و شرايطي که موجب شود کارکنان همديگر را به خوبي درک کنندو تفاوتهاي همديگر را بپذيرند که براي اين کار لازم است که کارکنان در کنار هم کار کنند. و با هم باشند با تقويت روابط کارکنان باعث پذيرش تفاوت ميان آنها ميشود. براي اين کار تقويت گروههاي غيررسمي موجب شناخت بيشتر کارکنان از همديگر ميشود و ميتوانند تفاوتهاي همديگر را بيشتر بپذيرند. شناسايي ارتباطات سازماني و تکميل آن به منظور تصرف و انتشار و بهرهبرداري از دانش.ايجاد اعتماد در سازمان از طريق عدالت رويهاي، عدالت توزيعي، عدالت مراودهاي، يکسان بودن حرف وعمل مدير، برقراري ارتباطات باز و شفاف، انتشار اخبار خوب و بد در سازمان ملاقات مستمر کارکنان با مديران سطوح مختلف و مشارکت کارکنان در امور و ارزش دادن به آنها، اجازه دادن به افراد تا خودشان کارهايشان و زمانشان را برنامهريزي کنند اين بهترين راه اعتمادسازي در سازمان است زيرا فرد خود را تنبل فرض نکرده و فردي اثربخش ميداند که براي آينده سازمان علاقهمند است. ما هميشه از شکست که همان يادگيري واقعي است اجتناب ميکنيم وقتي افراد ببينند با وجود شکست مواخذه نميشوند متوجه مسئوليت مشترک ميشوند و ياد ميگيرند در آينده بهتر عمل کنند. و باعث روحيه انتقادي، تحمل شکست، کار گروهي، تمايل به ارزشگذاري ميشود.
5-4 محدوديتهاي تحقيق
– در اين تحقيق ما دنبال افزايش مديريت دانش در بانکها بوديم که سرمايه اجتماعي يکي از اين عوامل بود و عوامل ديگري نيز وجود که براي مثال: الويتبندي عوامل تسهيل کننده، رعايت معيارهاي مديريت دانش، بررسي فرهنگ سازماني ، بررسي عوامل نوآوري ، سازمان يادگيرنده ، کار تيمي، امنيت شغلي، توانمندسازي کارکنان و زير ساختها بر مديريت دانش که در اين تحقيق فقط سرمايه اجتماعي بررسي شده است.
– در اين تحقيق ما مجموعه شعب بانکهاي خصوصي و دولتي را مدنظر قرار دادهايم و آنها را از هم جدا نکردهايم. و همچنين بانکهاي خصوصي و دولتي را با هم مورد مقايسه قرار ندادهايم.
-ابزار جمعآوري در اين تحقيق پرسشنامه است که روشهايي ديگر مانند مصاحبه، مشاهده، ثبت واقيع حساس وجود داشت که به علت عدم تمايل کارکنان و خود سيستم بانکي نتوانستيم از اين روشها استفاده کنيم.
– جامعه آماري اين تحقيق مجموعه شعب بانکهاي غرب گيلان (آستارا، تالش، ماسال، رضوانشهر، بندرانزلي و صومعهسرا) است که بدليل وسعت زياد در اين حوزه بررسي شده است.
– بدست آمدن ميانگين بالاي مديريت دانش در حالي که مسئله تحقيق است که ميتوان دليل آن را درتعصب کارکنان ديد.
-در اين تحقيق از دو متغيير مستقل و وابسته استفاده شده که ميتوان از متغييرها تعديلگر مثل ديدگاه مشتريان يا فرهنگ سازماني در شرايط خاص مثل پاداشدهي و يا بررسي مابين رستههاي شغلي معين استفاده نمود.
-در اين تحقيق از مدل سرمايه اجتماعي ناهاپيت و گوشال که داراي سه بعد است استفاده شده که مدلهاي مختلفي وجود داشت ازقبيل: مدل نان لين، افه و فوش، هاني فاني، جيمز کلمن،رابرت پاتنام، پيربورديو،

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید