ميرسد و با پيوندها ميتوانند يک سازمان و کارگزاران يا حتي جامعه را از وجود و علايق افرادي که در صورت فقدان پيوندها ناشناس باقي ميمانند را آگاه کند. چنين اطلاعاتي هزينه مبادله سازمان را براي بهرهگيري از افراد بهتر و هزينه مبادله افراد براي يافتن سازمانها بهتر، کاهش ميدهد.
نهايتاّ اينکه انتظار ميرود روابط اجتماعي هويت و اعتبار را تقويت کند. اطمينان فرد از ارزش خود به عنوان عضوي از يک گروه اجتماعي که در منافع و منابع مشابهي شريکند موجبات حمايت عاطفي و تاييدي براي حفظ سلامت فکري استحقاق بهرهمندي از منابع ضروري است. لين چهار عنصر “اطلاعات”، “اعتباراجتماعي” و”تاييد” را توضيح چگونگي کارکرد سرمايه اجتماعي در کنش ابزاري و کنش اظهاري ميداند (لين، 2001: 20).
– بانک جهاني60
يکي از نظريه پردازيهاي نسبتا متفاوت از توسعه پايدار، بر اساس ديدگاه چهار نوع سرمايه از سوي بانک جهاني (1997) ارائه شده است (شريفيان ثاني، 1380، ص 9).
توسعه پايدار با توجه به ثروت ملل نظريه پردازي ميشود و به معني حفظ يا غنا بخشيدن به ثروت براي نسلهاي آينده است.
ديدگاه بانک جهاني، بين چهار جز تشکيل دهنده ثروت ملتها تمايز قائل ميشود:
* سرمايه طبيعي: موجودي داراييهاي محيطي مثل زمين، آب، معادن، جنگل، گياهان و جانوران که به بعد محيطي توسعه پايدار مربوط ميشود.
* سرمايه توليد شده يا دست ساز بشر: موجودي ماشين آلات، کارخانهها، ساختمانها و تجهيزات زير بنايي مانند خطوط راه آهن و جادهها که بر بعد اقتصادي توسعه پايدار دلالت دارند.
* سرمايه انساني: شامل ظرفيتهاي سازنده افراد که بر مهارت، آموزش و نوآوري مبتني است و همراه با سرمايه اجتماعي، بعد اجتماعي توسعه پايدار را تشکيل ميدهند.
* سرمايه اجتماعي: شامل شبکهها، انجمنها و موسساتي که با هنجارهاي مشترک و روابط متکي بر اعتماد شکل ميگيرند و همکاري را تسهيل ميکنند.
از اين ديدگاه، سرمايه اجتماعي جزئي تفکيکناپذير از مجموعه ثروت يک ملت است که در چارچوب نظريه توسعه پايدار، ايجاد و حفظ آن غنا بخشيدن به آن براي استفاده نسل آينده، از اهدافي است که توسعه پايدار ملزم به پيگيري آن است.
بانک جهاني سرمايه اجتماعي را پديدهاي ميداند که حاصل تأثير نهادهاي اجتماعي، روابط انساني و هنجارها بر کميت و کيفيت تعاملات اجتماعي است و تجارب اين سازمان نشان داده است که اين پديده تأثير قابل توجهي بر اقتصاد و توسعه کشورهاي مختلف دارد. سرمايه اجتماعي بر خلاف ساير سرمايهها به صورت فيزيکي وجود ندارد، بلکه حاصل تعاملات و هنجارهاي گروهي و اجتماعي بوده و از طرف ديگر افزايش آن ميتواند موجب پايين آمدن جدي سطح هزينههاي اداره جامعه و نيز هزينههاي عملياتي سازمانها شود(ولکاک و مارايان ، 1999).
– ساير ديدگاهها و تعاريف
کاهن و پروساک مطرح ميکنند که سرمايه اجتماعي شامل موجودي تعاملات فعال در ميان افراد است يعني اعتماد، درک متقابل، رفتارها و ارزشهاي مشترک، که اعضاي شبکههاي انساني و گروهها دارند و امکان فعاليتهاي همکارانه را ممکن ميسازند و در سازمان ايجادميکند.
بکر61 (1990) مفهوم سرمايه اجتماعي را منبعي ميداند که کنشگران آن را از ساختارهاي خاص اجتماعي بر ميگيرند و سپس آن را در پيگيري منافع خود به کار ميبرند. سرمايه اجتماعي به واسطه تغيير در روابط کنشگران به وجود ميآيد.
برت62 (1992) سرمايه اجتماعي را دوستان، همکاران و ارتباطات گستردهاي که از طريق آنها فرصتهاي استفاده از سرمايه فيزيکي و انساني به دست ميآيد، ميداند.
لينچ و کاپلان63 (1997) سرمايه اجتماعي را مجموعه سرمايه گذاريها، منابع و شبکههايي ميدانند که به انجام روابط اجتماعي، اعتماد و ميل به شرکت در فعاليتهاي جامعه ميانجامد.
اينگهارت64 (1997) ميگويد سرمايه اجتماعي فرهنگ اعتماد است که در آن شبکهها، ارتباطات وسيع و سازمانهاي دوطلبانه شکل ميگيرند(اميري و رحماني، 1385، ص 118).
2-2-5 مدل سرمايه اجتماعي ناهاپيت و گوشال
ناهاپيت و گوشال (1998) جنبههاي مختلف سرمايه اجتماعي را با رويکرد سازماني در سه بعد بصورت زير بيان کردهاند (قليچلي و مشبکي،1385: به نقل از رضايي کليدبري و همکاران،1390):
* بعد ساختاري65
بعد ساختاري سرمايه اجتماعي اشاره به الگوي ارتباطي اعضاي يک گروه يا واحد اجتماعي دارد يعني اينکه شما به چه کساني و چگونه دسترسي داريد و اين بعد شامل جنبههاي زير است:
روابط شبکه66: پيشنهاد اصلي تئوري سرمايه اجتماعي اين است که روابط شبکهاي امکان دسترسي به منابع(مثل دانش ) را فراهم ميسازند. روابط اجتماعي، ايجاد کننده کانال اطلاعاتي هستند که ميزان زمان و سرمايهگذاري مورد نياز براي گردآوري اطلاعات را کاهش ميدهند.
ترتيبات شبکه67: ترتيبات شبکه تعيين کننده الگوهاي روابط ميان اعضا واحد اجتماعي است. ترتيبات کلي روابط شبکهاي يک جنبه مهم سرمايه اجتماعي را شکل ميدهد که ميتواند بر توسعه سرمايه فکري تأثير بگذارد. براي مثال سه ويژگي ساختار شبکه، تراکم، روابط و سلسله مراتب همگي از طريق تأثير بر ميزان تماس يا قابليت دسترسي اعضاي شبکه باعث انعطافپذيري و سهولت تبادل اطلاعات ميشوند.
سازمان مناسب68: سازمان مناسب در بردارنده ميزان نزديکي و شباهت افراد در يک واحد اجتماعي است. سازمانهاي اجتماعي مناسب ميتوانند يک شبکه بالقوه دسترسي به افراد و منابعشان از جمله اطلاعات و دانش را فراهم کنند و از طريق ابعاد شناختي وسرمايه اجتماعي، ممکن است انگيزش و قابليت را براي تبادل تضمين کنند، اما اين سازمانها ممکن است مانع اين تبادل شوند، تحقيقات نشان ميدهند که چگونه فعاليتهاي جاري سازماني ممکن است گروههاي سازماني را به عوض هماهنگ ساختن، از همديگر جدا سازند يا به عوض قادر ساختن به يادگيري و ايجاد سرمايه فکري، آنها را محدود سازند (قليچلي و مشبکي،1385: به نقل از رضايي کليدبري و همکاران،1390).
* بعد شناختي69
بعد شناختي سرمايه اجتماعي اشاره به منابعي دارد که فراهم کننده مظاهر، تعبيرها، تفسيرها و سيستمهاي معاني مشترک در ميان گروههاست و شامل ادراک، باورها و تصورات فرهنگي و اجتماعي است و مهمترين جنبههاي آن عبارتند از:
زبان و کدهاي مشترک: به دلايل مختلفي زبان مشترک بر شرايط ترکيب و تبادل دانش تأثير ميگذارد. اول اينکه زبان کارکرد مستقيم و مهمي در روابط اجتماعي دارد، زيرا ابزاري است که از طريق آن افراد با يکديگر بحث ميکنند، اطلاعات را مبادله ميکنند، از يکديگر سوال ميپرسند و در جامعه امور تجاري انجام ميدهند. دوم اينکه زبان بر ادراک ما تأثير ميگذارد. سوم اينکه زبان مشترک قابليت ترکيب اطلاعات را افزايش ميدهد. کدها همچنين يک چارچوب مرجع براي مشاهده و تفسير ما از محيط فراهم ميکنند.
حکايات مشترک: علاوه بر زبان و کدهاي مشترک، محققان معتقدند اسطورهها، داستانها و استعارهها ابزارهاي قدرتمندي در اجتماعات براي ايجاد، تبادل و نگهداري مجموعههاي غني معاني فراهم ميکنند. آر70 (1990) نشان ميدهد چگونه حکايات، تبادل تجربه پنهان را بين متخصصان تسهيل ميکند. بنابراين ظهور حکايتهاي مشترک در يک اجتماع باعث خلق و انتقال تفسيرهاي جديدي از رويدادها شده و ترکيب الشکال مختلف دانش را، که عموما به صورت پنهان هستند، تسهيل ميکند (قليچلي و مشبکي،1385: به نقل از رضايي کليدبري و همکاران،1390).
* بعد ارتباطي71
بعد ارتباطي سرمايه اجتماعي توصيف کننده نوعي روابط شخصي است که افراد با يکديگر به خاطر سابقه تعاملات خود برقرار ميکنند و مهمترين جنبههاي آن عبارتند از:
اعتماد72: اعتماد عامل بسيار مهم وحياتي در فراهم آوردن ارتباطات متقابل اثربخش ميان اعضا ميباشد. تحقيقات نشان ميدهند در جايي که روابط مبتني بر اعتماد در سطح بالايي وجود دارد، افراد تمايل زيادي براي تبادل اجتماعي و تعامل همکارانه دارند. ميسزتال73 (1996) ميگويد: اعتماد تامين کننده ارتباطات و گفتمان است. بنيتس74 (2001) هم چنين مطرح ميکند اعتمادميتواند سرمايه فکري را تسهيل کند. بويسوت75 (1995) نيز بر اهميت اعتماد بين افراد براي ايجاد دانش در شرايط مبهم و عدم اطمينان زياد تاکيد دارد.
هنجارها: هنجارهاي همکاري ميتوانند پايهاي قوي براي ايجاد سرمايه فکري بوجود آورند. استارباک76 (1995) اهميت هنجارهاي اجتماعي صداقت و کار گروهي را به عنوان ويژگيهاي کليدي سازمانهاي دانش محور يادآور ميشود. هنجارهاي تعاملي که اهميت آنها در ايجاد سرمايه فکري نشان داده شدهاند از قبيل: روحيه انتقادي، تحمل شکست، کار گروهي، تمايل به ارزشگذاري.
الزامات و انتظارات: الزامات نشان دهنده يک تعهد يا وظيفه براي انجام فعاليتي در آينده است. کلمن (1990) الزامات را از هنجارهاي عمومي شده متمايز ميسازد و آن را به عنوان انتظارهاي ايجاد شده در درون روابط شخصي خاص در نظر ميگيرند.
هويت77: هويت فرايندي است که در آن افراد احساس ميکنند که با فرد يا گروهي از افراد ديگر، عضو يک گروه واحد هستند. کرامر و همکاران (1996) دريافتند که احساس همانندي کردن با يک گروه يا جمع، نگراني درباره فرايندها و نتايج را افزايش ميدهد. به همين ترتيب احتمال فرصت تبادل اطلاعات افزايش مييابد. در مقابل، جايي که گروهها هويتهاي متمايز و مغاير هم دارند، ممکن است موانع عمدهاي در برابر تسهيم اطلاعات، يادگيري و ايجاد دانش به وجود آيد (قليچلي و مشبکي،1385: به نقل از رضايي کليدبري و همکاران،1390).
2-2-6 سطوح سرمايه اجتماعي78
سطوح سرمايه اجتماعي شامل سطح ملي و سطح سازماني ميباشد.
* سطح ملي
سرمايه اجتماعي در اين سطح اشاره به شبکهها، تعاملات و هنجارها دارد که کيفيت و کميّت تعاملات اجتماعي را شکل ميدهد. سرمايه اجتماعي فقط مجموع نهادهايي که جامعه را تشکيل ميدهند، نيست؛ بلکه سبب انسجام اين نهادها نيز ميشود(سازمان بانک جهاني، 2001). سرمايه اجتماعي مجموعهاي از هنجارهاي موجود در سيستم اجتماعي است که موجب ارتقاي سطح همکاري اعضاي آن جامعه ميشود و موجب پايين آمدن سطح هزينههاي تبادلات و ارتباطات ميگردد(علوي، 1380:34). سرمايه اجتماعي شبکهها و هنجارهاي تشريک مساعي متقابلي است که ايجاد ارزش مينمايد (رحماني، کاوسي، 1387: 80).
* سطح سازماني
در تحقيقات کوهن و پروساک(2001) به ايده بررسي سرمايه اجتماعي در سطح سازمانها اشاره شده است. افرادي مانند کوهن و پروساک اعتقاد دارند که سرمايه اجتماعي ميتواند به توسعه اقتصادي کمک نمايد. برخي از مزاياي مورد اشاره توسط اين افراد به شرح ذيل ميباشد: به اشتراک گذاشتن بهتر دانش، ايجاد روابط مبتني بر اعتماد ، ايجاد روح تعاون، (درون سازماني، بين سازماني و مشتريان و شرکاء) کاهش نرخ جابهجايي، کاهش هزينههاي استخدام، کمک به آموزش، ابقاي دانش سازماني، کاهش تغييرات نيروي کار، افزايش فعاليتهاي مرتبط با ثبات سازماني و درک مشترک (کوهن و پروساک، 2001) کلارک سون سرمايه اجتماعي را به عنوان فرايند حل مشکل توصيف مينمايد. در يک شخص به تنهايي نميتواند سرمايه اجتماعي را ايجاد نمايد، ولي منبعي است براي افرادي که در شبکه روابط اجتماعي کم و بيش بلند مدت قرار ميگيرند (بورديو، کلمن پاتنام و آدلر، 1999). اهميت سرمايه اجتماعي سازماني در اين است که سبب اجتماع افرادي ميشود (گروهها، تيمها، سازمانها و …) که با همديگر به طور موفقيت آميز کارها را به پايان ميرسانند (کلمن، جاکوب، پاتنام و آدلر، 1999) سرمايه اجتماعي سازماني احساس انسجام را از طريق اعتماد و همکاري ايجاد مينمايد (کوهن و پروساک ، 2001).
سرمايه اجتماعي در تعريفي ديگر در سه سطح فردي، گروهي و

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید