با ميزان يا اندازه سرمايه اجتماعي در مدرسههاي آمريکايي مرتبط ميداند. در نظر او سرمايه اجتماعي آن چيز يا پديدهاي است که روابط ميان انسانها نهفته است و سبب پديد آمدن حسن نيت ميان آنها ميشود، همدلي آنها را نسبت به يکديگر برميانگيزد، آنها را پيرو جمع ميکند و بدين سان زمينه معاشرت بيشتر و روابط پايدار ميان آنان را فراهم ميآورد.
افزايش يا کاهش سرمايه اجتماعي بر ميزان حسن نيت، همدلي و معاشرتهاي اجتماعي ميان انسانها اثر ميگذارد.
هسته اصلي انديشه هاني فان، در واقع اين است که ميان سرمايه اجتماعي و رابطه اجتماعي پيوندي دروني و تنگاتنگ وجود دارد و سرمايه اجتماعي در درون رابطه اجتماعي نهفته و پنهان است. اين برداشت از اصطلاح سرمايه اجتماعي پايه همه بحثهايي قرار گرفت که پس از هاني فان مطرح شد و بدينسان زمينه ورود اين اصطلاح را به حوزههاي گوناگون علوم اجتماعي، هر چند با کاربستهاي متفاوت، فراهم آورد (اجتهادي، 1386، ص 4).
– رابرت پاتنام
از زمان چاپ کتاب، بازي بولينگ به تنهايي (2000،Bowling alone)، رابرت پاتنام به عنوان يکي از مدافعان سرمايه اجتماعي مطرح بوده است. مطالعات پانتام مرزهاي تخصصي رشتهاش را در علوم سياسي در نورديده و به رشتههاي گستردهتر اجتماعي راه يافته است(متقي، 1385،ص 45). پاتنام يکي از نظريهپردازان مشهور سرمايه اجتماعي معتقد است: سرمايه اجتماعي اغلب محصول جانبي ديگر فعاليتهاي اجتماعي ميباشد. اين سرمايه به طور معمول در پيوندها، هنجارها و اعتمادها تشکيل ميشود و از يک شرايط اجتماعي به شرايط ديگر انتقالپذير است.
همچنين شبکههاي مشارکت مدني، هزينههاي بالقوه عهدشکني را در هر معاملهاي افزايش ميدهند و منافع فرصت طلبي را که فرد انتظار دارد از ديگر معاملات همزمان نصيبش شود به خطر مياندازد. شبکههاي مشارکت مدني به زبان تئوري بازيها، تکرار پيوند بازيها را افزايش ميدهد. شبکههاي مشارکت مدني ارتباطات را تسهيل ميکند و جريان اطلاعات را در مورد قابل اعتماد بودن افراد بهبود ميبخشد(اميري و رحماني، 1385).
پاتنام سرمايه اجتماعي را بر اساس منابع آن تعريف ميکند. وي به سرمايه اجتماعي به صورت کلان نگاه ميکند و سرمايه اجتماعي را در رشد و توسعه اقتصادي کشور موثر ميداند و به اين لحاظ تعريف او جمعي بوده و سرمايه اجتماعي را به منزله دارايي گروهها و جوامع تلقي ميکند (اميري و رحماني، 1385).
– جيمز کلمن54
به طور کلي، کلمن جامعه شناس معروف آمريکايي، در صدد توسعه علم مشترک بين اقتصاد و جامعهشناسي بود و مفهوم سرمايه اجتماعي در مطالعات وي جايگاه وسيعي داشته است. ريترز(1996)، بيان ميکند که کلمن موتور محرکه نظريه انتخاب منطقي در جامعهشناسي معاصر بوده و در اين چارچوب، روشنفکري است که ايده سرمايه اجتماعي خويش را پرورش داده است. با استفاده از اين نظريه انتخاب منطقي، کلمن ديدگاه وسيعي در مورد جامعه به عنوان سيستمهاي اجتماعي خويش را پرورش داده است. با استفاده از انتخاب منطقي، کلمن ديدگاه وسيعي در مورد جامعه به عنوان سيستمهاي اجتماعي رفتار جمعي افراد مطرح ساخت.
نظريه انتخاب منطقي بر مبناي فرض الگوي فردگرايي رفتار بشري استوار است، که هر فرد به طور خودکار آن چه را که در جهت منافع خود اوست، بدون توجه به سرنوشت ديگران، تعقيب مينمايد. مفهوم سرمايه اجتماعي محملي است براي کلمن تا با تشريح چگونگي اين امر از نظريه بازيها سرچشمه ميگيرد. در بازي ذهني که به دو راهي زنداني شهرت دارد، دو زنداني جداگانه در سلولها نگاه داشته شده، به آنها جداگانه ميگويند که هر کس اول اقرار نمايد از تخفيف در تنبيه برخوردار خواهد شد. براي دو زنداني دو راهي اين است که بهتر است سکوت نمايند، آن هم به اين اميد که چون مدرکي ديگري نيست و زنداني ديگر نيز سکوت اختيار کند، رهايي مييابد يا اقرار کند؟
نظريه انتخاب منطقي پيش بيني ميکند که اقرار خواهند کرد، چرا که هر زنداني ميداند در مقابل اين انتخابها، امکان اقرار ديگري وجود دارد و هر فرد به دنبال منافع فردي خود خواهد بود، در صورتيکه همکاري و اعتماد افراد به هم ميتواند در بلند مدت منافع بيشتري را ايجاد نمايد (متقي، 1385، ص 33). کلمن سرمايه اجتماعي را بر مبناي کارکرد آن تعريف ميکند و آن را به عنوان يکي از انواع سرمايه در نظر ميگيرد و معتقد است سرمايه اجتماعي باعث تغيير در روابط ميان اشخاص و تسهيل روابط آنها ميشود و به سرمايه اجتماعي از جنبه کالاهاي عمومي مينگرد نه يک کالاي خصوصي.
– پييربورديو55
بورديو جامعه شناس فرانسوي، سرمايه اجتماعي را به عنوان يکي از انواع سرمايه در کنار سرمايه فيزيکي و انساني در نظر ميگيرد که تحت برخي شرايط، به سرمايه فيزيکي تبديل ميشود. وي ميگويد: سرمايه اجتماعي جمع منابع واقعي يا بالقوه است که حاصل شبکههاي بادوام از روابط کم و بيش نهادينه شده آشنايي و شناخت متقابل، به بيان ديگر عضويت در گروه، است. شبکهاي که هر يک از اعضاي خود را از پشتيباني سرمايه جمعي برخوردار ميکند و آنان را مستحق اعتبار ميسازد.
ميتوان گفت که نگرش بورديو به سرمايه اجتماعي نگاه ابزاري است، زيرا وي منافعي است که فرد به سبب شرکت در تعاملات اجتماعي به دست ميآورد و افراد به منظور حداکثر کردن منافع و سود تعمدي به ارتباطات اجتماعي ميپردازند (اميري و رحماني، 1385).
– فرانسيس فوکوياما
فوکوياما (1999) معتقد است تعاريف سرمايه اجتماعي به نمودهاي آن اشاره دارد و تعريفي که ايشان ارائه مينمايد چنين است: سرمايه اجتماعي شکل و نمونه ملموسي از يک هنجار غير رسمي است که باعث ترويج همکاري بين دو يا چند نفر ميشود. هنجارهاي تشکيل دهنده سرمايه اجتماعي ميتواند از هنجار روابط متقابل دو دست تا آموزههاي پيچيده را در بر بگيرد. با اين تعريف اعتماد، شبکهها، جامعه مدني و… که سرمايه اجتماعي مربوط هستند، محصول جانبي اين پديدهاند که در نتيجه سرمايه اجتماعي به وجود ميآيد، ولي خود سرمايه اجتماعي را تشکيل نميدهند. وي ميگويد: سرمايه اجتماعي را به سادگي ميتوان به عنوان مجموعه بعضي از هنجارها يا ارزشهاي غير رسمي تعريف کرد. هنجارهايي که توليد سرمايه اجتماعي ميکند به طور اساسي بايد شامل سجاياي صداقت، اداي تعهدات و ارتباطات دو جانبه باشد.
– افه و فوش56
افه و فوش (2002) علاوه برعناصري که در تعريف بورديو، کلمن و پنتام از سرمايه اجتماعي وجود دارد، به بعد گرايش به آگاهي و توجه اشاره نموده و آن را شامل مجموعه افکار، عقايد و حساسيت نسبت به زندگي اجتماعي و سياسي و توجه به هر چيزي که در وسيعترين معنا به امور عمومي اطلاق ميشود که مربوط به شکل بالقوه فردي تمايل ضعيف نسبي در دنبال کردن موضوعات مشترک در رسانههاي الکترونيکي و چاپي بوده و پيش شرط شناختي فعالتر مسئوليت مدني است که باعث علاقهمندي و دل نگراني ميشود و نقطه مقابل آگاهي و توجه وضعيت شناختي چشمپوشي، بيتفاوتي و شکلگيري نگرش فرصت طلبانه است (ناطقپور و فيروزآبادي، 1385، ص 163).
– ناهاپيت و گوشال57
از ديدگاه سازماني، ناهاپيت و گوشال (1998) سرمايه اجتماعي را به عنوان جمع منابع بالفعل و بالقوه موجود در درون، قابل دسترس و ناشي از شبکه روابط يک فرد يا يک واحد اجتماعي تعريف ميکنند. از ديدگاه آنها سرمايه اجتماعي يکي از قابليتها و داراييهاي مهم سازماني است که ميتواند به سازمانها در خلق و تسهيم دانش کمک بسيار کند و براي آنها در مقايسه با سازمانهاي ديگر مزيت سازماني پايدار ايجاد کند (قليچلي و همکار،1385، ص 6).
– الکسيس دوتوکويل58
دوتوکويل نويسنده فرانسوي، در سال 1831 متاثر از سفر به آمريکا، دريافت که در زندگي مجمعي آمريکايي نوعي عرصه يادگيري شهري وجود دارد. دوتوکويل (1832) بيان ميکند که در مجامع سياسي آمريکايي، افراد با داشتن شرايط، تفکرات و سنين مختلف ذائقه کلي براي تجمع و رشد مييابند که به منظور کاربرد آنهاست. در تجمعهاي بزرگ آنها به گفتگو ميپردازند، به يکديگر گوش فرا ميدهند و دو طرفه با انواع مسئوليتهاي انگيزشي دريافت شده راهي زندگي شهري ميشوند و آنها را به خدمت هزاران اهداف پربار خويش در ميآورند. براي دوتوکويل زندگي مجمعي پايه و اساس نظم اجتماعي در يک سيستم باز است که يک نوع همکاري شهري سطح بالا و دور از استبداد به مردم ياد داده است که چگونه در زندگي شهري به همکاري بپردازند و در واقع زندگي مجمعي را به صورت مهد کودکي براي جامعه دموکراسي ميداند (متقي، 1385، ص 46).
– نان لين59
لين با طرح “نظريه منابع اجتماعي” (1982) مشخصاً اين مسئله را مطرح کرده است که دستيابي به منابع اجتماعي و استفاده از آنها( منابع نهفته در شبکههاي اجتماعي) ميتواند به موقعيتهاي اجتماعي- اقتصادي بهتري منجر شود. بر همين اساس لين در سال اخير (1998) مفهوم سرمايه اجتماعي را براي طرح نظرات پيشين خود برگزيده و آن را به مثابه منابع نهفته در ساختار اجتماعي تعريف ميکند که با کنشهاي هدفمند قابل دسترسي يا گردآوري است. به اين ترتيب، از نظر لين، سرمايه اجتماعي از سه جزء تشکيل شده است: منابع نهفته در ساختار اجتماعي، قابليت دسترسي افراد به اين گونه منابع اجتماعي و استفاده يا گردآوري اين گونه منابع اجتماعي در کنشهاي هدفمند (لين،1999: 7).
لين منابع ارزشمند در اکثر جوامع را ثروت، قدرت و پايگاه اجتماعي معرفي ميکند و لذا سرمايه اجتماعي افراد را بر حسب ميزان يا تنوع ويژگيهاي ديگراني که فرد با آنها پيوندهاي مستقيم و غيرمستقيم دارد قابل سنجش ميداند. البته دستيابي به منابع و استفاده از آنها خود متاثر از موقعيت فرد در ساختار سلسله مراتبي موجود در جامعه است. او”منابع نهفته” و ” موقعيتهاي شبکهاي” را دو عنصر مفهومي سرمايه اجتماعي قلمداد ميکند و نتايج سرمايهگذاري افراد در روابط و شبکههاي اجتماعي در ارتباط با دو نوع کنش ابزاري و کنش اظهاري طبقهبندي مينمايند. براي کنش ابزاري سه گونه بازگشت سرمايه (بازدهي) را مطرح ميکند: بازدهي اقتصادي (ثروت)، بازدهي سياسي (قدرت) و بازدهي اجتماعي(شهرت) و براي مورد اخير مينويسد: “به نظر من شهرت يکي از شاخصهاي بازدهي اجتماعي است. شهرت را ميتوان به مثابه نظرات مساعد يا نامساعد درباره فرد در يک شبکه اجتماعي تعريف کرد” ( همان: 11).
در کنش اظهاري سرمايه اجتماعي ابزاري است براي تحکيم منابع و دفاع در برابر از دست دادن احتمالي منابع. او سه نوع بازدهي را در آن رابطه ذکر ميکند: سلامت جسماني سلامت رواني و رضايت از زندگي. سلامت جسماني مستلزم حفظ توان کارکردي جسماني و رهايي از بيماريها و آسيبديدگي است. سلامت رواني، توانايي پايدار برابر تنشها و حفظ تعادل عقلي و احساسي را منعکس ميکند. رضايت از زندگي نيز نشانگر خوشبيني و رضايت از عرصههاي مختلف زندگي مانند خانواده، ازدواج، کار، جامعه و محيطزيست است. وي معتقد است اغلب اوقات کنشهاي ابزاري و کنشهاي اظهاري يکديگر را تقويت ميکنند (همان: 12).
لين در مقايسه سرمايه اجتماعي با اشکال ديگر سرمايه، سرمايه اقتصادي و سرمايه انساني را شکلهاي شخصي سرمايه مينامند، حال آن که براي سرمايه اجتماعي عنوان” دارايي ارتباطي ” را بکار ميبرند. سرمايهگذاري در اين سرمايه، نه بروي فرد بلکه بروي روابط صورت ميگيرد، يعني اينکه افراد براي دستيابي به سود در تعاملات و شبکهسازي شرکت ميکنند. وي به مواردي در چگونگي کارکرد سرمايه اجتماعي اشاره ميکند که معتقد است در اشکال شخصي سرمايه به آن پرداخته نميشود. به طور مثال، او به تسهيل جريان اطلاعات در برخي پيوندهاي اجتماعي اشاره ميکند که به واسطه آن اطلاعات سودمندي درباره فرصتها و انتخابها به فرد

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید