بر مديريت دانش از جمله اقدامات اوليه سازمانها ميباشد. از طرف ديگر يکي از قابليتهاي مهم سازماني که ميتواند به سازمانها در خلق و تسهيم دانش کمک بسيار کند و براي آنها در مقايسه با سازمانهاي ديگر مزيت سازماني پايدار ايجاد کند سرمايه اجتماعي1 است (پروساک و کوهن2، 2001). سرمايه اجتماعي از مفاهيم نويني است که نقش بسيار مهمتري نسبت به سرمايه فيزيکي و سرمايه انساني3 در سازمانها و جوامع ايفا ميکند. بطوري که بدون سرمايه اجتماعي کارکنان حاضر به تسهيم اطلاعات و دانش نخواهند شد و برنامه مديريت دانش موفقيتآميز نخواهد بود. براي ايجاد و تکميل فرايند مديريت دانش، سرمايه اجتماعي جايگاه اساسي دارد (اين کپن4،1998(. که سازمانها با استفاده درست از مديريت دانش5 و سرمايه اجتماعي ميتوانند سازمانهاي خود را به کمال مورد نظر برسانند.
بنابراين با توجه به اهميت سرمايه اجتماعي بر مديريت دانش در سازمانها اين تحقيق در پي دستيابي به شناخت بيشتر عوامل موثر بر اجراي مناسب اين راهبرد ميباشد. با توجه به تعاريف و ابعاد مديريت دانش و سرمايه اجتماعي که هر دو بر تعاملات و ارتباطات ميان افراد تاکيد دارد. در اين تحقيق تلاش ميشود تا چگونگي ارتباط ميان سرمايه اجتماعي و مديريت دانش و نيز سه بعد سرمايه اجتماعي يعني بعد ارتباطي، شناختي و ساختاري بر مديريت دانش در شعب بانکهاي غرب گيلان بررسي شود و ميزان تأثير پذيري مديريت دانش از سرمايه اجتماعي مورد آزمون قرار گيرد. اين فصل شامل بيان مسئله، اهميت و ضرورت تحقيق، چارچوب نظري، فرضيات تحقيق، اهداف تحقيق، تعاريف نظري و عملياتي متغييرها و قلمرو تحقيق ميباشد.
1-2 بيان مسئله
دانش به سرعت در حال تبديل شدن به مهمترين مزيت رقابتي پايدار براي سازمانهاست. پيشرفتهاي اخير در فناوري اطلاعات، هزينههاي مديريت داده را به ميزان قابل توجهي کاهش داده است. اين پيشرفتها مفاهيم سازمان يادگيرنده، سازمانهاي دانشي و مديريت دانش را وارد ادبيات مديريت و سازمان کرده است. سازمانها با بکارگيري استراتژيهاي مديريت دانش امکان نوآوري در فرآيندها، فعاليتها، محصولات و خدمات خويش را فراهم آوردهاند و در نتيجه موقعيت رقابتي خويش را بهبود ميبخشند. در محيط پويا، چالشي و رقابتي کسب وکار امروزه حرکت سازمانها به طرف سازمانهاي يادگيرنده از الزامات موفقيت در چنين محيطي است. و امروزه سازمانها بايد توانايي اين را داشته باشند که دانش مورد نيازشان را براي نوآوري در محصولات و بهبود فرايندها را كسب نمايند و ميان كاركنانشان نشر دهند و در تمامي فعاليتهاي روزانه مورد استفاده قرار دهند(دوستار وهمکاران،1391).
مديريت دانش عبارت است از فرآيند ايجاد ارزش از دانش سازمان البته پياده سازي و اجراي مديريت دانش كارا و موثر که مستلزم توجه به عوامل مهمي مانند فرهنگ سازماني و فن آوري اطلاعات ميباشد كه اهميت اين عوامل در سازمانهاي مختلف با توجه به اهداف سازمان، زمينه فعاليت سازمان، محيطي كه سازمان در آن قرار دارد (معتمدي جويباري و همکاران،1391) مالهوترا6 معتقد است مديريت دانش شامل فرايندهاي سازماني است که ترکيب همافزايي از ظرفيت پذيرش داده و اطلاعات، توسط فناوري اطلاعات، و ظرفيت خلاقيت و نوآوري توسط انسان را جستجو ميکند (مالهوترا،1998). چونـگ و همكـارانش7 (2000) در پـي پژوهشهاي تجربي خود مديريت دانش را فرايند بكارگيري و ارائه مهارتها و تخصصهاي افراد در سازمان ميدانند كه توسط فناوري اط?عات پشـتيباني مـيشـود.
بهات (2001) چرخه مديريت دانش را شامل فعاليتهاي کسب، ثبت، انتقال، خلق و کاربرد دانش در سازمان ميداند. کسب دانش شامل مجموعه فعاليتهايي است که به منظور کسب دانش جديد در خارج سازمان صورت ميگيرد. ثبت و مستندسازي دانش شامل استفاده از پايگاههايي است که به منظور ثبت دانش موجود در سازمان صورت ميگيرد. انتقال دانش شامل مجموعه فعاليتهايي است که به منظور انتقال دانش سازمان ميان اعضاصورت ميگيرد. خلق دانش شامل پاداشدهي وتشويق نوآوري و ايدههاي جديد کارکنان، بحث آشکار در مورد تجارت وشکستهاي سازمان، تشکيل گروههاي يادگيري است. و کاربرد دانش شامل بکارگيري ايدههاي جديد کارکنان در فرايند سازمان و يا توجه به فروش دانش سازماني است.
مديريت دانش با تسهيم دانش در سازمان و به حافظه سپردن دانش افراد در حافظه سازماني ميتواند کارکناني دانشي بار آورد که پاسخگوي نياز مراجعين خود باشد.مراجعيني که روز به روز آگاهتر ميشوند و توقعات بالاتري را از سازمانها دارند.در چنين فضايي خلق و مبادله دانش يک فاکتور اساسي در سازمانهاي دولتي براي ارائه خدمات بهتر و تصميم گيري هاي منطقيتر ميباشد (ان.دي.للا8،2010). مفهوم سيستم مديريت دانش سازماني ميتواند درک کاملتري از مديريت دانش و عناصر اصلي آن را نشان دهد. سيستم مديريت دانش سازماني، نظامي است که از طريق آسان سازي مبادله و نشر دانش (چه ضمني و چه صريح) فرايند يادگيري سازماني را بهبود و ارتقا ميبخشد (مزو و اسميت9،2000). دانش شامل تمام انواع دانش سازماني (صريح يا ضمني) است كه در داخل سازمان و يا اذهان كاركنان سازمان موجود است. افراد نيز همه ذينفعان درون و بيرون سازمان ميباشد. در ميان تمامي اين عناصر كاركنان سازمان مهمترين و اصليترين جزسيستم مديريت دانش سازماني ميباشند (مزو و اسميت،2000). بنابراين ميتوان افراد انساني را در سازمان اصليترين عنصر در مديريت دانش سازماني دانست (سيوي10 2000 ).
فناوري اطلاعات و تکنولوژي مناسب به عنوان ابزاري براي پشتيباني از تعاملات انساني و فرايندهاي هماهنگي وهمكاري ميان افراد سازمان وتسهيل جريان دانش و بكارگيري آن به شمار ميآيند. پس چنانچه سازماني بتواند هر چه بيشتر تعاملات اثربخش را در ميان كاركنان خويش در داخل گروهها و واحدهاي سازماني افزايش دهد احتمال خلق دانش جديد در سازمان انتقال و تبادل دانش ميان افراد سازمان و در نتيجه مديريت اثربخش دانش سازماني نيز بيشتر خواهد بود. پس توجه به ارتباطات و تعاملات اثربخش ميان افراد سازماني و ايجاد جوي آكنده از اعتماد ميان آنان ما را به مفهوم سرمايه اجتماعي نزديك ميسازد (الواني وهمكاران1386 ). در دهه اخير با افزايش رقابت، جذب و حفظ مشتري كه باارزش‎ترين ركن رقابت شمرده مي‎شود، از اهميت بالايي برخوردار شده است و بسياري از سازمان‎ها آن را كليد موفقيت در كسب ‎وكار مي‎دانند. برخي از سازمان‎ها با وجود بهره‎مندي از مديريت ارتباط با مشتري، قادر به جذب رضايت مشتري نيستند. براي نمونه بانك‎هاي خصوصي و بانك‎هاي دولتي دچار مشكلات عديده‎اي در بازار رقابت شدند. و بايد تلاش کرد با ارائه مدلي براي اولويت‎دهي انواع دانش و مديريت بهينه‎تر دانش در سازمان، مديريت دانش و ارتباط با مشتري را بهبود بخشيد (رادفر، رضايي ملک،1391 ). عدم برقراري صحيح مديريت دانش در بانکهاي و عدم استفاده از دانش جديد و تازه موجب اتلاف وقت براي مشتريان و عدم انجام خواسته مشتريان شده و نارضايتي آنان را در بردارد و عقب ماندن بانکها از رقبايشان را به بار ميآورد و بانکها را در اين عرصه رقابت و تکنولوژي از دور خارج کرده و باعث افول بانک ميشود.
سرمايه اجتماعي براي اهداف مديريت دانش معنادار است و ميتواند به عنوان مکمل وموازي با ديگر داراييهاي نامحسوس از قبيل سرمايه انساني و سرمايه فکري درک شود. تعدادي از مفاهيم هدايت که سازمانها ميتواند خود را وفق به ابداع و افزايش سرمايه اجتماعي براي اهداف مديريت دانش وجود دارد (منينگ11،2010). وجود سرمايه اجتماعي در سازمان و تعاملات اثربخش ميان افراد سازمان موجب تسهيل تضارب بيشتر آرا، انتقال دانش و خلق دانش در سازمان را فراهم خواهد آورد (الواني، 1386). سرمايه اجتماعي به دليل اين که اقدامات جمعي را کارآمد ميسازد باعث ارتقا کل فرايند مديريت دانش شده و جايگزين خوبي براي تماسهاي رسمي، پاداشها و مکانيزمهاي نظارت است. به دليل اين که هدف مديريت دانش، اثر گذاري بر کيفيت اقدام در سيستمهاي اجتماعي از طريق کنترل منطق يادگيري و حل مساله است، ميتوان آن را تحت عنوان مديريت سرمايه اجتماعي نام گذاري نمود (محمدي و همکاران، 1387). مفهوم سرمايه اجتماعي بر تعامل و ارتباطات افراد در درون سازمان تاكيد دارد، تا آنجا كه سرمايه اجتماعي از دارائي هاي مهم هر سازماني است كه مي تواند در مديريت دانش كمك كند و براي سازمانها مزيت رقابتي پايدار ايجاد نمايد (مهديانراد، فضلي،1390).
سرمايه اجتماعي مجموعهاي از منابع و ذخاير ارزشمند است كه به صورت بالقوه در روابط اجتماعي گروههاي نخستين و ثانوي وجود دارد. برخي از اين ذخاير كه گاه از آنها به عنوان ارزشهاي اجتماعي نيز ياد ميشود عبارتند از: صداقت، سلامت نفس، همدردي، اعتماد، همبستگي و فداكاري. سرمايه اجتماعي از طريق اين منابع كار افراد را در سطوح مختلف خرد، مياني و كلان جامعه سريع، كم هزينه و مطمئن مي سازد و بدين وسيله آنان را در رسيدن به اهداف مشترك اجتماعي كمك مي كند (صفرزاده وهمكاران1389). سرمايه اجتماعي اهميت اساسي شبكههاي قوي روابط مبتني براعتماد و همكاري را در اجتماعات آشكار ميسازد (جاکوبس12، 1965). به عبارتي، سرمايه اجتماعي آن دسته از شبکهها و هنجارهايي است که افراد را قادر به عمل جمعي ميکند (رضاييکليدبري و همکاران،1390). ناهاپيت وگوشال13 از ديدگاه سازماني سرمايه اجتماعي را به عنوان جمع منابع بالفعل، بالقوه موجود در درون قابل دسترس از طريق و ناشي شده از شبكه روابط يك فرد يا يك واحد اجتماعي تعريف ميكند. از ديدگاه آنها سرمايه اجتماعي يكي از قابليتها و داراييهاي مهم سازماني است كه ميتواند به سازمانها در خلق و تسهيم دانش كمك بسيار نمايد و براي آنها مزيت رقابتي در مقايسه با سازمانهاي ديگرايجاد كند (ناهاپيت وگوشال1998).
ناهاپيت وگوشال (1998) سرمايه اجتماعي را شامل سه طبقه ميدانند: عنصر ساختاري اشاره به الگوي کلي تماسهاي بين افراد دارد يعني شما به چه کساني و چگونه دسترسي داريد. مهمترين جنبههاي اين عنصر عبارتند از روابط شبکهاي بين افراد، پيکربندي شبکهاي و سازمان مناسب. عنصر شناختي شامل ادراک، باورها و تصورات فرهنگي و اجتماعي مشترک است که بوسيله مفاهيم و خاطرات مشترک و يا زبان مشترک مورد پذيرش افراد قرار گرفته و ميان آنان باقي ميماند. مهمترين جنبههاي اين بعد عبارتند از زبان و کدهاي مشترک، و حکايات مشترک. عنصررابطهاي که در بردارنده ميزان اعتماد متقابل ميان اعضا يک واحد اجتماعي است. که مهمترين جنبه هاي اين بعد از سرمايه اجتماعي عبارتند از: اعتماد، هنجارها، الزامات و انتظارات و هويت.
محقق بدنبال پاسخگوي به اين سئوال است آيا سرمايه اجتماعي بر مديريت دانش در شعب بانكهاي غرب گيلان تأثير دارد؟
1-3 اهميت و ضرورت تحقيق
اين روزها دانش بيشترين ارزش را در سازمانها دارد (بريتو14 وهمکاران،2010) و موفقيت شرکتها در قرن 21 با توجه به بازارهايي که هر روز رقابتيتر ميشوند منوط به استفاده از دانشي است که شرکتها در فرايندهاي کليدي خود بدان نياز دارند (ان.دي.للا و همکاران،2001). و با توجه به اينکه نياز اساسي سازمانها در اين عرصه رقابتي دانش جديد و نو است، و اين همان چيزي است که موجب پيشرفت سازمانها در سطح ملي و فرا ملي شده است و بوسيله همين دانش سازمان ميتواند از سازمانهاي ديگر پيشي بگيرد. و دانش يعني همان چيزي که کارکنان سازمان ميدانند. و کارکنان بايد در پي افزايش آن در سازمان باشند. در اي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید