اجتماعي بررسي ميشود.
* سطح فردي
مانند هنگامي که مادري از دوستش تقاضا ميکند تا بچه او را براي مدتي نگاه دارد. اين رابطه دوستي ناشي از سرمايه اجتماعي ميان مادر و دوست خود است که اگر وجود نميداشت، مادر مجبور بود پرستار بچه استخدام کند و هزينه بپردازد.
* سطح گروهي
مانند مثالي که جيمز کلمن از فروشندگان بازار عمده فروشي الماس در شهر نيويورک نقل ميکند. او در اين مثال نشان ميدهد که چگونه تعهدات متقابل اعضاي گروه و ضمانتهاي مؤثر براي ممانعت از خيانت در امانت موجب شده تا اموري مانند ارزشيابي الماسها بدون کمترين هزينه و با اطمينان انجام گيرد و در نتيجه، همبستگي گروهي در سطح بالايي حفظ و تداوم يابد.
* سطح اجتماعي
پاتنام و فوکوياما در کارهايشان به اين سطح از سرمايه اجتماعي پرداختهاند. از نظر پاتنام سرمايه اجتماعي موجب شده تا نهادهاي دموکراتيک حکومتي بهتر وظايف خود را انجام دهند و از نظر فوکوياما، سرمايه اجتماعي نظم اجتماعي را به طريق موثر و کارآمدي حفظ و تداوم بخشد. با توجه به پديده جهاني شدن و لزوم ايجاد مناسبات و ارتباطات مناسب با ديگر کشورها ميتوان سطح فراملي را نيز به سطوح قبلي اضافه نمود (رحماني،کاوسي،1387:82).
2-2-7 اهميت مطالعه سرمايه اجتماعي در سازمان
سرمايه اجتماعي از مفاهيم نويني است که در بررسيهاي اقتصادي و اجتماعي جوامع مدرن مطرح شده است. سرمايه اجتماعي عمدتا مبتني بر عوامل فرهنگي اجتماعي ميباشد و شناسايي آن به عنوان يک سرمايه چه در سطح کلان و چه در سطح مديريت سازمانها و بنگاهها ميتواند شناخت جديدي را از سيستمهاي اقتصادي اجتماعي ايجاد کند و مديران را در مديريت بهتر سازمانها ياري دهد (فوکوياما، 1995). “پيربورديو79” معتقد است: سرمايه اجتماعي جمع منابع واقعي يا بالقوهاي است که حاصل از شبکههاي بادوام از روابط کما بيش نهادينه شده، آشنايي و شناخت متقابل يا به بيان ديگر، عضويت در يک گروه است. شبکهاي که هر يک از اعضاي خود را پشتيباني سرمايه جمعي برخوردار ميکند و آنان را مستحق “اعتبار80″ ميسازد (تاجبخش، 1385: 147). امروزه در جوامع مختلف و به تبع آن در سازمانها افراد از عدم اعتماد به مسئولان دولتي و سازماني رنج ميبرند و همين عدم اعتماد موجب کاهش تشريک مساعي کارکنان و همچنين انصراف آنان از مشارکت با زير دستان و نتيجه آن بيتفاوتي و بيانگيزشي افراد و کارکنان ميشود. يکي از مسائل و مشکلات سازمانهاي فرهنگي عدم وجود همکاريهاي اداري، داوطلبانه و آگاهانه ميباشد و نبود آن به معناي پايين بودن سطح سرمايه اجتماعي سازماني است. مشکل ديگر که سازمانها درگير آن ميباشند، بالا بودن هزينه تبادلات فيمابين است و اين مسئله ناشي از عدم اعتماد متقابل است. اعتماد متقابل نقش زيادي در تسهيل فرآيندها و کاهش هزينههي مربوط به اين گونه تبادلات دارد. سرمايه اجتماعي يعني اعتماد و شبکههاي تعاملي که ميتواند با تسهيل اقدامات هماهنگ، کارآيي گروه را در دستيابي به برخي اهداف بهبود ببخشند(تاجبخش، 1385: 49). همچنين با رويکردي نظري با توجه به تعريف و شاخصهاي سرمايه اجتماعي بين سرمايه اجتماعي با توسعه فرهنگي، سياسي، اجتماعي، و اقتصادي رابطه وجود دارد؛ يعني بخشي از توسعه اجتماعي معادل با توسعه سرمايه اجتماعي و شاخصهاي آن است (صالحيکردآبادي، 1389). در سازماني که ويژگيهايي مانند اعتماد و هنجارهاي مشوق مشارکت و سرمايه اجتماعي به اندازه کافي فراهم نباشد، هزينههاي همکاري افزايش يافته و تحقق عملکرد بستگي به برقراري نظامهاي نظارتي و کنترل پر هزينه پيدا خواهد کرد و در مقابل وجود سرمايه اجتماعي به ميزان کافي و مناسب سبب برقراري انسجام اجتماعي و اعتماد متقابل شده و هزينه تعاملات و همکاريهاي گروهي کاهش مييابد و در نتيجه عملکرد گروه بهبود مييابد (پروساک81، 2001).
2-2-8 سرمايه اجتماعي سازماني چيست؟
ايده بررسي سرمايه اجتماعي در سازمانها در تحقيقات”پروساک و کوهن” (2001) مورد بررسي قرار گرفته است. افرادي مانند کوهن و پروساک که رابطه با توسعه سازماني مطالعه داشتهاند، به کارکنان، فرآيند و تکنولوژي به عنوان منابعي براي اثربخشي سازمان با شک و ترديد نگاه ميکنند.
ادعا شده است که سرمايه اجتماعي ميتواند به توسعه اقتصادي کمک کند. به طور اخص مزاياي ادعا شده عبارتند از: به اشتراک گذاشتن بهتر دانش، ايجاد روابط مبتني بر اعتماد، کاهش نرخ جابجايي، کاهش هزينه استخدام، کمک به آموزش، ابقاء دانش سازماني، کاهش تغييرات نيروي کار، افزايش فعاليتهاي مرتبط با ثبات سازماني و درک مشترک (کوهن و پروساک82، 2001: 6-8). سرمايه اجتماعي سازماني ويژگي روابط اجتماعي درون سازماني و توانايي اجراي فعاليتهاي دسته جمعي براي ثمر رساندن اهداف سازماني ميباشد (لينا و وان بورن83، 1999: 8).
اهميت سرمايه اجتماعي سازماني در اين است که سبب اجتماع افراد(گروهها، تيمها، و سازمانها و …) شده و باعث ميشود که با همديگر به طور موفقيتآميز کارها را به پايان برسانند. سرمايه اجتماعي سازماني احساس انسجام از طريق اعتماد و همکاري ايجاد مينمايد. عناصري از قبيل: اعتماد، درک متقابل، تعهد و ثبات ارتباطي را به وجود ميآورد که سازمانها را در بازار متغير حفظ مينمايد (کوهن و پروساک، 2001).
اين سرمايه باعث انسجام کارکنان و مديران ميشود. اين سرمايه از طريق تسهيل در فعاليتهاي جمعي موفقيتآميز، ارزشي افزوده ايجاد مينمايد و منبعي است که ميتواند مدير و کارکنان را بهرهمند سازد. اين سرمايه ويژگي تعاملات اجتماعي را در يک سازمان انعکاس ميدهد و ميتواند با ساير منابع فيزيکي، مالي و انساني برابري نمايد (لينا2001 : 22).
2-2-9 مدلهايي براي سنجش سرمايه اجتماعي
تا به حال روش يکساني براي محاسبه سرمايه اجتماعي با توجه به بررسيهاي گذشته که از متدولوژيهاي فاقد عموميت استفاده ميکنند، تعيين نشده است. اين حقيقت وابسته به عدم تجانس زياد تعاريف سرمايه اجتماعي است. مدلها و ابزار مختلفي براي سنجش سرمايه اجتماعي ارائه شده است که در يک دستهبندي کلي ميتوان اين ابزار را به دو بعد کيفي و کمي تقسيم نمود.
2-2-9-1 مدلهاي کيفي سنجش سرمايه اجتماعي
الف- مدل CRLRA84
مدلهاي کيفي مختلفي براي سنجش سرمايه اجتماعي ارائه شده است. به عنوان مثال، مدل CRLRA که توسط فالک وکيلپاتريک85 در سال 2000 ميلادي ارائه شده و توسط محققين زيادي مورد استفاد قرار گرفته است. اين مدل سرمايه اجتماعي را در سه سطح خرد، مياني و کلان مورد بررسي قرار ميدهد. در سطح خرد، سرمايه اجتماعي اشاره به افراد موجود در شبکه دارد که بر اثر تعامل ميان اين افراد، شناخت حاصل هويت اعضا شکل ميگيرد. در سطح مياني، سرمايه اجتماعي به اجتماعات و گروهها و سازمانها اشاره دارد و باعث تقويت و ساخت بنيه ارزشي و تعاملي گروه ميشود. در سطح کلان به جامعه که در برگيرنده سازمانها و گروهها مختلف است تمرکز داشته و موجب شکل گيري و تقويت مراودات و ارتباطات جمعي شده و ارزشهاي مشترک را بهبود ميبخشد. مطابق شکل شماره 22-2 همه اين سطوح با هم در ارتباط بوده و موجب تقويت يا نقصان همديگر ميشوند (فالک و کيلپاتريک، 2001 به نقل از الواني، 1380).
سرمايه اجتماعي در سطح کلان(جامعه)
سرمايه اجتماعي در سطح مياني(سازمان)
سرمايه اجتماعي در سطح فرد(فرد)
شکل ‏2-15: نحوهي ارتباط سرمايه اجتماعي در سطوح مختلف (فالک و کيلپاتريک، 2001 به نقل از الواني، 1380)
مدلCRLRA مبتني بر تئوري منابع اجتماعي است، بر پايه اين مدل، سرمايه اجتماعي شامل منابعي است که موجب افزايش ظرفيت جامعه و سازمان ميشود. در سطح فردي، اين منابع شامل شناخت و هويت است. منظور از منابع شناخت و دانش، دانستن منبع اطلاعاتي و شيوههاي انجام کار و يا برطرف نمودن مشکلات پيش آمده در شبکه ميباشد. منابع هويت، اشاره به هنجارها و ارزشها دارد، به عبارتي منبع هويت به اين که افراد تا چه اندازه داراي ارزشها و بينشهاي مشترک بوده و قادر به کار با ديگران هستند تمرکز دارد. اين منابع شناخت و هويت در سطح اجتماع و سازمان با هم تلفيق شده و منبعي از سرمايه اجتماعي براي آن سازمان و اجتماع پديد ميآورند که در سطح مياني به زير ساختارهاي ارزشي و تعاملي سازمان مربوط و در سطح کلان به زير ساختارهاي مراودهاي و ارتباطي اجتماعي ختم ميشود(الواني- شيرواني،1383: 98).
ب- مدل SCAT86
مدل نسبتا جامع کيفي که گرايش به تحليل سرمايه اجتماعي در سطح سازمان دارد، مدل SCAT است که براي اولين بار در سال 1998 توسط” بين و هيکس”87 ارائه و سپس توسط محققين ديگر از جمله ” کريشنا و شرادر”88 در سال 1999 توسعه داده شد. مدل SCAT سعي در تصوير ابعاد و ترکيب سرمايه اجتماعي در سطح سازمان دارد.
شکل ‏2-16: مدل SCAT (فالک و کيلپاتريک، 2001 به نقل از الواني، 1380)
در اين مدل، سرمايه اجتماعي به دو سطح کلان و خرد تقسيم شده است، سطح کلان اشاره به محيطي دارد که سازمان در ان فعاليت دارد که شامل نقش قوانين، چارچوب حقوقي، نوع حکومت و نظام سياسي، ميزان عدم تمرکز و ميزان مشارکت سياسي افراد در خطمشي کلان است. سرمايه اجتماعي مانند ارزشها، عقايد، نگرشها، رفتار و هنجارهاي اجتماعي ميپردازد. ارزشها شناختي به روحيه اعتماد و يکپارچگي اعضا و همين طور ارتباط متقابل ميان اعضاي يک جامعه وجود دارد ميپردازد. اين ارزشها شرايطي را در جامعه و سازمان بوجود ميآورند که در آن اعضا براي توليد کالاي مشترک ميتوانند با هم همکاري نمايند. بعد ساختاري سرمايه اجتماعي در برگيرنده ساختارها و شبکههايي است که حاوي فرايندهاي تصميمگيري جمعي و روشن، رهبران پاسخگو و مسئوليت متقابل است. اگر چه پرداختن به سرمايه اجتماعي در سطح کلان ضروري است اما اين مدل تلاش دارد تا ميزان سرمايه اجتماعي را در شرکتها، سازمانها اندازهگيري نمايد(همان منبع).
2-2-9-2 مدل کمّي سنجش سرمايه اجتماعي
اگر چه هنوز مدل کمّي مناسبي براي اندازگيري سرمايه اجتماعي ارائه نشده است و اين امر ناشي از پيچيدگي مفهوم سرمايه اجتماعي است ولي برخي از صاحب نظران بيشتر گرايش به توضيح مفهومي و تأثيرات اقتصادي آن از جهت کاهش هزينههاي تعاملات اجتماعي دارند. لذا با ارائه الگوهايي سعي دارند با استفاده از شيوه خود تحليلي کمّي به اندازگيري سرمايه اجتماعي بپردازد. در اينجا به توصيف يکي از مدلها اکتفا ميکنيم؛ مطابق اين مدل ميزان سرمايه اجتماعي تابعي از مجموع ارزش منابع در اختيار اعضاي شبکه ضربدر احتمال اينکه اين اعضاء منابع را در اختيار فرد قرار دهند( در صورتي که فرد به اين منابع محتاج باشد).
SiEAC= ?ViPi
در آنجا:
ميزان سرمايه اجتماعي اگرi عضوي از شبکه A باشد=SiEAC
مجموعه افراد شبکهاي که i عضوي از آن است=A
ارزش منابع در اختيار عضو=Vi
احتمال اينکه عضوi بتواند اين منابع را در اختيا بگيرد=Pi
ميزان سرمايه اجتماعي قيد شده در فرمول فوق، بستگي به سه عامل تعداد اعضاي موجود در شبکه، احتمال واگذاري منابع در اختيار اعضاي موجود در شبکه و ميزان ارزش منابع در اختيار اعضاي موجود در شبکه دارد به عبارتي هر چه شبکه گستردهتر و وسيعتر باشد، سرمايه اجتماعي تقويت گرديد و بالعکس. همين طور هر چه ميزان ارزش منابع و احتمال واگذاري منابع افزايش يابد، سرمايه اجتماعي به شکل تصاعدي افزوده ميشود (نيکومرام و همکاران، 1392: 119).
2-3 سرمايه اجتماعي و مديريت دانش
سرمايه اجتماعى مجموعهاي از منابع و ذخاير ارزشمندي است كه به صورت بالقوه در روابط اجتماعى گروههاي نخستين، ثانوي و در سازمان اجتماعى جامعه وجود دارد. برخى از اين ذخاير كه گاه از آنها به عنوان

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید