و جايگاه بالايي در توليد ناخالص ملي و داخلي براي کشورها پيدا کرده است. هر چند که سوخت هاي فسيلي عاملي در تخريب محيط زيست قلمداد مي شوند، اما زندگي بشر امروز، بدون آن مختل و دچار چالش خواهد شد؛ مگر اين که بتوان سوخت هاي جايگزين مانند استفاده از انرژي باد و خورشيد را جايگزين آن کرد. مهم تر اين که، مداخله دولت ها در زمينه توليد و تأمين انرژي بايد فعال تر شود. علاوه بر اين، بسياري از کشورها با استفاده هاي سياسي و نفوذ براي به دست آوردن و دسترسي به منابع انرژي، تلاش مي کنند. البته تمرکز توليد در برخي از کشور ها نيز باعث خطراتي مي شود. بحران مؤثر بر توليد در بخش خاصي از جهان و يا توليد قابل توجه برخي کشورها که در حال حاضر جايگزين براي توليد، در آن ها کمتر قابل توجه است ، بيشترين تأثير جهاني را در بر دارد. در حال حاضر افزايش سهم منابع انرژي جهان از طريق گره هاي استراتژيک و بحراني حمل و نقل، مانند تنگه هرمز، تنگه مالاکا و کانال سوئز تأمين خواهد شد. کولين اس.گري، نويسنده کتاب ژئوپليتيک عصر هسته اي، امنيت را با ژئوپليتيک برابر مي بيند و با اشاره به اهميت تنگه هرمز در رابطه با تأمين نفت مي گويد: جغرافيا انرژي است، انرژي اقتصاد است، اقتصاد امنيت است و امنيت ژئوپليتيک (همان).
هم اکنون بيش از 75 درصد از توليد ناخالص ملي ايران از توليد و فروش نفت و گاز به دست مي آيد، بنابراين انرژي در اقتصاد ايران نقش تعيين کننده اي دارد. اين نقش به همراه چگونگي توزيع جغرافيايي انرژي مي تواند عامل ايجاد نا امني باشد. اکثر منابع نفتي در حال استخراج ايران در بخش هاي نفت خيز جنوب و جنوب غرب واقع گرديده اند. منابع گازي نيز به تبعيت از معادن نفت به استثناي منابع گازي بخش هاي شمالي خراسان در اين بخش ها قرار گرفته اند. قرار گرفتن معادن نفت و گاز در بخش هاي جنوب و جنوب غرب ايران گرچه به دليل نزديکي به دريا، داراي سهولت دسترسي ترانزيتي مي باشند، اما به دليل نزديکي به آب هاي بين المللي وحضور نيروهاي فرا منطقه اي در آب هاي خليج فارس و در نزديکي به اين منابع، آسيب پذير مي باشندکه در هر نوع سازمان دهي سياسي فضا مي بايست محل اين منابع مورد توجه قرار گيرند. چرا که محيط زيست دريايي تحت تأثير آلودگي نفتي قرار دارد و سالانه حدود 2/1 ميليون بشکه نفت به علاوه اين تمرکز انرژي در بخش هاي جنوبي کشور با هرگونه تغييرات و تحولات ناشي از نوع حکومت و استقلال طلبي گروهي و قومي، مي تواند عامل ايجاد چالش و نا امني در ابعاد ملي باشد( همان).
3-1-2- کمبود آب شيرين
هر چند حجم کلي آب هاي موجود بر روي زمين قابل توجه مي باشد، اما طبق گزارش برنامه محيط زيست سازمان ملل متحد از کل اين ميزان، نزديک به 5/ 97 درصد آب به صورت شور در درياها و اقيانوس ها متمرکز بوده و حدود 7/ 1 درصد نيز به صورت يخ در مناطق سردسير کوهستاني و يا يخچال ها در مناطق قطبي تجمع يافته است. از کمتر از يک درصد آب باقي مانده که حجمي در حدود 8 ميليون کيلومتر مکعب را به خود اختصاص مي دهد، بخش زيادي در اعماق زمين بوده که استخراج آن مشکل و از دسترس انسان به دور است. در نهايت تنها حدود 200 هزار کيلومتر مکعب آب به صورت قابل استفاده براي انسان ها، حيوانات و گياهان وجود دارد که بيشتر به صورت نزولات آسماني در قالب قنوات، رودخانه ها و درياچه ها ذخيره مي گردند.
امروزه با توجه به افزايش روز افزون جمعيت، توسعه صنايع و افزايش آلودگي منابع آب شيرين، دسترسي به آب کافي و بهداشتي در برخي از کشورها به يک بحران جدي تبديل شده است، به طوري که در بسياري از کشورها، علي رغم وجود منابع کافي آب شيرين، تأمين آب آشاميدني سالم با مشکل مواجه شده است ( دولتشاهي پيروز و ديگران، 1389: 327).
3-1-2-1-کليات منابع آب ايران
بر اساس پيش بيني سازمان ملل، ايران از جمله کشورهايي خواهد بود که در سال 2025 با کمبود مزمن آب رو به رو خواهد شد(شستلند و همکاران، 1380: 164). نزديک به 85 درصد از مساحت ايران، اقليم خشک بياباني، نيمه خشک و فرا خشک دارد. آمار و اطلاعات دراز مدت 30 ساله شبکه سنجش منابع آب کشور نشان مي دهد متوسط ريزش هاي جوي به ميزان متوسط 250 ميلي متر در پهنه جغرافيايي ايران مي باد که حدود 30 درصد آن به صورت برف و بقيه به صورت باران، ريزش مي نمايد. با توجه به وسعت کشور، ميانگين سالانه ريزش هاي جوي 412 ميليارد متر مکعب مي باشد که از اين مقدار حدود 205 ميليارد متر مکعب به صورت نفوذ و رطوبت خاک، 115 ميليارد متر مکعب به صورت تبخير ( پس از بارش) از دسترس خارج مي شود و به ميزان 92 ميليارد متر مکعب به صورت روان آب سطحي جاري مي شود. از 412 ميليارد متر مکعب ريزش هاي جوي حدود 26 ميليارد متر مکعب به صورت مستقيم صرف تغذيه آبخوان هاي زير زميني مي گردد. علاوه بر اين حدود 12 ميليارد متر مکعب ديگر نيز از جريان هاي زير سطحي وارد آبخوان هاي زير زميني مي شود که با احتساب اين رقم، ميزان کل آب تجديد شونده سالانه خود 130 ميليارد متر مکعب (5/3 درصد ريزش هاي جوي) مي باشد. همچنين 9/2 ميليون متر مکعب آب از طريق شيرين سازي آب دريا به دست مي آيد. لازم به ذکر است کل آب مورد استفاده در ايران 8/97 ميليارد متر مکعب در سال مي باشد که 5/92 درصد آن در بخش کشاورزي، 5/1 درصد در بخش صنعت و 6 درصد در شهرها مورد استفاده قرار مي گيرد(روحاني، 1390: 248).
جدول شماره (3- 1). منابع آبي تجديدشونده ايران
نوع منابع آبي
حجم (ميليارد متر مکعب )
بارش
412
تبخير و تعرق
282
منابع آب تجديد شونده
130
تغذيه منابع آب هاي زيرزميني از بارندگي و جريان هاي سطحي
38
آب هاي سطحي در دسترس
92
(روحاني، 1390: 248)
بر اساس آمارهاي بين المللي، براي آن که يک کشور از نظر مقدار آب با مشکلي مواجه نگردد، سهم آب ساليانه هر فرد بايد 10 هزار متر مکعب باشد؛ در عمل، ميانگين سهم هر نفر از جمعيت 5 ميليارد و 300 ميليوني دنيا به طور متوسط 7600 متر مکعب در سال است. با اين وصف، کشوري را که مقدار آب شيرين تجديد شونده سرانه ي آن از 1700 متر مکعب براي هر فرد در سال تجاوز کند، مي توان در شمار کشورهايي قرار داد که در آن ها مسائل و مشکلات ناشي از کمبود آب وجود ندارد و اگر هم وجود داشته باشد، موضعي، مقطعي و محلي است؛ پايين تر از حد نصاب فوق، کشورها به طور مداوم يا ادواري با فشار يا تنش کمبود آب مواجه مي شوند (صادقي، 1376: 201). با توجه به اين آمارها، سرانه آب در ايران 1339 متر مکعب است که در رده کشورهايي که سرانه آن ها بين 1000 تا 1700 متر مکعب باشد، است ، از اين رو دچار کم آبي مزمن مي باشد( مهکويي، 1393: 141).
بايد توجه کرد که بخش عظيمي از اقتصاد ملي ايران وابسته به بخش کشاورزي است و کمبود آب و خشکسالي مي تواند عامل چالش بر انگيزي در امنيت ملي و اقتصادي ايران باشد. در واقع سهم بخش کشاورزي از توليد ناخالص داخلي 4/11 درصد است و 25 درصد اشتغال، 23 درصد صادرات کالاهاي غير نفتي، 80 درصد خوراک کشور و 90 درصد نياز مواد اوليه صنايع را تأمين مي کند. اين در حالي است که 82 ميليارد متر مکعب از آب هاي زير زميني و روي زميني ايران مورد بهره برداري کشاورزي قرار مي گيرد. به هر حال به دليل نبود سازه هاي درست، جابه جايي آب، بهره دهي آبي کشور را تا 30 درصد کاهش داده است(همان).
مردم در ايران سالانه به طور متوسط حدود 5 ميليارد تن آب بيش از ظرفيت بازدهي پايدار سفره هاي زيرزميني خود، مصرف مي کند. اين مقدار آب معادل آب مصرفي براي توليد يک سوم محصول سالانه غلات اين کشور است. در دشت کشاورزي چناران واقع در شمال شرقي ايران در سال هاي آخر دهه 90 ميلادي سفره هاي آب زير زميني سالانه 8/2 متر سقوط کرده است. که به دليل حفر چاه هاي متعدد براي آبياري و نيز حفر چاه براي تأمين آب شهر مشهد بوده است. در شرق کشور، کشاورزان به موازات خشک شدن چاه هاي آب روستا ها را ترک مي کنند و موجي از به اصطلاح پناه جويان آب ايجاد مي کنند(همان).
3-1-2-2- حوضه هاي آبريز ايران
حوضه آبريز محدوده اي است که پيرامون آن را ارتفاعات فرا گرفته و روان آب سطحي ناشي از بارندگي، به طور طبيعي در گودترين نقطه سطح آن انباشته است و از پست ترين بخش حوضه (آبراه) به خارج که ممکن است رودخانه، درياچه، باتلاق و مانند آن باشد، زهکشي مي شود. رودهاي (بزرگ، کوچک و فصلي) موجود در حوضه آبريز، وضعيتي همانند يک درخت با تنه و شاخه هاي بزرگ و کوچک دارند که همان شبکه آبراههاي حوضه است. يکي از اين آبراهه ها که معمولا درازترين آنهاست، آبراهه اصلي و بقيه آبراهه هاي فرعي به شمار مي روند (کاوياني راد،1390: 134). با توجه به ديدگاه آبخيز داري و عناوين برنامه اي، حوضه هاي آبخيز کشور به قرار زير تقسيم بندي مي شوند:
– حوضه هاي آبخيز سدهاي موجود با مساحت 4/19 ميليون هکتار
– حوضه هاي آبخيز سدهاي در دست ساخت با مساحت 1/16 ميليون هکتار
– حوضه هاي آبخيز رودخانه هاي مرزي با مساحت 4/11 ميليون هکتار
– حوضه هاي آبخيز شهري با مساحت 15 ميليون هکتار
– حوضه هاي آبخيز داخلي با مساحت 63 ميليون هکتار
از نظر جغرافياي طبيعي، ايران به 6 کلان حوضه، 30 حوضه آبخيز اصلي ( سفيدرود، کرخه، کارون، اترک و . . .) و 1081 حوضه آبخيز فرعي تقسيم شده است. حدود 91 ميليون هکتار از عرصه هاي حوضه هاي آبخيز ( 5/55% سطح کشور) سيل خيز است به طوري که اين عرصه ها سالانه بيش از 22 ميليون متر مکعب هرز آب مستقيم و سريع توليد مي کنند که در تشديد فرسايش و ايجاد سيلاب هاي مخرب مؤثر مي باشد. به طوري کلي در وضعيت موجود حدود 255 شهر، 8650 پارچه آبادي، يک ميليون هکتار از اراضي زراعي و 20000 رشته قنات و بخش قابل توجهي از جاده ها و راه هاي ارتباطي در معرض خطر سيل است( دفتر آمار و اطلاعات فناوري وزارت جهاد کشاورزي،1390: 217). با توجه به الگوي زهکشي رودها و مطالعه آسان تر منابع آب، کشور ايران به 6 حوضه آبريز اصلي تقسيم شده است. اين حوضه ها عبارتند از درياي مازندران(خزر)، خليج فارس و درياي عمان، درياچه اروميه، مرکزي، هامون، سرخس (قره قوم).
3-1-2-2-1- حوضه آبريز درياي مازندران (خزر)
درياي مازندران از غرب به کوه هاي قفقاز و از شرق به آسياي مرکزي منتهي مي شود. طول درياي مازندران 1205 تا 1280 کيلومتر و عرض آن 202 تا 554 کيلومتر و عريض ترين نقطه آن کمي بالاتر از سواحل جنوبي ايران قرار دارد. مجموع طول سواحل آن6379 کيلومتر است که 640 کيلومتر آن به خاک ايران اتصال دارد. متوسط ژرفاي آب 180 متر و عميق ترين نقطه آن 980 متر مي باشد که در مجاورت سواحل ايران واقع شده است (آقايي، 1384: 23). دليل عمده اهميت درياچه مازندران، منابع انرژي موجود در اين درياچه و موقعيت ژئوپليتيک آن مي باشد. حوضه درياچه مازندران ذخاير نفت و گاز زيادي را در اختيار دارد که بحث بر سر تقسيم اين منابع و انتقال آن از طريق خط لوله، باعث امنيتي شدن مباحث مربوط به اين درياچه گرديده است ( رفيع و ديگران، 1390: 149)(شکل شماره 3-1).
شماره (3- 1). حوضه آبريزز درياي مازندان
Source: www. Water.ir))
3-1-2-2-2- حوضه آبريز خليج فارس و درياي عمان
خليج فارس، پيش رفتگي آب در سرزميني است که محور 1000 کيلومتر (از شط العرب تا تنگه هرمز) ادامه دارد. مدخل آن در تنگه هرمز، با حدود 85 کيلومتر و بخش پاياني آن در رأس خليج فارس، با حدود 240 کيلومتر بوده و بيشترين عرض آن شامل 325 کيلومتر است. مساحت اين خليج حدود 226 هزار

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید