30 سال گذشته در يکي از بازارهاي مالي دنيا (لندن يا نيويورک) سرمايه گذاري شده بود، هم اکنون کشور داراي2 تريليون دلار دارايي و درآمد سالانه آن، معادل 200 ميليارد دلار بود. از اين رو هدف از بيان اين ارقام، شناسايي معضلات ساختاري است که مانع جذب اين ثروت ملي شده است(روحاني، 1390: 125) .
3-2-1-1- زمينه هاي تاريخي تحولات جمعيتي ايران
اگر نگاهي به زمينه هاي تاريخي تحولات جمعيت ايران داشته باشيم، متوجه مي شويم که آهنگ شديد رشد جمعيت کشور که در سال هاي نخست انقلاب اسلامي(1357) شروع شده بود، در سال هاي اخير تا حد زيادي کاهش يافته است. بر اساس نتايج سرشماري سال 1390 مرکز آمار ايران ، جمعيت ايران برابر 75149669 نفر بوده، که 37905669 نفر آن را مردان و 37244000 نفر آن را زنان تشکيل مي دهند که در مقايسه با جمعيت 60 ميليون نفري سال 1375 مبين افزايش 15 ميليون نفر در اين فاصله زماني است. در صد رشد سالانه جمعيت کشور طي سال هاي 1385 ـ 1375 در کل کشور و به تفکيک نقاط شهري و روستايي به تر تيب برابر 61/1، 74/2 و 4/0- درصد بوده که مقايسه آن با رشدهاي متناظر 9/3، 5/5 و 3/2 درصد در دهه 1365ـ 1355 و 96/1، 2/3 و 3/0 درصد در دهه 75ـ 1365 حاکي از تحولي اساسي و افت اساسي ميزان هاي رشد جمعيت است (محمودي، 1389: 45).
روند رشد جمعيت ايران ازگذشته تا به حال نشان مي دهد که ميانگين ميزان رشد سالانه جمعيت در دهه 1345ـ 1335 برابر با 1/3 درصد در سال بوده است، ليکن در دهه پس از آن در فاصله سال هاي 1355 ـ 1345 با کاهش رو به رو بوده و به 71/2 درصد در سال رسيده است. جمعيت کشور در دهه 1365ـ 1355 از رشد بالايي برخوردار بوده و به 9/3 درصد در سال افزايش يافته است. در دهه دوم انقلاب، سياست تعديل جمعيت با کاهش آهنگ مواليد و تنظيم آن حاصل گرديد، در اين دهه، آهنگ رشد جمعيت از 9/3 درصد دهه قبل به 96/1 درصد در دهه 1375- 1365 کاهش يافته و در دهه 1385ـ 1375 به آهنگ رشد 61/1 درصد رسيده است (همان: 46).
3-2-1-2- تحول ساخت سني جمعيت
توزيع سني جمعيت ايران در گذشته همانند ساير کشورها و مناطق، داراي ساختماني جوان بود و هرم سني آن پايه اي گسترده داشت. در چنين وضعيتي همواره نسبتي بيش از 40 درصد کل جمعيت در سنين کمتر از 15 سال قرار مي گيرند. لذا به جرأت مي توان گفت که تا سال 1365 همواره بيش از 40 درصد از جمعيت ايران در سنين کمتر از 15سال قرار داشته اند. هرچند در فاصله سال هاي 1345 تا 1355 ميزان باروري در کشور اندکي کاهش پيدا کرد، ولي اين کاهش درحدي نبود که تاثير اساسي و معني دار بر ساختار و توزيع سني جمعيت داشته باشد (کاظمي پور، 1389: 87 – 88 ). در سال 1365 حدود 45درصد از جمعيت کشور در سنين کمتر از 15سال قرار داشته که دلالت بر جواني جمعيت در ايران دارد. در سال 1375 براي اولين بار مشاهده شد که نسبت درصد جمعيت کمتر از 15سال در ايران به رقمي کمتر از 42 درصد رسيد. هر چند رقم 5/39 درصد براي جمعيت 14-0 ساله در سال 1375 تفاوت بارزي از رقم 40 درصد نشان نمي دهد، ولي ميتواند به عنوان يک نقطه عطف تاريخي در ساختار جمعيت ايران تلقي شود. چنانچه نسبت درصد جمعيت کمتر از 15 سال در سال 1365 با رقم متناظر آن در سال 1375 يعني 5/39 مقايسه شود، تغيير بوجود آمده که 5 رقم کاهش را نشان مي دهد، نمود بارزتري خواهد داشت و در سال 1385 اين رقم به 8/28درصد رسيده است. چنين افت سريع و بي سابقه اي در نسبت جمعت کمتر از 15 سال در سال هاي بعد از 1365 به سبب شروع کاهش باروري در اواخر دهه 1360 و استمرار آن در دهه بعد بوده است( همان: 88). در(جدول 3-2 ) روند تغييرات جمعيت را ازدهه 1355 تا دهه 1390 مشاهده خواهيم کرد:
جدول 3-2 : روند تغييرات جمعيت در گروه هاي عمده سني 1390- 1355
سال
جمعيت 0- 14 سال
جمعيت 15- 64 سال
جمعيت 65 سال و بالاتر
1390
23.4
70.9
5.7
1385
25.1
69.7
5.2
1375
39.5
56.1
4.3
1365
45.5
51.5
3.0
1355
44.5
52.0
3.5
منبع: سايت مرکز آمار ايران(www.amar.org.ir)
همزمان با سير نزولي ضريب جواني جمعيت، نسبت جمعيت بالقوه فعال ( 64 ـ 15 ساله ) کشور نيز از 4/51 درصد در سال 1365 به 7/69 درصد در سال 1385 رسيده و نسبت جمعيت سالخورده ( 65 ساله و بيشتر ) از 3 درصد در سال 1365 به 3/4 درصد در سال 1375 و 3/5 درصد در سال 1385 صعود کرده است(همان: 89). علي رغم کاهش جمعيت (14 ـ 0 ساله)کشور در سال 1385 درصد جمعيت (29- 15ساله) از 4/28 در سال 1375 به 4/35 در سال 1385 رسيده است و بيانگر اين است که بيش از يک سوم جمعيت کشور در سال 1385 در سنين جواني ( 29- 15 ساله ) قرار داشته اند. همينطور در سال 1390 نزديک به 71 درصد از کل جمعيت در گروه سني (64- 15ساله) قرار دارندکه البته گروه سني(45- 15ساله)درصد بيشتري را به خود اختصاص داده است. جمعيت سالخورده نيز به 5/7 درصد در اين سال صعود کرده است.
3-2-1-3- پراکندگي جمعيت
در ايران مسئله پراکندگي جمعيت به شدت از دو عامل تاثير پذيرفته است: 1- الگوي پخش نامتعادل بنيادهاي زيستي، نظير آب، خاک، فضا، اقليم و منابع طبيعي 2- الگوي پخش نامتعادل فرصت هاي اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي( حافظ نيا، 1381: 137 ). به نظر مي رسدکه در توزيع و پراکندگي جمعيت ايران بنيادهاي زيستي و شرايط جغرافيايي آن بيشترين سهم را دارد. بر اين اساس قسمت هاي پرجمعيت کشور بيشتر با شرايط آب و هوايي مساعد ( بارش زياد، آب و هواي معتدل، تبخير کم و . . .) انطباق دارند. مرکز کشور نيز به دليل تمرکز امکانات و فرصت هاي اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي در اين بخش از کشور از تراکم جمعيتي بالايي برخوردار است. البته در اين زمينه بيشتر سياست ها و برنامه هاي دولتي و سازمان هاي برنامه ريز مربوطه دخيل بوده است. با در نظرگرفتن اين شرايط، توزيع و پراکندگي جمعيت ايران ناهماهنگ است(حافظ نيا، 1388 : 143).
نتيجه گيري
ايران 1648195 کيلومتر مربع وسعت دارد. جمعيت آن در حدود 75 ميليون نفر است. سالانه نرخ رشد جمعيت آن 2 درصد و نيمي از جمعيت آن زير 15 سال و بالاي 65 سال است. در هر کيلومترمربع آن 34 نفر زندگي ميکنند که بيشتر اين جمعيت شهر نشين هستند . اين ازدياد جمعيت بحران زيست محيطي را همراه خواهد داشت.80 درصد مساحت کشور را مناطق خشک و نيمه خشک مي پوشاند. در گذشته داراي 18 ميليارد هکتار جنگل بود و امروزه طبق برآورد سازمان آمار و اطلاعات وزارت جهاد کشاورزي به 8 ميليون هکتار رسيده است. همچنين داراي حدود 85 ميليون هکتار مرتع است، که هر ساله 2 ميليون هکتار مرتع تخريب مي گردد بطوريکه حدود 4 برابر ظرفيت از آن استفاده مي شود. همينطور حدود 5/5 ميليون هکتار از زمين هاي قابل کشت تخريب شده اند.کمبود باران در بعضي مناطق باعث شده که فقط 8 ميليون هکتار از زمين هاي قابل کشت آبياري شوند. فرسايش بادي در جنوب ايران فراوان است و در اثر فرسايش آبي سالانه ميليون ها تن خاک جابه جا مي شود. که با توجه به تئوري هومر- ديکسون هر کدام از اين مؤلفه ها مي توانند زمينه بروز بحران هاي حاد امنيتي و اجتماعي را فراهم سازند
.
فصل چهارم
جلوه هاي نا امني زيست محيطي در ايران
طي چند دهه گذشته، بر اثر نوسانات اقليمي در مقياس کروي و ذهنيت توسعه گرا، کميت گرا، شهرگرا، ضعف مباني مديريت يکپارچه منابع و بي توجهي به جستار پايداري محيط، محيط زيست کشور به شدت دچار فروسايي شده است. نتيجه اين بي پروايي، طي چند دهه گذشته، در قالب خشکسالي هاي پياپي، فرو نشست زمين، آلودگي هواي شهرها، خشکيدن تالاب ها و زيست بوم هاي پايين دست سدها، کوچ روستاييان به شهرها، اسکان غير رسمي و افزايش بزهکاري ها و مانند آنها، نمود يافته است. وجوه و ابعاد اين تهديدات امنيتي محيط زيست داراي گستردگي و پراکنش خاصي هستند به گونه اي که در نگاه اول چندان مرتبط به هم نمي رسند ليکن در بررسي دقيق تر ارتباط وثيق و نزديکي بين آنها مشاهده مي شود. بنابراين ضرورت دارد که در اين فصل به مهمترين مسائل محيط زيست که تهديدي براي امنيت ملي کشورمان محسوب مي شود و بايستي در سياستگذاري هاي امنيت ملي مد نظرقرار گيرد، بپردازيم.
4-1- آذربايجان غربي
استان آذربايجان غربي در شمال غرب ايران قرار دارد. مساحت استان برابر با 059/37 کيلومترمربع است و 25/2 درصد مساحت کشور را به خود اختصاص داده است. همچنين از استان هاي پر جمعيت کشور به شمار مي آيد و درياچه اروميه مهمترين حوضه آبريز استان محسوب مي شود که متأسفانه در سال هاي اخير درگير مشکلات زيست محيطي فراواني شده که بر معيشت ساکنان اطراف درياچه آثار زيانباري را داشته است. در اينجا با توجه به اهميت درياچه اروميه و روند خشک شدن آن در سال هاي اخير به شرح وضعيت اين حوضه آبريز خواهيم پرداخت.
4-1-1-درياچه اروميه
درياچه اروميه به عنوان، دومين تالاب شور جهان، بزرگترين زيست گاه طبيعي آرتيما، بيستمين درياچه بزرگ جهان، بزرگترين درياچه داخلي ايران و بزرگترين آبگير دائمي آسياي غربي، به دليل وسعت زياد، شرايط خاص اکولوژيکي آن (که در اثر شوري بيش از حد آب به وجود آمده است) و تالاب هاي اقماري (آب شيرين) ارزشمند اطراف آن از مهمترين و با ارزش ترين اکوسيستم هاي ايران است (سليمي ترکماني، 1390: 184). همان طور که گفتيم در ياچه اروميه يکي از مهمترين اکوسيستم هاي آبي در ايران مي باشد. با توجه به افزايش دما، تغييرات زيادي در بارندگي و همچنين وقوع خشکسالي در سطح حوضه، تراز آب درياچه دچار تغييرات زيادي شده است (مهسافر و ديگران، 1390: 47).
4-1-2-اهميت زيست محيطي و اقتصادي درياچه اروميه
درياچه اروميه با حجمي برابر 32 ميليارد متر مکعب، برخاسته از ويژگي هاي بوم شناسي و اقتصادي اش، به عنوان ميراث طبيعي، واجد خصوصياتي است که آن را در سطح منطقه اي بي همتا کرده است. در حوزه اکولوژيکي درياچه اروميه، 546 گونه گياهي به ثبت رسيده که از آن ميان مي توان به گياهان شورپسند، گياهان خشکي زي و گياهان آب پسند اشاره کرد. همچنين، درياچه اروميه شامل انبوهي از جلبک هاي سبز- آبي است که توليد بالايي آنها، اساس زنجيره غذايي درياچه به شمار مي رود. در حوضه اکولوژيکي درياچه اروميه، 27 گونه پستاندار، 212 گونه پرنده، 41 گونه خزنده، 7 گونه دوزيست و 26 گونه ماهي وجود دارد. درياچه اروميه، زيستگاه زمستان گذراني دسته جات بزرگي از مرغان آبزي (به ويژه اردک ها و مرغان درازپا) است. افزون بر اين، بزرگ ترين کلني هاي زادآوري فلامينگو و پليکان سفيد ايران در اين پهنه قرار دارد. دو گونه از پستانداران در معرض نابودي، يعني گوزن زرد ايراني و قوچ و ميش ارمني به جزاير پارک ملي درياچه اروميه آورده شدند که آنجا بر جمعيت شان افزوده شد. مهمترين بي مهره آبزي درياچه اروميه (از رده سخت پوستان) به نام آرتيما ارومينا است که گونه اي ميگوي بومي آب شور است که تأمين کننده غذاي بسياري از گونه هاي مهم پرندگان به شمار مي رود. در حوضه اکولوژيکي درياچه اروميه، مجموعه اي از گونه هاي در معرض تهديد پرندگان، همانند باکلان کوچک، اردک بلوطي، غاز پيشاني سفيد کوچک، خروس کولي دشتي، عروس غاز، ميش مرغ، اردک مرمري، متاي پا سرخ، اردک سرسفيد و دليجه کوچک ثبت شده که زيست آن ها، مستقيم و غيرمستقيم، به درياچه اروميه و سامانه زيست محيطي آن بستگي دارد. همچنين، گل درياچه اروميه، خميري سياه رنگ (جزء گل هاي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید