کيلومتر مربع و ژرفاي متوسط آن 35 متر ثبت شده است که در پاره اي از نقاط به 90 تا 100 متر نيز مي رسد، خليج فارس درياي کم عمقي به شمار مي آيد که به لحاظ زيست محيطي اهميت بسياري دارد و از طرفي خليج فارس در منطقه اي فرو رفته است که در جنوب آن، فلاتي لم يزرع که سواحل آن به طور نسبي خشک و سوزان است و در هر جا که اندکي آب پيدا شده جماعتي در آن جا زندگي را آغاز کرده اند و در شمال آن، فلات ديگري با نمايي از کوهپايه هاي زاگرس قرارگرفته، که منطقه گرمسيري و خشک است (همايون، 1380: 110).
متأسفانه در منطقه خليج فارس آلودگي هاي نفتي، آلودگي هاي ناشي از جنگ خليج فارس يا جنگ نفت از جمله به آتش کشيدن تمامي چاه هاي نفت کويت به وسيله عراق، ميزان مواد منفجره و مناطق بمباران شده، ضايعات و خسارات ناشي از جنگ، حملات موشکي و زميني و دريايي و غيره در ابهاد وسيع و گوناگون خساراتي بسيار حاد در بخش وسيعي از منطقه برجاي نهاده است که برخي از آن ها غير قابل جبران و بسياري از آن ها تا دراز مدت گريبانگير مردم کشور هاي اين منطقه خواهد بود.
اين خسارات شامل انواع آلودگي ها از جمله: آلودگي هاي رواني و جسماني، بيماري هاي عصبي، بيماري هاي تنفسي و مسموميت هاي مزمن ناشي از دود، گازهاي مسموم، ذرات معلق ناشي از انفجار بمب ها و سوختن چاه هاي نفت ، بيماري هاي واگير و بيماري هاي عمومي مي باشد. در حال حاضر آلودگي آب هاي خليج فارس 47 برابر از ميانگين آلودگي اقيانوس هاي دنيا بيشتر است (عقيلي، 1388: 122).
به دلايل فوق، و ديگر دلايل از جمله استخراج منابع نفتي ، نشت نفت، تردد نفت کش ها و شناورهاي استقرار قواي نظامي و جنگي، ورود زباله و فاضلاب صنعتي، توليد مواد پتروشيمي و صنعتي شدن کشورهاي حاشيه به طور بي رويه، نبود مديريت علمي منسجم، تردد زير دريايي ها و000 خليج فارس يکي از آلوده ترين مناطق دريايي از نظر زيست محيطي مي باشد، به نحوي که مي توان گفت کمتر منطقه اي در جهان با چنين ابعادي در ويراني محيط زيست مواجه بوده است (همان: 123).
درياي عمان نيز درياي جنوب شرقي ايران است که در حقيقت ادامه ي اقيانوس هند به شمار مي رود از شمال به سواحل مکران ايران و از جنوب به درياي عربستان و کشور عمان محدود است و مدار راس السرطان از جنوب آن مي گذرد. عرض آن از دماغه حد، در شمال شرقي کشور عمان، تا بندر گواتر در منتهي اليه جنوب شرقي ايران (در مرز ايران و پاکستان)، حدود 320 کيلومتر و طول آن حدود 560 کيلومتر است. در شمال غربي از طريق تنگه هرمز، در شمال شبه جزيره ي مسندم (راس مسندم) خليج فارس، يکي از مهمترين کانون هاي تأمين انرژي جهان مي پيوندد ( علمداري، 1391) (شکل شماره3- 2).
شکل(3- 2). حوضه آبريز خليج فارس و درياي عمان
(منبع: آزرم سا و ديگران، 1387: 86)
3-1-2-2-3- حوضه آبريز درياچه اروميه
اين حوضه بسته، محدوده اي حد فاصل استان هاي آذربايجان شرقي، کردستان و آذربايجان غربي، واقع در شمال غربي کشور است که آبهاي سطحي( دائمي و فصلي) استان هاي ياد شده به درياچه اروميه با 51876 کيلو متر مربع، 3 درصد مساحت کشور را شامل مي شود. دشت هايي همچون دشت تبريز، اروميه، مراغه، مهاباد، مياندوآب، نقده، سلماس، پيرانشهر، آذر شهر و اشنويه، در اين حوضه از نواحي راهبردي کشاورزي و دامداري ايران هستند. درياچه اروميه، حوضه آبگير يا پاياب حوضه آبريز ياد شده است که سطح آن نسبت به آب درياهاي آزاد، 1300 متر بالاتر است. اين درياچه، بيستمين درياچه از نظر وسعت و دومين درياچه از نظر شوري پس از بحرالميت در جهان است که حداکثر ژرفاي آن، 16 متر و ميانگين عمق آن 5 متر است. ميانگين طول آن تقريبا 140 کيلومتر و پهناي آن، بين 16 تا 63 کيلومتر متغيير است که حجم تقريبي آن 31 ميليارد مترمکعب برآورد شده است. آب درياچه عمدتا از 14 رود دائمي، همانند رودهاي زرينه رود (41 درصد)، سيمينه رود (11 درصد)، گدار (8 درصد)، باراندوز ( 6 درصد)، شهرچاي (2 درصد)، نازلوچاي (6 درصد)، 7 رود فصلي، 39 جريان سيلابي، چشمه هاي داخل درياچه و بارش هاي مستقيم باران و برف تغذيه مي شود( کاوياني راد، 1390: 134). اين درياچه توسط سازمان يونسکو به عنوان ميراث زيست محيطي حفاظت شده (1346 ) به ثبت جهاني رسيده و به عنوان يکي از تالاب هاي بين المللي (ثبت شده در کنوانسيون رامسر) ثبت شده است( ببران، 1387: 26). همچنين اين درياچه توسط سازمان يونسکو به عنوان يک ميراث زيست محيطي حفاظت شده به ثبت جهاني رسيده است(Birkett, 1995: 307).
درياچه اروميه داراي تعداد 102 جزيره بوده که غالبا بصورت مجمع الجزاير ظاهر مي شوند، ولي شکل جزاير تابع نوسانات سطح آب درياچه است. به بيان ديگر شکل جزاير همراه با نوسانات سطح آب دريــاچــه تـغـيير مي کند . در اين ميان جزيره کبودان( قويون داغي)، اشک، اسپير و آرزو در مجموع تشکيل دهنده بزرگترين جزاير درياچه بوده و بطور متوسط مساحتي بالغ بر 302640 هکتار را به خود اختصاص مي دهند( دفتر مطالعات آب و محيط زيست).
ميانگين نمک محلول در آب درياچه بين 230 الي 300 ميلي گرم در ليتر است که بر پايه شرايط زماني و مکاني متفاوت است. به رغم شوري زياد، جلبک هاي سبزي از قبيل اوندلا و سخت پوستاني همانند آرتيما سالينا و باکتري ها، از موجودات زنده درياچه هستند. اين سامانه زيستي در دوام زيست درياچه نقش مؤثري دارد و از نابودي آن جلوگيري مي کند ( کاوياني راد، 1390: 135). شکل شماره(3-3) محدوده آبريز را نشان مي دهد:
شکل(3-3). حوضه آبريز درياچه اروميه
بررسي ها نشان مي دهند که تراز درياچه اروميه از يک روند روبه کاهش پيروي نموده است. در يک بازه زماني درياچه مقدار زيادي از مساحت خود را از دست داده است. بر همين اساس سطح خشکي هاي نمکين و شور در منطقه پيراموني درياچه افزايش يافته و با ادامه کاهش سطح درياچه و بر اثر وزش بادهاي تند و گرم فصول تابستان و تا حدودي پاييز به مرور اراضي زراعي و مرغوب منطقه عمومي آذربايجان بالاخص در استان آذربايجان شرقي خاصه دشت هاي حاصلخيز مراغه، بناب و تبريز به سمت شور شدن و در نهايت کويري شدن پيش مي روند. اگر اين روند به هرعنوان مديريت زيست محيطي مناسبي را در سطح کلان ملي و منطقه اي متوجه و عامل به خود نسازد بي شک در بلند مدت بايستي در انتظار بحران هاي زيستي کلان در منطقه و جريانات جمعيتي غير متعارف در شمال غرب کشور و برهم خوردن توازن هاي نه چندان مناسب وضع موجود در توزيع جمعيتي اين منطقه و کشور در ابعادي وسيع تر و پرهزينه تر بود(اصغري زماني، 1392: 90).
3-1-2-2-4- حوضه آبريز مرکزي
حوضه آبريز فلات مرکزي ايران با 9 حوضه آبريز درجه دوم بيشترين مساحت را در خود جاي داده است. اين حوضه مساحتي بالغ بر 824000 کيلومتر مربع دارد. موقعيت ويژه اقليم و آب و هواي اين حوضه و وضعيت منابع آب در آن، اين حوضه را از ساير واحدهاي هيدرولوژيکي مشابه، متمايز مي سازد. حوضه هاي آبريز درجه دوم موجود در حوضه آبريز فلات مرکزي عبارتند از: کوير مرکزي، درياچه نمک، کوير سياه کوه، گاو خوني، کوير لوت، هامون، جازموريان، ابرقو، سيرجان، مهارلو، بختگان و کوير درانجير، رژيم جريان رودخانه هاي اين حوضه نامنظم و کم، يک دوره کوتاه طغيان و کاهش سريع دبي آب است و هر قدر به طرف مشرق نزديک شويم، بستر رودخانه ها در فصول گرما خشک شده و وسعت آبگيرها که معمولا گودال هاي کوچک و پراکنده هستند، محدودتر مي شود. شکل شماره(3- 4)(مديريت بهم پيوسته منابع آب ، 1388: 3).
شکل(3- 4). حوضه آبريز مرکزي
(منبع: مديريت بهم پيوسته منابع آب، 1388: 3)
3-1-2-2-5- حوضه آبريز هامون
تالاب هامون از سه بخش تالاب هاي پوزک، صابوري و هيرمند تشکيل شده است. اين تالاب يکي از تالاب هاي مهم دنيا و بزرگترين درياچه آب شيرين در سراسر فلات ايران محسوب مي شود که با مساحتي حدود 5700 کيلومتر مربع و دامنه عمقي 1تا5 متر در ناحيه کويري و بياباني شرق کشو، در منطقه سيستان واقع گرديده است(ذوالفقاري و ديگران، 1391: 61). شکل( 3- 5) موقعيت محدوده را نشان مي دهد.
شکل(3- 5). حوضه آبريز هامون
(منبع: پالاش، 1388: 130)
با توجه به اهميت تالاب بين المللي هامون که بزرگترين درياچه آب شيرين جهان به حساب مي آيد و يکي ازکم نظيرترين بوم سازگان هاي آبي در مناطق خشک است. اين تالاب به دليل خشکسالي هاي اخير و عدم پايبندي دولت افغانستان به تعهدات بين المللي رو به نابودي قرارگرفته به طوري که ، اين تالاب که روزگاري محل زندگي هزاران پرنده مهاجر و انواع ماهي ها که خود تأمين کننده غذاي بيشتر ساکنين منطقه بوده است، امروزه به محل برداشت رسوبات بادي تبديل گرديده که پي آمد آن براي ساکنين منطقه طوفان هاي سهمگين گرد و غبار و آلودگي هاي زيست محيطي و به تبع آن بروز بيماري هاي تنفسي و سل بوده است (همان).
3-1-2-2-6- حوضه آبريز سرخس
حوضه آبريز سرخس يا کشف رود، در ميان دره کشف رود، در استان خراسان رضوي جاري است. اين حوضه با مساحتي بالغ بر 44869 متر مربع، کوچک ترين حوضه شش گانه کشور است. اين رودخانه از کوه هاي هزار مسجد و بينالود سرچشمه مي گيرد. طول رودخانه 290 کيلومتر است، پس از طي مسيري طولاني، در محل پل خاتون سرخس، به رودخانه هريرود مي پيوندد و از آن جا به بعد رودخانه تجن نام گرفته، به سمت ترکمنستان جريان يافته، و در ريگزارهاي ترکمنستان فرو مي رود. منبع تغذيه اين رود، باران هاي فصلي و ذوب برف در فصل گرم است. حوضه آبريز سرخس در ميان عرض هاي جغرافيايي 34 درجه تا 38 درجه شمالي و طول جغرافيايي 58 درجه تا 61 درجه شرقي واقع شده است (شکل شماره 3- 6)(فرج زاده و ديگران، 1391: 14).
شکل(3- 6). حوضه آبريز سرخس (کشف رود)
3-1-3- خشکسالي
خشکسالي به نبود يا اندک بودن باران در يک دوره طولاني گفته مي شود که باعث عدم توازن در ميزان آب و در نتيجه آن کمبود آب، نابودي گياهان، کاهش شدت جريان آب( براي نيروگاه هاي برق آبي )، کاهش عمق آب هاي سطحي و خاک مرطوب مي شود. خشکسالي جدي ترين معضل فيزيکي براي کشاورزي در همه جاي دنيا است. براي مقابله با اين پديده بارور کردن ابرها روشي مؤثر اما کوتاه مدت است. در دهه هاي اخير از ميان حوادث طبيعي که زندگي انسان ها را بر روي کره خاکي تحت تاثير قرار داده است، فراواني خشکسالي بيش از ساير حوادث مي باشد. به طوري که تعدا کل آسيب ديدگان از خشکسالي طي سال هاي 1966 تا 1988 بالغ بر يک و نيم ميليارد نفر برآورد شده است که 52 درصد آسيب ديدگان از کل بلاياي طبيعي را تشکيل مي دهد ( لطفي و ديگران،1390: 139).
مطالعه خشکسالي ها در ايران اهميت زيادي دارد؛ زيرا اين سرزمين اساسا در کمربند خشک و نيمه خشک جهان واقع شده است و کم باران است، به طوري که نوسان بارندگي در آن بسيار زياد است. حتي در نواحي نسبتا مرطوب سواحل جنوبي درياي خزر نيز توزيع بارش بسيار نامنظم است( ذوالفقاري، 1383: 42). طبق آمارهاي اعلامي، ميانگين بارندگي درکشورمان در سال آبي از 250 ميلي متر به 211 ميلي متر رسيده که نسبت به سال هاي نرمال 15 درصد کاهش داشته است. 5/84 درصد سطح کشور خشک بوده و کاهش بارندگي در ابعادي وسيع کشور را فرا گرفته و در برخي نقاط کشور خشکسالي فوق العاده استثنايي وجود داشت و در برخي نقاط بين 31 تا 51 درصد کاهش بارندگي وجود داشت( لطفي و ديگران،1390: 139). بانک جهاني در گزارش سالانه سال 2000، پيش بيني کرده تا سال 2050 ميلادي ميزان بارندگي ساليانه در ايران از ميزان

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید